در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تهمورس پورناظری از جمله این هنرمندان است که گستره فرهنگی از تخت جمشید تا تاج محل را به زبان موسیقایی روایت کرده است. جالب این که این پروژه که از قضا دارای بار فرهنگی زیادی است، از دیدار او با شجاعت حسین خان هندی شکل گرفته است.
تهمورس پورناظری در اینباره میگوید: همه چیز از یک دیدار شروع شد و زمانی که تصمیم به انجام این پروژه گرفتیم باهم ساز زدیم و به این نتیجه رسیدیم که این کار میتواند موفق باشد و آن جذابیتهای لازم را برای اینکه دو هنرمند کنار هم باشند، داشته باشد. وقتی اسمی از حضور یک هنرمند برجسته دنیا در ایران به میان میآید همه به سراغ پیشینه فرهنگی او میروند و دوستداران موسیقی ارتباط هنرمند ایرانی با او را در ذهن تداعی میکنند و برای خود این سوال را مطرح میکنند که به واسطه چه اشتراکاتی این دو در کنار هم قرار گرفتهاند.
حضور تهمورس پورناظری و شجاعت حسین خان در کنار هم در حالی شکل گرفته که هر دو دارای پدران و پدربزرگانی بودهاند که همگی از موسیقیدانان برجسته ایران وهند به شمار میروند. کیخسرو پورناظری از بزرگان موسیقی ایران و تنبور و ولایت خان از سیتارنوازان بزرگ هند پدرانی هستند که با پرورش این دو فرزند، بعد جدیدی از موسیقی را برای آیندگان شکل دادهاند. استاد ولایت خان بیشک یکی از مهمترین و بهترین سیتارنوازان هندوستان بوده که در شبه قاره هندوستان با توجه به اهمیت دادن به این شخصیت هنری به او لقب «آفتاب سیتار»را دادند. کیخسرو پورناظری هم پسر پرویز پورناظری معروف به حاجی خان از شاگردان کلنل علینقی وزیری و درویش خان بوده و کسی است که ساز تنبور را احیاء کرده است.
هنرمندان برجسته، تحول در موسیقی
تهمورس پورناظری در مقام آهنگساز میگوید: دوست دارم با هر هنرمندی که برتر ازمن است، کار کنم و برایم فرقی نمیکند او چه نامی از تاریخ موسیقی را به خود اختصاص داده است، چراکه معتقدم میتواند تجربیات متفاوت و گستردهای را به من منتقل و تحولی در موسیقیام ایجاد کند.
وی ادامه میدهد: شجاعت حسین خان نیز که کارنامهای درخشان در موسیقی دارد، با شنیدن کارهای من پذیرفتند که در این پروژه کنار من باشند. بر این اساس با هم کارها را شروع کردیم و بخشهای قابل اجرا را من به نت درآوردم. البته مجبور شدیم برخی قسمتها را به واسطه عدم ترکیب با هم و نیز داشتن تفاوتهای دو نوع موسیقی (ایران و هند) حذف کنیم. در ایران اماکن تاریخی با قدمت چند هزار ساله وجود دارند که میتوانند سوژهای موسیقایی برای هنرمندانی باشند که دوست دارند فرهنگ و هنر ایران را به زبان این هنر روایت کنند. در همین ارتباط، تهمورس پورناظری سراغ تخت جمشید رفته و این بنای تاریخی را نقطه آغازین حرکت خود قرار داده است.
او در اینباره میگوید: بیرون از مرزهای ایران، پرسپولیس معروفترین نشان و نماد ایرانی است. به همین دلیل و البته به خاطر قدمت و ارزشهای این بنای فرهنگی بود که من این مکان را انتخاب کردم. البته این اثر بود که مرا صدا کرد نه اینکه من انتخابش کرده باشم.
وی با اشاره به انتخاب تاج محل به عنوان پایان این سیر فرهنگی نیز میگوید: تاج محل، معروفترین بنای هند است و معماری و معمار آن ایرانی است. تاجمحل و این همریشهگی معماری و نیز پیوند بین موسیقی ما با هم باعث این انتخاب شده است. البته خود هندیها بر این اعتقادند که موسیقی، زبان و حتی فرهنگشان، ریشه ایرانی دارد. به نظر میرسد که شجاعت حسین خان خود این ریشهها را یافته چرا که او قبل از همکاری با پورناظری در کنار کیهان کلهر به نواختن پرداخته و در آلبومهای «غزل 1 و 2 و 3 و 4 (باران)» او را همراهی کرده است.
تاثیرپذیری موسیقی هند از موسیقی ایرانی
تهمورس پورناظری درباره ارتباط موسیقی هندی و ایرانی میگوید: موسیقی آنها به موسیقی سنتی ما نزدیک است، نه اینکه موسیقی ایرانی به هند نزدیک باشد. این موسیقی تاثیرگرفته از موسیقی ایرانی است و حتی اسم سازهای موسیقی هندی نیز وامدار اسامی ایرانی هستند.
پورناظری: موسیقیای که در هند به لحاظ پردهبندی اجرا میشود، عین موسیقی قدیم ایران است. از بسیاری جهات، این دو نوع موسیقی خیلی شبیه به هم هستند و البته در بخشهایی هم خیلی تفاوت دارند. هندیها دستکم 15 قرن است که به صورت مستمر و مجلل روی موسیقیشان کار کردهاند
این آهنگساز ادامه میدهد: در واقع موسیقیای که در هند به لحاظ پردهبندی اجرا میشود، عین موسیقی قدیم ایران است. از بسیاری جهات، این دو نوع موسیقی خیلی شبیه به هم هستند و البته در بخشهایی هم خیلی تفاوت دارند. هندیها دستکم 15 قرن است که به صورت مستمر و مجلل روی موسیقیشان کار کردهاند و این اتفاق متاسفانه برای موسیقی ما نیفتاده است.
تلفیق از جنس دیگر
تلفیق از جمله اتفاقاتی است که طی چند سال گذشته در موسیقی ایران رواج یافته و هرکس بسته به تفکر خود تحولی را در این هنر به وجود آورده است. از تخت جمشید تا تاجمحل نوعی دیگر از تلفیق است که نه کاملا ایرانی و نه هندی است که تهمورس پورناظری آن را تلفیق، تاثیر و حتی ترکیب میداند و میگوید: در این اثر از موسیقی و پردهبندیهای این نوع موسیقی در کنار موسیقی ایران قدیم و نیز افغانستان، تاجیکستان و... بهره بردهام و طبیعتا ما تحت تاثیر موسیقی همدیگر به لحاظ فرم ملودی و ریتم قرار گرفتهایم.
این نوازنده تار، دنیای امروز را دنیای تلفیق میداند و ادامه میدهد: در زمانی که با گذراندن تنها 16 ساعت میتوان به طرف دیگری از کره زمین سفر کرد، چرا در موسیقی و هنر تلفیق و نوآوری صورت نگیرد. از سوی دیگر، موسیقی ایرانی به دلایل گوناگون دارای توانایی بالایی است. ولی باید دید خود اجراکنندگان و موسیقیدانها چه قدرتوانایی دارند، چراکه موسیقی ایرانی دارای گستره زیادی است، اما متاسفانه ما موسیقیدانان ایران به اندازه موسیقیمان پیشرفته نیستیم.
این آهنگساز معتقد است که در ایران طی 50 سال گذشته هیچ چیز حتی علم، تکنولوژی، صنعت، سینما و تئاتر به اندازه موسیقی پیشرفت نداشته است. او میگوید: میانگین سنی نوازنده حرفهای در 50 سال پیش، 60 سال بوده و هماکنون 30سال است که این خود اتفاق خیلی بزرگ و جالبی است.
ناآشنایی غربیها با موسیقی ایرانی
هر وقت خبری از همکاری 2 موسیقیدان ایرانی و خارجی میشود، این تصور برای همگان پدید میآید که موسیقی ایرانی به سمت جهانی شدن حرکت میکند. این که چنین اعتقادی تا چه حد به واقعیت نزدیک است، نیاز به زمانی طولانیتر و تجربههایی بیشتر دارد. پورناظری که قصد دارد در آینده این پروژه را در ایران و خارج از مرزها با شجاعت حسین خان که 7 نسلش موسیقیدان بوده اجرا کند، معتقد است که این پروژه توانایی این را دارد که مخاطب غربی نیز آن را به عنوان شاخهای از موسیقی بپذیرد.
او میگوید: از آنجا که موسیقی هند برای مردم غرب شناخته شده است، ما توانستهایم از این جهت 50 درصد راه را طی کنیم و به لحاظ ترکیب و حس و حالی که در کار جریان دارد برای آن دسته از مردمی که به موسیقی تلفیقی علاقه دارند میتواند جذاب باشد.
خالق اثر از تخت جمشید تا تاج محل با ابراز تاسف از اینکه مخاطب غربی اصلا تصوری از موسیقی ایرانی ندارد، ادامه میدهد: موسیقی ایرانی، ساز ایرانی و خود ایرانی برای غربیها شناخته شده نیست. کنسرتهایی هم که در غرب برگزار میشود، عمدتا برای مخاطب ایرانی است و آنهایی که برای شنونده غیرایرانی برگزار میشود، نیز تعدادشان خیلی زیاد نیست. متاسفانه با این همه کنسرت که تعدادشان از اجراهای داخلی نیز به مراتب بیشتر است، هیچ کاری نتوانستیم در شناخت موسیقی و فرهنگ خودمان به غرب داشته باشیم.
تهمورس پورناظری که به خاطر داشتن خانوادهای هنرمند اشتراکاتی نیز با شجاعت حسین خان دارد، حضور این هنرمند را در ایران بسیار موثر میداند و میگوید: شجاعت خان یک نوع رابطهای با ساز و موسیقیاش دارد که میتواند روی جامعه موسیقی ایران بسیار تاثیرگذار باشد همان طور که روی خود من تاثیر گذاشت.
این نوازنده برجسته سیتار که تاکنون از هنرمندان ایرانی با کیهان کلهر همکاری داشته است، چندی پیش قصد داشت در کنار تهمورس پورناظری در تالار وحدت و در کنسرتی با عنوان افسانه شوساز بزند که متاسفانه به خاطر مبتلا شدن به بیماری مالاریا نتوانست به ایران بیاد، او برخورد احساسی با موسیقی ایرانی دارد به طوری که پورناظری در این خصوص میگوید: این نوازنده سیتار برخورد دلی، احساس و مهربانی با موسیقی ایران دارد.
البته برای او تفاوتی ندارد، چه موسیقیای را بنوازد، چرا که معتقد است هر موسیقیای که احساس داشته باشد، میتواند همراهش شود حال این موسیقی میخواهد ایرانی باشد یا نباشد.
سحر طاعتی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: