پس از خواندن، بسوزان

تعریف و تمجید از هر مکان دیدنی‌ای، همیشه هم موجب کنجکاوی برای بازدید از آن محل نمی‌شود. این را می‌توان از واکنش بازدیدکننده‌ها هم متوجه شد، اگر همراه یک تور گردشگری راهی شهری شوید، می‌توانید از چهره گردشگران هم بفهمید که گاهی اغلب آنها هیچ علاقه‌ای به آمار و داده‌های راهنمای گروه ندارند.
کد خبر: ۴۴۷۲۳۷

این که تپه‌های سیلک آغاز تمدن شهرنشینی ایرانی‌ها بوده و مثلا 5 هزار سال قدمت دارد شاید چندان جذابیتی برای گردشگرانی که خود را به حاشیه شهر کاشان رسانده‌اند، نداشته باشد. این قضیه برای مکان‌های جذاب‌تر (از لحاظ بصری!) نیز صدق می‌کند.

یعنی اگر شما به شهر زیبای فومن رفتید و قصد کردید به دیدن قلعه رویایی رودخان بروید چه‌لذتی از داده‌های «تور لیدر»‌ کسب می‌کنید: «قلعه رودخان در منطقه‌ای بنا شده‌ که در تقسیم‌بندی زمین‌شناسی به «مجموعه گشت» شهرت دارد و طبق بررسی‌های اشتوکلین شامل 2‌فاز دگرگونی است؛ اولی مربوط به پرکامبرین ـ پالئوزوئیک با شدت دگرگونی بالاست و دیگری به زمان مزوزوئیک و با شدت دگرگونی پایین مطلق است.» البته این اطلاعات تنها برای زمین‌شناسان و علاقه‌مندان به آن رشته جذاب است و جای آن در بروشورهایی نیست که قرار است زیبایی‌های این قلعه را برای گردشگران بازگو کند.

این نوع داده‌ها تنها زمانی می‌تواند مورد استفاده و جذاب باشد که همراه با اطلاعات دیگری عرضه شود. به این معنا که نوع دوگانه خاک قلعه چه تاثیراتی در سیستم دفاعی این دژ مستحکم داشته است یا مواردی از این دست.

تنها از طریق تکامل تدریجی این نوع داده‌هاست که به کنجکاوی مسافر فرصت داده می‌شود به استقبال این خبر برود که این قلعه را مثلا در دوره ساسانیان ساخته‌اند و در نتیجه از خواندن اطلاعات حاضر و آماده، حوصله‌اش سر نرود.

در این میان نباید از نقش مخرب برخی از بروشورهایی غافل شد که قرار است کاری را انجام دهند، اما درست خلافش را انجام می‌دهند. هر جا راهنمای تور گردشگری از مکانی تحسین می‌کند، بیننده را وامی‌دارد که دیدگاه شوق‌انگیز حاکمانه‌اش را بپذیرد و جایی که سکوت می‌کند، گویا دیگر لزومی به لذت بردن و توجه کردن نیست! این پیشداوری تحکم‌آمیز آنها (هم راهنمای تورها و هم بروشور اغلب این مکان‌ها) می‌تواند مسافر و گردشگر را به این نتیجه برساند که خب می‌تواند خودش با توجه به علاقه‌اش بازدید‌ها را ارزشگذاری کند و به دیدن آنها برود و البته از خیر اطلاعات دائره‌المعارفی که بر بروشور نقش بسته بگذرد.

ضمن این که مثلا وقتی شما وارد میدان نقش جهان می‌شوید زیاد در بند اطلاعات مسجد و سال ساخت عمارت عالی‌قاپو و... نیستید. تنفس در آن فضا و راه رفتن در آن تاریخ مجسم، گاهی لذتی چند برابر به شما می‌دهد تا بخواهید بنشینید پای سخنرانی فردی که گویا وظیفه‌اش آن است که شما را به دیدن آنجا راغب کند!

آلن دوباتن نویسنده انگلیسی در قسمتی از کتاب جذابش به نام «هنر سیر و سفر» به این نکته به خوبی اشاره کرده است. او می‌گوید: «مشکل دیگری که وجود داشت (در بازدیدش از اسپانیا) کاشفینی بودند که پیشتر آمده و حقایق را کشف کرده بودند.‌

در عین حال میان چیزهایی که مهم بود و چیزهایی که اهمیت نداشت تفاوت قائل شده بودند، تفاوت‌هایی که در طول زمان به واقعیت‌هایی لاتغیر تبدیل شده بودند.»

یکی از خطرات سفر کردن این است که چیزهایی را در زمان‌های نادرست ببینیم. به عبارت دیگر پیش از آن که فرصت کرده باشیم قابلیت پذیرش لازم را در خود به وجود بیاوریم. در چنین شرایطی اطلاعات به دست آمده همان اندازه بی‌فایده خواهد بود که دانه‌های گردنبندی بدون نخ.

این خطر از لحاظ جغرافیایی تشدید هم می‌شود. به عنوان مثال نحوه ساخت بناها و ساختمان‌های یادبود در شهرها که گاهی فقط چند قدمی از هم فاصله دارند، از این دست است. بناهایی که از تفکر و اندیشه ما فرسنگ‌ها دورند.

به طور معمول ما عادت کرده‌ایم وقتی سفر می‌کنیم تا مکانی را ببینیم که احتمال بازگشتمان به آنجا بعید است، خود را مجبور می‌کنیم مجموعه‌ای از چیزهایی را که نه با هم و نه به لحاظ جغرافیایی مرتبط هستند، تحسین کنیم. این درک کامل نیازمند قابلیتی است که معمولا در یک نفر وجود ندارد و راهنماها اغلب به این موضوع بی‌توجه هستند، مثلا در خیابانی از گردشگران می‌خواهند که به بنایی با معماری «گوتیک» توجه کنند و بلافاصله در خیابانی دیگر به باستان‌شناسی «اتروسکان»!

اگر برحسب منطقه جغرافیایی سفر کنیم، کنجکاوی ما بسیار سطحی دگرگون می‌شود، به همان اندازه سطحی که مثلا برای تحصیل در ترمی دانشگاهی کتاب‌ها را بر حسب حجم نه موضوعشان توصیه کنند!

میثم اسماعیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها