در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
غذاها دستاورد زندگی طولانی بشر و بخشی از سنت فرهنگی جوامع هستند. خلاقیت انسانها همچنان که در طول قرنها محرک خلق آثار بسیار شد، هنر آشپزی را نیز توسعه داد. آدمها رفته رفته یاد گرفتند چطور میتوان مواد خام و طعمهای مختلف را با هم مخلوط کرد و به مزههای دلنشین تازه رسید.
فهرست غذاهای هر قوم، ترکیبی از فرهنگ و امکانات طبیعی محیط زیست آن مردم است. در هر اقلیم، گیاهان و سبزیجات خاصی میرویند و حیوانات ویژهای زندگی میکنند. اقوام مختلف از این امکانات و در واقع از مجموعه خوراکیهای در دسترسشان، فرهنگ آشپزی مخصوص به خود را به وجود آوردهاند.
علاوه بر این آشپزی، مهر شرایط اجتماعی و طبقاتی هر جامعه را نیز بر پیشانی دارد. در اجتماعات نابرابر شهری، مجموعهای از غذاها متعلق به طبقات بالا و مجموعهای دیگر، غذاهای طبقه پایین است. در قصهها و روایتها آمده که در زمان ناصرالدین شاه، رعایا، غذایی فقیرانه از دل و روده گوسفند میپختند که بسیار لذیذ بوده است. میگویند روزی شاه از گذری میگذشت و گرسنه بود و بوی این غذا به مشامش رسید، اما چون خوردن چنین طعامی در شأن شاه نبود، دست از وسوسه شست و با حسرت خوردن این غذای لذیذ به کاخ بازگشت. از آن به بعد نام این غذا را حسرتالملوک گذاشتند!
همچنان که هر فرهنگ تابوهایی دارد، فرهنگ آشپزی هر قوم نیز شامل برخی ممنوعیتهاست. در هر فرهنگ به صورت سنتی بعضی طعمها را با هم مخلوط نمیکنند و اگر آشپزی دست به چنین کاری بزند، خورندگان، حاصل کار را خوشمزه و دلچسب نمییابند؛ در حالی که همان مواد خام و طعمها در فرهنگی دیگر به کار میآید و بسیار لذیذ دانسته میشود.
فرهنگ معاصر دستخوش تغییراتی شده است، راههای ارتباطی گسترش یافته و رسانهها همه نقاط جهان را به هم نزدیک کردهاند. فرهنگهای مختلف از حال و روز هم بیشتر باخبر شدهاند و بیشتر از هم تاثیر پذیرفتهاند. بعضیها میگویند تاثیر این جریان در فرهنگ چنان است که اکنون میتوانیم از آن به اسم فرهنگ جهانی یاد کنیم.
اگر فرهنگ جهانی هم واقعا وجود نداشته باشد، اکنون در زمانهای زندگی میکنیم که میتوان گفت بخشی از فرهنگ بشدت جهانی شده است. آشپزی اکنون فن و هنری جهانی است. غذاهای بومی نقاط مختلف جهان طبخ میشوند و طرفدار دارند. رستورانهای چینی و ژاپنی در غرب پرمشتری هستند و رستورانهایی که غذاهای غربی سرو میکنند، کسب و کار پررونقی دارند. فرهنگ آشپزی اکنون به فرهنگی جهانی تبدیل شده است و رسانهها هر روز بیشتر ما را با غذاهای مردمان نقاط دوردست آشنا میکنند.
وقتی سامان گلریز از آنتن شبکه 3 سیما با برنامه «بهونه» ما را با طرز پخت غذایی متفاوت آشنا میکند، شگفتزده میشویم. آموزش آشپزی او دریچهای است به فرهنگی تازه و به ما چیزهای جدید میآموزد.
استقبال مخاطبان از برنامه بهونه، نشاندهنده شوق و ذوق مردم ایران به آشنایی هرچه بیشتر با یک هنر همگانی است. آشپزی هنری است در اختیار همگان. اقشار مختلف میتوانند با کمترین امکانات خلاقیت خود را در به کارگیری مواد خام و ادویههای مختلف برای خلق طعمهای تازه به کار گیرند و طعم خوب تنها از گرانترین مادهها به دست نمیآید.
بهونه علاوه بر آموزش غذاهای فرنگی، پخت غذاهای ایرانیای را هم در دستور کار دارد که مهجور ماندهاند. غذاهایی از نقاط مختلف ایران و هر یک مربوط به قوم و اقلیمی خاص. غذاهایی لذیذ که ما را بیشتر با رنگینکمان زیبای تنوع فرهنگی و قومی در کشورمان آشنا میکند.
وقتی برنامه بهونه را میبینیم، از خوردن غذاهای خوشمزه لذت بیشتری خواهیم برد. شاید دیدن این برنامه سبب شود بدانیم هر غذای خوشمزه حاصل کار یک هنرمند چیرهدست است و صرفا برای رفع گرسنگی نیست و آشپزی را باید یک اثر هنری بدانیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: