نکته در این میان تفاوت میان سطح کار کارگردانانی است که از مدیوم سینما وارد عرصه تلویزیون شدهاند با آنان که از ابتدا فقط فعالیت تلویزیونی انجام دادهاند. سطح و فرم زیباشناختی در این دو عرصه کاملا با هم متفاوت است. وقتی قرار است یک سریال ساخته شود، یعنی مخاطب به صورت رایگان آن را میبیند، بنابراین پولی برای آن نمیپردازد. به همین دلیل کارگردان سریال تلویزیونی اگر توجهی هم به جنبههای هنری سریال ـ به طور خاص تیتراژ سریال ـ نکند، به صورت جدی بازخوردی نمیبیند. همچنین یک سریال چند بار پخش میشود و مخاطب فرصت دارد کار را ببیند و در انتخاب آن کاملا مختار است که این مساله هم مزید بر علت میشود که عرصه برای بیتوجهی به جنبههای هنری سریال و تیتراژ نادیده گرفته شود. اما در عرصه سینما، مخاطب هزینه میکند تا یک بار به سالن سینما بیاید و به طور متوسط یک ساعت و نیم الی 2 ساعت وقت و کار و زندگیاش را تعطیل کند تا به دیدن فیلم کارگردان بنشیند. از طرفی دیگر نقد در حوزه سینما از نظر جدیت و شیوه گفتمان، به کلی متفاوت از حوزه تلویزیون است. به همین دلیل کارگردان نمیتواند مساله را دستکم بگیرد چون با انبوهی از نظرات و نقدهای مختلف روبهروست و اثرش کاملا به چالش کشیده میشود به همین دلیل او تلاشش را باید به کار گیرد تا بتواند نتیجهای راضی کننده ارائه کند.
ایده تیتراژ سریال فرات از جایی نشات میگیرد که در گنجینه بصری جامعه ما مهجور مانده است، یعنی نقاشی قهوهخانهای و این که در تیتراژ سریال فرات ایده اصلی همین نقاشیهاست، مساله قابل توجه و درخور تحسینی است. چیزی که در این نقاشیها بارز است، ویژگی روایت آنهاست، یعنی بیشتر از آن که بخواهد خاصیت هنری داشته باشند، به منظور روایت و نقالی به کار میروند و چه چیزی بهتر از نقاشی قهوهخانهای برای یک سریال که قصد دارد در فضایی مناسبتی داستانی را نقل کند.
از سوی دیگر، در عمده این نقاشیها معمولا چهرهها به صورت کامل رسم و در تعداد کمی از آنها چهرهها نورانی کشیده میشوند. اما در فرات این نکته مورد توجه قرار گرفته است که شمایل به تصویر کشیده نشود.
فونتی که در تیتراژ به کار رفته است، جزو فونتهایی است که با این که ساده به نظر میرسند، اما معمولا در عنوانبندیهای تلویزیونی دیده نمیشوند و استفاده از این فونتها به اثر شکلی مستقل میدهد که در عین سادگی بتواند تمایز ایجاد کند. درضمن این که رنگ و نوع فونت هم از نظر مفهومی و فرمی با دیگر قسمتهای تیتراژ هارمونی دارد.
موسیقی تیتراژ ضرباهنگی نسبتا سنگین دارد که با فضای سریال و مناسبتی که در آن قرار گرفته همخوان و همراه است. لحنی مارشگونه که حس عزا را منتقل میکند.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم