در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بنای مهریز قدیم را به مهرنگار، دختر انوشیروان ساسانی نسبت میدهند. در کتاب تاریخ یزد درباره این شهر چنین آمده است: پس از فوت شاه قباد، انوشیروان به تخت پادشاهی نشست. او از دخترخاقان تُرک ۲ فرزند پسر و دختر داشت که دخترش را مهرنگار نامید و یزد را به او بخشید. مهرنگار در یزد عمارتهای بسیاری ساخت و در نزدیکی شهر، دهی معتبر بنا کرد و آن را مهرگرد نامید که اکنون به آن مهریجرد میگویند. مهرنگار در مهریجرد قناتی به نام مهرپادین بنیان کرد و در آنجا محلهای باشکوه به نام مهرآباد ساخت.
درباره قدمت و دوره ساخت قلعه تاریخی مهرپادین، ۲ نظریه متفاوت مطرح است. برخی کارشناسان بر این گمان هستند که بنای مذکور متعلق به دوران صفوی است و گروه دیگر تاریخ بنای قلعه را مربوط به دوران حکومت آلمظفر (قرن 8 هـ .ق) و همزمان با ساخت اَرسن (مجموعه) شهری مهرپادین میدانند. از طرفی روایتی در میان ساکنان قدیمی محل به این مضمون رواج دارد که پس از حمله مغولان به قصبه مهریجرد و کشته شدن تمامی مردم، تنها یک کودک زنده میماند که سربازان مغول از کشتن او صرفنظر کرده و او را به اهالی قریه سریزد در نزدیکی مهریجرد تحویل میدهند. وی پس از طی سالهای کودکی به قصبه خود بازگشته و برای جلوگیری از تکرار واقعه مذکور، قلعهای عظیم با برج و بارویی بلند و خندقی عمیق میسازد؛ قلعهای خشتی و باشکوه که تا همین دهههای اخیر، فعال و مسکونى بوده و هر کدام از اهالى در آن اتاقی برای خود داشتند و برای انبار کالا و نگهداری محصولات کشاورزى و آذوقه و دام از آن استفاده میکردند. البته این قلعه ظاهرا براى سکونت دائم ساخته نشده بود و فقط در مواقعى که احساس خطر میشد یا حملهای صورت میگرفت، اهالى روستا آنجا را ترک کرده و با اموال باارزش خود، روزهاى موقتى را درون قلعه سپرى میکردند. در چنین مواقعی در روز به کمک دود و در شب به وسیله چیزی مانند چوب سوخته که مرتب در حال چشمکزدن است، برای کمک از قلعههای دیگر استمداد میطلبیدند.
این قلعه دارای 2 حصار و باروى دفاعى و 9 برج مدور است. همچنین دورتا دور آن را خندقى عظیم احاطه کرده و فضاهاى داخلى قلعه در 2 حصار به ارتفاع حدودا 5/6 متر محصور شده است. هر دو حصار به صورت چینهاى از خشت و گل ساخته شده و بخش فوقانى آنها فرم و شکل کنگرهاى دارد. برجهاى حصار درونى قلعه نیز با ارتفاع تقریبى 5/8 متر داراى تیرکشها و روزنههایى براى دفاع است.
دسترسى به قلعه از جانب جنوبى امکانپذیر بوده و در ورودى، چوبی و 2 لته است و با گل میخهاى فلزى تزئین شده است. سردر ورودى داراى قوسى خوشفرم و نیزهدار است و ارابههاى برجسته با نقوش هندسى در 2 طرف آن دیده میشود. قسمت بالایى آن نیز داراى تیرکش و تزئینات چلیپایى است. در فاصله بین در اول (حصار بیرونى) و در دوم (حصار درونى) نیز فضاى هشتى با پوشش 4 بخشى وجود دارد که از فضاى زیرین آن برای نگهدارى کالا استفاده میشده است. پس از ورودى، شاه کوچه یا گذر اصلى قلعه وجود دارد که جهت آن شمالى ـ جنوبى است و 30/3متر پهنا دارد. کوچهها و گذرهاى فرعى قلعه نیز با عرضی حدود 70/1 متر در جهت شرقى ـ غربى ساخته شدهاند.
درون قلعه فضاهاى گوناگونى از قبیل اصطبل، بخش مسکونى (شاهنشین و عامنشین)، انبار نگهدارى کالا و فضاى عمومى یا مذهبى به چشم میخورد. فضاى شاهنشین یا اربابنشین قلعه در مرتفعترین بخش بنا (بالاى فضاى ورودى) قرار دارد و بر تمامى فضاهاى داخلى و محوطه خارجى مشرف است.
اتاقهاى اشکوب پایین برای نگهدارى احشام و طبقه فوقانى برای سکونت و زندگى مردم بوده است. امکان دستیابى به طبقه بالایى نیز از طریق راهپلهاى باریک و خشتى میسر میشود و فضاهاى داخلى کاهگل شدهاند و اندازه خشتهاى استفاده شده در ساختار کالبدى آنها 23×23 سانتیمتر است. برجهاى داخلى قلعه 2 اشکوبه است، پوشش اشکوب اول گنبدى و راه پله به سمت بالا به صورت مدور و مارپیچ است. در قسمت شرقى قلعه، چاه قنات عمیقى به چشم میخورد که احتمالا آب مورد نیاز قلعه از این مکان تامین میشده است.
با اینکه قلعه خشتى مهرپادین سال 1381 در فهرست آثار میراث فرهنگى کشور به ثبت رسیده، ولی متاسفانه از زمان ثبت تا امروز مرمت مناسبی به خود ندیده و به حال خود رها شده است. هرچند در سالهاى گذشته برخى اقدامات جزئى مرمتى و حفاظتى در بنا صورت گرفته که با توجه به نیازهاى مرمتى و اهمیت بنا بسیار کم و ناچیز است به طوری که عدم حفاظت اصولی از بنا باعث شده که برخی مردم منطقه از اتاقهای آن برای نگهداری از حیوانات خود استفاده کنند.
امیر ترقینژاد / جامجم یزد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: