در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این اوصاف فرضیه خودکشی اسپید که پلیس بریتانیا هم به آن معتقد است، نظریه عجیبی مینماید، اما کارآگاهان اسکاتلندیارد میگویند وقتی جسد اسپید به گونهای یافت شد که هیچ گونه نشانی از اقدام سوء یک قاتل احتمالی در قبال آن قابل رویت نیست ولی نشانهها در اطراف و روی جسد خبر از ظن قوی خودکشی میدهند، فرضی جز این نامعقول مینماید. با این حساب دنیای فوتبال با این سوال احتمالا ابدی مواجه خواهد ماند که مردی که طی بیش از 20 سال پرداختن به فوتبال حرفهای مظهر قدرت بود و در لیدز و اورتون و نیوکاسل و بولتون در هر نبردی میتوانست رکن و دلیل پیروزی باشد و 85 بار پیراهن ملی ولز را به تن کرد تا دومین رکورددار بازی ملی در این کشور بریتانیایی باشد، با کدامین فلسفه و سبب، جان خودش را ستانده است؟ وقتی رابرت انکه دروازهبان شاخص باشگاه هانوفر آلمان در دل پاییز غمافزای سال پیش خودش را در حومه این شهر به زیر یک قطار در حال حرکت انداخت و در دم کشته شد، این توجیه و توضیح صریح و سریع ارائه شد که وی سالها از بیماری روحی رنج میبرده، منتها خانوادهاش به توصیه خود «انکه» از افشای آن پرهیز میکردند، اما در روزهایی که از مرگ اسپید میگذرد، اعضای خانواده این هافبک مدبر و بازیساز، بیش از سایرین از خود میپرسند که چرا او باید این گونه با دنیا وداع میکرد؟
عجیب اندر عجیب
شاید عجیبتر از خودکشیگری اسپید این نکته باشد که او دسامبر 2010 در حالی که تمامی پیشینه مربیگریاش به 4 ماه کار در تیم معمولی شفیلد یونایتد انگلیس منحصر میشد از سوی اتحادیه فوتبال ولز (FAW) به سمت سرمربی تیم ملی این کشور منصوب شد و باز حیرتبارتر آن که او به رغم سابقه اندکش، در 10 بازی خود تحت عنوان سرمربی ولز، این تیم را صاحب 5 برد شامل فتح هر 3 بازی آخرش کرد. به واقع بعد از ناکامی ولزیها در دور مقدماتی یورو 2012 و نرسیدن این تیم به مرحله نهایی این پیکارها، نحوه کار اسپید و نتایج حاصل از آن ولزیها را به جبران مافات امیدوار ساخته بود و آنها میپنداشتند که میتوانند در مرحله انتخابی جام جهانی 2014 مجوز حضور بگیرند، اما شوک ناشی از مرگ اسپید در اوج قدرت و در ابتدای راه مربیگری احتمالا پرثمرش، شاید این روند مثبت را دچار پایانی زودرس و ولز را مجددا متحمل یکسری نتیجه بد و کار آنها را دوباره خراب کند.
بعد از بازنشستگی ملی گیگز
برد عالی 1 ـ 4 در برابر نروژ، واپسین نتیجهای بود که اسپید در مقام سرمربی ولز کسب کرده بود و همه شواهد نشان از رنسانس کوچکی میداد که وی در حال پیریزی آن در فوتبال ولز بود و چه بسا اگر میماند این بپاخیزی را گستردهتر میساخت. اسپید از بدو تصدی پست سرمربیگری ولز با تغییر رویه نسبت به اسلافش سهم بیشتری را در ترکیبهای انتخابی خود به جوانان داده و با توجه به این که رایان گیگز ستاره دیرپای منچستریونایتد به بیش از 20 سال حضورش در مسابقات ملی پایان بخشیده بود، از امثال ارون رمزی آرسنالی و البته گرت بیل گوش چپ توفانی تاتنهام در بازیهای ولز بیش از پیش بهره گرفته و از ثمرات این سیاست نیز بهرهمند شده بود. البته اسپید از برخی مهرههای میانسال نیز غافل نمانده بود و نظایر کریگ بلامی را که هنوز برای لیورپول خوب بازی میکند، در دیدارهای ملی به کار میگرفت. این مسائل و برخی نتایجی که ولز در دوران کوتاه مربیگری اسپید گرفت، ولزیها را به رسیدن به مرحله پایانی یک جام بزرگ بعد از سالها ناکامی در این راه خوشبین کرده بود و آنها با خود میاندیشیدند آیا با اسپید میتوانند راه صعود به مرحله پایانی جامجهانی 2014 را هموار نمایند. مسابقاتی که دور مقدماتی آن در اروپا از شهریور 91 شروع میشود و ولزیها در گروه اول آن با کرواسی، صربستان، بلژیک، اسکاتلند و مقدونیه «همدسته»اند. اسپید لااقل این احساس را نیک میشناخت که تلاش فراوان برای راهیابی به مراحل نهایی جامهای بزرگ و ناکامی در پایان کوششی طولانی چه طعم تلخی دارد زیرا خود او به عنوان یکی از بازیکنان تیم ملی ولز سال 1994 تا یک قدمی صعود به دور پایانی جامجهانی و سال 2004 تا آستانه راهیابی به مرحله نهایی جام ملتهای اروپا پیش رفته بود.
دستاوردهای محو نشدنی
اسپید که در 44 بازی ملی ولز بازوبند کاپیتانی را بر دست داشت و سال 1992 به عنوان جوانترین عضو خط میانی لیدز در کنار دیوید بتی، گری مک الیستر و گوردون استراکان بسیار پرتجربهتر از خود در آخرین قهرمانی این تیم متعلق به یورکشایر انگلیس در لیگ انگلیس شریک شد و به مدت 8 سال هم هافبکی کارساز برای نیوکاسل و همبازی النشیرر در این تیم بود، گفت: «شماری از بهترین خاطرات من به بازیهایی مربوط میشود که برای تیم ملی ولز انجام دادم و اینها مواردی است که هرگز نمیتوان از من گرفت یا نادیده و کمارزش انگاشت. هیچ احساسی را بالاتر و خوشتر از این نمیبینم که در تیم ملی ولز عناصر قدرت و شادابی و اطمینان را حاضر ببینم و با «قدرت»های سنتی این ورزش مثل آلمان، ایتالیا و برزیل بازی داشته باشیم و حفظ آبرو کنیم، شاید با تیم باشگاهیتان به بردهای زیادی برسید، اما هیچ چیز با بازی کردن برای تیم ملی کشورتان برابری نمیکند. آنچه من در اردوی تیم ملی ولز انجام میدهم، یادآوری و تذکر دادن چند باره این گونه نکات مهم به بازیکنان تیم ملی ولز است.»
Daily star / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: