در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یاری درباره روز آخر تصویربرداری این سریال میگوید: تمام تاخت و تازها با اسب در این سریال بر عهده خودم بود. گرفتن این بخش از سریال را هم که به روزهای آخر تصویربرداری موکول کرده بودیم. بعد از 4 ماه کار، با اسبی که در سریال «ملحقه» نام داشت و بسیار خوشحرکت و خوشفرم بود، تصویربرداری این بخش را شروع کردیم.
یاری ادامه میدهد: پیش از این صاحبان اسب به ما گفته بودند که این اسب پرخون و چموش است و آنقدر اهل تاخت زدن نیست و ممکن است سوارکار را زمین بزند.
من هم بعد از کمی کار پی بردم این اسب لوس است. به سختی تاخت و تاز میرفت و من را اذیت میکرد، اما گلایهای نمیکردم؛ چون امکان داشت حمل بر این کنند که سوارکار خوبی نیستم.بازیگر نقش «عبیدالله» تصریح میکند: آخرین دفعاتی بود که باید سوار اسب میشدم و احساس میکردم هر لحظه ممکن است مرا زمین بزند. اسب خسته و عصبانی و خیس عرق بود. به تاخت بالای کوه رفتیم، اسب لج کرد و با هم پایین آمدیم. هر چقدر دهنهاش را میکشیدم فایدهای نداشت از دهانش خون میآمد، اما دست از این کار برنمیداشت و آخر هم مرا زمین زد. بعد از آن هم ناچار شدم با پای شکسته کار را ادامه دهم. گرچه آن اسب روز بعد هم صاحبش را زمین زد!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: