در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از مهمترین نشانههای طبیعی این منطقه رود پرآب قرهسو است که به زیبایی از کنار آن میگذرد. در محوطه شهریئری علاوه بر یک قلعه و یک تپه باستانی به نام قوشا تپه، تعداد زیادی سنگهای نسبتا باریک و عمودی را خواهید دید که نقش و نگار آنها توجهتان را جلب میکند و اگر بدانید بیشتر این سنگها عمری 3 هزار ساله دارند بیش از پیش ترغیب خواهید شد تا آنها را از نزدیک ببینید.
برخی از این سنگها نقوش نامشخصی دارند و برخی دیگر تصاویری از بز کوهی و انسان را نشان میدهند، اما آنچه این گورستان را به یکی از شگفتانگیزترین محوطههای باستانی ایران تبدیل کرده، سنگقبرهایی است در نزدیکی این محوطه که همه نقشهای یکنواختی دارند و چهره انسانهایی را نشان میدهند که دهان ندارند و دلیل این که چرا این نقشها همگی با یک شکل به وجود آمدهاند، به درستی مشخص نیست. ابعاد این سنگها بین 40 سانتیمتر تا 2 متر است.
محوطه شهریئری اولین بار توسط هیات باستانشناسی چارلز برنی از دانشگاه منچستر سال 1978 میلادی مورد بررسی قرار گرفت که او عمر برخی از آثار یافت شده در این محوطه را تا هزاره سوم پیش از میلاد و عصر آهن تخمین زد. پس از برنی، باستانشناسان ایرانی منطقه را مورد کاوش قرار دادند و اشیای باارزشی از گورهای شهریئری به دست آوردند که هماینک در موزه باستانشناسی خلخال نگهداری میشوند. این نوع از گورستانها را کورگان مینامند و در تمامی مناطق قفقاز و قفقاز جنوبی پراکنده هستند.
یکی دیگر از آثار بر جای مانده و دیدنی شهریئری قلعهای است وسیع با دیوار دفاعی سنگی که کنار آن جایگاهی را میبینید که به نظر میرسد آنجا آیینهای مذهبی برگزار میشده است. شاید مراسمی خاص برای تدفین مردگانشان اجرا میکردند که ما امروز به درستی نمیدانیم دارای چه اعمالی بوده، اما بیشک آن فرهنگ با نوع و شکل نقشهای روی سنگ گورها ارتباط داشته است. علاوه بر این، یک غار باستانی و تپههای متعلق به دورههای مختلف از دیگر دیدنیهای این منطقه است که میتواند ساعتها شما را در این محوطه نگه دارد.
فروردین ماه گذشته توفان شدیدی در این منطقه روی داد که باعث فرسایش و تخریب بخشهایی از آثار ارزشمند آنجا شد و شاید به همین علت بود که ابتدای این مطلب به شما توصیه کردیم گاهی نباید برای دیدن برخی آثار باستانی منتظر فرا رسیدن فصل مناسب باشید.
مقبره امینالدین جبرئیل
در 3 کیلومتری شمال اردبیل روستایی هست به نام کلخوران که یکی از بناهای تاریخی مهم استان را در خود جای داده است. این بنا مقبرهای است مشهور به امینالدین جبرئیل که متعلق به پدر شیخ صفی الدین اسحق جد سلاطین صفوی است. برای ورود به مقبره با دری مواجه میشوید که تزئینات هنری و زیبایی دارد و آخرین تعمیرات و مرمت آن سال 1030 هجری قمری توسط سلطان محمد نقاش انجام گرفته است. تاریخ ساخت اولیه این بنا به نیمه اول قرن دهم هجری باز میگردد. گچبریها و نقاشیهای سقف و دیوارها در عین سادگی زیبایی آرامبخشی دارد و فضای مناسبی برای زائران فراهم آورده است. این مقبره از بهترین نمونه مقابر در عرصه معماری اسلامی ایران محسوب میشود که سادگی و موزون بودن اجزای آن و سرانجام تزئین فوقالعاده در سطوح داخلی این بنا، آن را در زُمره شاهکارهای معماری دوره صفویه قرار داده است. اضلاع این بنا که روی شالوده سنگی قرار گرفته دارای طاقنماهای نوکتیز است. برجی که شبیه برج مقبرهای شیخ صفی است احتمالا مربوط به قرن هشتم (چهاردهم میلادی) است که شیخ صدرالدین موسی پسر دوم شیخ صفی آن را ساخته است، اما عمارتی که روی شالوده اطراف بنای اصلی قرار گرفته، در زمانهای بعد یعنی همزمان با بقعه شیخ صفی در اوایل قرن دهم بنا شده است. این مقبره در وسط محوطه محصور وسیعی واقع شده و از قسمتهایی چون حصار، حیاط بقعه، ایوان جلوبنا، رواق، بنای اصلی بقعه، حجرهها و غرفهها تشکیل شده است.
در کنار مقبره شیخ جبرئیل 2 آرامگاه دیگر نیز وجود دارد که هر کدام نمونه زیبایی از هنرهای عصر صفوی هستند. یکی از آنها متعلق به جد چهارم شیخ جبرئیل و دیگری که در محوطه شمال غربی بقعه قرار دارد مقبرهای است منسوب به جد پانزدهم شیخ صفیالدین اردبیلی.
بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی
یکی از مشخصترین اماکن تاریخی و دیدنی در شهر اردبیل بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی است که به دلیل زیبایی و ظرافتهای هنری و بصریاش، یکی از 5 اثر مهم تاریخی کشور به شمار میرود. این بقعه در واقع یک مجموعه نفیس است که به نام عارف نامدار، شیخ صفیالدین اردبیلی جد سلاطین صفویه در سال 735 هجری به دست فرزند او صدرالدین موسی بنا شد. صفیالدین از بومیان ایرانی و کرد تبار بوده و دودمان صفوی نام خویش را از وی گرفته است. در عصر صفوی بقعه شیخ با حضور استادان بزرگ عهد صفوی چنان به زیور و تزئینات گوناگون آراسته شد که همچنان پس از گذشت چند قرن به عنوان یکی از مفاخر تاریخی و فرهنگی ایران به شمار میآید. یکی از موارد منحصر به فرد این مجموعه آن است که حاوی دهها اثر بدیع در مضامین مختلف رشتههای هنری است که از آن جمله میتوان به عالیترین نوع کاشیکاری، معرق، مقرنس، گچبری و کتیبههای زیبا و نفیس و خط خطاطان بزرگ دوره صفوی مانند میرعماد، میرقوامالدین و محمد اسماعیل، همچنین منبتهای ارزنده، نقرهکاری، تذهیب، طلاکاری، نقاشی و... اشاره کرد. آنچه باعث میشود این بنا بسیار مورد توجه کارشناسان و علاقهمندان قرار گیرد این است که همه این هنرها را در حد اعلای خود در یکجا جمع کرده است؛ چراکه هر یک از این زیباییها به تنهایی در یک بنا میتوانست آن را بسیار مورد توجه و متمایز سازد و حالا بقعه شیخصفیالدین همه اینها را کنار هم دارد. دلیل این موضوع هم آن است که شاهان صفوی ارادت ویژهای به نیای خود داشتند و هریک در زمان سلطنت خود بخشی به این مجموعه افزودهاند. بخصوص در زمان شاه عباس که علاقه زیادی به جد خود داشت و بهکرات به زیارت مقبره او میرفت. به همین علت تلاش زیادی برای تکمیل و تزئین این بنا کرد. در نهایت آنچه امروز در این مجموعه میبینیم متشکل است از: گنبد الله الله، آرامگاه شاه اسماعیل اول، عمارت چینیخانه، مسجد جنتسرا، قندیلخانه، تالار دارالحفاظ، دارالحدیث، صحن اصلی، محوطه شهیدگاه، خانقاه یا چلهخانه و حیاط باغ. گنبد الله الله بنای استوانهای شکلی است که از داخل به شکل 8 ضلعی منظم ساختهشده و دارای نقاشیهایی از گل و گیاه است. در همین قسمت، صندوق قبر نفیس چوبی ای قرار دارد که با منبت کاری، خاتمکاری و کتیبههایی به خط ثلث و رقاع آراسته شده است.
آرامگاه شاه اسماعیل یکی از مهمترین و زیباترین بخشهای این مجموعه است که گنبدهای تذهیب و کتیبههای گچبری، آن را به یکی از برجستهترین دیدنیهای این مکان تبدیل کرده است.
مسجد جنتسرا، سمت چپ سرسرای ورودی قرار دارد که مانند بخشهای اصلی مقبره به صورت هشتضلعی طراحی شده و فاقد محراب است. نداشتن محراب میتواند به این علت باشد که فضای جنتسرا بیشتر برای انجام مراسم صوفیان و مجالس سماع به کار میرفته است.
قندیل خانه در واقع بخش اصلی بناست و درست روبهروی سرسرای ورودی قرار دارد. این بخش دارای دو طبقه است که وجود 5 پنجره چوبی در طبقه بالا و 5 پنجره در زیر آن، نمای بسیار زیبایی ایجاد کرده است. در قسمت شرقی آن نیز عمارت چینیخانه ساختهشده که دارای 4 شاهنشین با طاقنماهای نفیس است. روی این طاقنماها نقاشی و طلاکاری شده که توازن رنگها با اشکال هندسی در این بخش مناظر شگفتانگیزی خلق کرده است. به این قسمت، چینیخانه میگویند زیرا در دوره صفویه محل نگهداری ظروف سفارشی شاه عباس از کشور چین و همینطور ظرفهای طلا و نقره بوده است.
سیمین دخت گودرزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: