طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون

نوستالژی «فورد» در سینما

اگر امشب، نیمه‌های شب برای تماشای تلویزیون وقت بگذارید از شبکه‌های یک و 3 شاهد پخش دو فیلم از آثار خوب و متفاوت سینما خواهید بود.
کد خبر: ۴۴۱۰۴۵

شبکه 3 سیما ساعت 30/23 فیلم «آبی بیکران» را که برخی از مترجمان آن را «آبی بزرگ» ترجمه کرده‌اند روی آنتن می‌فرستد و شبکه یک هم ساعت 24 فیلم «دره من چه سرسبز بود» را پخش خواهد کرد. هر دو فیلم دیدنی هستند و فقط اشکال کار اینجاست که اگر بیننده‌ای خواسته باشد هر دو فیلم را ببیند با تداخل زمانی که زمان پخش آنها دارند، نمی‌تواند هر دو فیلم را تماشا کند.

فیلم آبی بیکران را لوک بسون، در سال 1998 کارگردانی کرد.این فیلم را می‌توان یکی از زیباترین فیلم‌هایی دانست که در دریا ساخته شده است. نماهایی زیبا از آب‌های آبی رنگ اقیانوس‌ها و زندگی دو مرد که حرفه‌اشان غواصی است. رنگ آبی در این فیلم آنقدر بر فضای قصه حاکم است که سردی روابط بین دو مرد را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و نمی‌گذارد این سردی ذهن مخاطب را آزار دهد.

فیلم با روایت زندگی متفاوت 2 پسربچه که به غواصی علاقه‌مند هستند، آغاز می‌شود. پسر بزرگ‌تر، انزو نام دارد و کودک دیگر اسمش ژاک است. انزو کودکی شاد و سرحال است، اما ژاک گوشه‌گیری را بیشتر دوست دارد. ژاک وقتی بیشتر گوشه‌گیر می‌شود که مرگ پدرش را هنگام غواصی می‌بیند. انزو و ژاک بزرگ که می‌شوند هر کدام به غواصی حرفه‌ای و مشهور تبدیل می‌شوند، اما دست روزگار آنها را از هم دور می‌کند و یک روز آنها در فرانسه با هم روبه‌رو می‌شوند. انزو از ژاک می‌خواهد که در مسابقات قهرمانی جهان در سیسیل شرکت کند. انزو در پی به دست آوردن رکوردی عالی دچار حمله می‌شود و جان می‌بازد و در آخرین لحظات به ژاک می‌گوید که در زیر دریا رهایش کند. ژاک نیز پس از به دست آوردن رکوردی بهتر تصمیم می‌گیرد که از زیر آب‌ها به روی زمین نیاید و به انزو بپیوندد...

در سراسر فیلم آب‌های آبی مکانی می‌شوند تا انزو و ژاک شخصیت‌های خود را بروز دهند. انزو در ظاهر شخصیتی‌ سرشار از زندگی است اما ژاک انزو را بیشتر دوست دارد. اما هر دو نفر از زندگی لذت زیادی نمی‌برند و مرگ را انتخاب می‌کنند.

ژان رنو، بازیگر فرانسوی در فیلم آبی بیکران نقش انزو را بازی می‌کند. به گفته منتقدان همین فیلم بود که ژان رنو را به کارگردانان سینما معرفی کرد، اما همین فیلم هم اعتماد لوک بسون را به رنو جلب کرد و باعث شد تا او نقش اول فیلم لئون را به رنو بسپارد و این دو در کنار ناتالی پورتمن یکی از بهترین فیلم‌های سینمایی تاریخ سینما را رقم بزنند.

وقتی «هیو» از دره می‌رود

فیلم «دره من چه سرسبز بود» را جان فورد در سال 1941 کارگردانی کرد.سال بعد هم با این فیلم به اسکار رفت و تبدیل به رقیبی بزرگ برای فیلم‌های همشهری کین و شاهین مالت شد و توانست 5 اسکار را به خانه ببرد. این موضوع باعث خشم برخی از منتقدان سینما شد چون آنها بیشتر طرفدار دو فیلم دیگر بودند؛ اما آنچه فیلم «دره‌من چه سرسبز بود» را هنوز هم بعد از گذشت 70 سال دیدنی و تازه نگه داشته است داستان زندگی است که در این فیلم جاری است. زندگی شاد و شفاف که به مرور کدر می‌شود و جای خود را به اندوه می‌دهد.

فیلم با مهاجرت شخصیتی به نام «هیو» از یک دهکده آغاز می‌شود. هیو مرد جوانی است که دارد چمدان خود را می‌بندد تا از زادگاهش برود؛ اما قبل از رفتن به گذشته می‌رود و روستا و خانواده‌اش را معرفی می‌کند و از روزهای خوشی می‌گوید که مردم روستا در دره سرسبز خود زندگی می‌کردند. بیشتر مردان روستا در معدن کار می‌کردند؛ اما زندگی چنان خوب بود که کار سخت معدن را تحت‌الشعاع قرار می‌داد. هیو به دوران کودکی می‌رود و از روزهایی می‌گوید که پدر و برادرهایش برای کار به معدن می‌رفتند و غروب‌ها با دست و صورتی سیاه به خانه برمی‌گشتند، مادر به همه آنها آب گرم و صابون می‌داد تا خود را تمیز کنند و آنها هم آوازخوانان دست و صورت می‌شستند و دور میز شام، از هر دری سخن می‌گفتند. زندگی وقتی شادتر شد که یکی از برادرها ازدواج کرد و همسرش را به خانه پدری آورد و هیو دوست جدیدی پیدا کرد....

فیلم دره‌ من چه سرسبز بود سرشار از تصاویر زیبای طبیعت است که با موسیقی دلنشین همراهی می‌شود. روستای کوهستانی جای خوبی برای زندگی است، اما انگار قرار نیست همیشه خوبی‌ها بمانند و جای خود را به بدی‌ها ندهند. صاحبان معدن عوض می‌شوند و زیاده‌خواهی آنها کارگران را با سختی‌های زیادی روبه‌رو می‌کند. آنها باید بیشتر کار کنند و کمتر دستمزد بگیرند. کم‌کم گلایه‌ها جای خود را به شکایت می‌دهد. پدر به‌خاطر معدن جان خود را از دست می‌دهد. روزگار خوب جایش را به روزگار بد می‌دهد. روستا همچنان زیباست، اما دیگر شاد نیست. اندوه آمده و در خانه‌های روستایی خیمه زده است. برخی تصمیم به مهاجرت می‌گیرند. اولین نفرها که می‌روند باعث می‌شود بقیه هم برای رفتن تصمیمات جدی‌تری بگیرند. هیو بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود، اما دره فقط در خاطرات کودکی او سرسبز می‌ماند...

دره من چه سرسبز بود برای هر زمانی فیلمی مناسب است و نوستالژی گذشته و ناماندگاری شرایط را به تصویر می‌کشد. جالب اینجاست که در همه سال‌ها و در همه دنیا گذشته بهتر از امروز است...!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها