شاکی با اشاره به سرقت اموال خانهاش گفت: وقتی وارد خانه شدیم، دیدیم اثاثیه به هم ریخته و چند قلم اشیای قدیمی و صندوقچه طلا و جواهرهایی که به ما به ارث رسیده بود، سرقت شده است. در پی این شکایت، چهرهنگاری رایانهای از سارقان فراری صورت گرفت و جستجو برای دستگیری آنها آغاز شد. تحقیقات در این باره ادامه داشت تا این که چند روز بعد ماموران هنگام گشتزنی در یکی از خیابانهای مرکزی مشهد با مشاهده مرد جوانی که در حال پریدن از حیاط خانهای به خیابان بود، او را دستگیر و در بازرسی از او یک کارت سوخت خودرو پیدا کردند. متهم با انتقال به پلیس آگاهی در بازجویی اعتراف کرد یک دزد حرفهای است و کارت سوخت را نیز چند روز پیش از خانهای سرقت کرده است. در مرحله بعدی تحقیقات، متهم به سرقت طلا و جواهر نیز اعتراف کرد. به این ترتیب با احتمال اینکه او یکی از همان 2 سارق فراری تحت تعقیب پلیس است، ماموران از شاکی خواستند تا با متهمان در مواجهه حضوری قرار گیرد. مرد شاکی به محض دیدن متهم او را سارق منزلش معرفی کرد.
بنابراین متهم دوباره بازجویی شد و این بار اعتراف کرد اموال شاکی را با همدستی یکی از دوستانش که او نیز دزدی سابقهدار است، به سرقت بردهاند. در مرحله بعدی تحقیقات معلوم شد متهم و همدست فراریاش از طریق یکی از اقوامشان متوجه شدهاند او اشیای قدیمی و صندوقچهای پر از طلا و جواهر نگهداری میکند. بنابراین نقشه سرقت را طراحی کرده و با کنترل خانه شاکی و اطمینان از اینکه کسی در منزل حضور ندارد، آن را عملی کردهاند. با تحقیق از این دزد سابقهدار معلوم شد او علاوه بر این سرقت، از چند خانه دیگر نیز اموال و مقداری طلای قدیمی سرقت کرده و طلاهای دزدی را به 2 طلافروش که در زمینه خرید و فروش اموال دزدی فعالیت دارند، فروخته است. در پی اطلاعات به دست آمده از شاکی، دیگر همدست او نیز تحت تعقیب قرار گرفته و دستگیر شد.
این متهم نیز در بازجویی پلیسی به همدستی با دیگر متهم بازداشتشده در سرقتهای سریالی منازل شهروندان مشهدی اعتراف کرد.
در پی اعتراف این 2 متهم به سرقت، 2 طلافروش که خریدار اموال دزدی بودند نیز دستگیر شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم