در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با آغاز تحقیقات معلوم شد این خانه محل سکونت زوجی است که 8 ماه قبل در کلانتری تشکیل پرونده داده بودند، همچنین مشخص شد مرد فوت شده به ماده مخدر شیشه اعتیاد داشته و آن زمان بعد از مشاجره با همسرش او را با چاقو زخمی کرده و سپس اقدام بهخودزنی کرده بود. در آن زمان مادر مبینا و بیتا برای طلاق اقدام کرده، اما بعد از مدتی احمد با بیان این که توبه کرده است و دیگر سراغ مواد نمیرود او را از جدایی منصرف کرده بود.
در ادامه فاش شد زن جوان قبل از آن نیز قصد داشت همسرش را ترک کند، اما به خاطر 2 دخترش این تصمیم را عملی نکرده بود.
کارآگاهان جنایی وقتی به محل حادثه رسیدند مشاهده کردند پدر دختران، یکی از فرزندانش را با دست محکم گرفته و کودک دیگر را نیز زیرپایش قرار داده است. نحوه قرار گرفتن اجساد نشان میداد دو دختر 8 و 9 ساله قصد داشتند از میان شعلهها بگریزند، اما پدر مانع آنها شده بود.
در این بین اظهارات همسایگان کمک زیادی به رازگشایی از این جنایت پیچیده کرد؛ یکی از آنها گفت: «ما صدای 2 کودک را شنیدیم، اما اول واکنشی نشان ندادیم چند دقیقه بعد متوجه بوی دود شدیم و با دنبال کردن رد بو به این واحد رسیدیم. هرچه زنگ زدیم کسی جوابمان را نداد.
برای همین با کمک ساکنان واحدهای دیگر در را شکستیم و داخل رفتیم. هر چه در اتاق خواب را زدیم کسی باز نکرد، اما 2 دختر هنوز با صدایی ضعیف گریه و ناله میکردند. ما هر کاری کردیم نتوانستیم در را باز کنیم برای همین به آتشنشانی و پلیس خبر دادیم.»
در نهایت ثابت شد مرد معتاد در اقدامی جنونآمیز و در غیاب همسرش خود و 2 کودکش را به کام آتش کشانده است.
عاطفه کشاورزی، روانشناس
علاقه شدیدی که بین پدر و فرزندان است همیشه از پدر، یک فرد حمایتکننده برای فرزندانش ساخته است، بنابراین این علاقه مانع از این میشود که پدری دست به قتل فرزندش بزند، اما به نظر میرسد آنچه باعث شده تا این مرد دست به قتل فرزندانش آن هم به فجیعترین شکل ممکن بزند مشکلاتی است که با آن دست به گریبان بوده است. این مرد با توجه به اینکه پیش از این هم با زنش درگیری داشته و او را زده است و دست به خودکشی هم زده، دچار مشکلات شدید روحی و روانی بوده است. همین عوامل باعث شده تا این مرد به سمت اعتیاد برود. متاسفانه دسترسی به پدر فرزندکش وجود ندارد و او خودش را هم کشته است و نمیتوان گذشته او را به صورت دقیق مورد بررسی قرار داد، اما به طور کلی در مشکلات روحی و روانی علاوه بر ژنتیک، عوامل بیرونی مثل فقر اقتصادی و فشارهای اجتماعی بسیار دخالت داشته است و با توجه به زندگی اقتصادی این زوج به نظر میرسد آنها دچار مشکلات اقتصادی بودهاند.
این مرد معتاد بوده، با همسرش مشکل داشته و مرتب با بچهها درگیر میشده است، اما به دلیل نبود آگاهی کافی خانوادهاش برخورد درستی با او نمیشده است. قطعا این مرد در دوران کودکی هم مشکلات و رفتارهایی داشته که نشان میدهد او بیمار بوده، اما توجهی به این موضوع نشده است.
در آخر باید بگویم قبل از اینکه این مرد دست به قتل بزند مواد مصرف کرده بود، او برای دور شدن از این مشکلاتش مواد مصرف میکرده است، اما در این یک مورد برای این که بتواند دست به قتل فرزندانش بزند شیشه مصرف کرده است. یعنی انگیزه قتل را داشته است و این نقشه را از قبل طراحی کرده بود، بنابراین انگیزه قتل نمیتواند مواد محرک شیشه باشد و مشکلات دیگر انگیزه قتل است. شیشه، قدرت و جرات ارتکاب به این جنایت را به وی داده است و او را آنقدر سنگدل کرده که دیگر نسبت به فریادهای بچههایش توجهی نداشته باشد. ضمن این که باعث شده که خودش متوجه رفتاری که دارد نشود. این مرد میدانسته اگر همسرش در خانه باشد ممانعت خواهد کرد، به همین خاطر بعد از رفتن همسرش اقدام به آتش زدن بچهها کرده است. درنهایت باید بگویم این مرد به جایی رسیده بود که دیگر امیدی به زندگی نداشته و مرگ را بر زندگی ترجیح داده است. او کاملا آگاهی داشته که اگر همسرش در خانه باشد قطعا بچهها را نجات میدهد. او میخواسته ضربه مهلکی به همسرش وارد کند و این نشان میدهد از دست همسرش هم بشدت ناراحت بوده و قصد انتقامگیری داشته است.
حسین شاملو، قاضی دادگستری
پس از خواندن این خبر ناگوار 2 مسأله را باید حتما در نظر گرفت؛ اول اینکه چطور میشود از وقوع جرم پیشگیری کرد و دوم اینکه مجازات و نحوه اجرای آن چطور باید باشد تا در جامعه حس تادیب به وجود بیاید و از وقوع جرم جلوگیری شود؟ در این نکته شکی وجود ندارد کسی که مرتکب جرمی میشود، باید مجازات و طبق قانون با او رفتار شود.
اگر به اخبار حوادثی که این روزها منتشر میشود دقت کنیم، آثار مواد مخدر صنعتی از جمله شیشه را در بسیاری از جرائم خشن از جمله قتلهای خانوادگی میبینیم. یک بررسی کلی نشان میدهد که مواد مخدر صنعتی و در صدر آنها شیشه، پای ثابت 95 درصد جرائم خشن است. زمانی که فرد، شیشه مصرف میکند درصد خشونت او بشدت افزایش پیدا میکند و ممکن است دست به جرائم بسیار خشن و قتلهای فجیع بزند.
مصرف مواد مخدر صنعتی علاوه بر بالا بردن میزان خشونت در انواع جرائم، باعث افزایش خشونتها و قتلهای خانوادگی شده است. حدود شصت هفتاد درصد قتلهایی که اتفاق میافتند قتلهای خانوادگی هستند و در90 درصد موارد ردپای شیشه در قتل دیده میشود. انتقادی که بعضی از جرمشناسان و جامعهشناسان به قانونگذار وارد میکنند این است که در مورد تشدید مجازات مصرف مواد مخدر صنعتی دیر اقدام شده است.
به عقیده من قانون، مجازاتی را که در نظر گرفته باید سریع اجرا کند. این امر از طریق تقویت مراجعی که رسیدگی و تکمیل پرونده را به عهده دارند محقق خواهد شد. مثلا تعداد کارشناسان افزایش پیدا کرده و کار آنها از نظر کیفی نیز ارتقا پیدا کند و نتیجه برای دادرسی و صدور حکم به دادگاه منتقل شود. این مساله باعث میشود روند رسیدگی به پرونده از حدود یک سال به 2 ماه کاهش پیدا کند و مجرم سریع مکافات عمل خود را ببیند.
همانطور که پیشتر نیز گفتهام، به نظر من در برخورد با اینگونه جرائم یک ضربه سریع و محکم لازم است به گونهای که دادرسی چند ماه و چند سال به طور نینجامد و به جرائم خشن، خیلی سریع رسیدگی شود و مجرم به مجازات خود برسد.
البته نباید فراموش کرد حفظ حقوق متهم یک اصل است و هرگز نباید تسریع در پرونده باعث پایمال شدن حقوق متهم شود. با این حال اگر روند پرونده بسیار کند باشد و مجرم دیر مجازات شود، ممکن است جرائم خشن در مدت کوتاهی در جامعه گسترش یابد و شرایط کشورمان شبیه برخی از کشورهای همسایه شود که اینگونه جرائم در آنها امری عادی تلقی میشوند.
هدی عمید، حقوقدان
زنانی که مادر هستند به مراتب سختتر از سایر زنها طلاق میگیرند. آنها پیش از آنکه نگران خودشان باشند خود را در برابر فرزندانشان مسوول میدانند. بسیاری از زنها از آنجا که استقلال مالی ندارند برای گذران زندگی فرزندانشان به حمایت مالی پدر نیاز دارند، بسیاری دیگر نگرانند که قانون، حضانت را به آنها نسپارد وعدهای دیگر نیز علیرغم نبود هرکدام از این مشکلات به آینده فرزندانی میاندیشند که قرار است در این جامعه بدون وجود پدر رشد کنند. در این میان، قوانین نیز مجموعا بر مصالح زنان تنظیم نشده است و بعضا مصالح فرزندان را نیز نادیده میگیرد. طبق قوانین در حضانت و نگهداری طفلی که والدین او جدا از یکدیگر زندگیمیکنند، مادر تا 7 سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است، بنابراین ترس زنان در از دست دادن حضانت فرزندانشان کاملا منطقی است. این زنان باید بتوانند برای در اختیار داشتن حضانت بعد از 7 سالگی، سوءرفتار پدر را به نحوی که مصالح فرزند را به خطر بیندازد در دادگاه اثبات نمایند. در بسیاری موارد اعتیاد قابل اثبات نیست و گاهی فساد رفتاری پدر را نمیتوان با هیچ مدرکی به دادگاه نشان داد پس زنان ترجیح میدهند طلاق نگیرند و کنار فرزندانشان باقی بمانند.در برخی موارد زنان از قضاوتهای جامعه میترسند. عرفها، سنتها و قوانین جامعه علیالاصول نه تنها حمایتی از مادران تنها نمیکنند، بلکه در موارد زیادی علیه آنها هستند. بنابراین بزرگ کردن فرزندان به تنهایی به توانمندی زیادی نیاز دارد که متاسفانه در زنان اندکی یافت میشود. در این میان باید تقبیح شدیدی را که در شرع و عرف درخصوص ماهیت طلاق نیز وجود دارد هم اضافه کرد. نتیجه تمام این مشکلات میشود زنان و شوهرانی که کاملا به زندگی مشترک خود پایان دادهاند، اما ترجیح میدهند با یکدیگر زندگی کنند و بسیاری از آنها نیز بر این تصورند که این کار را به خاطر فرزندانشان انجام میدهند.
مواردی مانند این اتفاق به ما یادآوری میکند زندگی مشترک داشتن لزوما به نفع فرزندان ما نیست و طلاق نیز لزوما ناپسند نیست. به نظر میرسد باید بیاموزیم همانگونه که انسانها حق دارند به آسانی همسر آینده خود را انتخاب کنند باید بتوانند به زندگی مشترک خود پایان دهند.زنان ما باید همین ظرفیتهای قانونی موجود را بشناسند و بدانند قانون در موارد عسر و حرج به آنها امکان طلاق گرفتن میدهد و اینکه بارزترین مصداق عسر و حرج، اعتیاد شدید همسر است و نیز باید از حقوق خود درخصوص حضانت فرزندان آگاه باشند و بدانند که در چه مواردی میتوانند فرزندان خود را نیز از شرایط نابسمان خانواده نجات دهند و البته در این میان قطعا نیاز به قوانینی هست که بدون هرگونه تبعیضی به مصالح همه افراد یک خانواده به شکل برابر بیندیشد.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: