فعلا قصد بررسی مفصل چنین پیشنهادی را نداریم. اما به طور خلاصه میتوان گفت احتمال افتتاح چنین برنامهای در تلویزیون ما خیلی پایین است. این پیشبینی به ماهیت متفاوت 2 رسانه کتاب و سینما برمیگردد. سینما با بازیگران پر زرق و برقش و داستانهای پرفراز و نشیبش این امکان را دارد که خیلی سریع ذهن میلیونها نفر را تسخیر کند.
طبیعی است که کتاب به لحاظ جذب مخاطب در رقابت با رسانه قدرتمند سینما بازنده باشد. در زمانهای که تیراژ کتابها در خوشبینانهترین حالت از دو سه هزار نسخه بالاتر نمیرود نمیتوان انتظار داشت برنامهای تلویزیونی با اقبال بالای مخاطب مواجه شود.
در حال حاضر برنامه تلویزیونی «کتاب چهار» مسوولیت تبلیغ و ترویج کتابخوانی را در تلویزیون بر عهده گرفته است. کتاب چهار همانطور که از نامش پیداست از شبکه 4 یعنی شبکه فرهیختگان و نخبگان روانه آنتن میشود. شبکهای که میخواهد به نیازهای آتی و آنی قشر نخبه کشور بپردازد و در سیاستهایش آگاهسازی و آموزش مخاطب مقدم بر سرگرمسازی است.شبکه 4 با چارچوبی که برای خودش تعریف کرده نمیتواند ساختاری شبیه به هفت داشته باشد. چرا که هفت بخشی از توجهش به سمت مخاطبان عادی و معمولی است و میخواهد بر موج محبوبیت بازیگران سینمایی سوار شود. در دنیای کتاب بر خلاف دنیای سینما نه جنجالی آنچنانی شکل میگیرد و نه اتفاق عجیب و غریبی میافتد که قرار باشد توجه عامه مردم به آن جلب شود.با این مقدمه میتوان حدس زد که دستاندرکاران برنامه کتاب چهار چگونه روی جامعه مخاطبشان هدفگذاری کردهاند. کتاب چهار میخواهد در فضایی آرام و البته حرفهای درباره جنبههای مختلف یک کتاب صحبت کند. با این رویکرد، مخاطبی به دیدن این برنامه مینشیند که بیشتر طالب آموختن است تا سرگرمی و هیجان صرف.
کتاب چهار که در طول هفته 3 بار روی آنتن میرود، برای هر قسمتش چارچوب مشخصی را به لحاظ موضوعی تعریف کرده است.روزهای دوشنبه این برنامه به موضوع ادبیات کودک و نوجوان اختصاص دارد و در 2 روز دیگر پرونده کتابهای فلسفه، دینپژوهی، الهیات، کلام اسلامی، علوم اجتماعی و اسلامپژوهی ورق میخورد.
نقطه قوت کتاب چهار این است که در هر قسمت با توجه به 3 محور یادشده فضای بصری استودیو متناسب با موضوع انتخابشده عوض میشود. مثلا در روزی که برنامه میخواهد درباره کتابهای کودکان حرف بزند، پردهای را
پشت سر مجری میبینیم که روی آن عکسهایی با محوریت کتاب و کودک نقش میبندد. استفاده از پرده ـ که امکان ارائه تصویرهای مختلف را میدهد ـ به جای عکس یکی از تمهیدهای خوب کتاب چهار است.علاوه بر این برنامه به لحاظ ساختاری تنوع بصری خوبی دارد که این نکته به استفاده همزمان از چند دوربین و قابلیت ارائه قابهای متنوع و متفاوت برمیگردد. به عنوان مثال در این برنامه از تکنیک دوربین روی دست استفاده میشود و این پتانسیل ایجاد میشود که دوربین روی کتاب بچرخد و بهطور دقیق صفحه باز شده و محتوای کتاب را به بیننده نشان بدهد. با توجه به این که در بخشی از این برنامه نویسندهها کتابهای خودشان را میخوانند استفاده از دوربین روی دست ضروری به نظر میرسد.در برنامهای که چند شب پیش پخش شد محمدرضا یوسفی، نویسنده حوزه کودک و نوجوان بر صندلی مهمان نشست و درباره راههای آشتیدادن مردم با کتاب سخن گفت.او در صحبتهایش به اصطلاح عمیق و معنادار غربت کتاب اشاره کرد و گفت: خردسالان و کودکان ما از بچگی با کتاب آشنا نمیشوند. اینها با کتاب بیگانهاند. کتب درسی که به اجبار سر راه بچهها قرار میگیرند بدترین نوع آشنایی با کتاب هستند.چرا که بچهها مجبورند یکسری مطالب را از این کتابها حفظ کنند و امتحان پس بدهند. به همین خاطر است که میبینیم بعد از امتحان کتابهایشان را پرت میکنند و دور میریزند. در حالی که در خارج از کشور به خردسالان کتابهای پارچهای میدهند تا با آنها بازی کنند. این طوری بچهها با کتاب انس میگیرند و...
برنامه زنده کتاب چهار تا به حال نشان داده که توجه خوبی به اتفاقات روزمره دارد. مثلا چند روز پیش گزارشی تصویری از سومین جایزه کتاب سال سینمای ایران پخش کرد که حاوی گفتوگو با فیلمسازان و نویسندگان بود.
در همان روز گزارشگران برنامه به چهارمین نمایشگاه کتب دانشگاهی رفتند و به این موضوع پرداختند که چرا این نمایشگاه برای دانشجویان خوب اطلاعرسانی نشده است.
اینگونه گزارشها باعث میشود که کتاب چهار در حد یک برنامه آموزشی باقی نماند و جنبه خبری و اطلاعرسانی هم داشته باشد.کتاب چهار باید در ادامه راهش دست به مخاطبشناسی بزند و در جهت پاسخگویی به نیازهای آنها حرکت کند. در برنامه روز دوشنبه، مجری صحبتهایش را با سلام به آقا پسرها و دخترخانمها آغاز کرد. در حالی که این برنامه درباره نوجوانان بود و نه برای نوجوانان.
کتاب چهار میتواند با پرداختن به کتابهای موسوم به عامهپسند و آسیبشناسی آنها دایره مخاطبانش را از آنچه هست گستردهتر کند. یک کتاب هر چقدر هم که محتوایش سطح پایین باشد، باز هم بودنش بهتر از نبودنش است. شاید همین کتابهای عامهپسند پلی شوند برای کتابخوانشدن یک عده از مردم که با دنیای کتاب بیگانهاند.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم