گفت‌وگو با کارگردان فیلم سینمایی «مرگ کسب و کار من است»

تکرار، آدم را به بلاهت می‌کشاند

اشاره: امیرحسین ثقفی از جمله فیلمسازان جوانی است که با نخستین تجربه کارگردانی خود در جشنواره فجر سال گذشته نظر مساعد بسیاری از اهالی سینما و منتقدان را به ساخته خود جلب کرد. فیلم «مرگ کسب کار من است» با دارا بودن روایتی مدرن و کلاسیک همراه با داستانی جذاب، گونه‌ای از فیلم را به سینمای ایران معرفی کرده است که شبیه‌اش را در این سینما کمتر می‌توان یافت. امیرحسین ثقفی با اولین تجربه ساخت فیلم بلند خود توانست نام خود را در سینمای ایران تثبیت کند. او به واسطه این فیلم توانست در جشنواره بیست و نهم فیلم فجر جایزه بهترین فیلم اول و همچنین در جشن خانه سینما نیز جایزه بهترین کارگردانی را از آن خود کند. به بهانه اکران فیلم سینمایی «مرگ کسب و کار من است» امیرحسین ثقفی به سوالات «جام‌جم» پاسخ گفته است.
کد خبر: ۴۳۹۴۹۰

شاید سینمای ایران مدت زمان طولانی بود که از فیلم‌هایی با چنین ساختاری خالی بود و متاسفانه در بسیاری از مواقع این‌گونه فیلم‌ها آنچنان که باید در گیشه دیده نمی‌شود. با چنین دیدگاهی آیا باز هم به ساخت فیلم‌هایی اینچنینی علاقه‌مندید؟

اگر منظور تکرار است، خیر. عادت و تکرار آدم را به بلاهت می‌کشاند. اما اگر منظور مسیر است بستگی دارد ایستادگی را انتخاب کنیم یا فرار را. اگر بخواهم ایستادگی را انتخاب کنم قطعا همین مسیر را ادامه می‌دهم اما با این شرایط مریض اکران، بعضی فرار را برمی‌گزینند. چند روز پیش مدیر سینمایی در تهران به من گفت این فیلم شما فرهنگی است درست اما فرهنگ برای من از گیشه در می‌آید. این نوع نگاه به سینما همه را از پا می‌اندازد. امیدوارم خدا به من قدرت ایستادگی بدهد.

در سینمای امروز ما چه چیز را از همه مهم‌تر می‌دانید؟

مهم‌ترین چیز اخلاق است. اگر هنرمند آن را از یاد ببرد شدیدا بر خلاقیت او تاثیر می‌گذارد. اخلاق، هدف هنرمند است.

احساس نمی‌کنید این گفته شما کمی شعارگونه باشد؟

شعار بدون عمل، بد است. امام حسین(ع) می‌فرماید: زندگی در عقیده و جهاد در راه آن است. این جمله از کسی است که به بهترین شکل به گفته و شعارش عمل کرده است. شعاری که همراه با عمل باشد، عین ایمان است.

فیلم در شرایط سختی به لحاظ جغرافیایی ساخته شده است. از چه الگوهایی برای ساخت فیلم استفاده کردید؟

من سعی کردم مبانی اصول بصری را در کارم رعایت کنم و هدف من این است که آن چیزی که بر پرده سینما نشان داده می‌شود، حقیقت داشته باشدکه البته حقیقت از منظر هر کس به یک شکل است. سعی کردم الگوهایی را به کار گیرم تا فرم منطبق بر مفهوم باشد. سینما به نظر من ادغام هنرهای مختلف است.

شما در «مرگ کسب و کار من است»کادرهای طراحی شده دارید؟

بله قطعا من قبل از فیلمبرداری استوری بورد کشیده بودم.

یکی از نکات قابل تامل فیلم، تدوین خوب آن است. کمی در مورد آن توضیح می‌دهید؟

از نظر ریتم بعضی پلان‌های فیلم، زمان‌های زیادی دارد و این به خاطر پرهیز از حس مصنوعی شدن ریتم بود. به‌طور کلی تدوین می‌تواند به هر شکلی باشد؛ کوتاه، سریع، بلند یا کند. تدوین در سینما روشی است برای ارائه مفهومی خاص. با خانم مهاجر به این نتیجه رسیدیم که تدوین در جهت سازماندهی ریتم فیلم باشد و به مفهوم کلی آن نزدیک باشد.

ثقفی: این فیلم جمع اضداد است. یعنی بر پایه تضادها شکل گرفته است.گفت‌وگو در آن اهمیتی کلیدی دارد.اما فیلم خاموشی به نظر می‌رسد. ظاهرا ساده است اما سعی شده لایه‌های عمیقی در آن یافت شود

بازیگران هم در این اثر متفاوت تر از سایر کارهایشان حاضر شدند. نوع بازی گرفتن شما در این کار به چه صورت بود؟

به نظرم لازم نیست به بازیگران هدف نهایی را توضیح بدهی. من تلاش می‌کنم به آنها بگویم که باید در چه حالتی قرار داشته باشند. عصبی یا مضطرب و... از طریق درک مفهوم شخصیت، بازیگر راحت‌تر شکل و ماهیت شخصیت را پیدا می‌کند.

رنگ فیلم هم به نوبه خود متفاوت بود.این انتخاب رنگ در فیلم تعمدی بود؟

رنگ در درک بهتر موقعیت‌های فیلم بسیار کمک می‌کند. پایه فضای این فیلم، طبیعت است. انتخاب رنگ‌ها در خدمت طبیعت بود و موقعیت شخصیت‌ها را روی پرده مشخص می‌کرد. ایده رنگ برگرفته از اصول عکاسی و نقاشی است. با طراح صحنه، خانم سروش به این توافق رسیدیم که صحنه‌ها به جای این که زیبا به نظر برسند، واقعی باشد.

آیا تحصیلات آکادمیک شما در زمینه سینماست؟

خیر من دیپلم دارم.

چه شد که به سمت سینما آمدید؟

جرقه به وجود آمدن علاقه به سینما در من غریزی بود و به صورت خودآموز سینما را در خودم جستجو کردم و تازه گویی دوران دانشجویی من آغاز شده است. شاید تحصیل به لحاظ تئوریک به شما کمک کند اما اگر می‌خواهید کارگردان شوید لازم است سر صحنه فیلم حاضر شوید.

سینما را نمی‌توان آموخت همان‌طور که شعر را. سینما هم مانند نوشتن خودجوش است. برای بازیگر شدن بسیاری از علاقه‌مندان سراغ تحصیل می‌روند که این شرط لازم است، اما کافی نیست. بسیاری از دانشجویان خودشان را آماده بازیگری و کارگردانی می‌دانند، اما همه چیز بعد از آن که دانشگاه به پایان رسید، تازه شروع می‌شود.

اولین اثر خود را پس از گذشت مدت زمان طولانی از ساختش چطور ارزیابی می‌کنید؟

این فیلم جمع اضداد است. یعنی بر پایه تضادها شکل گرفته است.گفت‌وگو در آن اهمیتی کلیدی دارد.اما فیلم خاموشی به نظر می‌رسد. ظاهرا ساده است اما سعی شده لایه‌های عمیقی در آن یافت شود. اسمش درباره مرگ است، اما انسان‌ها برای زندگی می‌جنگند. من تمام تلاشم را کردم تا حرفم را بزنم. می‌دانم که کاستی‌هایی در کار است.

در جایی گفته بودید سینمای مساله مدار دغدغه تان است. این مساله مداری به چه کار می‌آید؟

اگر دفع بلا نمی‌کند حداقل درد را نشان می‌دهد. ابتدا باید درد را شناخت و پیدا کرد، سپس به دنبال درمان آن بود.

بهناز شیربانی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها