در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آدم وقتی به کوه و جنگل میزند، انگار قدم در دنیایی دیگر گذاشته است. دوری از هیاهوی شهر، گریز از روزمرگی، شنیدن صدای جویباران، گوش کردن به غوغای پرندگان، نفس کشیدن در هوای پاک، دویدن و عرق کردن و به ریهها جانی تازه بخشیدن و....همه از مزایای سفر به طبیعت و کوهستان است.
اما وقتی طبیعت با زباله همنشین شد، به جای لذت بردن از یک پیادهروی و کوهنوردی باید با اعصابی خراب به خانهات برگردی.
ولی عاشقان کوهستان و کسانی که سالیان سال است به کوه و دل طبیعت میروند، بدون شک علاقه خاصی به این مکانها دارند و طبیعت بکر نه تنها روح آنها را آرام میکند، بلکه به آنها توان بیشتری میبخشد تا بتوانند راحتتر مشکلات زندگی را یکییکی از سر راه بردارند. بخصوص افرادی که در شهر ها زندگی میکنند بیش از سایرین این مساله را احساس میکنند. اما در میان این گردشگران کسانی هستند که کوه و جنگل و دریا را جور دیگری دوست دارند. آنها روزهایی از سال را به طبیعت میروند که به دست برخی آدمها زشت شده است. آنها به این اصل در زندگی معتقدندکه طبیعت فقط متعلق به آنها نیست و دیگران و آیندگان هم از آن سهم دارند، پس روزهایی از سال را به کوه و دشت و دمن میزنند که زبالهها را از چهره طبیعت بزدایند. حق هم دارند، این رسم عاشقی است و آنهایی که عاشق طبیعت هستند، نمیتوانند براحتی چشم ببندند و از بیمهری برخی گردشگران به کوه و رودخانه و جنگل و دریا بگذرند.
دکتر رضا کریمی و عبدالله قبادی از این دسته عاشقان کوه و جنگل و دریا هستند که سالهاست بارها و بارها پاکسازی ارتفاعات و جنگل از زباله را انجام دادهاند. دکتر کریمی که متخصص غدد و متابولیسم هم هست و چندی پیش در پاکسازی منطقه بلیرون همکاری داشته، دراینباره میگوید: من 20 سال است به کوه میروم و عضو گروه طبرستان جوان بابل هستم، ما فکر کردیم اگر برنامههای نمادین برای پاکسازی کوهستان داشته باشیم علاوه بر اینکه باعث جمعآوری زبالهها میشود، تا حدودی در آموزش گردشگران نیز میتواند مفید باشد. همین دلیلی شد که به سمت منطقه بلیرون در کوهپایههای جنوب آمل برویم. گردشگرهای زیادی به این منطقه میآیند که بیشتر آنها گردشگران محلی و داخلی هستند، چون هنوز گردشگران خارجی از وجود این منطقه چندان اطلاعی ندارند.
او در باره علت توجه بیش از حدش به پاکسازی کوهستان میافزاید: خوب یادم هست که از دهه 70 یک گروه دانشجویی بودیم که میرفتیم کوه، از همان موقع تصمیم گرفتیم برای حفاظت از محیط زیست قدمی برداریم و همراه دوستان، کوهها و مسیرهایی مثل توچال، ولنجک، کلکچال و... را از زباله پاکسازی میکردیم. وقتی هم به عنوان پزشک به روستاهای ترکمن صحرا رفته بودم، طرح جمعآوری زباله را با کمک روستاییان اجرا میکردم؛ به این صورت که با همکاری آموزش و پرورش یک روز مدرسههای راهنمایی و دبستان را تعطیل میکردیم و دانشآموزان، تمام روستا را از زباله پاکسازی میکردند.4-5 بار هم مشابه چنین اقدامی در کلاله و مراوه تپه (استان گلستان) با همکاری آموزش و پرورش انجام شد دلیلش هم این است که من عاشق طبیعتم و به نظرم در طبیعت انسان به آرامش میرسد، روحیهای انسان در طبیعت بسیار بازتر و شادتر است. وقتی زندگی شهری را با زندگی خارج از شهر مقایسه کنید کاملا به این نتیجه میرسید که مردمان شهرنشین بیقرار هستند و چهرههای افسرده و پر استرسی دارند. با توجه به اینکه تجربه زندگی در روستا ها و شهرهای کوچک را دارم و همچنین به اجبار بالای 20 سال است که در تهران زندگی میکنم؛ این تفاوتها را بخوبی میبینم.
کوهستان باید نفس بکشد
دکتر کریمی با اشاره به نوع زبالههایی که گلوی کوهستان، جنگل و طبیعت را میفشارد، میگوید: پاکتهای چیپس و پفک ، قوطیهای آب معدنی و نوشابه بیشترین حجم زبالهای است که ما از منطقه جنگلی مورد نظر جمعآوری کردیم و از این همه بیرحمی انسان به طبیعت دل گردشگران واقعی به درد میآید. انسانها باید به این نکته توجه داشته باشند که این زبالهها سالیان سال و حتی صدها سال در طبیعت باقی میماند و از بین نمیرود؛ طبیعتی که فقط متعلق به ما نیست و در آینده فرزندانمان هم میخواهند از آن استفاده کنند و نباید به این راحتی از بین برود.
عبداله قبادی، عضو هیات کوهنوردی استان مازندران و مربی کوهپیمایی از جمله افرادی است که همواره جمعآوری زباله و پاکسازی محیط زیست را در برنامههای کاری و شخصیاش میگنجاند، میگوید: سفر و گردش بعد از کار فراوان میتواند به عنوان ترمیم کننده روح انسان عمل کند و بیشتر آنها که این موضوع را درک کردهاند، سعی میکنند در برنامه زندگی خود جایی هم برای سفر بگذارند. طبیعتگردی به انسان انرژی و آرامش میدهد، البته با این پیش شرط که بعد از ترک مقصد آثار مخرب در طبیعت برجا نگذاریم زیراکه طبیعت منحصر به گروه خاصی از جامعه نیست و باید همه به یک میزان از آن بهره ببرند.
از او میپرسیم چند سال است جمعآوری زباله از طبیعت و جنگل در برنامههایش قرار گرفته، پاسخ میدهد: حدود 15 سال است که این کار را انجام میدهم و نه تنها کار سختی نیست، بلکه از آن خیلی لذت میبرم. این کار وقتی خستهکننده و آزاردهنده میشود که دفعه بعد به آن منطقه بروی و ببینی دوباره گردشگران طبیعت را با زباله آلوده کرده اند.
ضرورت آموزش همگانی
دکتر کریمی به تاثیر آموزش دیگران برای زدودن زبالهها از چهره طبیعت تاکید میکند و میافزاید: در این زمینه از خودم راضی نیستم و بهطور کلی فکر میکنم زیاد در زمینه جمعآوری زباله از طبیعت پرکار نبودهام. البته خودم و اطرافیانم این مساله را رعایت میکنیم که در سفرها و طبیعتگردیها زبالهای در دل طبیعت رها نکنیم. زمانی که در بهشهر استان مازندران به عنوان متخصص فعالیت میکردم هر هفته با همکارم در طبیعت پیادهروی میکردیم، یک بار وی بسته بندی خوراکی که میخورد را به زمین انداخت؛ من سریع آن را برداشتم و در کیسه پلاستیکی که همراه داشتم. گذاشتم. یک بار هم به صورت خانوادگی با همین همکار بیرون رفتیم او به فرزندانش گفت؛ بچهها اگر آشغال بریزید دکتر کریمی حسابمان را میرسد! من معتقدم ما باید خودمان را موظف کنیم که در صورت دیدن زباله اقدام به جمع آوری آن کنیم و در حد امکان حتی به یک نفر هم که شده آموزش بدهیم.
کیسه زباله به گردشگران هدیه دهند!
این کوهنورد میگوید، در ورودی برخی شهرها بخصوص در فصل سفر میبینیم کیسه زبالههایی را در اختیار مسافران قرار میدهند. مثلا همین تابستان که به تبریز سفر کردم در ورودی و خروجی شهر کیسه زباله به گردشگران میدادند. این اقدام بسیار خوبی در جهت فرهنگسازی برای حفظ طبیعت است، اما هنوز این کار در سراسر کشور عمومی نشده است. البته باید توجه داشت که برای این کار و تبدیل آن به یک فرهنگ، نیاز به برنامههای بلند مدت داریم، کارهایی مانند توزیع کیسه زباله مانند مسکن عمل میکنند. اگر آن برنامه کلی وجود نداشته باشد، ما به فرهنگ صحیح برای حفظ طبیعت نمیرسیم.
قبادی، مربی کوهنوردی نیز بر این نکته تاکید میکند و میگوید: به باور من اگر رسانهها برای گسترش فرهنگ دوستی با جنگل و طبیعت، به کاری گسترده و وسیع همت گمارند، بی تردید برای حل مشکل زباله در طبیعت گام اساسی را برداشتهاند.
او درباره اینکه چه شد به گروه جمعآوریکننده زباله از منطقه بلیرون پیوست، میگوید: من جمعآوری زباله از طبیعت بویژه کوهستان را وظیفه خود میدانم و همیشه از این کار استقبال میکنم و در قسمتهای مختلف کشور، حتی در نقاط برون مرزی هم به همراه دوستان این کار را انجام دادهام. حدود 32 سال است که به صورت حرفهای کوهنوردی میکنم و در برنامههای این چنینی شرکت دارم. گمان میکنم اگر همه ما طبیعت را فقط حق خودمان ندانیم و برای دیگران هم سهمی قائل شویم، وضعیت جنگل و کوهستان ما اینگونه نخواهد بود.
او میافزاید: ما کارهای دیگری هم انجام میدهیم برای مثال به گردشگران آموزش میدهیم؛ به آنها توصیه میکنیم که در جنگل آتش روشن نکنند و پسماندهای غذایی را در طبیعت نریزند. خیلی از مواقع هم با خانوادههای گردشگر همراه میشویم تا بتوانیم در حد ممکن آنها را آموزش بدهیم. البته این کارها به صورت مقطعی جواب میدهد و آموزشهای گستردهتری باید برای گردشگران در نظر گرفت.
بدترین خاطره
قبادی میگوید: هر وقت که منطقهای را پاکسازی میکنیم و 6 ماه بعد به همان منطقه میرویم، باز هم گردشگران تلی از زباله بر جای گذاشتهاند. نمیدانید با دیدن چنین منظرهای چقدر دل آدم میگیرد، این بدترین بخش طبیعتگردی من است و فکر میکنم برای حل این مساله رسانهها بویژه صدا و سیما باید آموزشهای زیادی به مردم بدهند؛ کار با یک برنامه و 2 برنامه تمام نمیشود. مدارس و خانوادهها هم در کنار آن نقش بسیار مهمی ایفا میکنند. موضوع فقط به زباله هم ختم نمیشود، متاسفانه برخی از گردشگران، بهداشت محیط بویژه آب و خاک را رعایت نمیکنند. به همین دلیل باید همواره بر این نکته تاکید شود که طبیعت فقط برای نسل ما نیست و باید همه ما به فکر نسلهای دیگر هم باشیم.
برخوردهای نامناسب
دکتر کریمی هم میگوید: به دلیل عدم آموزش و فرهنگسازی، وقتی به برخی افراد تذکر میدهیم که زبالهها را در کوه و جنگل و ساحل رها نکنند، با برخوردهای چندان مناسبی روبهرو نمیشویم؛ برای مثال وقتی رفته بودیم یکی از سواحل مازندران را پاکسازی کنیم، برخی افراد به گونهای برخورد میکردند که گویا ما کارگران شهرداری هستیم و وظیفهمان جمعآوری زباله است. وقتی یکی از اعضای گروه کوهنوردی را میبینید که کیسه زبالهای را بر روی دوش گرفته و آن را از شیب کوه پایین میآورد یا از منطقهای طبیعی بیرون میبرد، یادمان باشد ممکن است او استاد دانشگاه، پزشک یا مهندس باشد.
ولی برخی مردم رفتارهای عجیب و غریبی انجام میدهند مثلا یکبار فردی زبالهای را از ماشین خود در آورد و به یکی از بچههای گروه گفت این کیسه زباله را هم در گونیات بینداز. قطعا چنین رفتاری توهینآمیز است و باید روی این مساله هم کار فرهنگی انجام شود. البته در نقطه مقابل این افراد خانوادههایی هم هستند که برخورد بسیار خوبی دارند و هر چند زمانی کوتاه اما به گروه میپیوندند و با ما همکاری میکنند.
به هر تقدیر همه ما آدمها ذاتا طبیعت را دوست داریم و از ابتدای خلقت با طبیعت انس گرفتهایم، اما در این دوران باید بیشتر دوستش داشته باشیم و برای تمیزی و طراوت آن بکوشیم. فراموش نکنیم کارهای فرهنگی باید از افراد جامعه شروع و در همه نهادینه شود. پس از همین حالا از خودمان شروع کنیم و به خودمان یک قول مردانه بدهیم که هرگز زبالهای را هر چند کوچک در طبیعت رها نکنیم. باور کنید کار سختی نیست.
محمد رضایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: