در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلمنامه نوای شیدایی را مهرنوش عبدیمنفرد براساس طرحی از تهیهکننده نوشته و درخلاصه داستان آن آمده: دختر نابینای 24 سالهای هر سال در دهه اول محرم دچار تب وتشنج شدید میشود که مشکل او ریشه در کودکیاش دارد. روانکاوی به او کمک میکند با مرور خاطرات گذشته خود در صدد حل مشکل برآید و....
پیامرسانی به دور از شعارزدگی
انوش جعفریان 4 سالی است که در عرصه ساخت تلهفیلم در تلویزیون فعالیت دارد. وی معتقد است تولیدات تلهفیلم در تلویزیون بیشتر مناسبتی است و خیلی کم پیش میآید بدون مناسبت خاصی تلویزیون خواهان ساخت این آثار باشد.
وی میگوید: اتفاقات این قصه در 2 مقطع زمانی به وقوع میپیوندد. یکی در زمان حال است و بخش دیگر بازگشت به 25 سال پیش. طی این همه سال برای شیدا اتفاقاتی میافتد که بستر اصلی قصه را پیش میبرد. با حضور مشاورانی که در تهیه این فیلم داشتیم خیلی سعی کردیم از شعارزدگی دور بمانیم. فیلمنامه هم طی نگارش تغییراتی کرد، چون در وهله اول باید کاملا با منطقی که در روند ساخت آثار تلویزیون حاکم است پیش میرفتیم و دیگر اینکه برای نزدیک شدن به بخش رئال قصه میبایست با دقت هرچه تمام عمل میکردیم.
جعفریان معتقد است: خط اصلی قصه ابتدا کمی تلخ بود که در نهایت سعی کردیم درصدی از آن را کم کنیم و از تلخی محض دور باشیم. البته خیلی این طرز فکر درست نیست چون کار مناسبتی و برای پخش در ایام محرم ساخته میشود، پس قرار است تلخ باشد. اتفاقا ما با این زبان میخواهیم پیاممان را بهتر به مخاطب عرضه کنیم. با فراز و فرود و تعلیقهایی که در قصه ایجاد کردیم مخاطب را به چالش میکشیم. پیامرسانی ما در نوای شیدایی به بستری نیاز داشت که سعی کردیم هماهنگ با فضای محرم این فضا را به وجود آوریم.
در سکانسی که قرار است امروز تصویربرداری شود گویا شیدا با بازی مریم خدارحمی از وقوع اتفاقی مطلع میشود. تعداد زیادی از افراد حاضر در صحنه در طبقه پایین لوکیشن ایستادهاند و قرار است دوربین، ورود شیدا را به طبقه پایین ساختمان نشان دهد. صحنه با برداشت سوم تایید میشود و این فرصت خوبی است تا با مریم خدارحمی، بازیگر شیدا گفتوگویی داشته باشم.
شیدایی متفاوت از همه این سالها
مریم خدارحمی معتقد است کار کاملا حس و حال مناسبتی و مذهبی دارد، حتی در بخشهایی هیاتها و مراسم عزاداری نشان داده میشود.
وقتی از او میپرسم چه شد تصمیم گرفته نقش یک دختر نابینا را بازی میکند، میگوید: این نقش از آن نقشهایی است که خیلی از بازیگران دوست دارند در کارنامه هنری خودشان داشته باشند. ابتدا که این نقش به من پیشنهاد شد کمی میترسیدم و نگران بودم شاید نتوانم از پس ایفای آن بخوبی برآیم، بخصوص اینکه تجربه قبلیام کاملا با این حضور متفاوت بود.
خدارحمی معتقد است: این نقش جای کار زیادی داشت بخصوص اینکه عموما افراد نابینا در مسیر زندگی خود حسهای بسیار قویای دارند که این قضیه به خواست کارگردان میبایست در بطن بازی کاملا رعایت میشد.
وی در ادامه توضیحاتش میگوید: دکوپاژی که در این کار اعمال شده است نسبت به سایر کارهایی که قبلا بازی کرده بودم، متفاوت است. چرا که کارگردان این کار تدوین را بخوبی میشناسد و عموما نماهایی را در کار اعمال میکند که برای بازیگر تازگی و جذابیت دارد.
مریم خدارحمی از آن بازیگرانی است که در کارنامه هنری خود خیلی نقش منفی را تجربه نکرده است. خودش میگوید: قبل از این کار در تلهفیلمی به نام خانهای در مه بازی میکردم که تا حدودی نقشی که به عهده داشتم خاکستری به شمار میرفت. از طرفی، سال گذشته در اپیزودی از مجموعه شاید برای شما هم اتفاق بیفتد بازی کرده بودم که جزو آن نقشهایی بود که کاملا حضور من را طی این سالها متفاوت میکرد.
مادر شیدا
ساناز سماواتی سالها در تلویزیون فعالیت داشته و بخوبی توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند و به قولی همیشه جنس بازی مشخصی داشته است. وی در نوای شیدایی نقش مادر شیدا را بازی میکند که البته این اتفاق خیلی با سن و سال این بازیگر هماهنگ به نظر نمیرسد. خودش میگوید: همان ابتدا با این قضیه خیلی موافق نبودم، ولی بعد با توضیحاتی که کارگردان به من داد قانع شدم، چون این نقش یک زن جنوبی بود که خیلی زود ازدواج کرده و اتفاقا تعمد داستان هم در این بود که این نقش جوان انتخاب شود.
سماواتی به دلیل سفر 5 سالهاش مدتی از ایران دور بود و در تلویزیون دیده نشد. وی میافزاید: خوشبختانه از زمانی که بازگشتم پیشنهادهای بسیار خوبی داشتم و یکی دو سریال و چند تلهفیلم را آماده پخش دارم.
وی در ادامه میگوید: علاوه بر فضای اصلی که بر قصه حاکم است و تم خاکستری متمایل به سیاه نوع و فرم بازیای هم که از ما خواسته شده بود جدای از این قضیه نبود. البته خیلی جاها همه سعی کردیم از درشت نمایی این اتفاق بکاهیم و امیدوارم این کار مناسبتی بتواند در نظر مخاطب هم بخوبی به چشم بیاید.
کیوان فردوسی، طراح چهرهپردازی نوای شیدایی است که از سال 74 در تلویزیون مشغول به کار شده و تاکنون در فیلمهای سینمایی و تلویزیونی زیادی حضور داشته است. وی میگوید: خوشحالم با کارگردانی چندمین تجربه کاریام راپیش میبرم که بخوبی گریم را میشناسد و معتقد است چهرهپردازی کاملا باید در خدمت کار و حس بازیگر باشد. بخصوص که این کار قرار است در یکی دو مقطع زمانی پرش داشته باشد و قاعدتا به چهرهپردازی متمایز و خاصی در بازیگر نیاز دارد. با قطعیت میگویم چهرهپردازی در این کار حرف اول و آخر را میزند. معمولا خودم همیشه سرکار حضوردارم و تلاش من و گروه اجرای گریم بر این بوده که بتوانیم همه چیز را واقعی و متناسب با زندگی پیش ببریم.
روایتی سهگانه از عشق،مذهب و زندگی
محمدرضا خاکی، هجدهمین تلهفیلم تلویزیونی خود را در حال ساخت دارد. وقتی از او میپرسم چه شد سراغ ساخت یک اثرمناسبتی با مضمون مذهبی رفته است، در پاسخ میگوید: سال گذشته تلهفیلم سرایدار را برای روز اربعین ساختم. من مذهب را با فلسفه خاص خودم در ساخت فیلمهایم لحاظ میکنم. طی این سالها متاسفانه برخی آثار مذهبی بهگونهای ساخته شدهاند که یک بعدی و انطافناپذیر بوده اند و این اتفاق خیلی خوبی در ساخت این گونه آثار نیست.من نخواستم صرفا یک کار مذهبی بسازم. نوای شیدایی یک کار مناسبتی با محتوای عاشوراست که در دل خود روایتی سهگانه از عشق، زندگی و مذهب دارد.
این کارگردان تلویزیونی یک قالب ویژه را در بیشتر کارهای خود دنبال میکند و آن هم پرش زمانی طی چند سال است. وی در ادامه میگوید: نوای شیدایی هم از این قاعده به دور نیست و سعی کردم طی این سالها خط سیروامضای مشخصی داشته باشم. خیلی از پلانهایی که کار میکنم تا به حال در فضای تلویزیون دیده نشده و همیشه برایم افتخار بزرگی بوده که توانسته ام این روال را در کارهایم داشته باشم.
خاکی در ادامه صحبتهایش میگوید: عموما در کارگردانی و حتی در نگارش سعی میکنم یک روال خطی مشخص را دنبال نکنم و این پرش را در همه مراحل کاریام به عنوان یک سبک پیش میبرم. وی درباره شخصیتپردازی که در ارتباط با کاراکترها درنظر دارد، میافزاید: معمولا خلوت آدم را در فیلمهایم به تصویر میکشم، چرا که به عقیده من با این شناختی که مخاطب از کاراکتری پیدا میکند با او ارتباط برقرار میکند.
تعامل دیالوگ و تصویر
مهرنوش عبدیمنفرد، همسر کارگردان است و عموما در همه کارهای همسرش در مقام نویسنده فعالیت دارد. عبدیمنفرد خودش را به عنوان یک نویسنده درونگرا میداند و معتقد است با این خصوصیت میتواند به درونیات آدمها نفوذ کند. با پرداخت به خلوت آدمهاست که میتوان این درونگرایی را در قالب یک تصویر به مخاطب عرضه کرد و این چیزی است که طی این سالها در تمام کارهایی که من و همسرم حضور داشتهایم، اعمال شده است.
وی پیش از اینکه به کار نویسندگی بپردازد شاعر بوده و خودش معتقد است معمولا دیالوگ را در جاهایی از کار لحاظ میکند که تصویر از پس آن برنیاید. وی این تعامل دو سویه را در مبحث نگارش و کارگردانی این گونه تفسیر میکند که در حقیقت هرکجا که تصویر نتواند از عهده وظیفه خود برآید دیالوگ به کمکش میآید.
نویسنده نوای شیدایی در خاتمه حرفهایش میافزاید: متاسفانه در بیشتر آثار تلویزیونی خیلی توجهی به انتخاب قصهها نمیشود و معمولا این آثار در پرداخت قصهها دچار نقصان هستند. شاید دلیل فعلی دلزدگی مخاطب از خیلی از این آثار هم همین باشد.
شبنم مدنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: