یک روز‌‌ با خانواده ‌محمدرضا خسروی بازیگر خنده بازار

افسوس‌ها در ‌زندگی ‌ما جایی ‌ندارند

کد خبر: ۴۴۸۵۰۳

محمدرضا خسروی بازیگر، نویسنده، کارگردان، نقاش و خطاط خوبی است. او در همه زمینه‌های هنری فعالیت داشته است.

اهل مازندران و شهر فریدونکنار است وبه قول خودش در کنار دریا بزرگ شده است. تا مقطع راهنمایی در این شهر بوده و برای اخذ مدرک دیپلم در رشته گرافیک به آمل و بعد از آن برای ادامه تحصیل به تهران آمده است. در تهران و هنگام کار در سریال مادر با بیتا معماریان ـ که هم بازیگر است و هم منشی صحنه ـ ازدواج کرده و زندگی شیرینی با هم دارند.‌ حاصل این عشق و ازدواج هم رها دختر 11 ساله‌ای است که مانند پدر و مادرش هنرمند و دست به قلم است و بسیار زیبا نقاشی می‌کند. رها البته به بازیگری نیز علاقه‌مند است و تاکنون در چند اثر نیز بازی کرده است.

خنده و شور و نشاط و شادی در چهره هر سه عضو این خانواده به چشم می‌خورد. همگی از روحیه‌ای بالا برخوردارند و در حال حاضر نیز 12 سال است که در کانون گرم خانواده و زیر سقف مهربانی زندگی می‌کنند.

ما در یک روز سرد پاییزی مهمان خانه گرم و صمیمی آنها شدیم تا در فضایی دوستانه و خانوادگی از شیرینی‌ها و زیبایی‌های یک زندگی مشترک سعادتمند بشنویم. خواندن این گفت‌وگو خالی از لطف نیست.

چطور شد که با بیتا آشنا شدید و او را به عنوان شریک آینده زندگی خود انتخاب کردید؟

من دانشجوی ترم آخر تئاتر بودم و در سریال مادر به کارگردانی مسعود فروتن دستیار یک، برنامه‌ریز و بازیگر بودم. در آنجا نیاز به یک بازیگر داشتیم که در کنار فخری خوروش چند سکانس به ایفای نقش بپردازد. بیتا معماریان را به مجموعه معرفی کردند که این آشنایی من و بیتا را فراهم کرد و بسیار زود و به هم علاقه‌مند شدیم و همه چیز ظرف یک هفته که کار سریال تمام شد، به نتیجه رسید و اتفاقات شیرینی برای زندگی ما افتاد.

بیتا: مدت زمان آشنایی ما تا ازدواج‌مان فقط 3 هفته طول کشید.

خسروی: بعد از تمام شدن کار سریال مادر به خواستگاری ایشان رفتم.

در چه سالی این اتفاق افتاد؟

خسروی: در سال 1377.

بیتا: دقیقا روز تولد من 17 مرداد روزی بود که عقد کردیم. تازه آن روز، روز زن هم بود.{می‌خندد}

خسروی: البته چون من متولد اول دی بودم، به همین خاطر نمی‌توانستیم تا آنموقع صبر کنیم. به همین علت مراسم در همان روز تولد بیتا برگزار شد.{می‌خندد}

پس همان نگاه اول کار خود را کرد و شما را به‌هم رساند؟

خسروی: افراد در برخورد اول یک انرژی خاصی از یکدیگر دریافت می‌کنند. حتی از نوع نگاه کردن و چشمان یک فرد و صحبت کردن آن می‌توان این انرژی را دریافت کرد. نه این‌که حالا همه چیز را در همان نگاه اول بفهمیم، اما انرژی خاصی را می‌توان از طرف مقابل دریافت کرد.

بیتا: من به این نکته اعتقاد دارم که حس انسان در همان لحظه نخست نکاتی را به انسان می‌گوید، چون معتقدم که حس درونی آدم هیچ وقت دروغ نمی‌گوید.

خسروی: حس و حال ازدواج بسیار متفاوت‌تر از دیگر اتفاقات در زندگی است. مخصوصا برای من که آمادگی برای ازدواج را هم داشتم. آن زمان اواخر دوران تحصیلم را طی می‌کردم و 28 ساله بودم و شرایط ازدواج برایم فراهم بود.

بیتا: و من 18 ساله بودم.

شما چه خصوصیات اخلاقی در همسرتان دیدید که او را به عنوان شریک زندگی انتخاب کردید؟

بیتا: صداقت محمدرضا و خانواده‌دوست بودن او برای من بسیار با ارزش بود. چون بر این باور هستم که کسی که به پدر و مادر خود و خانواده‌اش احترام بگذارد و آنها برایش ارزشمند باشند، پس برای همسر و فرزندانش هم همان‌قدر ارزش قائل است. کسی که خانواده خود را دوست دارد و به آنها احترام می‌گذارد، پس به من هم که قرار است شریک زندگی‌اش بشوم، قاعدتا احترام خواهد گذاشت. همان‌طور که هیچ‌وقت آنها را فراموش نخواهد کرد، ما را هم فراموش نمی‌کند و از ما هم دست نخواهد کشید.

او ضمنا بسیار آدم مهربان، خونگرم و دوست‌داشتنی است. حتی اگر چیزی به ضررش باشد، به خاطر صداقتی که دارد آن را عنوان می‌کند. نکته دیگر این‌که او همه را مانند خود می‌بیند. یعنی دیدگاه وی به همه افراد مثبت است. همیشه مثبت می‌بیند و مثبت هم فکر می‌کند. کسی را آدم بدی خطاب نمی‌کند.

نکته بسیار مهمی که همسر من دارد، دست و دلبازی اوست که فکر می‌کنم در زندگی بسیار اهمیت دارد. محمدرضا اصلا خسیس نیست، حتی در سخت‌ترین شرایط مالی. هر آنچه داشته باشد حتی حداقل چیزی که باشد از خانواده‌اش دریغ نمی‌کند.

شما درباره بیتا چه فکر می‌کنید؟

خسروی: هر آدمی یک خصوصیات اخلاقی خاص خود را دارد. بیتا بسیار آدم خونگرمی است و من این خصوصیت او را بسیار دوست دارم و می‌پسندم. دلسوز و مهربان است. دست به خیر او بیش از من است. برای کمک به دیگران همیشه پیشقدم است و به روزی‌رسانی خداوند اعتقاد شدیدی دارد. در شرایط بحرانی همیشه به خدا توکل می‌کند. فوق‌العاده آدم اعتقادی و مذهبی است. اهل دروغ گفتن نیست. در زندگی خانوادگی هم انسان مثبت‌گرایی است. در کل همه خصوصیات بارزی که یک همسر خوب باید داشته باشد را بیتا دارد. فکر می‌کنم که یک مرد هم به جز این چیز دیگری نمی‌خواهد که همسرش به زندگی زناشویی پایبند باشد.

شما در کنار محمدرضا خسروی هم بازیگر بودید و هم منشی صحنه، آیا این کار کردن به زندگی شما لطمه‌ای نمی‌زند، یا شما را با مشکلات و دغدغه‌های مالی روبه‌رو نمی‌کند؟

بیتا: البته خدا را شکر ما مشکل مالی چندانی نداشتیم.

خسروی: شاید به این علت که من معلم هستم و استخدام آموزش و پرورش، البته نه این‌که اصلا مشکل مالی نداشته باشیم. چون همان‌طور که می‌دانید شغل بازیگری با بحران جدی مالی روبه‌روست. البته ما در ابتدای زندگی مشترک در خانه مادربزرگ بیتا که بسیار هم ایشان را دوست داشتیم ، زندگی می‌کردیم.

بیتا: خانواده ما اصلا نمی‌گذاشتند ما با مشکلی روبرو شویم و همیشه حواس‌شان به ما بود.

خسروی: بله. مخصوصا مادربزرگ بیتا که خدا رحمتش کند بسیار به زندگی ما کمک کرد. مخصوصا در همان زمان ابتدای زندگی‌مان؛ چون در آن موقع دغدغه‌های بسیاری داشتیم.

دختر شما رها چه زمانی به این خانواده پیوست؟

خسروی: 23 خرداد 80 رها متولد شد. درست همان روز که رها به دنیا آمد، من به سریال زیر آسمان شهر پیوستم و باید سر ضبط این مجموعه می‌رفتم. با آمدن رها و پا قدم خوب او من به سر این کار رفتم، رها با آمدنش برکت را به خانه‌مان آورد.

بیتا: بله. درست در همان روز تولد رها که واقعا فرزند پرروزی و پربرکت است.

این زندگی 3 نفره با همه سختی‌ها و شیرینی‌‌اش بر چه اصول و قواعدی استوار است؟

خسروی: صداقت مهم‌ترین اصل این زندگی است، حتی اگر که این اصل به ضررمان باشد. اگر در زندگی زناشویی صداقت مبنا و اصل باشد، خیلی از مشکلات ناخودآگاه حل می‌شود. همچنین سطح توقع پایین در زندگی هم یکی از این اصول است. بیتا پرتوقع و مادی‌گرا نیست و من این خصلت او را بسیار دوست دارم. حتی سعی کردیم که فرزندمان را هم براساس همین اصول تربیت کنیم.

بیتا: به عقیده من درک متقابل هم بسیار اهمیت دارد. در زندگی همیشه باید یک نفر نیم‌من باشد، یعنی اگر 2 طرف بخواهند از خود منیت نشان دهند، آن زندگی دوام نخواهد داشت و معمولا خانم‌ها باید نه همیشه اما کوتاه بیایند. البته برای کسی که درک این موضوع را دارد، شرایط متفاوت است. وقتی از موضوعی درک خوبی داشته باشید می‌توانید مشکلات مربوط به آن را هم مرتفع کنید. احترام متقابل هم در زندگی زناشویی بسیار مهم است. با گذشت 12 سال از زندگی مشترک‌مان هنوز هم همسرم را خسروی صدا می‌زنم و گاهی به او آقا رضا می‌گویم. وقتی احترام در زندگی وجود داشته باشد، حتی با وجود فاصله و مشکل این احترام است که نمی‌گذارد کار به جای باریک کشیده شود. احترام، صداقت و درک متقابل، 3 رکن اساسی یک زندگی است.

بیتا: من ساده زندگی می‌کنم، اما دلم می‌خواهد امکانات زندگی‌ام در حد معقول و مناسب فراهم باشد. خاص زندگی کردن را دوست دارم. دوست دارم همه چیز به نحو احسن و زیبا سر جای خود باشد. اصالت هر چیز برای من بسیار اهمیت دارد.

خسروی: بیتا بسیار دوست دارد کلاسیک و سنتی زندگی کند. دوست دارد اصیل زندگی کند و زیاد دوست ندارد وسایل خانه مدرن باشد. نه سنتی به آن معنایی که همه می‌دانیم اما زندگی ساده را با اصالت بسیار دوست دارد.

وجه مشترک شما 2 نفر در چه نکته‌ای نهفته است؟

خسروی: احساس می‌کنم هر دوی ما به زندگی خانوادگی بسیار دلبستگی داریم. هر دو خانواده‌دوست هستیم. هر دو با یک ذهنیتی که باید کانون خانواده را حفظ کرد و برای این حریم تقدس قائل شد. این بخش مهم‌ترین بخشی است که فکر می‌کنم هر دوی ما یک تفکر و یک اتفاق نظر داریم.

بیتا: من فکر می‌کنم که من و خسروی از خیلی از جهات شبیه به هم هستیم و اگر در مسائلی مانند یکدیگر عمل نمی‌کنیم، اما مکمل رفتاری هم هستیم. مثلا خسروی بسیار صبور و من بسیار جوشی هستم. در آن نکاتی که اشتراک نداریم مکمل هم هستیم.

به یاد ماندنی‌ترین و زیباترین روز زندگی‌تان چه روزی بوده است؟

بیتا: تولد رها دخترم.

خسروی: مسلما تولد فرزند یکی از روزهای زیبای هر زوجی است. روز ازدواج هم برای من بسیار زیبا و به یادماندنی است و حس و حال خودش را دارد. اما تولد فرزند یک حس دیگری است. این دو مناسبت جزو روزهای خوب و به یادماندنی زندگی من است.

در زندگی همیشه باید یک نفر نیم‌من باشد، یعنی اگر 2 طرف بخواهند از خود منیت نشان دهند، آن زندگی دوام
نخواهد داشت

بیتا: خسروی بی‌نهایت رها را دوست دارد. مادربزرگ خدا بیامرز من که هر دوی ما به او علاقه بسیار داشتیم ، خیلی دوست داشت فرزند مرا ببیند و خدا را شکر او را دید. روزی یادم هست که او آماده شده بود که رهای 7 روزه را به حمام ببرد و وقتی سراغ رها رفتیم ، دیدیم یکی می‌گوید بیتا جان بیا رها را بگیر. خود خسروی او را به حمام برده بود. گفت دختر خودم است و می‌خواهم خودم او را به حمام ببرم. {می‌خندد}

این همسر هنرمند در منزل هم به شما در کارهای خانه کمک می‌کند؟

بیتا: بله. بسیار دستپخت خوبی دارد، اما همه غذاهایش بدون چاشنی است و رها هم بسیار آشپزی پدر را دوست دارد و از طرفداران اوست.

خسروی: من تنوع مزه‌ها را بسیار دوست دارم و همیشه سعی می‌کنم غذا را با طعم واقعی‌ا‌ش طبخ کنم و بسیار هم کم درست می‌کنم که طرف مقابل از آن سیر نشود تا طعم آن تا همیشه زیر زبانش بماند. خدا را شکر کسی برای غذا خوردن نگران من نمی‌شود. چون از پس آشپزی کردن برمی‌آیم.

بیتا: کباب ترکی‌های خسروی بسیار خوشمزه است.

باتوجه به وضعیت کاری آقای خسروی سختی‌ها و دوری‌های کاری شما را اذیت نمی‌کند؟

بیتا: ما اکثرا همیشه با هم در تماس هستیم. البته این مساله برایمان تازه نیست و به این شرایط عادت کرده‌ایم.

تا چه حد به همسرتان اعتماد دارید؟

بیتا: همان صداقتی که گفتم باعث شده در زندگی ما شک و تردید و بی‌اعتمادی جایگاهی نداشته باشد. شاید در اوایل زندگی چون زن حساس‌تر است گاهی شک و تردید به وجود می‌آمد و گاهی هم با حرف‌ها و سوالات خودم اذیتش می‌کردم، اما با توجه به شناختی که در همه این سال‌ها از یکدیگر به دست آوردیم همه آن تردیدها از بین رفت.

میانه شما با شهرت چطور است، مخصوصا در حال حاضر که اغلب مخاطبان حضور پررنگ شما را در طنز خنده بازار شاهد هستند؟

خسروی: من شهرت را در چند مقطع زمانی تجربه کردم. مخصوصا وقتی مجری برنامه طنز در شهر بودم. من خودم به شخصه زیاد به دنبال شهرت نیستم ، بیشتر دوست دارم محبوب باشم تا مشهور. دوست دارم مردم مرا دوست داشته باشند. در شهرت چیز خاصی وجود ندارد اما وقتی بازیگری محبوب باشد همه در مورد او صحبت می‌کنند و راجع به خصوصیاتش نظر می‌دهند.

روحیه طنز و شاداب همسر شما در منزل هم پا‌برجاست؟

بیتا: بله دقیقا. خسروی ظاهر و باطنش یکی است. محال است که دوستان ما یک مهمانی ترتیب بدهند و ما را دعوت نکنند. همه از مصاحبت با او لذت می‌برند. چون هر جا که خسروی باشد شادی هم وجود دارد.

خسروی: هر‌جا که مجلسی باشد محوریت و متکلم‌وحده من هستم.{می‌خندد} البته من در تنهایی‌های خودم بسیار آدم آرامی هستم. ساز می‌زنم و خطاطی می‌کنم. اما وقتی در جمعی قرار می‌گیرم احساس می‌کنم که وظیفه‌ای دارم و طبق آن وظیفه باید عمل کنم. هنرمند باید در لحظه هم توانایی اجرای هر شخصیتی را داشته باشد. وقتی در جمعی کسی از من می‌خواهد که شرایط خنده و شادی را فراهم کنم، من مضایقه نمی‌کنم حتی اگر آن لحظه حال خوبی نداشته باشم. این وظیفه و رسالت من است. همیشه می‌گویند لذت ماهی گرفتن از ماهی خوردن بیشتر است. من وقتی کسی را می‌خندانم خودم بیشتر از کسی که می‌خندد خوشحال می‌شوم. انرژی گرفتن از دیگران لذت‌بخش‌تر است.

پس با این حساب تا به حال با هم دعوا نکرده‌اید؟

بیتا: البته در هر زندگی دعوا وجود دارد. ما تاکنون دعوای جدی نداشتیم. دعوایی که منجر شود به این‌که کسی صدایش بالا رود تا به حال نداشتیم. دعواهای ما خیلی کوچک بوده و به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. همیشه سعی کردیم با گفت‌وگو مشکلات خود را حل کنیم. البته خسروی بسیار مرد آرامی است و همیشه کوتاه می‌آید،اما من کمی سر و صدا می‌کنم. {می‌خندد} این آرامش خسروی باعث شده که مرا هم آرام کند. یادم می‌آید در مورد مشکلی بحث می‌کردیم و صدای‌مان را مادربزرگ ـ که حدود 2 سال است دیگر در میان ما نیست ـ شنیده بود. وقتی فردای آن روز از من سوال کرد که چه اتفاقی افتاده است، من گفتم داشتیم تمرین می‌کردیم و پایان‌نامه خسروی را تنظیم می‌کردیم. هیچ‌وقت حرف زندگی‌ام را به کسی نگفتم. چون شاید هر آدمی برداشت خود را از این قضیه داشته باشد درصورتی که شاید دچار اشتباه شده است و نمی‌داند قبل از آن چه اتفاقات دیگری افتاده است. مثل همان بیت شعر معروف که می‌گوید: هر کسی از ظن خود شد یار من ‌/‌ از درون من نجست اسرار من.

خسروی: وقتی با حرف زدن و گفت‌وگو می‌توان موضوعی را حل کرد، چرا با دعوا و جر و بحث؟

در مورد تربیت فرزندتان چطور برخورد می‌کنید؟

بیتا: خسروی همیشه حامی دخترمان رهاست. رها هم همیشه برای هر مشکلی به پدرش پناه می‌برد. رها دختر فهمیده‌ای است و درک بالایی دارد. سعی کرده‌ایم ‌ او را با اصول زندگی خود بزرگ کنیم. فقط کمی در مورد غذا خوردن با او مشکل داریم که بسیار بدغذاست. گاهی اگر خواسته‌هایش از سوی من برآورده نشود به سمت پدر می‌رود تا آنها را برآورده کند.

خسروی: البته رها واقعا دختر درسخوان، مودب و باهوشی است. من سعی می‌کنم زیاد به او سخت نگیرم، چون بین دختر و پدر همیشه یک رابطه‌ عمیق عاطفی وجود دارد.

از زندگی خود راضی هستید؟

خسروی: شکر خدا. باید ببینیم چه تعریفی از رضایت داریم. رضایت به این معنا که این قطار هر روز که به جلو می‌رود رو به رشد است، بله راضی هستم؛ هم در زندگی کاری و هم در زندگی شخصی. البته این به سطح توقع طرفین هم بستگی دارد. ما هر دو، سطح توقع بالایی نداریم. این روزها فکر می‌کنم که زندگی کاری و شخصی‌ام رو به رشد است.

بیتا: بله، من هم راضی هستم. البته هر زندگی پستی‌ و بلندی‌های خود را دارد.

تعریف شما از یک زندگی مشترک سعادتمند چیست؟

خسروی: هر زن و شوهری دوست دارند در کنار فرزندان خود خوشبخت شوند. سالم زندگی کردن و سلامت بودن هم بسیار مهم است. بخش مالی کمک‌کننده این مسائل است. باید کار کنیم و برای خوشبختی و سلامت خود پول دربیاوریم. این مسائل ‌زنجیروار به هم متصل هستند. هر کدام از اینها آسیب ببینند، نقصان ایجاد می‌کند.

بیتا: الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها ‌/‌ که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها.

خسروی: زندگی زناشویی و فردی از هم جدا نیست. از لحظه تولد هر آدمی تا زوج شدن او و تا لحظه مرگ زندگی جاری است. زندگی من یک زندگی آرام، سلامت و سعادتمند است. در آخر نیز از همه کسانی که در رسیدن محمدرضا خسروی به این جایگاه به عنوان یک دبیر، بازیگر، کارگردان و هرچه که هستم‌ کمک کرده‌اند، تشکر می‌کنم. از پدر و مادرم مخصوصا مادرم که بسیار در زمینه تحصیلی به من کمک کرد. از بیتا همسرم که همراه همیشگی خوب من در تمامی مراحل زندگی و سختی‌ها بوده است. اگر هم نقصی در من است بر من ببخشند. زندگی یک چشم برهم زدن است ، باید از آن لذت ببریم و زیاد به مسائل حاشیه‌ای نپردازیم و با افسوس‌ها زندگی نکنیم.

بیتا: من آرزو می‌کنم که سایه همسرم خسروی همیشه بالای سر خانواده‌‌اش باشد و به آنچه که لیاقت دارد، برسد. چون فکر می‌کنم توانمندی‌های او بسیار زیاد است و هنوز آنچنان که باید کشف نشده است.

فرانک قنبری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها