در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نگاه درمانگری به اعتیاد
علی زاهدی، تهیهکننده شروع خوب میگوید: وقتی یک برنامه مورد توجه قرار میگیرد، بدون شک به خاطر یک گروه برنامهساز است که کنار یکدیگر به خوب شدن برنامه کمک میکنند. این برنامه هم به پیشنهاد ستاد مبارزه با مواد مخدر و تایید گروه اجتماعی شبکه 3 سیما با یک گروه خوب ساخته شد. این برنامه یک نگاه متفاوت به بحث اعتیاد دارد. از این لحاظ که ما یک نگاه درمانگری را دنبال میکنیم و با این رویکرد که امکان درمان برای آنها وجود دارد، کار را میسازیم گرچه ممکن است خیلی این درمان سخت باشد و آمار بالایی نداشته باشد.
او در ارتباط با ساخت برنامه میافزاید: در سری اول برنامه 2 میز وجود داشت. یکی میز کارشناسی بود و دیگری میز رها شدگان و با 2 موضوع پیش میرفتیم. مثلا مجری با یک نماینده مجلس صحبت میکرد و عباس امیرمعافی به عنوان مجری بخش رهاشدگان با افرادی در این زمینه صحبت میکرد و دو میز با هم تعامل داشتند. اگر این برنامه دیده شود میتواند شروع مجددی برای رها شدن باشد. من بر واژههایی که به کار میبرم، تاکید دارم. نمیگویم معتاد. میگویم مصرفکننده، چراکه خیلیها ممکن است معتاد باشند ولی هر کس به یک چیز خاص. کسی ممکن است معتاد به تلویزیون باشد یک نفر معتاد به موبایل و... است، اما ما در این برنامه مصرفکنندگانی را میآوریم که رها شدهاند. ما حتی از اسم پاک شدن هم استفاده نمیکنیم، چراکه معتقدیم آنها ناپاک نبودهاند. در طرح اولیه برنامه صرفا کارشناسان نمیآمدند، بلکه افراد چهره و شناخته شده هم در برنامه حضور مییافتند اعم از بازیگران و.. که بازخورد خوبی داشت. اما در برنامه دوم میز مجری را حذف کردیم و برنامه صرفا با اجرای عباس امیرمعافی روی آنتن میرود، اما در برنامه 2 مهمان دعوت میشود، هم کارشناس و هم فرد رها شده با این تفاوت که مجری عباس امیرمعافی است. او مجری خوب و مسلطی است و از برنامه بسیار استقبال شده تا حدی که در بعضی برنامهها مهمانان ما هر دو از مصرفکنندگانی بودند که رها شده بودند. زاهدی جالبترین برنامهای را که در طول این چند سری روی آنتن رفته برنامهای عنوان کرد که در آن یک فرد مصرفکننده با همسرش حضور پیدا کردند و در آن برنامه پدرزن آن فرد مصرفکننده متوجه شد دامادش معتاد است. او میگوید: برای من تحمل و سعهصدر آن خانم جالب بود. اینکه اعتیاد همسرش را فهمیده بود، ولی هیچکس از قضیه با خبر نشده بود. استقبال از آن برنامه به حدی بود که ما دوباره از آن زوج دعوت کردیم در برنامه حضور یابند و درباره اینکه چگونه متوجه شده است همسرش اعتیاد دارد و بعد از آن چه برخوردی کرده صحبت کند. سختیهایی که آن زن با دو بچه کشیده، ولی همسرش را رها نکرده بود بسیار مورد توجه بود. او نام برنامه، ولهها، دکور خوب، مجری و تیتراژ را از نقاط قوت این برنامه عنوان میکند و میافزاید: در این برنامه فضایی وجود دارد که در آن رهاشدگان دیگر برنگردند. مخاطبان ما تماس میگیرند و میخواهند بسیاری از این آلات مصرف را نشان ندهیم، چراکه ذهن آنها به این موارد حساس است و امکان دارد با یک تلنگر برگردند. آنها از ما میخواهند صرفا به رهاشدگان و چگونگی رهایی آنها بپردازیم، چون معتقدند این موضوع به آنها نیرو میدهد. در ضمن یک کار دیگر که پنهانی انجام میگرفت این بود که از آنها میخواستیم داستان زندگیشان را تعریف کنند. از این طریق خانوادهها هم در جریان قرار میگرفتند و ارتباطی برقرار میشد. این ارتباط خیلی خوب بود و باعث میشد خانوادهها باخبر شوند که اعتیاد خیلی پیچیده نیست و ممکن است از یک دوستی ساده شروع شود یا یک فرد معتاد ممکن است برای اینکه همسرش را نگه دارد او را نیز معتاد کند.
نجات برای رهایی یک انسان
عباس امیرمعافی، مجری شروع خوب متولد 1360 تهران است. او سالها پیش سابقه مصرف مواد مخدر داشته است.
وی میگوید: از وقتی تصمیم به ترک گرفتم، به هر دری زدم. ولی به هر راهی میرفتم دوباره سر جای اولم برمیگشتم تا اینکه با کنگره 60 آشنا شدم و تحت درمان علمی قرار گرفتم. آنجا با روش درمان تدریجی پس از 8 ماه که طی دوره اول درمان یا به اصطلاح سفر اول بود، وارد رشته تیراندازی با کمان شدم و پیشرفت بسیار خوبی داشتم. به همین دلیل توسط سازمان ملل به عنوان الگوی جهانی بازتوانی معرفی شدم. او در ارتباط با نحوه ورودش به کار رسانه میافزاید: در ماه رمضان به برنامه ماه عسل دعوت شدم که تهیهکننده آن آقای زاهدی بودند و از آنجا باب این آشنایی باز شد. بعد از چند سال که برنامه شروع خوب در حال تهیه بود، آقای زاهدی با من تماس گرفتند و خواستند به عنوان گزارشگر به این برنامه بیایم و من نیز پذیرفتم و بعد از مدتی وارد کار اجرا شدم.
امیرمعافی میگوید: در موفقیتم ابتدا خداوند بسیار به من کمک کرد و بعد از آن من خودم را مدیون آقای زاهدی میدانم، چون خیلی خیرخواهانه به من لطف کردند و با اطمینانشان به من باعث شدند در این کار موفق باشم. من پیش از این، سابقه اجرا یا کار رسانهای نداشتم. همکاری ستاد مبارزه با مواد و بخصوص طه طاهری هم به پا گرفتن این برنامه بسیار کمک کرد. امیرمعافی میافزاید: الان 9 سال است که بهطور تخصصی در زمینه اعتیاد فعالیت میکنم و شاگردانی دارم و در این باره به افراد زیادی راهنمایی و مشاوره داده و میدهم. من خیلی خوشحالم که توانستهام تعداد زیادی از این افراد را نجات دهم، چون لذت رهایی یک انسان به واسطه کلام و راهنمایی تو آنقدر بالاست که توصیفناپذیر است و ما در کتاب آسمانیمان هم داریم که میفرماید: کسی که یک نفس را نجات دهد مانند این است که همه نفس ها را نجات داده است. خیلی ها به واسطه کلام و تصویر من برای رهایی اقدام کردند و موفق به ترک شدند و این مهمترین هدف من بوده است. امیرمعافی در ارتباط با شروع خوب می گوید: در این برنامه افرادی را به عنوان مهمان می آوریم که موفق به ترک شده اند و در برنامه روش حل مساله را از آنان سوال میکنیم. این برنامه تاثیر زیادی در جامعه دارد و مهمترین تاثیرش، پیشگیری است. من معتقدم شروع خوب در این زمینه هم موفق است، چراکه بسیار دوستانهتر و عامیانهتر با مخاطب خود ارتباط برقرار میکند. بخش عمده مخاطبان ما کسانی هستند که مصرفکننده مواد نیستند و در این برنامه پایان راه را به آنان نشان میدهیم و میگوییم در صورت مصرف چه عواقبی را باید تحمل کنند.
زاهدی: تاثیرگذاری یک برنامه بسیار مهمتر از جذابیت آن است و اگر چند سال بعد کسی بررسی کرد و این برنامه را جزو برنامههای اثر گذار معرفی کرد، آنگاه میتوان گفت موفق بودهایم
امیرمعافی در ادامه میگوید: در این برنامه تا حد زیادی قصد داریم دغدغه ایجاد کنیم. 3 هدف مدنظر ماست: مهار، پیشگیری و درمان و به هر سه این موارد به یک حد پرداخته میشود. البته این تا حد زیادی یاری سایر ارگانها را نیز میطلبد. بعضی مسوولان فقط وقتی جلوی دوربین هستند قول همکاری میدهند، ولی از فردای همان روز وقتی با آنها تماس میگیریم حتی جواب تلفن ما را نمیدهند و این بسیار بد است. هم اکنون اعتیاد یک سیر و روند پنهانی را آغاز کرده و ما در این برنامه میگوییم آقای مسوول تو هم مصون نیستی. فرزند تو هم ممکن است در این دام بیفتد. مجری شروع خوب میگوید: باید نسبت به این قضیه حساس بود. هم اکنون این موضوع همه اهمیتش در حاشیه قرار دارد و به آن پرداخته نمیشود. اکنون آنقدر به ورزشکاران توجه میشود که حتی اگر رنگ کفششان عوض شود روی آن مانور میدهند، اما کسی به این موضوع توجه نمیکند که چرا در برخی از ورزشگاهها یا حتی باشگاهها انواع مواد مخدر توزیع میشود. این قضیه حتی در مدارس ما هم وجود دارد. به همین دلیل ما خانوادهها را وارد برنامه خواهیم کرد و کسی که به برنامه دعوت میشود، همراه با فردی میآید که در زندگیاش دخالت داشته و چون بیننده برنامه ما خانوادهها هستند لذا به نظرم بهتر جواب میدهد. چرا که شنیدن این اتفاقات از زبان مادر آن معتاد ملموستر است. او اعتقاد دارد: صرفا چهره و فن بیان برای اجرا کافی نیست، بلکه تسلط بر موضوع برنامه بسیار مهمتر است. یک چهره خوب لزوما نمیتواند یک اجرای خوب داشته باشد. شاید بهترین مجری هم نتواند حس یک فرد یا درد او را بفهمد. من با مهمان برنامه همانطور صحبت میکنم که انگار با دوست خودم حرف میزنم و معتقدم هر سخن کز دل برآید لا جرم بر دل نشیند.
من همواره سپاسگزار خدا هستم، چون میدانم اگر توفیقی داشتهام لطف او بوده است. خداوند مرا از ظلمات به سمت نور رهنمون کرد. امیر معافی در این برنامه، تدوینگر هم است. او در ارتباط با تدوین برنامه میگوید: اینکه اجرا و تدوین به عهده یک نفر باشد خیلی به اجرا کمک میکند و باعث میشود ضعفها یا نواقص کار خودت را تشخیص دهی و آنها را تکرار نکنی. این برنامه هم بر مبنا و اصول خاصی جلو رفت و تلاش کردیم آنچه را روی آنتن میفرستیم بهترین باشد. امیر معافی هماهنگی مهمانان برنامه را نیز به عهده دارد. او در این باره میگوید: در سری اول افراد سخت حاضر میشدند در برنامه حضور پیدا کنند، اما با پخش چند قسمت، افراد زیادی ابراز تمایل کردند به برنامه بیایند و برای سری دوم برنامه حدود 100 اسم دارم که میخواهند در برنامه بیایند و من مجبورم از بین آنها انتخاب کنم.
طرح برنامهای تاثیرگذار
طرح یک برنامه، مهمترین تاثیر را در پیشبرد و پذیرش یک برنامه به عهده دارد. شروع خوب برنامهای است که طرح اولیه و حتی عنوان آن نیز پیشنهاد حامد جوادزاده بود که در سری اول برنامه کارگردان و مجری بخش کارشناسی برنامه نیز بود. او در ارتباط با نام برنامه میگوید: شروع خوب عنوان برنامهای مشارکتی در فرهنگسرای خانواده بود که ساخت بخش رادیویی آن به عهده من بود. آن برنامه در ارتباط با زوجهای جوانی بود که تازه ازدواج کرده بودند. پس از گذشت چند سال از آن برنامه، پیشنهاد ساخت برنامهای با موضوع اعتیاد از طرف آقای زاهدی به من شد که پس از بررسیهایی به نتیجه رسیدیم که نام شروع خوب چقدر میخورد و به عبارتی به این برنامه مینشیند. چون افرادی که قرار بود به برنامه دعوت شوند کسانی بودند که پس از رهایی از دام اعتیاد قرار بود زندگی تازهای را شروع کنند و به عبارتی، یک شروع مجدد خوب را داشته باشند. حامد جوادزاده که طراحی برنامههایی چون گزینه جوان، ستاره زد سلام کن،40 دقیقه بدون قضاوت و نیمروز را در کارنامه خود دارد، در ارتباط با طراحی یک برنامه میگوید: در واقع طراح یک برنامه یعنی کسی که تمام ادوات یک برنامه را طراحی میکند و به عبارت دیگر، راه رسیدن به هدف برنامه را میدهد. مثلا گفته میشود قرار است برنامهای در ارتباط با اعتیاد و مواد مخدر ساخته شود. طراح میگوید برنامه با چه فرمتی باید ساخته شود که به بهترین شکل با مخاطب خود ارتباط برقرار کند. اینکه مجری چه کسی باشد، برنامه در چه فضایی اجرا شود و... به عهده طراح برنامه است.
او در ارتباط با طراحی صحنه سری اول برنامه میگوید: من معتقد بودم برای طراحی دکور باید از رنگهای شاد استفاده شود، چون این تصویرها با رنگ تیره و.. همه ذهنیت اشتباه حاکم بر جامعه در زمینه اعتیاد است، در صورتی که اعتیاد لزوما خانمان برانداز نیست. او در ارتباط با اجرای شروع خوب میگوید: در سری اول برنامه 2 میز وجود داشت؛ یکی میز کارشناسی بود و دیگری میز رهایی. در میز کارشناسی، حرفهای علمی موارد گفته شده در میز رهایی بیان میشد. من در اجرای این برنامه بعضی وقتها آگاهانه خودم را به بیاطلاعی میزدم. مثلا روش مصرف شیشه شاید برای کارشناس برنامه بدیهی بود، اما این سوال بیننده من بود به همین علت میپرسیدم یا سوالاتی از این نوع را در برنامه مطرح میکردم. البته بعد از مدتی به خیلی از مسائل آگاه شدم ولی باز هم میپرسیدم. البته تجربه بالای امیر معافی نیز خیلی خوب بود. بیان تاثیرگذار و اجرای مسلط او کمک میکرد و من خیلی چیزها را از او یاد گرفتم، چون به طور عینی با قضیه ممزوج بود. کارشناسان برنامه هم از جنبههای روانی و علمی و... این موضوع را بررسی میکردند و بعد با تدوینی که صورت میگرفت جان کلام گفته میشد و در برنامه قرار میگرفت.
این یک برنامه گفتوگومحور در یک حوزه خاص است که البته در کنار آن یک سری گزارشهای مستند هم پخش میشود.
سری جدید برنامه
در سری جدید برنامه قرار است به گونه دیگری به این موضوع پرداخته شود به همین دلیل از زاهدی، تهیهکننده برنامه میخواهم در این باره توضیح دهد: به طور کلی در همه سریهای برنامه به جای این که به حواشی بپردازیم و شلوغی ایجاد کنیم راهحل را پیشنهاد کردیم، ولی گفتیم ممکن است این راهحل بسیار سخت باشد، اما ممکن است و شدنی. مهم این است که خسته نشوی و ادامه دهی و به همین دلیل در سری بعد برنامه در فضای دیگری قرار میگیریم و سعی میکنیم مهمانان برنامه همراه با خانوادههایشان در برنامه حضور پیدا کنند. به این که نگاه فامیل و جامعه بعد از این که از اعتیاد آنها آگاه شدند، چگونه بود و چه راه حلی را برای نجات او پیشنهاد کردند خواهیم پرداخت.
زاهدی در ارتباط با دکور برنامه میگوید: دکور ما یک تقاطع است که نشان میدهد همه چیز به انتخابهای ما بستگی دارد و مهم است انتخاب خودت چه چیزی باشد. ما در مرحله انتخاب هستیم و در زمینه سوژه، اجرا، دکور و گزارش خوب کار کردهایم. گروه تولید ما کتک خورد، دوربین ما شکست و جاهایی رفتند که کسی نمیرفت. ما تنها برنامهای بودیم که برای نشان دادن دوربین مخفی یک میلیون و نیم شیشه و کراک و... خریدیم. در مازندران دم در خانهای میرفتیم که مواد مخدر میفروخت و ما عملا میخریدیم. ما برای نشان دادن واقعیتها هزینه کردیم.
او در ادامه اشاره میکند: در سری سوم برنامه به دنبال فضاهای خانوادگی میرویم، چراکه معتقدیم NGOهایی هستند که توسط مردم اداره میشوند و این خیلی به روند بهبود کمک میکند و اگر آنان با بهانههای مختلف با یکدیگر ارتباط بگیرند و از سالمبودن هم اطلاع پیدا میکنند این حس تعاون برای رهایی افراد بسیار مهم است. بحث خلاف ممکن است در هر فردی وجود داشته باشد و ما نباید به صرف این که فهمیدیم یک فرد قبلا معتاد بوده است درباره او ذهنیت بدی داشته باشیم. درباره این افراد رها شده باید دید مثبت وجود داشته باشد. این نگاه نباید آنقدر منفی باشد که باعث طرد این افراد در جامعه شود.
ما به دنبال این هستیم که نگاه مثبت شود. البته ما به دنبال این نیستیم که بگوییم اعتیاد یک اتفاق مثبت است. به دنبال این هستیم که بگوییم یک فرد رها شده مجرم نیست و این که اگر کسی در این دام افتاده امکان رهایی برایش وجود دارد. او در ارتباط با مخاطبان هدف برنامه میگوید: در وهله اول مخاطبان ما خانوادههایی هستند که معتاد دارند و در لایههای بعدی خانوادههایی که جوان دارند. من در هدف اولم تا حد زیادی توانستهام موفق باشم، چون بیشتر کسانی که به نوعی با این قضیه در ارتباط بودهاند برنامه را دیدهاند. به اعتقاد من، اعتیاد مانند آتشی است که در یک جنگل میافتد و اگر بموقع درمان نشود همه درختان دچار میشوند. برای رهایی یک انسان، خانوادهها در وهله اول باید بسیار حمایت کنند. در این برنامه ما نشان دادیم پیشگیری بسیار بهتر از درمان است، ولی نشان دادیم درمان هم ولو سخت، اما وجود دارد و این کار غیرممکن نیست و هم این که اعتیاد مربوط به سن و سال خاصی نمیشود، از یک بچه دبستانی تا بالاتر ممکن است درگیر شوند. ما بیشتر به دنبال نگاه درمانگر هستیم، زیرا برنامههای زیادی تاکنون ساخته شدهاند که نگاه پیشگیرانه داشتهاند و فقط بدیها را نشان دادهاند، اما در برنامه ما افرادی را نشان دادیم که درآمدهای بسیار بالا داشتهاند و بدون این که کسی باخبر باشد، اعتیاد داشتهاند. ما حتی پزشک معتاد هم در برنامه آوردهایم. با این که تاکنون تصور میشد معتاد فقط کنار جویها دیده میشود. او در ارتباط با انتخاب کارشناسان میگوید: در این برنامه بیشتر به دنبال کارشناسان مجرب هستیم، کسانی که یک راهحل عملی را به ما پیشنهاد بدهند و صرفا دنبال منافع شخصی نباشند. بعلاوه دارای علم روز باشند و با یک نگاه عامهپسند منافع ملی را در نظر داشته باشند. در زمینه انتخاب کارشناس هم ستاد بسیار به ما کمک کرد.
البته در سری اول برنامه چون هنوز فضا ناشناخته بود بسختی همکاریها انجام میشد، ولی در سریهای بعدی همکاری بهتر شد. با توجه به تولیدی بودن برنامه از زاهدی میپرسم بهتر نبود برنامه زنده روی آنتن قرار میگرفت و او در پاسخ میگوید: این موضوع خوبیها و بدیهایی دارد. البته با توجه بهفشردگی جدول شبکه این امکان برای ما وجود نداشت، ولی از این لحاظ که برنامه را بارها قبل از پخش مورد بازبینی قرار میدهیم خوب است و من با این که همواره تاکید بر برنامه زنده دارم این بار ترجیح دادم برنامه تولیدی باشد.
او در ادامه اظهار میکند: من بازخوردهای بسیار خوبی از مخاطبان گرفتهام. در حال حاضر فردی را میشناسم که سالگرد تولدش را آن روزی در نظر گرفته است که رها شده و تاریخ تولدش را به عنوان تولدش نمیدانند. بین این افراد رها شده افراد بسیار مستعد و پرتوانی وجود دارند که حتی به زبان انگلیسی هم مسلط هستند و نریشن بعضی برنامهها را برای من ترجمه میکنند. آنها حس خوبی به این برنامه دارند. من برنامههای زیادی ازجمله پنجره، کولهپشتی، ماه عسل، رودررو، نیمروز، دیروز امروز فردا و... را روی آنتن داشتهام، اما همه این برنامهها یک طرف و شروع خوب یک طرف. من به این حد برای این برنامه ارزش قائل هستم چون معتقدم دغدغه مردم ما اعتیاد است. من به واسطه سفرهایی که به خارج از کشور داشتهام، بسیار دیدهام مواد مخدر مختلف زیادی با هدف ایران تولید میشود. ما تصویر دختری را داشتیم که 8 هزار تومان برای خرج خودش داشت که 6 هزار تومان را برای مواد مخدر خرج کرد و با 2 هزار تومان آن بیسکویت خرید یا خانمی از یک ماشین با سرعت 120 کیلومتر پایین پریده بود چون به علت مصرف مواد تصور میکرد ماشین ایستاده است. البته این هنوز هم عمق فاجعه را نشان نمیدهد و ما تصاویری بسیار بدتر از این را داشتیم که قابلپخش نبود. او در ارتباط با مواد جدید میگوید: به این مواد هم تا حد امکان پرداخته میشود، ولی در اینباره محدودیتهایی وجود دارد.قصدمان این است که مواد صنعتی را نشان دهیم و این آگاهیبخشی را برای خانوادهها داشته باشیم. چراکه بعضی ازجوانان ممکن است فقط برای کنجکاوی به این سمت بروند. لذا خانوادهها باید بسیار دقت کنند. البته جامعه در بعضی موارد آمادگی پذیرش یک سری موارد را ندارد و بعضی از مسائل قابلیت طرح را در رسانه ندارند و بهتر است در فضاهای تخصصی به آنها پرداخته شود. در بیرون کسی برای محافظت از ما وجود ندارد، بلکه ما خودمان باید از خودمان محافظت کنیم. خانواده این افراد خوب است با هم در ارتباط باشند و بدانند اگر درگیر شدند امکان رهایی هم وجود دارد، گرچه بسیار سخت است و از تنگناهای بسیار پیچیده عبور میکند.
او در ادامه بر این نکته تاکید میکند که تاثیرگذاری یک برنامه بسیار مهمتر از جذابیت آن است و اگر چند سال بعد کسی بررسی کرد و این برنامه را جزو برنامههای اثر گذار معرفی کرد، آنگاه میتوان گفت موفق بودهایم.
هاجر یاراحمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: