در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حال و هوای استودیوی رادیو تهران به دلیل وجود فقط یک شبکه رادیویی در این محل متفاوت است.
آرم برنامه که تداعی بخش چند المان صبحگاهی است، پخش میشود.رضا ساکی (تهیهکننده) برایم میگوید: در آرم از موسیقی ایرانی و به فراخور از موسیقی غربی استفاده شده است.
شادابی برنامه، متناسب با زندگی مردم
در فرصتی که پیش میآید، رضا ساکی که غیر از سردبیری و تهیهکنندگی، نویسندگی و اجرای بخشهای طنز برنامه را به صورت یک هفته در میان به عهده دارد، در خصوص آیتمهای «صبح تهران» میگوید: آخرین رویدادها و خبرهای روز با اجرای آلبرت کوچویی پخش میشود که ایشان بخشهای «خبرهای ورزشی» را در 30/7 دقیقه و «با خردمندان» را در 10/8 دقیقه اجرا میکند. در بخش «اینا فقط یک پیشنهاده» یکسری پیشنهادهای کاربردی و تجربه شده شهروندی متناسب با زندگی مردم امروزی ارائه میشود. 40/7 دقیقه در «زنگ تشویق» ضمن گرفتن اطلاعات دانشآموزان موفق از والدینشان درخصوص ویژگیها، آرزوها و انتظاراتی که پدر و مادر از او دارند صحبت میکنیم. جالب است بدانید این آیتم در مدرسهای که دانشآموز آنجا تحصیل میکند نیز، سر صف پخش میشود.
45/7 دقیقه بخش «فرهنگی» با اجرای طیبه نهانی. در ساعت 8 بخش «طنز» با اجرا و نویسندگی خودم پخش میشود. در 20/8 دقیقه نیز بخش «از سفیدی نمک تا سیاهی زغال» با اجرا و نویسندگی نصرالله حدادی پخش میشود .
وقتی از قدمت برنامه صبح تهران میپرسم، او میگوید: این برنامه 8 سال است که پخش میشود تقریبا 3 سال است که خودم آن را تهیه میکنم و هر 6 ماه تغییراتی در کنداکتور به وجود میآید.
وقتی از ساکی سوال میکنم بیشتر دوست دارید در برنامه در خصوص چه مسائلی صحبت کنید، میگوید: بیشتر دوست داریم خبر رسانی داشته باشیم و مردم را نسبت به مسائل مطلع کنیم و از چیزهایی صحبت کنیم که برایشان کاربرد داشته باشد. چون هدف اصلی اطلاعرسانی بعد آگاهی بخشی است.
او درباره موسیقیهای برنامه میافزاید: بیشتر از موسیقیهای بیکلام ایرانی و غربی، موسیقی با کلام پاپ و تصنیف استفاده میکنم. همچنین به خاطر اینکه مخاطب متوجه مطالب و مسائلی که دوست دارد بشنود بشود، در شروع هر بخش، موسیقی خاص آن آیتم پخش میشود. هر موسیقی نشانه خود را دارد و معرف برنامه است. بعضی موسیقیها نیز هم نشانه ورودی و هم نشانه خروجی دارند.
ساکی میگوید: سخت نیست که همزمان سردبیری و تهیهکنندگی یک برنامه صبحگاهی را به عهده دارید؟ در جوابم میگوید: شاید کمی سخت باشد اما اگر همزمان این دو کار را انجام دهی نهتنها به کار مشرف هستی، بلکه خودت میبری و میدوزی.
ساکی که غیر از نویسندگی طنز رادیو در مطبوعات همچون مجلات چلچراغ، مجله جدید و روزنامه همشهری مطالب طنز مینویسد و از سال 1383برنامهسازی را در رادیو آغاز کرده ضمن اشاره به کار کردن در دو فضای صبحگاهی و عصرگاهی میگوید: چون تجربه کار کردن در هردو فضا را داشتم در حال حاضر 2 برنامه صبح تهران و عصر بخیر تهران را تهیه میکنم.
برنامههای صبحگاهی غیر از اینکه باید شادابی صبح را داشته باشند باید به اطلاعرسانی هم بپردازند. ذکر این نکته ضروری است که شادابی و ریتم برنامه باید با زندگی مردم تناسب داشته باشد.
آدمی از جنس مردم
فرشته ملک فرنود، گوینده برنامه صبح تهران میگوید: با تغییر شبکه از رادیو ایران به تهران آمدم و حدود 2 سال است با این برنامه همکاری میکنم. در این مدت برنامه با افت و خیزهایی مواجه شده و حتی تغییر گروه داده است.
وقتی از ملک فرنود میپرسم تا چه زمانی میخواهد گوینده برنامههای صبحگاهی باشد؟ در پاسخ میگوید: احساس میکنم با بالا رفتن سن این روحیه نشاط، کمکم در من ضعیف میشود. اما هنوز مدیران بخصوص مدیر رادیو پیام میپسندند که من برنامههای صبحگاهی را اجرا کنم. غافل از اینکه در حال حاضر گرایشم به اجرای فضایی آرامتر و ادبی است که متاسفانه در این رهگذر، همکاری و دعوت خاصی از مدیران سایر شبکهها ندیدم.
این گوینده با سابقه رادیو تصریح میکند: اگر رادیو تهران را برای ادامه همکاری انتخاب کردم به خاطر سیستم مدیریت خوب جناب آقای جهانی بوده است، زیرا در این شبکه سیستم مدیریت درستی حاکم است، هر چند متاسفانه باوجود میل باطنی ام همزمان با کار کردن در رادیو تهران ناچار شدم از پیام دل بکنم.
ملک فرنود نسبت به برخورد تقابلی با وی در ارتباط با متنی که در رادیو پیام میخوانده اظهار تاسف میکند و میگوید: خیلیها احساس میکنند با تکلیف کردن میتوانند کارها را پیش ببرند، اما از این نکته غافلند که در کار هنر بایدی وجود ندارد.کسی که با هنرمند طرف است، نمیتواند برایش سرمشق بنویسد و از هنرمند بخواهد روزانه ده بار از رویش مشق کند.
ملک فرنود که از کار کردن در رادیو تهران راضی است، میگوید: این شبکه رادیویی نسبت به کل رادیوهایی که وجود دارد حرکتی به جلو داردو من همیشه فضای برنامههای صبحگاهی را دوست داشته و دارم، چون وقتی برایم کسالتی پیش میآید مخاطب برنامه غیبت مرا درک میکند و در تماسها احوالم را جویا میشود و من احساس میکنم وجود دارم. وجود داشتن برای کسی که به نوعی کار هنری میکند لذت بخش است، چون ماحصل انجام کار هنری همین وجود داشتن است.
میپرسم دلیل موفقیت خودتان را در چه میدانید که به آرامی پاسخ میدهد: تصور میکنم چیزی که باعث شده در این سالها تا حدودی از طرف شنوندهها و مردم پذیرفته بشوم، همین مردمی بودن است، چون هیچگاه خود را تافته جدا بافته ندیدهام.
وقتی از ملک فرنود درخصوص ویژگیهای برنامه صبح تهران میپرسم، او میگوید: صبح تهران یک صبحانه کامل رادیویی است، چون در آیتمهایی که دیده شده، وضعیت آب و هوا، خبرهای فرهنگی و هنری بیان میشود. برای اهل ورزش مطلب دارد و شنوندگان میتوانند موسیقی و ترانه دلخواه خود را بشنوند، ولی در کنار این همه حسنی که گفتم گلایهای هم هست. آن چیزی که مردم از رسانه توقع دارند در درجه اول اطلاعرسانی است که متاسفانه مدتی است آیتم مطبوعات در برنامه حذف شده است و وقتی این آیتم از برنامه صبحگاهی حذف شود در واقع میتوان گفت اطلاعرسانی حذف شده و با توجه به اینکه ویژگی خبر این است که مثل اغذیه فاسد شدنی است، چنانچه ساعت اولیه صبح زمان مناسب ارائه آن نیست، پس کی باید گفته شود؟!
لحنهایی متفاوت در لحظات پر شتاب
فرصت را غنیمت شمرده و از آلبرت کوچویی که در صبح تهران به بررسی آخرین رویدادهای ایران و جهان میپردازد در مورد ویژگیهای این بخش میپرسم. وی میگوید: در این بخش معمولا خبرهای ویژهای را که در سایتهای خبری وجود دارد، ارائه میدهم. همچنین در هفتهای که مقابل صبح تهران به تهیهکنندگی خسرو انجم تهیه میشود یک چهره، چه منفی، چه مثبت را در جهان انتخاب کرده و درباره آن صحبت میکنم. این چهره میتواند یک کشف یا ابداع یا رویداد اثر گذار جهانی باشد. به طور مثال کشف یک سیاره پر شباهت به زمین در همسایگی منظومه شمسی میتواند در بخش چهره روز، مطرح شود.
وقتی از او میپرسم چه ملاکهایی را برای انتخاب خبر در نظر میگیرد، میگوید: حول خبری صحبت میکنم که دارای جذابیت، اثر گذاری، شگفتی، نو آوری و شیوایی باشد .
آلبرت کوچویی ادامه میدهد: در بخش خبرهای ورزشی که یک هفته در میان پخش میشود معمولا به حاشیههای ورزش میپردازم واز حوادث گوناگونی که در دنیای ورزش اتفاق میافتد، صحبت میکنم. شخصیتهای ورزشی و خبرهای توجه بر انگیز یا حرفهای شخصیتهای ورزشی که قابل تامل باشد از دیگر موضوعات مطرح شده در این بخش است.
وقتی از کوچویی میپرسم در بخش با خردمندان چه مطالبی را بیان میکنید، او میگوید: با خردمندان، بیان لطیفهها و حکایتهایی از ادبیات فارسی است که عرفا در این میان بیشترین سهم را دارند و من نکتههای عرفانی قابل تامل را که از منظر اخلاقی شنیدنش خالی از لطف نیست، بیان میکنم .
کوچویی میگوید: لحن و بیان این سه بخش که به آن اشاره شد کاملا متفاوت است، اما آنچه مشترک است، فضای مناسب صبح است. ساعت حرکت و شتاب، ساعت تامل نکردن و گذرا بودن مخاطبان، مناسب این آدمها و این ساعات است. آخرین رویدادها چون نزدیک به اطلاعرسانی و خبررسانی است کاملا جدی، با لحنی صمیمانه و متفاوت از خبر خوانی اجرا میشود؛ خبرهای ورزشی به گونهای نزدیک به دنیای ورزش با شتاب بیشتری خوانده میشود. همچنین چون بیشتر از حاشیههای ورزشی صحبت میکنیم، با لحنی طعنه آمیز مسائل مطرح میشود. اما با خردمندان برخلاف این دو بخش در فضایی کاملا آرام اجرا میشود، فضایی که از نوید صحبت میکند و انذار و پند. بنابراین با لحنی متفاوت از دنیای خبر خوانده میشود.
وقتی از مفسر بخشهای مختلف خبری میپرسم آیا سخت نیست در لحظه بیان و لحنی متفاوت داشته باشی؟ در جوابم توضیح میدهد: بعد از 40 سال گویندگی نباید دشوار باشد. با اینکه فاصله زمانی برای اجرای بخشهای مختلفی که به آن اشاره کردم، اندک است اما چون در جریان اخبار هستم فقط تازهترین آنها را انتخاب میکنم و در گزینش اخبار چیزی که اولویت دارد خبری است که انعکاس جهانی داشته وبرای مخاطب حامل پیام است. در بخش معرفی چهره روز، پیدا کردن چهره کمی دشوار است چون در اتاق فرمان، پشت سیستم باید به اینترنت وصل شوی و یک چهره را از سایتهای خبری که به زبان انگلیسی، ایتالیایی یا فرانسه است، انتخاب کرده، آن را به فارسی ترجمه و اجرا کنم که همه اینها در مدت زمانی تقریبا دو دقیقه قبل از اجراصورت میپذیرد.
رجوع به فرهنگ ایرانی
نصرالله حدادی که در صبح تهران نویسندگی و اجرای بخش «از سفیدی نمک تا سیاهی زغال» را به عهده دارد درخصوص فعالیتهایش در این بخش میگوید: در بخش از سفیدی نمک تا سیاهی زغال از آداب و رسوم مردم تهران، باورهای اجتماعی و رفتارهایی که در خانه طی سالهای 1300 تا 1340 در ایام پاییز و زمستان صورت گرفته، صحبت میکنم.
او که 23 ماه کارشناس ـ مجری برنامه تهران درشب رادیو تهران و تهران 1400 بوده میگوید: این بخش را که در زمانی 4 تا 5 دقیقهای با لحنی شاد اجرا میکنم، ماحصل سالها تحقیق شخصی خویش بر هزاران کتاب، صدها سفرنامه، دهها کتاب خاطرات، دهها دواوین شعر و کتابهای بسیار زیادی است که در مقوله تاریخ، جغرافیا و اجتماعی نوشته شده است. همچنین سعی دارم مطالبی را بیان کنم که برای مردم تازگی داشته باشد.
حدادی تصریح میکند: چون سالها با این مطالب سر و کار داشته ام و اکثر مطالب در ذهنم است، با نوشتن سر تیترهای موضوعات فیالبداهه در مورد آن صحبت میکنم. حدود 50 سال این موضوعات را از نزدیک مشاهده کردهام، در مورد آن پرس و جو کرده، دقیق شده و حتی تحقیق میدانی کردهام .
او که به فرهنگ عمومی و عامه مردم ایران علاقهمند است دراینباره میگوید: متاسفانه خیلی از مسائلی را که در فرهنگ ایران وجود داشته به مرور زمان کنار گذاشتهایم و به فرهنگ غربی روی آورده ایم. به طور مثال ایرانیها به مناسبت فصول سال، غذاهای فصلی سرو میکردند، اما با پیروی از فرهنگ غربی بیشتر فست فود خور شدهاند که این مساله نه تنها باعث از بین رفتن فرهنگ ملی شده، بلکه وابستگی کشور را به ورود مواد غذایی بیحد و حصر فراهم کردهایم. در یک کلام آنچه خود داشتهایم را از بیگانه تمنا کردهایم.
حدادی که جزو معدود آدمهایی است که همزمان در 3 رسانه شنیداری، دیداری و مکتوب فعالیت دارد، با اشاره به نگاه غلط مردم میگوید: متاسفانه با این که ما ایرانیها از هر نظر غنی هستیم اما دچار بیهویتی شدهایم که راه علاج آن فقط رجوع به فرهنگ ایرانی است.
صبح تهران با 2 گروه برنامهساز از شنبه تا پنجشنبه از ساعت 7 صبح مدت یک ساعت و نیم پخش میشود.
زهره زمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: