گفت و گو با رابرت دنیرو، بازیگر معروف سینما که در 68 سالگی همچنان پرکار است

دنیرو: بیکاری و کم‌کاری برایم معنایی ندارد

رابرت دنیرو با آن که در بخشی از این مصاحبه از خودش به عنوان یک بازیگر ساده و معمولی اسم می‌برد، ولی هم‌صدا با منتقدان سختگیر سینما باید از وی به عنوان یکی از چهره‌های افسانه‌ای دنیای سینما نام برد. او کار بازیگری را از اوایل دهه 70 میلادی آغاز کرد و همکاری با مارتین اسکورسیزی و بازی در فیلم‌هایی مثل «خیابان‌های پایین شهر» و «راننده تاکسی» بود که او را به عنوان یکی از بهترین بازیگران دوران خود معرفی کرد. از آن پس دنیرو در فیلم‌ها و نقش‌های متفاوت و متعددی بازی کرده و در آنها توانایی و استعداد خود برای ظاهر شدن در قالب‌ کاراکترهای مختلف را به نمایش گذاشته است. او در مقایسه با بازیگران هم‌نسل خود مثل آل‌ پاچینو و داستین هافمن، این بازیگر مولف، پرکارتر بوده و هم‌اکنون چند فیلم را در مرحله تولید، پیش‌تولید و پس‌تولید دارد. تازه‌ترین خبر این است که او در پنجمین ساخته سینمایی شان پن (بازیگر ضدجنگ سینما) به عنوان «کمدین» نقش یک کمدین ورشکسته را بازی خواهد کرد. این فیلم حال و هوایی کمدی دارد و حکایت از آن می‌کند که این بازیگر 68 ساله هنوز هم احساس دوران جوانی خود را دارد.
کد خبر: ۴۴۰۱۶۲

همیشه این سوال مطرح بوده که آیا ایتالیایی هستید و اصلیت شما از آنجاست یا خیر؟

قبلا هم گفته‌ام، من نیمه‌ایتالیایی هستم، نه یک ایتالیایی کامل. اگر واقعیت امر را بخواهید نیمه‌فرانسوی، نیمه‌ایرلندی، نیمه‌آلمانی و نیمه‌هلندی هستم!‌ ولی اسمم ایتالیایی است و در مقایسه با بقیه کشورهایی که اسم بردم، خودم را به ایتالیا و هویت مربوط به آن نزدیک‌تر می‌دانم.

با آن که دیگر جوان نیستید، ‌ولی هنوز بسیار پرکارید و فعالیت هنری‌تان در مقایسه با چند دهه قبل کاهش نیافته است.

آدم تا زنده است باید کار کند و بیکاری یا کم‌کاری برایم معنایی ندارد. زمانی که از این دنیا رفتید، فرصت‌ کافی برای استراحت کردن دارید. در عین حال، بخش مهمی از فعالیت زیاد من به پیشنهاداتی مربوط می‌شود که با آنها روبه‌رو هستم. شانس آن را داشته‌ام که در این سی سال هم برای بازی در فیلم‌های سینمایی از من دعوت می‌شود و امکان آن وجود دارد که نقش‌ها و شخصیت‌های تازه و مهمی را تجربه کنم.

در کار بازیگری به شیوه خاصی عمل می‌کنید؟

من هم مثل بسیاری از بازیگران هم‌نسل خودم دانش‌آموخته مدرسه بازیگری آکتورز استودیو و مکتب استلانیسلافسکی هستم. شیوه بازیگری سیستم استلانیسلافسکی را دوست دارم و معتقدم بهترین شیوه‌ای است که براساس آن یک بازیگر می‌تواند بازی زیرپوستی متناسب با شخصیت مورد نظرش را ارائه دهد، ولی احساس می‌کنم هر بازیگری این شیوه کار را براساس سلایق و عقاید خود بازی و اجرا می‌کند. به همین دلیل است که شما در روش کار و نوع ارائه بازی دانش‌آموختگان این سیستم تفاوت‌هایی را مشاهده می‌کنید. شیوه کار من هنگام بازیگری این است که دیسیپلین و آنارشی را با هم مخلوط می‌کنم و تلفیق آن همان بازی را خلق می‌کند که شما روی پرده سینماها می‌بینید.

بسیاری از هنرمندان روشنفکر و غیرمتعارف آمریکایی، نیویورک را شهر رویایی خود می‌دانند، ولی شما علاقه‌ای به زندگی و کار در این محل ندارید. چرا؟

خیلی از همکارانم می‌گویند نیویورک بهترین محل برای دیدار، زندگی و کار است، ولی من هیچ وقت چنین احساسی نداشته‌ و نمی‌‌خواهم در این محل زندگی کنم. نمی‌دانم آنها جذب چه چیز این شهر شده‌اند؟ درست است که مناطق و مراکز مهم هنری و فرهنگی در نیویورک است، ولی این دلیل خوب و قانع‌کننده‌ای نیست که این همه از آن تعریف کنیم. من آن تعریف‌هایی را که در ارتباط با نیویورک می‌کنند، شایسته شهرهای دیگر می‌دانم.

در طول سال‌هایی که مشغول بازی در فیلم‌های سینمایی بوده‌اید، تفاوت عمده‌ای در نوع کار یا دیدگاه‌تان نسبت به حرفه بازیگری پدید آمده است؟

وقتی جوان‌ترید، احساس می‌کنید نیازمند آن هستید به خودتان کمک کنید و همواره در درون کاراکتر مورد نظرتان باقی بمانید. وقتی‌بزرگ‌تر می‌شوید بیشتر متقاعد می‌شوید که نیاز چندانی به این مساله وجود ندارد و کمتر دچار استرس می‌شوید. در این حالت، بدون این که خود را مجبور کنید همواره در دل کاراکتر باقی بمانید، می‌بینید که این اتفاق می‌افتد و همان تاثیر مورد نظر خلق می‌شود. حتی بعضی وقت‌ها متوجه می‌شوید می‌توانید با بیرون کردن فکر این مساله از ذهن‌تان، بهتر و بیشتر آن را همراه خود داشته باشید. علتش هم این است که شما در حال انجام کارتان آرام هستید و ذهن‌تان احساس راحتی می‌کند. این همان کلید جادویی برای وارد شدن به این دنیاست؛ آرامش و راحتی اعصاب. وقتی آرامش و اطمینان دارید، همه کارها خیلی بهتر و راحت‌تر پیش می‌رود. یادم می‌آید سال‌ها قبل هنگام فیلمبرداری «مامان خونین» (1970) در صحنه‌ای برای این که حس و روحیه‌ام را از دست ندهم، ناهارم را کنار قبر چند نفر در قبرستان خوردم، حالا که آن چیزها یادم می‌آید، خودم خنده‌ام می‌گیرد.

بازیگری در فیلم‌های سینمایی کار سختی است؟

دنیرو: پس از سال‌ها حضور جلوی دوربین و با آن که حالا احساس آرامش و راحتی بیشتری می‌کنم، باز هم بازی در فیلم‌های سینمایی برایم یک کار سخت به شمار می‌رود عموم مردم و حتی منتقدان سختی و رنج و مرارت بازیگران را نمی‌بینند

کار سختی بوده و هست. حتی پس از سال‌ها حضور در جلوی دوربین و با آن که حالا احساس آرامش و راحتی می‌کنی، باز هم بازی در فیلم‌های سینمایی یک کار سخت به شمار می‌رود، اما عموم مردم سختی و رنج و مرارت بازیگران را نمی‌بینند. حتی احساس می‌کنم منتقدان هم متوجه این سختی نیستند، ولی واقعیت این است که بازیگران کارهای خیلی زیادی انجام می‌دهند، خیلی زیاد. وقتی یک صحنه مهم و بزرگ دراماتیک را کارگردانی می‌کنم، بخشی از وجودم می‌گوید، شکر خدا که مجبور نیستم این کار را انجام دهم. علتش هم این است که خیلی خوب می‌دانم این کار چقدر دشوار است. اجرای یک نقش، مثل بیداری اجباری در نیمه‌های شب است. آدم یخ می‌زند و می‌شکند.

شهرت برای شما چه معنی و مفهومی دارد؟

سخت‌ترین چیز در ارتباط با شهرت این است که عموم آدم‌ها با تو خوب و مهربان هستند. با تو با خوشرویی برخورد می‌کنند و هنگام صحبت کردن با تمام چیزهایی که می‌گویی موافقت می‌کنند. حتی اگر چیزی غیرمنطقی و دیوانه‌کننده بگویی، باز هم با تو موافق هستند، اما واقعیت این است که تو به آدم‌هایی احتیاج داری که بتوانند حرف‌هایی بزنند که نمی‌خواهی گوش کنی و چنین اتفاقی نمی‌افتد.

یعنی مخالف صحبت‌های مخالف نیستید؟

هیچ مشکلی با این موضوع ندارم و اگر کسی با صحبت‌هایم مخالفت کند ناراحت نمی‌شوم. واقعیت زندگی معمولی این است که بین آدم‌ها درباره چیزهای مختلف، همیشه بحث و جدل درمی‌گیرد و این طبیعی است، اما زندگی ما بازیگران وقتی در ارتباط با مردم عادی قرار می‌گیرد، لحن و حال و هوای طبیعی و عادی خود را از دست می‌دهد.

بازیگری در سینما پول و شهرت می‌آورد. آدم پولداری هستید و از این نظر احساس رضایت می‌کنید؟

پول کمک می‌کند تا زندگی راحت‌تری داشته باشید، ولی کار دیگری نمی‌تواند انجام دهد. شما می‌توانید آدم خوش‌شانسی باشید که آن را به دست بیاورید، اما پول همه چیز نیست و شما برای یک زندگی بهتر و راحت‌تر، نیازمند چیزهای دیگر هم هستید که جنبه مادی ندارند.

در کنار فعالیت بازیگری، در سال‌های اخیر فعالیت‌های هنری و اقتصادی دیگری مثل برپایی جشنواره تریبکا، هتلداری و رستوران‌داری را هم تجربه کرده‌اید.

خوب است که سرگرمی‌های دیگری هم داشته باشید! زمان بیکاری سر آدم را سرگرم می‌کند و نمی‌گذارد احساس تنهایی و پوچی کنی، اما با وجود افزایش این نوع فعالیت‌ها در سال‌های اخیر، هنوز هم علاقه اصلی‌ام سینما و بازیگری است. دوست دارم تا آنجا که در توان دارم در این حرفه کار کنم. حالا فرقی نمی‌کند در مقابل دوربین بازی کنم، کارگردانی فیلمی را به عهده بگیرم یا تهیه‌کننده و مدیر تولید آن باشم. اشتیاق مربوط به این کار را هیچ وقت از دست نخواهم داد.

با آن که به عنوان بازیگر نقش‌های درام شناخته و معروف شده‌اید، ولی در کارنامه‌تان فیلم‌های کمدی هم هست. بازی در نقش‌های کمدی در تضاد با آن نقش‌های درام نیست؟

خیر. یک بازیگر حرفه‌ای باید در همه نوع نقش و تمام ژانرهای سینمایی حضور پیدا کند، در غیر این صورت بازیگر نیست و نمی‌توان به او لقب یک هنرمند مولف را داد. من همیشه نقش‌های کمدی بازی کرده‌ام. حتی خیابان‌های پایین شهر (1973)‌ و راننده تاکسی (1976)‌ مارتین اسکورسیزی از عنصر کمدی بی‌بهره نبودند. سلطان کمدی (1983)‌ را هم برای همین فیلمساز بازی کردم. احساس می‌کنم همیشه آن حس شوخ‌طبعی را در درونم داشته‌ام و باید در مقابل دوربین دست به خلق کاراکترهایی بزنم که تماشاچی را می‌خنداند. با آن که منتقدان مرا یک بازیگر مولف می‌دانند، ولی هیچ وقت از خودم به عنوان یک افسانه بازیگری اسم نبرده‌ام. من یک بازیگر ساده هستم که سعی می‌کنم به سختی کار کنم و بهترین اجرای خود را ارائه دهم.

هیچ وقت در پشت صحنه فیلم‌هایی که بازی کرده‌اید، ‌درگیری و بحث با کارگردان یا تهیه‌کننده داشته‌اید؟

نیازی نیست من چیزی بگویم، نگاهی به کارنامه و پس‌زمینه کاری‌‌‌ام بیندازید تا متوجه شوید هیچ‌وقت هیچ مشکلی با تهیه‌کنندگان و کارگردانان فیلم‌هایم نداشته‌ام. حتی اگر سر صحنه فیلمبرداری با برداشت کارگردان با نقش و شخصیتم مخالف باشم، کار را ادامه می‌دهم و براساس نگاه و خواسته او نقش را بازی می‌کنم. با این وجود، ‌اهل غصه خوردن نیستم و از بابت هیچ یک از نقش‌ها و فیلم‌هایی که بازی کرده‌ام غصه نمی‌خورم. برای بازی در هریک از آنها دلایل خودم را داشته‌ام که در زمان ساخت این فیلم‌ها، دلایل قانع‌کننده‌‌ای (حداقل برای خودم)‌ داشته‌اند. اگر نقشی خوب از کار در نیامده یا اوضاع در فیلمی خوب پیش نرفته، بابت آن نگران نیستم و غصه نمی‌خورم. سعی همیشگی‌ام این است که وقتم را بی‌مورد تلف نکنم و تا کارم در فیلمی تمام می‌شود تمام مسائل و حاشیه‌های آن را فرموش می‌کنم و سراغ پروژه بعدی می‌روم.

خودتان را آدمی متفاوت یا سخت ارزیابی می‌کنید؟

متفاوت و سخت؟ من؟ اگر قرار بر مقایسه کردن با بقیه آدم‌ها باشد، فکر نمی‌‌کنم متفاوت یا سخت باشم. برقراری ارتباط با من خیلی راحت‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کنید، اما ساخت یک فیلم حتی در بهترین زمان تولید آن هم کار سختی است. این مساله شما را هم در مقام بازیگر تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و باعث می‌شود سر صحنه کمی سخت باشید. طبیعی است که نمی‌خواهید رفتاری خشن یا غیرمحبت‌آمیز با آدم‌ها داشته باشید، ولی این اتفاق می‌افتد.

بهترین فیلم‌های کارنامه هنری‌تان در دهه 70 و 80، آنهایی است که با مارتین اسکورسیزی کار کرده‌اید، ولی سال‌هاست که کار مشترکی ارائه نداده‌اید. در این باره چه می‌گویید؟

ای کاش دانش و آگاهی او را نسبت به فیلم‌ها و سینما داشتم. او مثل یک دایره‌المعارف سینمایی است، اصلا خود دایره‌المعارف سینماست. جلوی دوربین بازیگر را به بهترین شکل ممکن رهبری می‌کند و بازیگران از همکاری با او لذت می‌برند و چیزهای زیادی یاد می‌گیرند.

مووی / مترجم: کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها