در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آیتالله مدرس یکی از علمای مبارز و مجاهد است که نظریه معروف «سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ما» را ابداع کرد و پیرو این نظریه دین و دولت را در هم آمیخته و جدایی آنها از یکدیگر را روا نمیدانست. این دیدگاه معروف عقیدتی، مدرس را مشهور کرده است. این گفتار فارغ از هرگونه داوری، نقش مدرس را بررسی کرده است.
مدرس کی بود؟
سیدحسن مدرس در سال 1287 متولد شد. در توصیف شخصیت مدرس همانند هر شخص معروف دیگر در تاریخ ایران ـ به عنوان یکی از معایب و آسیبشناسی شخصیتها ـ افراط و تفریط شده است، اما در شناسایی کلی شخصیت او میتوان گفت که فردی روشنفکر، شجاع، متدین و دارای بینش و وسعت فکر، صریح و رکگو و گاهی هم بذلهگو بود.
مدرس، تحصیلات ابتدایی را در اصفهان و تهران گذراند و سپس به عتبات عالیات رفت و در محضر استادانی چون آیتالله میرزای شیرازی، یزدی و آخوند ملا محمدکاظم خراسانی که جملگی از علمای و فقهای برجسته و مبارز و اندیشمند زمان بودند شاگردی کرد و در واقع درس مبارزه و دید بلند خود در مسائل روز را از آنان فرا گرفت. براساس اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه، 5 نفر از علما طراز اول شیعه بر مصوبات مجلس نظارت میکردند. مدرس بهعنوان یکی از این پنج نفر، به تهران فراخوانده شد و از آنجا فعالانه در صحنه سیاسی ایران وارد شد. یک توصیف افراطی از مدرس ابراز میدارد که: وی را نباید بازیگر عصر طلایی یا قهرمان آزادی، بلکه باید سیدالشهدای دوره دیکتاتوری نامید. فردی وطنپرست که در عقیده و رفتارش ثبات مشاهده میشد و در راه عقیدهاش تا پایان جان استقامت ورزید و حتی ترور نیز نتوانست او را از آرمانش دور کند. در عین خداپرستی و ادای وظایف دینی، تمام وقت خودش را صرف مردم میکرد، زیرا معتقد بود خدمت به خلق خدا بزرگترین عبادت است.
به طور کلی مدرس فردی زاهد، منیعالطبع، قانع و در زندگی فردی سادهزیست، آزاده و رها از تعلقات دنیوی بود. کار و تلاش میکرد و حتی از کارهای سطح پایین امتناع نمیورزید و بیشتر دستمزد خود را برای رفاه و آسایش مردم هزینه میکرد. به عنوان مثال وقتی که در زندان کاشمر در تبعید به سر میبرد، از پول کشت و کارش در زندان یک آبانبار برای زندانیان ساخت.
مدرس و قانون: در حیطه قانون و قانونگذاری مدرس کاملا مستقل عمل میکرد و به حاکمیت و اجرای قانون بشدت عقیده داشت.
مجلس را یک نهاد قانونگذار میدانست و در هرزمینهای فقط خیر و صلاح و منافع مردم و کشور را مدنظر میگرفت.
مدرس نیز همانند هر شخص دیگری که در تاریخ به ایفای نقش پرداخته و بازیگر عرصه تاریخ بوده، عاری از عیب و نقص نیست. وی به واسطه پافشاری و ابراز صریح عقایدش بشدت مورد کینه بدخواهان بوده است. مدرس در طول حیاتش، 5 بار مورد سوءقصد قرار گرفت و هر بار از مهلکه جان به در برد و سرانجام به یک روش شایع نخبهکشی در تاریخ ایران ـ یعنی مسموم کردن ـ به شهادت رسید.
در آخرین سوء قصد که از سوی رضاشاه ترتیب داده شده بود، مدرس در حال سخنرانی در باب فقه و ازدحام بود که در پشت مسجد سپهسالار هدف قرار گرفت. در آن سخنرانی مدرس گفته بود: «با این پادشاهی که هست [رضاشاه] ما بد نیستیم. اگر پادشاه مشروطه باشد و به قانون و وظیفه خودش عمل کند، چه بهتر، اگر مشروطه نبود و خواست در بعضی امور دخالت کند به جنگش میروم.»
مدرس، شریعت را به روشی نو و مطابق شرایط و مقتضیات و تحولات زمان میپذیرفت و معتقد بود باید آن را با زبان نو بیان کرد تا رفاه و نفع مردم تامین شود
مدرس معتقد بود: جهل و ناآگاهی مردم نسبت به سرنوشت و حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعیشان زاییده ترس آنها از استبداد و فقر فرهنگی آنهاست و همیشه میگفت نظامی که مبنای کار خود را برحاکمیت زور و دیکتاتوری قرار میدهد هیچ خیر و صلاحی را نصیب جامعه نمیسازد. به طور طبیعی عقل به ما حکم میکند که از دیکتاتوری بپرهیزیم. نمیتوان گفت دیکتاتوری بهتر است یا مشروطه، زیرا این دو یکدیگر را نفی میکنند.
با توجه به استقلال فکری و شخصیتی و رفتاری مدرس و این که فردی بوده که همواره مصالح جمع و اجتماع و نه نفع شخصی را در نظر میگرفته، بر تدوین و اجرای قوانین در ایران به عنوان یک کشور اسلامی بسیار حساس و جدی بود. از نظر او قانون باید دربرگیرنده «مصلحت جامعه و شریعت دین اسلام باشد.»
مدرس، شریعت را به روشی نو و مطابق شرایط و مقتضیات و تحولات زمان میپذیرفت و معتقد بود که باید آن را با زبان نو بیان کرد تا رفاه و نفع مردم تامین شود. این وجهی است که او را در میان علما و مجتهدان ممتاز و مبرا ساخته است، بنابراین فرزانگی و تسلط او به شرایط زمان به فقاهت او آسیب نرساند، بلکه برعکس از او چهرهای شاخص و متمایز در اشراف به مسائل سیاست و نیاز روز جامعه ساخت.
در اندیشه مدرس «تزاحم و تعارض» در قوانین برجسته و بارز است، به این معنا که قوانین نباید با یکدیگر متعارض یا مزاحم یکدیگر باشند. وظیفه فقیه این است که با ادله محکم و مستند تعارضات میان قوانین را برطرف کند. اما مزاحمت یعنی این که یک قانون یا باید اجرا شود یا اجرا نشود. به عبارت دیگر، در نظر او در این موارد مجلس تصمیم میگیرد و اهم به مهم یا افسد به فاسد میکند. قوانینی که ترک یا عدم اجرای آنها موجب به وجود آمدن فساد میشود، بر قوانین دیگر که مفسده آخرین است، ترجیح داده شوند. مدرس احکام شرعی مباح را نیز فراموش نکرده و عقیده دارد که قوانین شرع باید موارد مباح را که در زندگی روزمره مردم کاربرد فراوان دارد و هدفش بهزیستی و رفاه رعیت است، مشخص کند و دربر بگیرد. به بیان دیگر، شریعت همه بایدها و نبایدها را مشخص کرده، اما جایی که شریعت باید و نبایدی ندارد؛ تصمیمگیرنده، مردم و جامعه هستند.
مدرس و مجلس
در تفکر مدرس، مجلس بالاترین نهاد و بهترین مکانی است که در امور اجتماعی و مصالح ملی و کشور میتواند تصمیم بگیرد. نمایندگان باید باهوشیاری کامل تصمیم بگیرند زیرا پای سرنوشت ملت و کشور در میان است. بنابراین مجلس باید در عزل و نصب حکام نالایق و تهیه و تدوین بودجه، نظارت بر تفکیک قوا از یکدیگر را داشته باشد. بدون مصوبه مجلس، هیچ قراردادی رسمیت نخواهد داشت. تمرکز قدرت در یک جا و در دست یک فرد به فساد منتهی میشود و فساد ایجاد میکند، در نتیجه برای جلوگیری از فساد و انحراف و استبداد، قدرت باید توزیع شود. انسان باید حتی خودش و گفتههای خودش را هم مورد نقد و بازبینی قرار دهد.
مجلس قانونگذار کل است و نمایندگان جزء. بنابراین قوانینی که مجلس وضع میکند، باید عام شمول باشد. به عبارت دیگر، زوایای کور زندگی اجتماعی و سیاسی را شناسایی و با وضع قوانین، آن را مرتفع سازد.
فرد قانونگذار در حیطه فردی و اجتماعی باید مصادیق زمان را بشناسد و قواعد را براساس قوانین موضوعه از فقه استخراج کند.
یک نقص عمده در جامعهشناسی تاریخی ایران، فقر فرهنگی و تاریخی اقوام ایرانی نسبت به گذشته تاریخی خودشان است، این اساس افرادی که بتوانند جهاندار باشند و دستاوردهای نسلهای قبلیشان را حفظ کنند، بسیار کم هستند، بلکه بسیاری از حکام ایرانی ماحصل تلاش، جانفشانی و مبارزات نسل قبلی خود را از میان برده یا مسخ و بیارزش ساختهاند و بهقول هگل، ارابه خود را بر ویرانههای تاریخ بیرحمانه راندهاند. در نامه تنسر Tansar یکی از متون باستانی ایران عصر ساسانیان آمده است: کسی که قوانین عقلانی و فردگرایانه جهانداری را زیر پا بگذارد، خودش و نسلهای آینده را دچار ضرر و زیان کرده است.
از این رو، در مطالعه موارد تاریخی، کوروش و خشاریار شاه جهانگشایان بزرگ و در عوض، داریوش و اردشیر هخامنشی جانداران خوبی بودهاند. صرفنظر از دوران اشکانی، در تاریخ ایران قبل و بعد از اسلام، بجز موارد انگشتشمار همانند انوشیروان ساسانی که عدل او زبانزد تاریخ است و کریمخان زند (وکیلالرعایا)، در سایر فرمانروایان تاریخ ایران، جهانداری و کشورداری صحیح را در داخل کمتر شاهدیم. با این وصف، فارغ از مقایسه یا نسبت دادن مسالهای به مدرس یا ارزشگذاری درباره کارنامه او، مدرس فردی است که به تمدنسازی یا تربیت افرادی که بتوانند جهاندار یا کشوردار خوبی باشند، معتقد بود.
مدرس و اقتصاد: دیدگاههای مدرس در اقتصاد قابل توجه است. مدرس باور داشت که بیتالمال را باید به صورت بهینه به مصرف رساند. از حیف و میل آن بشدت خودداری کرد و بیتالمال و درآمدهای موقوفات را به صندوق مربوطه عودت داد. مدرس مسائل طلاب را به طور مداوم پیگیری و برای رفاه و معیشت آنها و احقاق حقوق مادیشان تلاش میکرد. با این وصف، مهمترین وجه کارنامه اقتصادی مدرس اصرار و تلاش پیگیر برای خودکفایی، عمران و آبادانی و ایجاد روحیه اعتماد به نفس در داخل و قطع وابستگی به بیگانگان و رهایی از سلطه استعمارگران بود. معیارها و محورهای عمدهای را برای رسیدن به رشد و توسعه اقتصادی پیشنهاد میکرد از جمله: بیتالمال، توسعه اجتماعی، خودکفایی در صنعت و کشاورزی، اصلاح زیربنایی و ساختارهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی، اصلاح و احیای نظام مالیاتی بهصورت عادلانه و کارآمد، توسعه آموزش و پرورش به مناطق محروم و پیروی از اصل موازنه منفی در مواجهه با قدرتهای خارجی.
مهمترین بخش کارنامه اقتصادی مدرس اصرار و تلاش پیگیر برای خودکفایی، عمران و آبادانی و ایجاد روحیه اعتماد به نفس در داخل و قطع وابستگی به بیگانگان و رهایی از سلطه استعمارگران بود
مدرس عقیده داشت: برای دستیابی به این سطح از رشد اقتصادی باید بین هزینهها و درآمدهای کشور در بازرگانی و تجارت و همه زمینهها توازن مثبت ایجاد شود و مجلس بر درآمدها و هزینهها و امور کشور نظارت کند.
مدرس و سیاست: اخلاق و رفتار سیاسی مدرس برسایر جنبههای شخصیت او برتری دارد. همین شاخصهها مدرس را در تاریخ معاصر ایران جاودانه ساخته است. عبارت معروفی از مدرس در دست هست که میگوید: شاید مشیت خداوند بر این تعلق گرفته که آزادی و استقلال ما به زور از ما سلب شود، ولی قرار نیست ما با دست خودمان و با امضای خود آن را از دست داده و ترک کنیم.
این نطقگیرا از مدرس در جامعه و تاریخ ایران معاصر شور، شعف و تحول شگرفی ایجاد کرد. مدرس درباره قرارداد ننگین 1919 هم که بر مبنای آن ایران به طور کامل مستعمره روسیه و انگلستان میشد، موضعگیری در خور توجهی دارد: وثوقالدوله میخواست ایران را رنگ بزند. رنگ شمال (روسیه) و رنگ جنوب (انگلستان) و رنگ آخر دنیا (آمریکا) اما مردم با او موافق نبودند.
ارزش سخن مدرس وقتی مشخص میشود که ما سایه سنگین استبداد داخلی و استعمار خارجی را برسر ایران احساس کنیم. مدرس در حد توان خودش در صحنه سیاسی ایران فعالیت کرد لیکن وقتی در اوج ناکامی در حل بحران سیاسی ایران از او سوال شد، اکنون بر خلاف خواسته شما رضاشاه به قدرت رسید، سیاست را رها کنید گفت: من در این کشمکش چشم از حیات پوشیدهام و از مرگ باکی ندارم. آرزو دارم اگر خونم بریزد فایدهای در وصول آزادی داشته باشد. مخالفت مدرس با جمهوری رضاخانی هم در این راستا قابل بررسی است. به این توضیح که: قدرتهای خارجی بویژه انگلستان با آگاهی به تنفر مردم ایران نسبت به سلطنت قاجار سعی داشتند با معرفی کردن سردار سپه به عنوان یک چهره جمهوریخواه وی را به قدرت برسانند و به این وسیله به رضاشاه وجههای مردمی بدهند لیکن مدرس با هوشیاری آن را رد کرد. وجود این شرایط هرج و مرجگونه سیاسی ـ اجتماعی ایران که مشروطیت نتوانست به آن پایان بدهد، در بهقدرت رسیدن یک منجی و احیای حاکمیت فردی در ایران موثر بود و رضاشاه در آن مقطع بهترین گزینه تشخیص داده شد.
مدرس و تغییر سلطنت: مدرس برخی از نمایندگان همانند وثوقالدوله، مستوفیالممالک و نصرتالدوله را که کارنامهای تاریک داشتند و در دوره چهارم، مجلس با نمایندگیشان مخالف بود، در مجلس ششم (مجلسی که رضاشاه را به سلطنت برگزید و قاجارها را از سلطنت خلع کرد) با نمایندگی آنها مخالفت نکرد. در این رابطه مدرس در جلسهای با ملکالشعرای بهار خطاب به آنها ابراز داشت: سستی و اهمال هموطنان ما کار خود را کرد (منظور کوتاهی برای به قدرت رسیدن رضاشاه) ما هم تا جایی که بشر بتواند تقلا بکند سعی کردیم و حرف خود را زدیم و کشته هم دادیم، دیگر دینی به گردن ما نیست. حالا باید با دولت و شاه موافقت کرد بلکه خوب بشود و خدمتی بکند.
البته میزان دشمنی و مخالفت مدرس با رضاشاه برهیچ کس پوشیده نیست. جایی که رضاشاه از مدرس میپرسد: سید از جان من چه میخواهی. پاسخ داد: میخواهم تو نباشی. لیکن خواسته او دهها سال بعد به ثمر نشست و بهرغم این که مدرس در انتخابات دوره ششم مجلس پیروزی چشمگیری داشت و 8 تن از 9نمایندهاش به مجلس راه یافت لیکن استبداد و حلشدن تدریجی نمایندگان و سیاستمداران و روشنفکران در بدنه قدرت مانع از کامیابی او شد.
قاسم آخته
پانوشتها:
1 ـ در نهضت تنباکو، میرزا حسن شیرازی، مشروطیت، طباطبایی و بهبهانی و ملی شدن صنعت نفت، کاشانی، به ترتیب علیه ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمدرضا پهلوی برای احقاق حقوق مردم قیام کردند.2 ـ براساس یک پژوهش که توسط موسسه در راه حق، در قم انجام شده 15 درصد روحانیون و طلاب حوزه علمیه به خانوادههای دامدار، 10 درصد روحانی و 50 درصد طبقه متوسط شهری و 25 درصد به طبقه کشاورز تعلق داشتند. ن.ک تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران، منوچهر محمدی، ص 20 .3 ـ Lookat: Robert Graham. ''Iran Illustion of Power. 1980. P. 218.4 ـ پاسخ حسین مکی به خواجه نوری درباره انتقاداتی که به مدرس گرفته بود. ن.ک مدرس، قهرمان آزادی، حسین مکی، انتشارات بنگاه نشر و ترجمه کتاب تهران، 1358، صص 6 و 3 . 5 ـ برای اطلاع بیشتر در این زمینه، ن.ک، مدرس، تاریخ و سیاست، مجموعه مقالات درباره مدرس، انتشارات مرکز مطالعات فرهنگی، تهران، 1375، ص 100 .6 ـ همان منبع، ص 114 .7 ـ اولین سوءقصد در اصفهان، دومین در طاق بستان کرمانشاه، سومین در سرپل ذهاب هنگام عزیمت به عتبات، چهارمین و پنجمین در مسجد و پشت مسجد سپهسالار (مدرسه عالی شهید مطهری کنونی) صورت گرفت.8 ـ همان منبع، ص 93 .9 ـ مدرس قهرمان آزادی، حسین مکی، ص 175 .10ـ ن.ک: مدرس، تاریخ و سیاست، صص 121 ـ 120 ـ 118 .11 ـ ازجمله مهمترین این قواعد، قاعده لاحرج، لامرز احسان، اقدام و... است. ن.ک، مدرس، تاریخ و سیاست، ص 127 .12 ـ در این مورد ن.ک، مدرس، تاریخ و سیاست، ص 132 .13 ـ برای آگاهی از اندیشههای اقتصادی مدرس، ن.ک، سلسله مقالات درباره مدرس (مدرس تاریخ و سیاست)، ص 102 .14 ـ همان منبع، ص 195 .15 ـ همان منبع، ص 198 .16 ـ برای اطلاع بیشتر از فعالیتها و اقدامات مدرس در مجلس و قانونگذاری و سیاست، ن.ک، مدرس و مجلس (مدرس در 5 دوره تقنینه)، مجموعه اسناد مکتوب، محمد ترکمان، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1367 .17 ـ مدرس، تاریخ و سیاست، ص 155.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: