در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم که نام درست آن «در دره الاه» (In the valley of Ellah) است، داستان مردی به نام فنک دیرفیلد را بازگو میکند که روزگاری در ویتنام سرباز بوده است؛ یکی از پسرانش در جنگ خلیجفارس کشته شده و پسر دیگرش که در عراق میجنگیده مفقود شده است و او اکنون دنبال وی میگردد.
در این فیلم 3 بازیگر معروف ـ تامی لی جونز، شارلیز ترون و سوزان ساراندون ـ و یک بازیگر نامآشنا ـ جاش برولین ـ حضور دارند.
جلال مقامی ـ مدیر دوبلاژ ـ برای هر چهار بازیگر از دوبلورهای حرفهای بهره گرفته است. او برای لی جونز ـ ایفاگر نقش هنک ـ منوچهر اسماعیلی را برگزیده که انتخاب بسیار شایستهای است، زیرا صدای هیچ گوینده دیگری حتی کسانی که قبلا به جای این بازیگر صحبت کرده بودند، عمق درد و رنج پدری داغدار را که فرزندش به شکلی وحشیانه به دست دوستانش کشته شده، منتقل نمیکند. هنک در بیشتر صحنهها بغضی در گلو دارد، اما هیچگاه گریه نمیکند و اسماعیلی بخوبی توانسته این حس و حال و غم وی را به تماشاگر القا کند. مدیر دوبلاژ برای ترون ـ بازیگر نقش کارآگاه امیلی سندرز ـ زهره شکوفنده را انتخاب کرده است. صدای لطیف و بااحساس شکوفنده بخوبی با چهره و شخصیت سندرز هماهنگ شده، اما نمیتوان گفت تنها صدای مناسب برای وی است. صدای مینو غزنوی نیز که در چند فیلم به جای ترون گویندگی کرده برای این بازیگر بسیار مناسب است. مقامی، گویندگی ساراندون را به الیزا اورامی سپرده است. صدای اورامی جزو معدود صداهای با خاصیتی است که در 20 سال اخیر به دوبله پیوسته و او که یک بار هم در فیلم «نامادری» به جای ساراندون صحبت کرده در «در دره الاه» دوبله نسبتا خوبی ارائه داده است. اما واقعیت این است جنس صدای شکوفنده و رفعت هاشمپور با سوزان ساراندون بیشتر تناسب دارد. اگر هاشمپور دوبله را تحریم نکرده بود، ترکیب اسماعیلی، شکوفنده و هاشمپور دوبلهای عالی پدید میآورد. بهتر بود مدیر دوبلاژ، مینو غزنوی را برای ترون و شکوفنده را برای ساراندون برمیگزید. این ترکیب نیز دوبله درخشانی میشد. البته باید این نکته را هم در نظر گرفته که در دره الاه تحت چه شرایطی دوبله شده است. در ترافیک دوبله فیلمها در روزهای پایانی هر سال، مدیر دوبلاژ هنر کرده که موفق شده از چند صدای خوب برای فیلمی مهم استفاده کند. مقامی برای برولین، پرویز ربیعی را انتخاب کرده است. برولین نقش بوخوالد، رئیس پلیس را بازی کرده که نقش خاصی نیست و دیالوگهایش کم است و به نظر میرسد مدیر دوبلاژ صرفا به دلیل رئیس بودن بوخوالد از میان گویندگان در دسترس از کسی که صدایش محکم بوده استفاده کرده است. سایر انتخابهای مقامی ـ باز هم با توجه به زمان دوبله این فیلم ـ نسبتا خوب به نظر میرسند و اشکال خاصی در آنها دیده نمیشود.
در دره الاه فیلم مناسبی برای نمایش در ایران است، اما همانند تعداد قابل توجهی از آثار خارجی به حذفیاتی نیاز داشته که خوشبختانه معقول و منطقی صورت گرفتهاند و لطمه چندانی به فیلم نزدهاند، اما بیان چند نکته درباره دیالوگها ضروری است. گفتیم این فیلم، اثر مهمی است. در آثار شاخص و مهم حتیالامکان نباید صحنهها حذف شوند یا دیالوگها تغییر کنند و باید با سعه صدر بیشتری با آنها برخورد کرد.
مسوولان باید بدانند اکنون دسترسی به نسخه اصلی فیلمها بسیار راحت است و گاهی فیلمنامه بعضی از آثار به صورت کتاب یا در مجلات چاپ میشود و علاقهمندان متوجه تغییرات میشوند. در فیلم در دره الاه تلفظ نام قاتل پسرهنک که Pening است و چند بار به غلط Panning گفته میشود و به کار بردن فعل جمع برای سندرز توسط بوخوالد که آدم باادبی هم نیست، به مدیر دوبلاژ مربوط میشود، اما تغییر کامل قصهای که هنک برای دیوید پسر سندرز تعریف میکند از موارد ممیزی است. هنک داستان داوود و جالوت را تعریف میکند و هنگامی که سندرز میپرسد «اون قصه درسته؟» میگوید: «البته که درسته در قرآن هم اومده» در دوبله این قصه به داستان آشیل تبدیل شده و مکالمه سندرز و هنک اینگونه شده است، سندرز: «میدونی که اون داستان فقط یک افسانه است»، هنک: «بعضی وقتها، برعکس میشه». نکته جالب این است که در قصه داوود و جالوت به دره الاه ـ که قسمتی از نام فیلم است ـ اشاره میشود و در قصه تغییر یافته نام دره خدایان برده میشود، در حالی که در داستان آشیل اصلا دره وجود ندارد چه برسد به دره خدایان. در چند دیالوگ نیز به جای سگ، گربه گفته میشود. این تغییر لطمهای به داستان فیلم نمیزند، اما باید توجه کنیم که آمریکاییها معمولا در خانه سگ نگهداری میکنند نه گربه!
محمدرضا کلانتر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: