ناشر تخصصی، آری یا خیر؟
2 سالی است که انتشارات فصل پنجم با مدیریت پرویز بیگی حبیبآبادی، فقط کتاب شعر چاپ میکند و لاغیر. بیگی به تخصصی کار کردن در نشر معتقد است و کارنامه انتشاراتش تاییدی بر اثبات نظرش است. او میگوید: به نظر من همه چیز در جهان امروز و حتی در دنیای نشر، باید به سمت تخصصیشدن پیش برود. من هم سالها شاهد چاپ کتابهایی در حوزه شعر بودم که از ارجمندی لازم برخوردار نبودند. تا جایی که حتی مسائل بسیار سطحی و اولیه سرودن در آنها رعایت نمیشد؛ شعرها مشکلات وزن، قافیه، فرم، محتوا و... داشتند. به همین جهت این آثار در بازار نشر هم راه به جایی نمیبردند.
به نظر او ناشر امین مخاطب است و باید ارتباط لازم میان مولف و مخاطب را برقرار کند؛ ناشر شاهین ترازو است که هماهنگیهای لازم میان این دو را برقرار میکند. بههمینجهت است که فصل پنجم با توجه به سابقه شعری ناشرش، فقط مجموعه شعر چاپ میکند؛ مجموعههایی که پیش از چاپ به دست گروههای مشخص برای کارشناسی میرسد و نقاط ضعف آنها اصلاح میشود. به این طریق مجموعه شعری به چاپ میرسد که در بدو تولدش دچار مشکل خاصی نیست. بیگی میگوید: تخصصی بودن نشر یعنی ناشر، هم به مولف و هم به مخاطب فکر کند.
ولی انتشارات هیرمند، با مدیریت سیاوش باقرزاده، با نگاهی متفاوت تخصصی کار کردن ناشران را نهتنها در ایران که در نشر بینالملل نیز امری ناموفق میداند. او میگوید: بازار کتاب ایران در حوزه شاخههای عمومی، محدود است، زیرا ناشر در بهترین حالت با حدود 60 یا 70 هزار مخاطب از جمعیت 70 میلیونی مواجه است. بیشترین تقاضای این مخاطبان هم کتابهای داستان، روانشناسی و شعر است. البته عدهای از آنها هم گروه ثروتمندی هستند که کتاب را کالایی لوکس میدانند تا با آن کتابخانههایشان را زیباتر نشان دهند. ناشر باید برای آن تعداد باقیمانده روی همان کتابهای پرمخاطب و البته کتاب کودک هدفگذاری کند. پس متنوع کار کردن یک ناشر، برای ارتباط بیشتر با همین مخاطبان است. البته من حوزه فعالیت ناشران معتبر بینالمللی مثل پنگوئن و... را هم بررسی کردهام و جالب است که بدانید آنها هم فقط به یک شاخه تخصصی اکتفا نکردهاند.
البته باقرزاده تاکید میکند، ناشرانی که در چند رشته فعالیت میکنند، معمولا در یک شاخه قویتر هستند. او میگوید: مثلا اساس کار ما در انتشارات هیرمند، ادبیات کلاسیک است و هنوز هم مخاطب کتابخوان، ما را در همین زمینه میشناسد، ولی اگر ناشر بتواند تمام آن 70 هزار مخاطب را جذب کند، اقتصاد نشر میچرخد.
اقتصاد، عامل همواره موثر در نشر
باز هم در نشر به سراغ مسائل اقتصادی باید برویم. عاملی که گاهی موجب میشود تا آرمانهای یک ناشر، از نخستین روزهای فعالیتش تا اندازهای تغییر کند.
نکته: در کشور ما ناشرانی که تمایل دارند کارهای تخصصی و ماندگار به چاپ برسانند، مجبورند گاهی کارهای سطحی منتشر کنند تا درآمد کافی برای سرمایهگذاری در کارهای ماندگار داشته باشند
محمدعلی بهجت، مدیر انتشارات بهجت، که براحتی در میان کتابهای تخصصیاش میتوان آثاری را پیدا کرد که بیش از 5 سال برای تولید آنها وقت و پول صرف کرده است، میگوید: در هر فعالیت فرهنگی و صنعتی و حتی نشر، حتما باید مسائل اقتصادی لحاظ شود. این واقعیت را نمیتوان انکار کرد که تیراژ کتاب در کشور ما پایین است. من بعضی کتابهای تخصصی یا نیمه تخصصی را 35 سال پیش در چاپ اول با 3 یا 5 هزار نسخه به چاپ میرساندم، که در همان چاپ اول هم به فروش میرسید، ولی امروز کتابهای عامتر را باید با 1000 یا 1500 نسخه به چاپ برسانم و برای همین تیراژ محدود هم دائم نگران باشم که آیا به فروش میرود یا خیر.
بهجت معتقد است که ناشرین با سرمایه خصوصی نمیتوانند به صورت تخصصی فعالیت کنند. او میگوید: ناشر خصوصی که مساله هزینه و درآمد برایش اهمیت زیادی دارد، حتما باید در زمینههای مختلف کتاب تولید کند. مثلا انتشارات بهجت تمرکز زیادی بر تولید کتابهای عرفانی داشت، ولی با تولید صرف کتاب عرفانی نمیتوانیم در عرصه نشر پابرجا بمانیم. باقرزاده ناشران ایرانی را به 2 دسته میکند؛ گروه اول ناشرینی هستند که صرفا بازاری فکر میکنند و گروه دوم ناشرانی که اصلا به بازار فکر نمیکنند، چون شخص فقط به دنبال علایقش میرود. در این بازار صفر و یک، حتما گروه اول، مخاطب خاصش را از دست میدهد و گروه دوم نیز اقتصاد متزلزلی دارد. او به انتشارات نسل نواندیش که فقط به تولید کتابهای روانشناسی میپردازد، اشاره میکند و میگوید: اتفاقا نسل نواندیش در کار خود موفق بوده، ولی با تجربهای که من تاکنون داشتهام دیگر ناشران تخصصی معمولا در کارشان شکست خوردهاند.
فواید نشر تخصصی
یکی از فواید تخصصی شدن کار ناشران در این است که میتوانند ذائقه مخاطب خود را پس از گذر زمان تغییر دهند. بیگی میگوید: مردم خاص دنبال ناشر تخصصی میروند. عام نگاهش عام است و برایش فرقی نمیکند از کدام ناشر کتابش را خریداری کند. انتشارات فصل پنجم میخواهد با طیف خاصی از افراد جامعه مواجه باشد تا با سنجش میزان فروش و استقبال از کتابهای تولیدیاش روحیات شخصی مخاطبان خاصش را بهتر بشناسد. طبیعی است که پس از مدتی هم میتوانیم روی ذائقه شعری مردم تاثیر بگذاریم. وقتی کتابهای تخصصی ناشری مثل انتشارات فصل پنجم در جایزههای مختلف مانند دفاع مقدس، پروین اعتصامی، قیصر امینپور و... میتواند مقام به دست بیاورد، پس ما مخاطب حرفهای شعر را به خود جلب کردهایم. از همین میان هم مشخص میشود که ما به شاعرانگی و عرقریزان روحی شاعر اهمیت میدهیم و اندیشه و فکر او را محدود نکردهایم.
البته انتظار میرود ناشری که به شکل تخصصی فعالیت میکند بتواند نیازهای مختلف مخاطب خود را با طرز فکرها در سطوح مختلف برآورده کند. مثلا اگر انتشارات فصلپنجم به شکل تخصصی در زمینه شعر کار میکند، باید بتواند شعر کلاسیک و معاصر را با ایدههای نو و با منابع و نسخههای معتبر به چاپ برساند تا خواهناخواه دیگر شاهد چاپ ضعیف کتابهای شعر نباشیم. همانطور که انتظار میرود ناشری که کار تخصصی در زمینه پزشکی انجام میدهد، نیاز مخاطب عامش را برای افزایش اطلاعات درست و کاربردی برآورده میکند. البته فصل پنجم به دلایل گوناگون مثل هزینهها و مدت زمان کوتاهی که وارد این عرصه شده، هنوز به چاپ چنین کتابهایی دست نزده است؛ عاملی که میتواند این انتشارات را به یک برند تبدیل کند. بیگی در این باره میگوید: ما برنامهریزیهای درازمدت برای تولید چنین آثاری داریم. از طرفی با خانوادههای شاعران مختلف در حال مذاکره هستیم تا بتوانیم از امتیاز چاپ آثارشان استفاده کنیم. حتی درصدد هستیم زندگینامههای معتبر از شاعران را در قالبهای نو چاپ کنیم.
نکته آخر، که البته تلخی آن بارها گوشزد شده، این است که در کشور ما ناشرانی که تمایل دارند کارهای تخصصی و ماندگار به چاپ برسانند، مجبورند گاهی کارهای سطحی منتشر کنند تا درآمد کافی برای سرمایهگذاری در کارهای ماندگار داشته باشند. باقرزاده در تایید این نظر میگوید: در دنیا ناشرانی که کار تخصصی انجام میدهند، حمایت میشوند، ولی در کشور ما خیر. یکی دیگر از دلایل عدم تولید آثار ماندگار و کاملا تخصصی از سوی ناشر تخصصی در کشور ما این است که ما حرفی برای گفتن در میان دیگر کشورها نداریم و در نشر بینالملل دستمان خالی است. اگر شما میبینید که ناشری انگلیسی کتابهایش را میتواند با تیراژ چند میلیون به فروش برساند، برای این است که کتابش را به تمام انگلیسیزبانهای دنیا ارائه میکند، ولی ناشر ایرانی که برای مثال فقط در زمینه داستان کار میکند و حتی مخاطب ایرانی ندارد، مسلما نمیتواند به کار خود ادامه دهد و باید به سراغ دیگر شاخهها هم برود تا حداقل از کار بازنماند.
حورا نژادصداقت / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم