خردسال ترین زندانی دربند صهیونیسم

سن و سال یوسف الزق به چهارسال نمی رسد. وی متولد زندان "هاشارون" در اسرائیل است و خردسال ترین زندانی دربند صهیونیست‌ها نیز به حساب می آید . مادر او فاطمه الزق نام دارد که توسط سربازان اسرائیلی در مبارزه ای نابرابر در گذرگاه " ایرز" دستگیر می شود و توسط دادگاه‌های اسرائیل به 12 سال حبس محکوم می گردد.
کد خبر: ۴۴۷۴۳۷

یوسف موقع دستگیری مادر، یک ماه بیشتر نبود که در رحم مادر قرار یافته بود. وی در بدترین شرایط جسمی و روحی حاکم بر مادر در زندان بدنیا می آید. در واقع این نوزاد سند زنده‌ای است که فاجعه، ستم و رویکرد غیر انسانیِ انسان را به رخ می کشد و جز شرمندگی برای انسانهای مسئول چیزی برای گفتن باقی نمی گذارد.

این عمل فجیع و دردآور در قرن بیست و یکم میلادی اتفاق می افتد. در دوره‌ای که انسان قله نوزایی، روشنفکری و مدرنیته را پشت سر گذاشته است و دنبال فتح بیابانهای ناآشنای پست مدرنیته و رسیدن به قله گفتمان و ورود به آسمان حقیقت است.

یوسف در مکانی چشم بدنیا می گشاید که دست ساز صهیونیزم است و زندان نام دارد آنجا فریادها بجایی نمی رسد . بغض ها فرصت ترکیدن ندارند، نگاه ها به همنوع مهربانانه نیست، سیب های زندگی بجز اندکی، کال باقی می مانند و موش ها موقعیتی می یابند که از دهان انسان، دندان می دزدند. درآنجا دریچه اخوان بر روی زندگی آرام، بسته می شود. همو که گوید

« سرشار از تهی            جویبار لحظه ها جاریست»

در موقعیتی مثل زندان، زمان هم باردار است . گهی با زور ظالم و گهی با آه مظلوم. وقتی ظالم بر ارابه ستم سوار است باید خواند

«همراه با نفرت و شلاق و ستم        بر مادری مهربان و کودکی ناتوان             گرداب زمان        می زند سیلی سرد زمستان »

و هنگامی که مقاومت، شجاعت و اعتماد به نفس اسیر قهرمان، زندانبان را به مذلت، استیصال و درماندگی می‌کشاند زمان صورتی دیگر می یابد.

«مالامال از عشق، مقاومت و فریاد      طوفان زمان بر سر جلاد        می کوبد پتک داد   تا بریزد هیبت هیولای سلطه را                به خاک زیر پای مادری باردار »

آری امروزِ یوسف فاش کننده ادعای حقوق بشریِ سازمانها و نهادهایی است که نشست ها و ژست های آنان در میان تلون و تنوع تشریفات، خنثی ترین اقدام جهانی برای رسیدن به صلح و عدالت است و نخ نما کردن قبای پوسیده ناسیونالیسم عربی است که بسیار گشاد بر تنشان دوخته شده است. درپشت پرده این ایدئولوژی بیمار ، بیحالی حاکمان کشورهای عربی و مدعیان اسلام به تصویر کشیده می شود که بدجوری خمار خانه اغیارند و خاطرخواه ناظمان سلطه جهانی.

زمانی که میلیاردها کودک جهان با تولد، لبخندِ والدینشان را به ثبت می رسانند، نگاه مادر یوسف به خشم و غضب زندانبان است که بر نوزادِ لخت و عریان تازیانه نزنند و یا مشتری چشمان آبی یوسف ها نگردند.

اگر برای صدها میلیون نوزاد جهان هنگام تولد بستری نرم و گهواره ای زیبا مهیا می گردد و شانسِ آینده آنها را برایشان به عنوان اسم، انتخاب می کنند، یوسف نامش را مدیون گذشته است. مادر او ، نام حضرت یوسف را برمی گزیند تا برای رسیدن به وطن زندانها را خراب نماید. او اگر گذشته اش را به دست نیاورد. آینده ای برایش ساخته نمی شود.

مکان تولد یوسف ها پر از صدای نامحرم است.صدای تازیانه ، شکنجه ، فریاد دیو غرش اهرمن، هرآن او را به نقطه نیستی می کشاند.

یوسف هنوز متولد نشده ، مهاجر است در میان ستونی از زندانبانان که حافظ تاریکی، ترس، غربت و ناآرامی برای میهمان اند. به دنیایی پا می گذارد که زندان در زندان است .

و به همین لحاظ باید یوسف را زندان نامید تا گرد و غبار روزگار بر چهره این سند زنده ننشیند و طراوت از آن گرفته نشود. وقتی این اسناد بکر بمانند، حقوق یک چهارم جمعیت فلسطین که بالغ بر هشتصدهزار نفرند و از ابتدای مقاومت توسط اسرائیلیان دستگیر و بازداشت شده اند، محفوظ می ماند.

از سال 1967 هجده هزار نفر از فلسطینیان توسط اسرائیلی ها به اسارت گرفته شده اند که دوازده هزار نفر آنان زن و سه هزار نفر از آنان، زیر هجده سال اند .

در میدان مبارزه فلسطینیان، امیر اسرای بیت المقدس " فوادالرازم" را داریم که سی و یکسال در بند اسرائیلیان بوده است. "شعبان حسونه" به 99 سال زندان گرفتار می آید و "مجدی حماد" به 624 سال حبس محکوم می شود .

زندان اسرائیلیها به کف پای هزاران آزاده بوسه می زند و دویست هزار شهید با خونشان که بر کوه و دشت و شهرهای فلسطینی ریخته شده است ، سند حقانیتشان را امضاء می نمایند. آنها عشقشان را بر جغرافیای فلسطین با خون نقاشی کردند و هم اینک از هر گوچه و برزن این سرزمین صداهایی با هم می پیچند که آزادگی، حریت، عدل و انصاف را فریاد می زنند. تموج و تحرک برخاسته از شهادت فلسطینیان بر صخره های جهالت وجودی صهیونیزم مدام کوبیده می شود و روزی این فریادها، کوه‌ها را از جای برخواهند کند.

مقاومت و مؤلفه های دگر، خاورمیانه را دچار آشوب های ذهنی پیچیده ای نموده است که مناسبات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را بیش از وضع موجود متحول خواهد کرد. گردبادهای برخاسته از غفلتِ سلطه جهانی و نخوتِ استبداد داخلی و نشئه برآمده از ناسیونالیسم کور، آتشی سوزان تر به پا خواهد کرد که هیزم آن دولت های یاغی، ایدئولوژی های کور و کاخهایی است که خانه شیطانند و سکونتگاه فرعون اند.

یوسف ها و موسی ها، برای فرداهای این منطقه ساخته می شوند.

جهانبخش محبی نیا، عضو هیئت رئیسه مجلس و نماینده میاندوآب

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها