ماریو مونتی برای غلبه بر مشکلات، راه درازی در پیش دارد

ایتالیا و جدال سخت با واقعیت‌ها

تا آنجا که به انتخاب کراوات مربوط می‌شود، هنوز هم ماریو مونتی نتوانسته است مانند سلفش با آن کراوات‌های سورمه‌ای با خال‌های سفید و منظم، در مرکز قدرت در رم جایی برای خود داشته باشد. اما اگر این مرد عینکی 68 ساله و خونسرد با آن موهای نقره‌ای و نه چندان پرپشت بتواند کمی‌ بیشتر خود را از نظر شکل ظاهر با سلایق امثال برلوسکنی هماهنگ کند، آن‌گاه در ایتالیایی که خیلی به سر و وضع ظاهری اهمیت می‌دهند، جدی گرفته می‌شود.
کد خبر: ۴۴۱۷۷۷

با این حال، این مخالف سرسخت برلوسکنی از نوعی اعتماد به نفس خشک برخوردار است و از همان آغاز کار برای همه روشن کرد که طبق توافق با رئیس‌جمهور، او نمی‌خواهد تنها در کسوت یک آتش نشان ظاهر شود که وظیفه‌اش در خاموش کردن همین آتش فعلی خلاصه می‌شود. او با رئیس‌جمهور ایتالیا اتمام حجت کرد که تنها به این شرط حاضر به قبول پست نخست‌وزیری است که رئیس باشد و بتواند تا پایان دوره این دولت در سال 2013 در این پست بماند و البته رئیس‌جمهور هم بعد از چند روز این شرط مونتی را پذیرفت. مونتی خواهان اختیارات کامل است تا بتواند بر کوه مشکلاتی که پیش رو دارد، غلبه کند و این امکان را داشته باشد که به وضعیت ایتالیا به صورت بنیادین سر و سامان دهد.

اما تردیدی نیست که تصور چنین آزادی عملی برای نخست‌وزیر، با واقعیت سیستم سیاسی ایتالیا همخوانی ندارد و بزودی با موانعی جدی برخورد خواهد کرد. ایتالیا کشوری است که حتی شخصی مانند برلوسکنی با آن تکیه‌گاه سیاسی هم در آنجا به سختی شکست خورد، همان برلوسکنی که آشکارا از بنیتو موسولینی تمجید می‌کرد و می‌گفت که دوران حاکمیت مطلقه فاشیسم را درک می‌کند. برلوسکنی عقیده داشت که در این کشور تنها در آن حد باید آزادی وجود داشته باشد که بتوانیم به اسبمان بگوییم به کدام طرف، چپ یا راست، برود.

بقیه این آزادی در اختیار «دستگاه» است، اما این دستگاه (متاسفانه مانند مافیا) در شکل دولتی بزرگ از قرن‌ها پیش، ایتالیا را همواره با بحران روبه‌رو کرده و به خودی خود به نوعی عامل بحران بوده است.

این همان ایتالیای گرفتار در چنبره کسانی است که با نیرنگ بازی تنها به فکر منافع شخصی خود هستند، یعنی همان خانواده‌های بشدت پیوسته‌ای که منافعی ویژه دارند. حتی بعد از یکپارچه شدن این شبه جزیره تحت رهبری جوزپه گاریبالدی نیز آگاهی‌های میهن‌پرستانه به صورتی کاملا ناقص به عنوان راه‌حل مشکلات ایتالیای متحد به خورد مردم داده شد. این ایتالیای همان مردمی‌است که حتی یک‌بار موسولینی را هم به فغان آوردند. او زمانی گفته بود: «حکومت بر ایتالیایی‌ها کار دشواری نیست، اما اصولا کاری بیهوده است.»

ادامه حضور برلوسکنی

برلوسکنی بالاخره سقوط کرد و بلافاصله پس از آن بود که اومبرتو بوسی، دبیرکل حزب اتحادیه شمال اعلام کرد وی و حزبش بدون توجه به توهمات سیاسی راسا برای بهبود وضع اقتصادی شمال ایتالیا اقدام خواهند کرد و نیاز به کمک دیگران ندارند. این موضع رئیس اتحادیه شمال اما همان مردم حکومت ناپذیر را هم شگفت‌زده کرد. بوسی یا همان رهبر محلی به اصطلاح امپراتوری شمال آشکارا قصد ندارد با مونتی، نخست‌وزیر جدید در هیچ موردی گفت‌وگو کند.

اتحادیه شمال به جای آن از رهبران خود برای جلسه چهارم سپتامبر دعوت کرده است تا به گفته خودشان، «طرح‌های دیکته‌شده از سوی آلمان و فرانسه» را دور بیندازند و در مقابل آن احزاب و تجزیه‌طلبان پنهانی که در رم حاکمیت ملی ایتالیا را به بازی گرفته‌اند، بایستند.

این وضعیت برای همسایگان شمال بیش از آنچه هست، مخاطره‌آمیز می‌نماید. نشریه تحلیلی کوریره دلاسرا این مانور اتحادیه شمال را آغازی زودهنگام برای رقابت‌های انتخاباتی عنوان می‌کند؛ انتخاباتی که برای پایان دوره دولت مونتی سرانجامی‌متفاوت را رقم خواهد زد.

اما شاید همه اینها آن طور که تصور می‌شود، شگفتی ایتالیایی‌ها را موجب نمی‌شود. آن مردمی‌ که چند شب پیش به خیابان‌های رم ریخته بودند و چنان از رفتن برلوسکنی پایکوبی می‌کردند که گویی بزرگ‌ترین پیروزی نصیب ایتالیا شده است. آنها از این که تصاویرشان از طریق شبکه‌های تلویزیونی به سراسر جهان مخابره می‌شود، بسیار خشنود بودند!

ایتالیایی‌ها برخلاف آنچه در میادین فوتبال نشان می‌دهند، در میدان سیاست ملتی بدبین هستند. به همین خاطر ماریو مونتی حتی در پارلمان هم نمی‌تواند از حمایت بالایی برخوردار باشد، زیرا نمایندگان به دلیل بدبینی‌های رای‌دهندگان خود حتی اگر بخواهند هم نمی‌توانند آشکارا از مونتی و برنامه‌هایش پشتیبانی کنند.

امیدهای برباد رفته

همین شکاف‌هاست که هرگونه امید واقعگرایانه‌ای برای رسیدن به یک توافق همه جانبه بر سر برنامه‌های مونتی را نقش بر آب می‌کند و بعید است او بتواند دولتی که مورد قبول همه احزاب ایتالیا باشد، تشکیل دهد. نیروهای قدرتمند طرفدار برلوسکنی در حزب «ملت آزاد» آشکارا از خواست خود مبنی بر این‌که مونتی باید ضعیف و کوتاه‌مدت حکومت کند، سخن می‌گویند. در عین حال روزنامه‌های ایتالیا که روزهای پرخبری را می‌گذرانند، از دبیرکل حزب ملت آزاد یعنی آنجلینو آلفانو نوشتند. آلفانو ضمن اعلام حمایت همه‌جانبه حزب متبوعش از برنامه نجات ملی مونتی که این برنامه با آرزوی برلوسکنی انطباق دارد و از قول نخست‌وزیر پیشین ایتالیا آورد: «او می‌گوید که همه ما برای رفاه و سعادت این کشور کار می‌کنیم.»

از قرار معلوم برلوسکنی و سران حزب ملت آزاد با حسابگری، تمام این حرف‌ها را بر زبان می‌آورند. بر پایه خبرهایی که از پارلمان ایتالیا به گوش می‌رسد، قرار است 2 نفر از اعضای این حزب یعنی جولیانو آماتو و جیانی لتا در کابینه اقتصاد محور مونتی حضور داشته باشند. لتا نه تنها فرد مورد وثوق واتیکان، بلکه مشاور و از جمله معتمدان نخست‌وزیر پیشین محسوب می‌شود.

اما تعجبی ندارد که تلاش‌های مونتی برای یک آغاز جدید در ایتالیا از سوی بازارهای مالی استقبال نمی‌شود و برعکس بازار بورس این کشور به همان صورت سابق آشفته و گرفتار بحران است. جالب آن‌که بسیاری از وفاداران جناب «شوالیه» (لقب برلوسکنی) در این بازار‌ها حضوری بشدت سنگین دارند و بر خلاف آنچه بسیاری از کارشناسان تصور می‌کنند، این گروه به این زودی‌ها صحنه را خالی نخواهند کرد.

شاید آنچه این روزها در ایتالیا می‌گذرد، برای مردم دیگر نقاط جهان قابل هضم نباشد، اما این وضعیت ریشه‌هایی بس عمیق در تاریخ این کشور و گذشته‌های دور دارد. هر چه این وضعیت بیشتر طول بکشد، باز هم در نهایت این اربابان بازار و بورس هستند که از این آب گل‌آلود به نفع خود ماهی صید می‌کنند، بازار بورسی که این روزها با سرعتی دوچندان در حال فروپاشی است.

یونان و ایتالیا یعنی 2 کشور مهم حاشیه دریای مدیترانه این روزها شباهت‌های زیادی با هم دارند و مشکلات این دو کشور براحتی قابل حل نیست. گرچه مونتی چندان نشاطی از خود نشان نمی‌دهد، اما تا به این جای کار، رفتاری خونسردانه از خود نشان داده است. او اذعان دارد که برنامه‌هایش از همان آغاز کار، قربانیان زیادی می‌گیرد، اما این به آن معنی نیست که همه چیز در خون و اشک فرو رود.

ولت آنلاین / مترجم: محمدعلی فیروزآبادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها