در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شب، خارجی، جلوی دستگاه خودپرداز
شب میرود که به نیمه برسد. خیابان سرد و خالی و بیرهگذر است. آن سوی خیابان ایستگاه خودپرداز خودنمایی میکند. با پلههایی در جلو و سایبانی در سر. به خودپرداز که نزدیک میشود چشمها ریز شده و به صفحه خیره میشود تا مبادا دستگاه خراب یا هر اشکال دیگری داشته باشد. ظاهرا که همه چیز درست است. کارت را به داخل دستگاه میفرستد و با نگرانی به ساعتش نگاه میکند. همه عملیات درست انجام میشود و دستگاه مخلوطی از پول و ایرانچک تحویل میدهد. با نفسی از سر آسودگی رو به سوی بیمارستان میسپارد.
شب، داخلی، پذیرش بیمارستان
سرمای گزنده شب جایش را به گرمای خشمی فروخورده داده است. 2 عدد ایرانچک در دست مرد باقی مانده و با شرمی ناشی از «ببخشید، بقیه شو صبح مییارم» آمیخته است. نمیداند با آنها چه کند. انگار که از ماشین لباسشویی بیرون آمده باشد. چند جایش سوراخ است و خوردگی دارد. طوری که نخ وسطش بیرون افتاده و او متوجه نبوده است که موقع پول گرفتن از خودپرداز ایرانچک معیوبی که هیچکس حاضر به پذیرشش نیست، تحویل گرفته است. اینطور بوده که پول بیمارستان را کم آورده و شرمندگیاش باقی مانده است. آن وقت شب سراغ چه کسی میرفت؟ به چه کسی رو میانداخت؟...
روز، داخلی، شعبه بانک
ازدحام شعبه بانک که خودپرداز دردسرساز را در مالکیت دارد، انگار اتفاق دیشب را به فراموشی سپرده است. به آرامی وارد بانک میشود و نوبت میگیرد. برای اطمینان دوباره به ایرانچکهای معیوب که اکنون کاغذ پارهای بیش نیستند، نگاه میکند و آنها را در دست میفشارد.
با خواندن شمارهاش به جلوی باجه میرود و شوکه میشود: رسید خودپرداز ما رو داری؟ نداری؟ خب، نمیشه دیگه. چه جوری ما بدونیم این تراولها رو از خودپرداز ما گرفتی؟ ما خیلی دقت میکنیم اسکناسها و تراولامون سالم باشه. اینا مال ما نیست، مال بانک ما نیست... .
کارمند بانک با بیاعتنایی سندش را پر میکند: به هرحال من کار خاصی نمیتونم انجام بدم. این تراول نقد شدنی نیست. واقعا نمیدونم... حیران میماند. 100 هزار تومان بههمین راحتی از دست برود؟
مگر چقدر حقوق میگیرد که 100 هزار تومانش به همین راحتی بخواهد دود شود و برود هوا. در این افکار است که عاقله مردی که نوبت بعدی اوست انگار درماندگیاش را دیده و میخواهد به نحوی کمکش کند: بده ببینم ایرانچکهارو. میگیرد و بررسی و نچنچ میکند: ببین آقا! پشت این تراولو نگاه کن. مهر بانک... شعبه ونک خورده. یعنی این تراول مال اوناست. اونا صادرش کردن. باید بری این شعبه و بگی تراول خرابشونو با نو برات عوض کنن.... و آدرس: نمیدونم. فقط نوشته بانک.... شعبه ونک. آخر خیابان گرگان تا میدان ونک چقدر راه است؟ شاید بتوان گفت مثل یک سفر بینشهری است. حالا اگر از فاصله تهران تا کرج کمتر باشد، حتما زمان بیشتری میبرد؟ پس باید با اتوبوس یا مترو رفت... و میرود. چون جز رفتن چارهای نیست.
روز، خارجی، میدان ونک
نزدیک ظهر است که به میدان ونک میرسد. میدان شلوغ و پرازدحام است. نیم ساعتی طول میکشد تا پرسانپرسان به شعبه بانک مورد نظر میرسد. داخل شعبه شلوغ و پرجمعیت است و او مثل همیشه با صبوری شماره میگیرد و منتظر نوبتش میشود. 20 دقیقه بعد همانگونه که در بانک قبلی غافلگیر شد، اینجا هم ماتش میبرد: آقا به ما چه؟! مگر هر ایرانچکی که ما تحویل مشتری دادیم، مسوولش ماییم؟ این 10 یا 100 تا دست چرخیده تا به این روز افتاده. فقط چون مهر بانک ما پشتش خورده ما باید پولشو بدیم؟
نه آقاجان! ما مسوولیتی برای این جور کارا نداریم. برو بانکهای دولتی. شاید بانک ملی کاری برات بکنه، اما فکر میکنم از هر ایرانچکت 10 تومنی کم کنه و پولشو بهت بده. چون این آسیبدیده و اصلا ارزش نداره. هر کسی راهنماییت کرده لابد خبر نداشته. برو از خودش بپرس... ساعت از 2 گذشته و دیگر کار بانکها روبه پایان است. یکروز دوندگی برای هیچ و حالا هم چند تا اما و اگر گیرش آمده است.
روز، خارجی، خیابان
چند روزی از ماجرا گذشته و گرفتاریهای روزمره و کارهای بیمارستان و غیره حواسش را از ایرانچکهای معیوب منحرف کرده است. 100 هزار تومان را از اداره مساعده گرفته و کارش را راهانداخته است، اما این ضررش را جبران نکرده است. نگاهی به طول خیابان میاندازد تا شاید یک شعبه بانک ملی پیدا کند، اما تا اینجا که خبری نیست. قدمهایش را تندتر میکند تا به کارش برسد. هجوم فکرها و نگرانیهای مختلف باز ماجرا را به بایگانی ذهنش میفرستد.
روز، داخلی، شعبه بانک ملی
پنجشنبه است و فراغتی گیر آورده است. شاید بهترین فرصت برای زنده کردن ایرانچکهای معیوب. شعبه بانک ملی را نشان میکند و اول وقت به آنجا میرود. شماره میگیرد و منتظر میماند.
نکته: هیچ یک از بانکها مسوولیت تعویض یا پرداخت وجه ایرانچکهای معیوبی که از خودپردازها تحویل مردم میشود را به عهده نمیگیرند
مطمئن است که دیگر امروز به پولش میرسد و آن را به زخمی از زخمهای کارمندی زندگی سادهاش خواهد زد، اما انگار امروز نیز روی شانس نیست: آقا ما تو این شعبه ایرانچکهای معیوب رو قبول نمیکنیم. خزانه از ما تحویل نمیگیره. فقط باید بری شعب منتخب و بزرگ بانک ملی. به نظر من برو شعبه مرکزی بانک ملی در فردوسی. اونجا دیگه مرکز شد. برو تا دیر نشده، شاید امروز به پولت برسی. برو...
روز، داخلی، بانک ملی شعبه مرکزی
ساعت 11 است که به شعبه مرکزی بانک ملی میرسد. خیابان قدیمی فردوسی، روبهروی کوچه برلن معروف و سفارت آلمان. نگاهی به شیرها و سر در عظیم بانک ملی میاندازد و به درون شعبه مرکزی وارد میشود. شعبه خلوت و آرام است، اما افسوس که به او آرامش نمیدهد: نقدینگی نداریم! امروز پنجشنبه است آقاجان و نقدینگی ما برای تعویض ایرانچکها تمام شده، اما شانس آوردی و راه را این بار درست آمدی. فقط بعضی شعب بزرگ بانک ملی، ایرانچکهای معیوب را میپذیرند و شما هم یک راست آمدهای شعبه مرکزی، اما امروز پنجشنبه و خزانه نیمهتعطیل است. انشاءالله صبح شنبه در خدمتیم!...
این سطور برشی ساده از یک ماجرا یا اتفاق پیش پا افتاده واقعی است که ممکن است برای هر کدام از ما پیش بیاید، اما مهندسی و برخورد سیستم بانکی با این امور به گونهای است که این ماجرای ساده را گاه به مشکلی بزرگ و پیچیده تبدیل میکند که حلش به صرف روزها و هدر رفتن وقت نیاز دارد. گسترش ارائه خدمات پشتیبان به ایرانچکها و سایر اسناد بانکی امری بدیهی در هر کشوری است، اما متاسفانه سیستم بانکی ایران به هر دلیل این خدمات را دیر، دشوار و سخت ارائه میدهد.
نگاهی به مراجعات روزانه مردم به بانکها نشان میدهد که شهروندان برای رفع اخلالهایی در اسناد یا اوراق بانکی خود اعم از چک، سفته، ایرانچکهای معیوب و... که گاه نقشی در ایجاد آن نداشتهاند، روزها یا حتی هفتهها سرگردان شده و کار و کسبشان معطل میماند. حال آن که بانکهای دنیا با اتصال شعب خود، الکترونیکیکردن و یکپارچه کردن امور به راحتی و حتی بدون مراجعه شخص به بانک، امور وی را رتق و فتق میکنند. اما در ایران حتی از ارائه کمترین اطلاعات به شخصی که از این عمل آسیبدیده، دریغ میشود و وی باید ساعتها وقت خود را صرف این کند که اصولا مشکلش چگونه و از چه طریقی قابل حل است؟»
دکتر علی معنوی راد، کارشناس بانکی ریشه این مساله را در یکپارچه نبودن سیستم بانکی کشور میداند و به خبرنگار ما میگوید: بانکهای مرکزی سایر کشورها قدرت نظارت کافی بر تمام بانکهای زیرمجموعه خود را دارند، چراکه سیستم بانکی آنها یکپارچه است و برای امور عمومی نام و شعبه بانک اصولا مطرح نیست.
وی افزود: اما در کشور ما بانکها هر یک جزیرهای مستقل هستند و نفوذ بانک مرکزی بر امورات آنها کامل نیست. ریشه مساله هم عدم توسعه کافی نظامهای یکپارچه الکترونیکی است که قابلیت تبادل اطلاعات بانکها به طور یکپارچه را ایجاد میکند. وقتی این گونه سامانهها را نداریم، این گونه سرگردانیها و وقتکشیها نیز طبیعی است.
وی اظهار میکند: اکنون تعویض ایرانچکهای معیوب فقط توسط بانک ملی انجام میشود و با این که تمام بانکهای کشور ایرانچکها را صادر یا در خودپردازهایشان قرار میدهند، اما در قبال آن پاسخگو نیستند و فرد را به جاهای دیگر حواله میدهند.
وی افزود: خود بانک ملی نیز قابلیت تعویض ایرانچکها در تمام شعب و در شهرستانها را ایجاد نکرده است و در تهران نیز شعبی که حالت سرپرستی منطقهای دارند، این خدمات را ارائه میدهند. در واقع بانک ملی مسوول کاری است که مسوولیتی درباره آن ندارد و این امر در نهایت به ضرر مردم تمام میشود، چراکه ارائه خدمات به آنها محدود به شعب یک بانک خاص است.
مجید صنیعی، رئیس اداره اسکناس و مسکوک بانک مرکزی نیز در این باره به خبرنگار ما میگوید: به علت محدودیتهایی که در خزانه وجود دارد، فعلا پذیرش ایرانچکها و اسکناسهای معیوب در شعب اصلی بانکملی انجام میشود، اما سایر بانکها باید اطلاعات لازم در این خصوص را به مردم ارائه دهند و از سرگردان شدنشان جلوگیری کنند.
وی افزود: بانک مرکزی بخشنامههای متعددی را به بانکها ابلاغ کرده که در قرار دادن اسکناسها و ایرانچکها در خودپردازها نهایت دقت را به کار گیرند و حتما آنها را وارسی کنند تا مشکلی برای مردم ایجاد نشود، اما به هر حال وقوع خطا اجتنابناپذیر است.
وی تجمیع مسوولیت پذیرش ایرانچکهای معیوب در یک بانک را به دلیل ضرورتهای کاری خزانه ذکر کرد و گفت: بانک ملی به عنوان قدیمیترین بانک کشور از دیرباز این وظیفه را عهدهدار بوده و خزانه نیز فقط این ایرانچکها را از این بانک تحویل میگیرد.
وی تصریح کرد: با این حال تعویض ایرانچکهای معیوب در کمترین زمان ممکن و بدون طی کردن مراحل اداری خاصی انجام میشود و بانکها باید اطلاعرسانی لازم در این خصوص به مردم را انجام دهند. بانک مرکزی نیز اگر لازم باشد تاکیدات بیشتری بر این موضوع خواهد کرد.
سید علی دوستی موسوی / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: