گفت وگو با دکتر حسن انوشه

آشپزی هم دانشنامه می‌خواهد

«50 هزار جلد کتاب در یک خانه دو طبقه» این عبارت برای اهل مطالعه شاید بیشتر شبیه یک رویا باشد.
کد خبر: ۴۴۹۶۸۲

اگر می‌خواهید این رویا تحقق پیدا کند، می‌توانید به خانه یا بهتر است بگویم محل کار دکتر حسن انوشه رییس دانشنامه زبان و ادب فارسی سری بزنید تا با حجم انبوهی از کتاب با موضوع ایران‌شناسی و زبان‌ فارسی روبه‌رو شوید که البته بی‌هیچ ترتیب و شماره‌گذاری خاص کتابداری از کف زمین تا سقف و در قفسه‌های چوبی و فلزی ردیف شده‌اند.

اگرچه خودش می‌گوید من مانند بقالی هستم که می‌دانم جنسم کجاست و هر لحظه می‌توانم کتاب مورد نظرم را در میان این حجم انبوه پیدا کنم.

حسن انوشه که آرام‌آرام به 70 سالگی نزدیک می‌شود حدود 20 سال است که تنها مشغله‌اش تدوین دانشنامه زبان و ادب فارسی است؛ دانشنامه‌ای که تاکنون 9 جلدش منتشر شده و پنج جلد آن هم منتظر محقق شدن وعده‌های حمایتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ‌است.

انوشه متولد بابل است‌ و دکتر‌ای ادبیات فارسی‌اش را از دانشگاه تهران اخذ کرده است و جدای از دانشنامه‌نویسی ‌تاکنون 15 عنوان کتاب در حوزه ترجمه و بیش از2500مقاله برای دایره‌المعارف‌ها بخصوص دایره‌المعارف تشیع نوشته است.

با او درباره دانشنامه زبان و ادب فارسی و به طور کل تاریخچه و جایگاه دانشنامه‌نویسی در ایران و جهان به گفت‌وگو نشستیم.

اگر موافق هستید گفت‌وگو را با تعریف دانشنامه و تاریخچه دانشنامه‌نویسی در ایران آغاز کنیم؟

واژه دانشنامه یک واژه ابتکاری و جدید نیست که ما در ایران تازه آن را نامگذاری کرده باشیم، بلکه در قدیم و در فرهنگ ایران این کلمه وجود داشته است مانند دانشنامه علایی اثر ابوعلی‌سینا که آن را برای علاء‌الدوله شمس‌الدین محمدابن دیلمی ‌نوشته و یکی از مهم‌ترین دانشنامه‌های کهن فارسی است.

تاریخچه دانشنامه‌نویسی در ایران و دست‌کم در دوره اسلامی‌ پیشینه‌ای هزارساله و شاید هم بیشتر دارد البته دانشنامه‌های ما اوایل به دلیل این که عربی، ‌زبان رسمی ‌کشورهای اسلامی ‌بود بیشتر به زبان عربی نوشته شده است مانند احصاء‌العلوم فارابی یا جوامع‌العلوم اثر شعیا ابن‌فریغون، اما رفته‌رفته زبان‌ فارسی دوباره جایگاه خودش را پیدا کرد و کسی مثل ابن‌سینا دانشنامه علایی را به فارسی می‌نویسد.

این را هم بگویم که به هر حال در قدیم، دامنه علوم به وسعت امروز نبود و چند علم اصلی وجود داشت و به همین دلیل کسانی که به همه علوم روزگار خودشان احاطه داشتند مجموعه آثارشان به نوعی دانشنامه است مثلا مجموعه آثار ارسطو یا فارابی یا ابن‌سینا را اگر کنار هم بگذاریم خودش می‌تواند یک دانشنامه باشد.

به چند دانشنامه کهن اشاره کردید، چه تفاوت‌های عمده‌ای میان این دانشنامه‌ها با دانشنامه‌های امروزی وجود دارد؟

دانشنامه‌های قدیم با آنچه امروز در جهان نوشته می‌شود به کلی فرق می‌کنند، دانشنامه‌ها و دایره‌المعارف‌های قدیم مبنای ذوقی داشت و همچنین کاری انفرادی بود و اصلا مانند امروز نبود که یک مجموعه و تیم دور هم جمع شوند و مشغول نوشتن دانشنامه شوند.

از دیگر تفاوت دانشنامه‌های قدیم با امروز، این است که دانشنامه‌های قدیم موضوعی بودند نه الفبایی، اما امروز ما از حرف «آ» شروع می‌کنیم و با «ی» تمام می‌کنیم.

در گذشته هر کسی که دانشنامه می‌نوشت با توجه به علاقه شخصی خود یک موضوع را مقدم بر دیگر موضوعات طرح می‌کرد و غالبا هم می‌بینیم که الهیات بر دیگر موضوعات ارجحیت داشته است.

گفتید دانشنامه‌های قدیم موضوعی بوده‌اند، خب امروز هم ما شاهد هستیم اکثر دانشنامه‌ها موضوعی هستند؟

خیر ! به تعبیر و تعریفی دانشنامه‌ها به دو دسته تقسیم می‌شدند؛ عمومی ‌یعنی همه دانش‌ها را در برمی‌گیرند مثلا اگر الهیات بود در کنارش ریاضیات، منطق و علوم دیگر هم مورد اشاره قرار می‌گرفت، اما دانشنامه‌های تخصصی همه شاخه‌های یک علم را در بر می‌گیرد به همین دلیل هم ما می‌گوییم دانشنامه زبان و ادب فارسی یک دانشنامه تخصصی است، اما مثلا دایره‌المعارف «دانش گستر» و «مصاحب» دانشنامه‌ای عمومی‌ هستند.

آیا دایره‌المعارف با دانشنامه تفاوتی دارد؟

خیر! در مورد دایره‌المعارف هم باید عرض کنم که ما خودمان این کلمه و ترکیب را ابداع نکردیم، این نام از اروپا به عثمانی قدیم رفته است در واقع ترجمه Encyclopedia است و بعد ما هم عینا از آنها گرفتیم و وارد زبان خودمان کردیم.

نخستین دانشنامه یا دایره‌المعارفی که به زبان‌ فارسی و به شیوه امروزی تدوین شده، چیست؟

اولین دانشنامه‌ای که به شیوه امروزی و بر اساس حروف الفبا تدوین و تهیه‌شده نامه دانشوران است که در اواخر سده 13 هجری در تهران تدوین شده و البته ناتمام هم مانده است!

اولین سرپرست این دانشنامه علی‌قلی میرزای اعتضاد‌السلطنه بود و دومین رئیس آن هم محمدحسن‌خان اعتماد‌السلطنه، وزیر ناصرالدین‌شاه بوده است و بعد هم رفته‌رفته با مرگ ناصرالدین‌شاه این دانشنامه ناتمام می‌ماند.

اما جلوتر که می‌آییم معتبرترین دایره‌المعارف برای غلامحسین مصاحب است که همین دانشنامه هم می‌توانست 5 ساله تمام شود، ولی حدود 40 سال کار تدوین آن طول کشید، ولی به هر حال یکی از معتبرترین دایره‌المعارف‌های زبان‌ فارسی است و با وجود این که بیشتر اطلاعاتش کهنه شده، اما هنوز هم کتاب بسیار باارزشی است.

باید توجه داشته باشید که دانشنامه‌نویسی به زبان‌ فارسی فقط در ایران انجام نشده است ما در تاجیکستان و افغانستان هم دانشنامه‌هایی به زبان‌ فارسی داریم.

در تاجیکستان دو دایره‌المعارف وجود دارد که یکی به نام شوروی تاجیک در هشت جلد تدوین شده است و دیگری دایره‌المعارف ادبیات و صنعت تاجیک که در سه جلد منتشر شده و همین‌‌جا بگویم که در تاجیکستان به هنر، صنعت می‌گویند و در واقع این دانشنامه ادبیات و هنر تاجیک است.

در افغانستان هم یک دایره‌المعارف در شش جلد همزمان با کار استاد مصاحب منتشر شد اما نواقص فراوانی دارد و جالب است در مورد این دانشنامه برایتان بگویم که سه جلد اولش حرف «الف» است بعد «الف» تا «ش» دو جلد است و از «ش» تا «ی» فقط یک جلد! شما حساب کنید لاغرترین جلد دانشنامه 15 حرف را در برمی‌گیرد!

آیا لغتنامه‌ها را هم می‌توان به عنوان یک دانشنامه در نظر گرفت مثلا لغتنامه دهخدا؟

ببینید برخی برای نامگذاری کتاب‌ها گونه‌ای توسع قائل هستند مثلا می‌گویند کشف الظنون حاجی خلیفه هم نوعی دایره‌المعارف کتاب شناسی است، ولی به نظر من خیر! گرچه در این مورد خاص که شما اشاره کردید استاد بزرگوار دهخدا اعلام تاریخی و جغرافی را هم وارد کرده است، اما در این اثر ارزشمند غلبه بر معنی لغت است، بنابراین نمی‌توان عنوان دانشنامه و دایره‌المعارف را بر آن گذاشت.

نکته‌ای که شاید برای خیلی از مردم پرسش برانگیز باشد ضرورت تدوین دایره‌المعارف‌ها و دانشنامه‌ها است. به نظر شما یک دانشنامه چه کاربردهایی می‌تواند داشته باشد؟

دایره‌المعارف به گونه‌ای کار اهل تحقیق را آسان می‌کند. به عنوان مثال شما می‌خواهید یک اطلاعات سردستی درباره سعدی و حافظ داشته باشید دیگر نیازی نیست بروید و منابع مختلف را بگردید و جستجو کنید، بلکه با مراجعه به یک دایره‌المعارف شما اطلاعات اولیه را به دست می‌آورید.

البته یادتان باشد که با خواندن هیچ دایره‌المعارفی شما سعدی‌شناس نمی‌شوید. در واقع دانشنامه سرنخ‌ها را در هر موضوعی به شما می‌دهد و کار خواننده را در پیدا کردن پاره‌ای اطلاعات آسان می‌کند.

انوشه: زبان فارسی و عربی بر خلاف باور عمومی‌ تاثیر متقابل بر هم داشته‌اند و بتازگی یک استاد دانشگاه و پژوهشگر عرب به نام محمد التوحی که سوری است فرهنگ واژگان فارسی در عربی را منتشر کرده است و جالب است بدانید بر اساس این پژوهش 20 هزار واژه فارسی در زبان عربی وجود دارد

هر دانشنامه‏ گذشته از این‌که در بردارنده آگاهی‏های روزآمد درباره یک رشته خاص علمی یا گروهی از رشته‏‌هاست، باید دسترسی به آن دانش‏ها را نیز آسان کند و از میان‏ کتاب‌های مرجع گوناگون، مانند فرهنگ‌های‏ زندگینامه‏ای، لغتنامه‏ها و فرهنگ‌های جغرافیایی، دانشنامه تنها مرجع خود‌بسنده است، یعنی اگر بخواهی آگاهی‏هایی درباره مطلب تازه‏ای در حین‏ خواندن مدخلی پیدا کنی، باید به ذیل آن مطلب در همان کتاب مراجعه کنی، نه کتابی دیگر. دیگر کتاب‌های مرجع تنها درباره موضوعی که به آن‏ می‏پردازند آگاهی‏هایی می‏دهند. اما کار دانشنامه، دادن آگاهی درباره همه دانش‌های بشری یا همه شاخه‏های یک دانش است.

البته در گذشته برخی می‌گفتند دایره‌المعارف تاثیرگذار است و اشاره می‌کنند به دایره‌المعارفی که در فرانسه تدوین شده است، آدم‌هایی مثل مولیر، دالامبر، ولتر و... کار کرده‌اند، ولی امروزه چنین اعتقادی وجود ندارد. قرار نیست تاثیر بگذارد. همان طور که گفتم دایره‌المعارف یک وسیله اطلاع‌رسانی است و فقط کار اهل پژوهش و تحقیق را آسان می‌کند.

چه شد که شما تصمیم به انتشار دانشنامه زبان و ادب فارسی گرفتید؟

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی‌چند دایره‌المعارف شروع به کار کردند مانند دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه جهان اسلام و دانشنامه تشیع.

یادم می‌آید یک زمانی آقای مسجد جامعی مدیر تولید انتشارات امیرکبیر بودند و بحث اولیه نگارش و تدوین دانشنامه زبان و ادب فارسی در همان زمان مطرح شد و مراحل اولیه کار را ما آغاز کردیم اما بعدها ایشان معاون وزارت ارشاد و سپس وزیر شدند و کار تدوین دانشنامه زبان و ادب فارسی به صورت جدی‌تر پیگیری شد.

چه خلأیی باعث شد تا سراغ دانشنامه زبان و ادب فارسی بروید؟

اگر بخواهیم این‌گونه نگاه کنیم پاسخ من این است که برای تدوین همه دایره‌المعارف‌ها خلأ وجود دارد حتی دایره‌المعارف آشپزی هم تدوینش ضرورت دارد مانند همین کاری که آقای نجف دریابندری انجام داد که به گونه‌ای دایره‌المعارف آشپزی است، چرا که نام غذاها، چگونگی پخت آن و این که در چه منطقه‌ای طبخ می‌شوند و چه ریشه و فرهنگی دارند، آمده است؛ به نظر من خیلی از خلأهای آشپزی با این کتاب برطرف شد.

هدف اصلی ما این بود که اطلاعات دست اول و دقیق را در اختیار فارسی پژوهان در سراسر جهان قرار دهیم و از قضا خیلی از دانشجویان و علاقه‌مندان به زبان و ادب فارسی را دیده‌ام که از این کتاب راضی هستند و کارشان را آسان کرده است.

از نگاه من، ما دو ایران داریم؛ یکی ایران سیاسی است که مرزهای کنونی را در بر می‌گیرد و یک جهان ایرانی هم داریم که این دومی‌ دیگر مرز نمی‌شناسد، ما در بوسنی هم کسی را داریم که شرح دیوان حافظ می‌نویسد یا در غرب کشور پهناور چین زبان‌ فارسی در منطقه‌ای صحبت می‌شود و صدها کتاب به زبان‌ فارسی در آنجا نوشته شده است.

من به خاطر می‌آورم یک بار در سفری به هند در موزه تاگور که در دور دست‌های بنگال قرار دارد تابلویی به انگلیسی زده بودند که نوشته بود پدر تاگور افتخار می‌کرده است که دیوان حافظ را از حفظ می‌خوانده است.

البته استاد از این نمونه‌ها کم نداریم مثلا یک مولانا داریم که امروز بسیاری از کشورها به دنبال تصاحب آن هستند!

من معتقدم مولانا نه برای ماست و نه برای آنها، مولانا برای همه بشر است، ولی ما باید خیلی خوشحال باشیم و افتخار کنیم که امثال مولانا، حافظ و خیام به زبان ما آثارشان را نوشته‌اند یا بهتر است بگویم امروز ما به زبان حافظ و مولانا صحبت می‌کنیم.

اخیرا شنیده‌ام پارلمان آذربایجان تصویب کرده در مراکز رسمی‌ و آموزشی این کشور گفتن این که نظامی ‌به زبان‌ فارسی شعر گفته ممنوع است!

حتی اگر این موضوع صحت داشته باشد باز هم من به آنها کمی حق می‌دهم. برای این که 200 سال است روس‌ها هویت آنها را خورده‌اند و الان به دنبال هویت می‌گردند و نظامی‌گنجوی برای آنها هویت‌سازی می‌کند یا ازبک‌ها می‌گویند رودکی ازبک است یا زرتشت برای ماست، خب اینها فقط دنبال هویت‌سازی برای خودشان هستند.

شما ببینید امروز اطراف ما از کشورهای جعلی پر شده است البته این که می‌گویم جعلی منظورم از نظر سیاسی نیست اشتباه نشود! بلکه از نظر هویت و از نظر پیشینه و تاریخ عرض می‌کنم.

خیلی از بحث دانشنامه فاصله نگیریم، اگر امکان دارد کمی‌ درباره دانشنامه زبان و ادب فارسی بیشتر برای ما توضیح دهید.

موضوع این دانشنامه ـ چنان که از نامش‏ برمی‏آید ـ ادب فارسی است ؛ بنابراین هر چیزی که به‏ ادب فارسی مربوط باشد در این دانشنامه مدخلی دارد و معرفی می‏شود، از شاعران، نویسندگان، پژوهشگرانی ‏که زمینه کارشان ادبیات است، تاریخ‌نگاران، جغرافی‌نویسان، معانی و بیان، عروض و قافیه، ادبیات‏ عامیانه، ادبیات کودک، مجلات و نشریات ادبی، سبک‌های ادبی و اصطلاحات نقد ادبی جدید.

در دانشنامه قهرمانان اصلی و درجه دوم «شاهنامه» و خاورشناسانی که درباره ادب فارسی پژوهش کرده‌اند و نیز نام‌هایی که کاربرد بالایی در ادب فارسی دارند، مانند حضرت آدم، ابراهیم، عیسی، محمد (ص) و موضوعاتی چون‏ مدیحه، هجو، لطیفه، طنز، منقبت، توحید، نعت و مانند آنها معرفی شده‏اند.

چارچوب کار به این شکل‏ است که برای هر مدخل یا موضوعی برگه جداگانه‏ای‏ تهیه شده و مهم‌ترین منابع آن موضوع روی برگه نوشته‏ شده است.

تا الان موفق شدیم دوره 9 جلدی این دانشنامه را منتشر کنیم ولی بعد از پایان دوره وزارت آقای مسجدجامعی روند تدوین دانشنامه کمی‌ کند شد و مسوولان جدید هم چندان به ما عنایتی ندارند و با وجود این که خودشان مرا خواستند و کار را تایید کردند و وعده دادند ما را حمایت ‌کنند، این وعده‌ها محقق نشده است.

البته الان کار متوقف نشده است اما به هر حال اداره‌کردن چنین دانشنامه عظیمی‌ با هزینه شخصی خیلی دشوار است و تقریبا امکان‌پذیر نیست.

شما وقتی کار را آغاز کردید آیا پیش‌بینی‌های لازم برای توقف یا کند شدن پروژه را داشتید؟

خب، ما این پیش بینی را داشتیم چون در ایران دایره‌المعارف نویسی سابقه درخشانی ندارد.

سابقه درخشانی ندارد یعنی چه؟

یعنی دانشنامه‌نویسی معمولا در این سرزمین ناقص مانده و به پایان نرسیده است شاید یکی از دلایلش این باشد که ما هنوز کار جمعی را درست نیاموخته‌ایم که در کنار هم بنشینیم و به هدفی مشترک بر اساس منافع جمعی برسیم.

بعد هم اگر وابستگی به دولت داشته باشید کار دشوار می‌شود چون کار دانشنامه‌نویسی زمانبر است و ممکن است در تیم مدیریتی دولت تغییراتی حاصل شود و بالاخره سلیقه‌ها و نگاه‌ها متفاوت است و تا بخواهید به مدیر جدید کار را توضیح دهید و ضرورت‌ها را برایش شرح دهید کلی زمان می‌برد و گاهی هم ممکن است اصلا کار شما را قبول نداشته باشد و پروژه متوقف شود که در مورد ما هم به نظر می‌رسد به این مصیبت گرفتار شدیم!

حالا که به این مصیبت دچار شدید، چه تمهیداتی برایش پیش‌بینی کردید؟

دقیقا به همین دلیل هر جلد را به طور مستقل نگاه کردیم و هر موضوع را در هر جلد از «الف» تا «ی» به انتها رساندیم و کامل کردیم و بعد سراغ موضوع و جلد بعدی رفتیم. این پیش‌بینی باعث شد در هر مقطعی و به هر دلیلی اگر کار متوقف شد حداقل نیمه کاره نمانده باشد و همان جا به اعتباری کار ما تمام شده است.

البته الان چهار ، پنج جلد پایانی را با وجود این که مقداری از کار را انجام داده‌ایم موفق به انتشارش نشده‌ایم.

در مورد جلدهای این دانشنامه و موضوعات هم توضیح می‌دهید؟

جلد اول ادب فارسی به آسیای میانه و کشورهای ازبکستان، ترکمستان، تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان و... اختصاص دارد؛ فرهنگنامه زبان و ادب فارسی شامل همه موضوعات زبان و ادب فارسی چه آنها که ریشه فارسی دارند و چه آنها که از دیگر زبان‌ها وارد شدند در جلد دوم مورد بررسی قرار گرفته است مانند صناعات ادبی مثل جناس، ایهام و... یا رئالیسم که در ایران کاربرد پیدا کرده است.

جلد سوم ویژه افغانستان است به هر حال نمی‌توان انکار کرد که مبدا ادب فارسی به نوعی در این مناطق است و نخستین شعرا اهل همین مناطق بوده‌اند مانند فیروزه مشرقی و...

بعد از افغانستان به سراغ شبه قاره رفتیم و در مورد زبان و ادب فارسی در هند، بنگلادش، سریلانکا و تا میانمار هم پیش رفتیم.

بعد از آن به سراغ قفقاز و کشورهایی مانند آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و جمهوری خودمختار داغستان رفتیم در جلدهای بعدی آناتولی و بالکان، عثمانی و یونان هم مورد توجه قرار گرفتند.

آخرین جلد این دانشنامه به زبان و ادب فارسی در جهان عرب اختصاص داشت که با انتشار آن روند انجام کار کند شد.

انوشه: تاریخچه دانشنامه‌نویسی در ایران و دست‌کم در دوره اسلامی‌ پیشینه‌ای هزارساله و شاید هم بیشتر دارد البته دانشنامه‌های ما اوایل به دلیل این که عربی، ‌زبان رسمی ‌کشورهای اسلامی ‌بود بیشتر به زبان عربی نوشته شده است

در مورد زبان عربی و فارسی هم باید بگویم که این دو زبان بر خلاف باور عمومی‌ تاثیر متقابل بر هم داشته‌اند و بتازگی یک استاد دانشگاه و پژوهشگر عرب به نام محمد‌التوحی که سوری است فرهنگ واژگان فارسی در عربی را منتشر کرده است و جالب است بدانید بر اساس این پژوهش 20 هزار واژه فارسی در زبان عربی وجود دارد.

در مورد نوع کار و منابع مورد استفاده در دانشنامه توضیحاتی بفرمایید.

برای تدوین این دانشنامه 50 هزار کتاب را ما جمع‌آوری و خریداری کردیم که بخشی از این کتاب‌ها را خودم از کشورهای خارجی وارد کردم و در سفرهایی که به دوشنبه، باکو، دمشق، آنکارا، استامبول، دهلی، لاهور، کراچی و... داشتم کتاب‌ها و منابع متعددی را خریداری کردم.

من امروز می‌توانم ادعا کنم که منابع این دانشنامه خود یک کتابخانه تخصصی و خاص است که شاید کمتر بتوانید در جایی نمونه آن را پیدا کنید.

درباره همکاران دانشنامه هم باید این توضیح را بدهم که مجموعه‌ای از استادان، دانشجویان و پژوهشگران ایرانی، افغانی، داغستانی، هندی، تاجیک، عراقی، سوری، گرجی و... با ما در تدوین دانشنامه همکاری کردند.

به طور ثابت معمولا در مقاطع مختلف زمانی 10 تا 15 نفر به طور ثابت کار می‌کردند.

در نوشتن مقالات دانشنامه چه مولفه‌هایی مورد نظر شما و همکارانتان بود؟

مقالات دانشنامه‌‏ای باید پر خبر اما کوتاه‏ باشند؛ هر مقاله‏ای که در دانشنامه می‏آید به اصطلاح‏ باید «خیر الکلام» باشد یعنی کوتاه و پر معنی.

در مقالات‏ دانشنامه‏ای نمی‏توان قلم را رها کرد و هرچه‏ خواست گفت. باید از جانبداری یا تبعیت از سیاست‏ روز پرهیخت. بهترین طرفی که لازم است هر دانشنامه‏ای بدان روی آورد، همانا بی‌طرفی است.

باز هم یادآوری می‌کنم دانشنامه جای ستایش یا نکوهش نیست؛ وظیفه دانشنامه اطلاع‌رسانی است و بس. از دست‏ نهادن فلان مدخل یا پرگویی درباره مدخلی خاص به‏ دانشنامه آسیب می‏زند و آن را از چشم خوانندگانش‏ می‏اندازد.

من یک فرهنگ سیاسی چاپ مسکو و به‏ زبان انگلیسی دیده‏ام که مدخل استالین نداشت. آنها در استالین‌زدایی تا آنجا افراط کرده بودند که‏ می‏خواستند نام کسی را که نزدیک به 30 سال در اتحاد شوروی حکومت رانده بود و مثل یک امپراتور فرمان می‏راند، از صفحات تاریخ بزدایند. حذف‏ مدخل‌هایی مانند این مثال که زدم کار درستی در دانشنامه‌نویسی نیست و باعث می‌شود چنین کتاب و پژوهشی ناقص شود و فاقد ارزش باشد.

نکته دیگر این که هر دانشنامه ضوابطی‏ برای خود تعیین می‏کند و برابر آن ضوابط تا پایان کار پیش می‏رود. در دانشنامه ادب فارسی ما هم ضوابطی‏ تعیین کردیم و این ضوابط را به همه مؤلفان یادآوری و خواهش کردیم تا در نوشتن مقالات مد نظر داشته باشند.

دقیقا از چه زمانی کار تدوین دانشنامه متوقف یا به تعبیر شما کند شد؟

ما از مهر 72 تقریبا یک‌نفس کار کردیم و روند پیشرفت دانشنامه خیلی خوب بود ولی در چند سال اخیر واقعا مشکلات زیادی داشته‌ایم و از حدود سال 83 و 84 سرعتمان خیلی کند شده است.

الان دقیقا چند جلد از دانشنامه باقی‌مانده است؟

پیش‌بینی نهایی ما 14جلد بود که 9 جلد منتشر شده و پنج جلد باقی مانده است و از این پنج جلد چهار جلدش به داخل ایران اختصاص دارد و یک جلد درباره فارسی پژوهان و مراکز فارسی‌پژوهی جهان است.

ما فکر کردیم امثال ادوارد براون، شیمل، گوته و کرسی‌های فارسی‌خوانی در خیلی از کشورهای دوردست را در یک جلد مستقل مورد اشاره قرار دهیم و کار فیش‌برداری آن هم به اتمام رسیده است.

آقای انوشه چرا پس از وقوع مشکلات سراغ ناشر خصوصی نرفتید؟

اتفاقا با یکی، دو ناشر خصوصی صحبت کردم، ولی ناشر خصوصی زورش نمی‌رسد هرچند برخی گفتند اگر دولت به ما وام بدهد حاضریم انتشار دانشنامه را بر عهده بگیریم.

اخیرا در بازار غیررسمی ‌و به اصطلاح بازارسیاه، دانشنامه زبان و ادب فارسی به قیمت کلانی خرید و فروش می‌شود، شما از این ماجرا خبر دارید؟

بله تا حدودی در جریان هستم، وقتی ناشر یک اثر و قواعد نشر نامشخص باشد، این اتفاقات طبیعی است و من خودم یکی از مجلدات دانشنامه را که قیمت پشت جلدش هشت هزار تومان بود، در بازار سیاه 22 هزار تومان خریدم!

یکی از اتفاق‌هایی که امروز برای دانشنامه‌ها و کتاب‌هایی از این دست رخ می‌دهد آنلاین شدن آنها و عرضه‌شان در قالب لوح‌های فشرده است. آیا شما برنامه‌ای برای این کار ندارید؟

از نظر من که هیچ چیز جای کتاب را نمی‌گیرد و با وجود این همه پیشرفت که شما به آن اشاره کردید باز هم بوی کتاب و کاغذ چیز دیگری است.

البته شاید روزی به این نتیجه برسیم که در فضای مجازی هم ورود پیدا کنیم، اما فعلا ما فرصت و امکاناتی را نیاز داریم تا بتوانیم کار را به سرانجام برسانیم. این اولویت اصلی ماست.

بگذارید یک نقل‌قولی از مرحوم مینوی کنم ایشان می‌گفتند دایره‌المعارف بریتانیکا که امروز به 33 جلد رسیده است مدخل ناصرالدین‌شاه داشت، اما در مدخل ناصرالدین‌شاه شرح حال مظفرالدین‌شاه را گفته بود!

خب، شما ببینید بریتانیکا دانشنامه‌ای است که اولین بار حدود سال 1770 منتشر شد و یکی از منابع مهم انگلیسی به شمار می‌‌رود و هم‌اکنون هم در حال انتشار و ویرایش است، بنابراین ما باید آنقدر فرصت داشته باشیم تا خطاها را اصلاح کنیم، کاستی‌ها را کم کنیم، اطلاعات را روزآمد کنیم، ولی این فرصت به ما داده نشده است. اگر داده می‌شد آن هنگام به این مواردی که شما اشاره کردید هم می‌پرداختیم.

به هر حال دانشنامه زبان و ادب فارسی هم خطاها و کاستی‌هایی دارد و امیدواریم با بهتر شدن شرایط بتوانیم ضمن ادامه انتشار دانشنامه نسبت به رفع برخی کاستی‌ها هم اقدام کنیم.

سینا علی‌محمدی -‌‌ گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها