بعد از همین حرف تند و سریع، خانم کلهر داستان رو شروع میکنه. داستانی که هر 2 تا 3 صفحهاش یه نام مخصوص داره تا شما بهتر بتونین قصه رو دنبال کنین.
اما خود قصه. قصه این طوری شروع میشه. روزی روزگاری یه گربههه بود...
پس همین جا معلوم میشه آقا گربههه یه جورایی قهرمان این داستانه.
القصه، یه روزی آقا گربه داستان ما، سوار موتورش میشه و تو خیابون گاز میده و گاز میده و گاز میده. برای همین هم یه آقا پلیسه جلوش رو میگیره تا ازش بپرسه چرا این قدر تند میرونه.
آقا گربه قصه ما به آقا پلیسه میگه که میخواد بره شهربازی.
راستش آقا پلیسه هم که دوست داشته یه بار بره شهر بازی با گربه همراه میشه و با هم میرن طرف شهربازی.
اما وقتی به اون جا میرسن تازه متوجه میشن هیچ کدومشون پولی همراه ندارن.
برای همین هم آقا گربههه میره و موتورش رو میفروشه و با یه عالمه پول بر میگرده.
موقع برگشتن آقا گربههه یه مرغ کوچولو رو میبینه که خونهش رو گم کرده بوده و از همون جا ماجراهای تازه قصه ما هم شروع میشه. تازه سر و کله یه پیرزن هم پیدا میشه و وقتی شهربازی که درش بسته بوده، شروع به کار میکنه، گربه و مرغ و پیرزن و پلیس با هم میرن شهربازی.
اما همون موقع نظر گربههه عوض میشه و دلش هوای موتورش رو میکنه.
برای همین از شهر بازی میزنه بیرون و یه راست میره طرف دوچرخه سازیای که موتورش رو به اون فروخته بوده. میره اون جا تا موتورش رو پس بگیره. اما دوچرخه فروش هم پاهاش رو تو یه کفش میکنه که موتور رو پس نمیدم.
بچهها واقعا که توی این قصه هم همه چیز تند و تند عوض میشه. نظر شما چیه؟
حالا اگه دوست دارین ادامه این قصه رو بخونین، به مامان یا بابا بگین کتاب «تند تر از اونه که یواش باشه» رو براتون بخرن. قیمت این کتاب 3500 تومانه و انتشارات پیدایش اون رو برای شما بچهها چاپ کرده.
امیدواریم از خوندنش لذت ببرین.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم