در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
طبق قانون و با توجه به این که اقدام به هرگونه بازرسی از منازل و اموال مردم که برای کشف جرم و جلوگیری از فرار مجرم به عمل میآید قانونا باید تحت نظر و به دستور صریح و مستقیم مقامات صالحه قضایی (دادستان و بازپرس) و توسط ضابطین دادگستری به عمل آید. اجازه بازپرسی و اعطای نمایندگی به ماموران هم پس از اعلام وقوع جرم و در مورد خاص و زمان معین داده میشود. بنابراین در مورد بازرسی اتومبیلها چنانچه وسیله نقلیه مظنون به حمل اجناس ممنوعه یا اشخاص تحت پیگرد باشد و از نظر حفظ امنیت و پیشگیری از وقایع نامطلوب یا کشف جرم و تعقیب مجرم، اینگونه بازرسیها ضروری تشخیص داده شود، اما صاحب وسیله اجازه بازرسی ندهد بازرسی باید با اعلام مراتب به مقامات ذیربط و اخذ نمایندگی مخصوص اقدام شود. پس چنانچه عاملان بازرسی یا صادرکنندگان دستور از حدود وظایف قانونی خود خارج شده و مرتکب عملی شوند که خصیصه کیفری داشته باشد بسته به نوع عمل ارتکابی، مشمول عنوان جزایی خواهند شد.
چندی پیش وقتی با یکی از دوستانم در حال قدم زدن در خیابان بودم خانمی را دیدم که با عجله از خودرویش پیاده شد و به دنبال کاری رفت. من هم که چشمم به تلفن همراهش که درون خودرو جا گذاشته بود افتاد به شوخی به دوستم گفتم که آن را بردارد، اما حالا که دوستم را دستگیر کردهاند او مرا لو داده که من او را تحریک به انجام این کار کردهام و دادگاه هم مرا جریمه کرده است. آیا قانون چنین حکمی دارد؟
اگر کار شما به طور خاص «تحریک» دوستتان بوده باشد یا در دادگاه اینگونه ثابت شده باشد به عنوان «معاونت در سرقت» باید تحت پیگرد قرار میگرفتید اما اگر نه، فقط در حد یک شوخی بوده و هیچ سوءنیتی در کار نبوده در آن صورت به نظر میرسد باید تبرئه میشدید؛ البته اگر میتوانستید این موضوع را در دادگاه ثابت کنید. بد نیست بدانید مطابق ماده 43 قانون مجازات اسلامی معاونت در جرم، 3 حیطه را شامل میشود یعنی هر کس دیگری را تحریک، ترغیب، تهدید و تطمیع به ارتکاب جرم کند یا به وسیله دسیسه و فریب موجب وقوع جرم شود، هر کس با علم و عمد وسایل ارتکاب جرم را تهیه کند یا طریق ارتکاب آن را با وجود علم و آگاهی به قصد مرتکب ارائه دهد و هر کس از روی علم و عمد وقوع جرم را تسهیل کند به جرم معاونت تحت پیگرد قرار میگیرد.
بتازگی در ارتباط با پروندهای که به نظر میرسید باید آن را تمام شده و مختومه فرض کرد حکمی به من ابلاغ شد که طی آن به 2 ماه زندان محکوم شدم و اتفاقا حکم هم قطعی است. آیا میتوان کاری کرد تا به زندان نروم؟ اگر بخواهم در این حکم تجدیدنظر شود باید چه کنم؟
اگر چه موضوع پرونده را توضیح ندادهاید اما در مجموع حکم صادره نمیتواند درست و قابل دفاع باشد زیرا موضوع تبدیل حبس به جزای نقدی در مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح و تصویب شده و طی تبصره 17 برنامه پنجساله اول سالهاست که به مرحله اجرا در آمده است. بعدها به استناد همین تبصره قانونی، در قانون «وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین» که در سال 80 به نام «تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت» اصلاح شد تاکید شده است که مجازاتهای حبس کمتر از 3 ماه و یک روز به استناد ماده 22 قانون مجازات اسلامی باید به جزای نقدی تبدیل شود. این قانونی است که قاضی باید قبل از صدور حکم به آن توجه کرده و براساس آن رای میداد یعنی بدون درخواست شما، خود به خود به استناد همان «قانون وصول» حبس 2 ماهه شما را به جزای نقدی تبدیل میکرد، اما حالا که این کار را نکرد و رای به صورت قطعی صادر شده شما میتوانید اعتراض خودتان را در هیات تشخیص مستقر در دیوان عالی کشور مطرح کرده و اجرای آن قوانین را درخواست کنید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: