در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اول) پناه دادن آمریکا به شاه: تحلیل افراد موثر در جنبش دانشجویی آن زمان این بود که وقتی آمریکا به شاه پناه داده است، بهتدریج زمینه را برای تکرار کودتای 28 مرداد سال 1332 آماده میکند تا بتواند شاه را به قدرت برگرداند. شاید مهمترین دلیل که دانشجویان را متقاعد کرد تا سفارت آمریکا در تهران را تسخیر کنند، همین مساله بود، چرا که مداخلههای آمریکا در عرصه سیاست داخلی ایران، خصوصاً در ماجرای کودتای معروف، در حافظه تاریخی مردم و دانشجویان ثبت شده و از همین رو برای پیشگیری از چنین رویدادی، حرکت مذکور توسط دانشجویان اجرا شد.
دوم) عملکرد دولت موقت: دانشجویان احساس میکردند دولت موقت آنطور که باید و شاید، انقلابی عمل نمیکند. گاها احساس میشد که این دولت و افراد موثر در آن، فضا را به سمت سازش با آمریکا پیش میبرند. اوج این احساس عدم تطابق عملکرد دولت با روحیه انقلابی جامعه در مساله دیدار مرحوم بازرگان و برژینسکی متبلور شد؛ دیداری که در حاشیه جشنهای استقلال الجزایر صورت گرفت و شک و تردید را در مورد عملکرد دولت افزایش داد. مردم نگران بودند که دولت با این عملکرد، زمینه را برای بازگشت آمریکا به عرصه فراهم کند، بازگشتی که طبعا برای جامعه انقلابی آن زمان مورد قبول نبود.
سوم) موضعگیریهای امام(ره): در بررسی سخنرانیهای امام، این نکته توجه ما را جلب میکند که ایشان تقریبا از خرداد سال 58 به بعد، خیلی بیشتر آمریکا و سیاستهای آن را مورد انتقاد قرار دادهاند، به طوری که گویی ایشان نسبت به عملکرد آمریکا در کشور دچار نگرانیهایی شدهاند. امام به همان اندازه که در مبارزه با استبداد داخلی جدی بودند، به مبارزه با استعمار خارجی هم اهمیت میدادند. اگرچه در آن مقطع مبارزه با استبداد داخلی به سرانجام رسیده بود، اما اگر از مبارزه با استعمار خارجی غفلت میشد، همین استعمارگران، استبداد داخلی را دوباره به قدرت میرساندند، چرا که اساسا خاستگاه استبداد داخلی در خارج از کشور بود. نقطه اوج این ملاحظات امام در پیامی که ایشان در سال 58 صادر کردند، متبلور شد. پیامی که امام در آن همگان را به مبارزه با مواضع آمریکا دعوت و به نوعی حجت را تمام کرد. بخشی از پیام مذکور به این شرح بود: «بر دانشجویان، دانشآموزان و محصلین علوم دینیه است که با قدرت تمام علیه آمریکا و اسرائیل اقدام کنند تا آنها را وادار به بازگرداندن این شاه مخلوع کنند.»
چهارم) عملکرد سفارت آمریکا: فعالیتهای مداخلهجویانهای که سفارت آمریکا میکرد بعد از انتشار اسناد لانه جاسوسی، دیگر برای همگان تبیین شده است. شاید برخی بگویند که همه سفارتخانهها از کشور مقصد اطلاعات جمع میکنند اما آیا همه سفارتخانهها در کنار جمعآوری اطلاعات به دنبال تغییر سیستم سیاسی کشور مورد نظر هم هستند؟ اینکه در سفارتخانهای برای کودتا ـ مانند ماجرای کودتای نوژه ـ برنامهریزی شود، مطابق عرف دیپلماتیک است؟ طبعا اینگونه نیست، کارهایی که سفارت آمریکا برای ایجاد شورشهای اجتماعی در کشور انجام میداد، همچون ماجرای گنبد، شورشهای خلق مسلمان یا خلق عرب، قطعا از حوزه دیپلماسی خارج بود. این گونه اقدامات سفارت آمریکا اگرچه پس از انتشار اسناد بر همگان محرز شد، اما پیش از تسخیر سفارت نیز بعضا به سمع و نظر مردم و دانشجویان میرسید. بخشی از عملکرد غیرمسوولانه آنها از همان زمان پیش از تسخیر نیز مشخص بود و همین مساله یکی از عوامل تصمیم دانشجویان به شمار میرود.
متن و حواشی رویداد
برآیند تاثیر موارد ذکرشده سبب شد که دانشجویان در تسخیر سفارت آمریکا جدی شوند و برای این کار برنامهریزی کنند. قرار بر این بود که سفارت پس از تسخیر، تنها حدود 72 ساعت در اختیار دانشجویان باشد. چون آنها بخش دولتی نبودند، مجازات حمله به سفارت به لحاظ حقوقی گریبان دولت را نمیگرفت. قرار اولیه این بود که زمان تسخیر طولانی نباشد و بعد از به دست آوردن اسناد دخالتهای آمریکا در ایران، پس از فیصله یافتن قضیه، یک موج ضدآمریکایی در کشور به راه بیفتد.
حرکت دانشجویان بعد از اشغال سفارت و تمام امور کاملا با مدیریت امام پیش میرود. بعد از ورود دانشجویان به سفارت و حضور احمدآقا، مشخص است که امام در مراحل بعدی تصمیمات و کارها حضور داشتهاند. در نهایت هم امام 4 محور را مشخص میکنند و موضوع را به مجلس میسپارند.
نکته: دانشجویان احساس میکردند دولت موقت آنطور که باید و شاید، انقلابی عمل نمیکند و فضا را به سمت سازش با آمریکا پیش میبرد. اوج این احساس در مساله دیدار مرحوم بازرگان و برژینسکی متبلور شد. دیداری که در حاشیه جشنهای استقلال الجزایر صورت گرفت
در آن طرف ماجرا هم آمریکاییها قبل و بعد از پیروزی انقلاب، در مورد اینکه آیا با جریان انقلابی در ایران همکاری کنند یا خیر، دچار اختلاف نظر عمیق بودهاند. گفته میشود افرادی مثل برژینسکی و کسینجر هوادار شاه بودند و معتقد بودند باید با جریان مذهبی انقلابی در ایران مبارزه کرد. در سوی مقابل، وزیر خارجه وقت آمریکا و لینگن که کاردار آمریکا در ایران بود، معتقد بودند که امکان همکاری با طیفهای لیبرال انقلابیون در ایران وجود دارد و آمریکا میتواند بعد از انقلاب هم در ایران باقی بماند. کارتر مدعی است که هایزر را برای حل این مشکل به تهران فرستاده است که بین این دو تا نظر یکی را برگزیند. هر چند بسیاری معتقدند هایزر مامور کودتا بوده، ولی چون دیده که پیروزی کودتا خیلی بعید است، به آمریکا بازگشته است. حتی در مورد رفتن شاه به آمریکا هم این اختلاف نظر وجود داشته و در نهایت خود کارتر تصمیم گرفته است که شاه وارد آمریکا شود.
جالب است که کارتر و دیگران در خاطراتشان نوشتهاند که آنها نگران بودهاند در بازتاب این حرکت(پذیرفتن شاه) سفارت آمریکا در ایران مورد تهاجم قرار گیرد، البته آنها پیشبینی نمیکردند که این تهاجم از سوی دانشجویان باشد. به هر حال ماجرای تسخیر لانه جاسوسی با مدیریت امام در نهایت به اینجا رسید که 52 آمریکایی 444 روز در ایران نگاه داشته شدند.
آیا جنگ ایران و عراق نتیجه تسخیر سفارت آمریکا بود؟
در خصوص تسخیر لانه جاسوسی، گاهی اوقات بحثهایی مطرح میشود مبنی بر اینکه این کار در نهایت به ضرر ایران تمام شده یا مثلا سبب حمله عراق به ایران و حتی سبب حمله شوروی به افغانستان شده است. برخی توضیحات در این باب ضروری به نظر میرسد. باید توجه داشت که در تحلیل تاریخی باید تمام جوانب در نظر گرفته شود. به عنوان مثال در مورد حمله شوروی به افغانستان باید توجه داشت که این کشور پیش از حمله به افغانستان سعی کرده بود در آنجا کودتا کند، اما موفق نشده بود. یعنی آنها در هر صورت به افغانستان حمله میکردند و این، ارتباطی به ماجرای تسخیر سفارت در ایران نداشت.
شوروی به دنبال گسترش نفوذ خود بود و در این میان اگر میتوانست حتی به ایران هم حمله میکرد. لذا نمیتوان مدعی شد که این کار صرفا تحت تاثیر حرکت دانشجویان بوده است، البته از نظر زمانبندی، شوروی این را در نظر گرفته بود که آمریکا در بدترین شرایط بینالمللی قرار دارد و فرصت خوبی برای اشغال افغانستان به وجود آمده است. اما اینکه این کار را نتیجه مستقیم اقدام دانشجویان ایرانی بدانیم، درست نیست، چرا روسها مصر بودند که در نگاه جنگ سرد به قلب زمین تسلط پیدا کنند. همانطور که قبل از آن برای حمله به چکسلواکی هم از آمریکا اجازه نگرفته بودند.
در مورد جنگ تحمیلی هم باید توجه داشت که صدام یک رهبر بلندپرواز بود و حکومت بر تمام کشورهای عربی را جستجو میکرد. بحث آنها فقط اروندرود و قرارداد 68 نبود. در واقع صدام به دنبال اهداف توسعهطلبانه خود بود. اینکه گفته میشود به دلیل اقدام دانشجویان، آمریکا از صدام در این جنگ حمایت کرده است، محتاج تحقیق و بررسی است. اگرچه برخی مقامات آمریکایی مدعی هستند که در آن دوره اگر این ماجرا پیش نمیآمد موضع آمریکا مخالفت با حمله بود، اما در پذیرش این اظهارنظر باید دقت کرد. قرائن نشان میدهد که اساسا پیروزی انقلاب، معادلات منطقه را به هم زده بود. سقوط شاه و خروج ارتش شاه از معادلات منطقهای موجب شده بود که آمریکا موافق گوشمالی ایران به وسیله صدام باشد، بنابراین این رویکرد از همان ابتدای پیروزی انقلاب وجود داشت و نمیتوان گفت تسخیر لانه جاسوسی آنها را به حمایت از صدام مجاب کرده است.
پیامدهای انقلاب دوم
میدانیم که پس از گذشت چند ماه از پیروزی انقلاب، جریانهای مختلف سیاسی در کشور به سمت نوعی تشتت و اختلاف نظر رفته بودند. اولین ثمره و پیامد مثبت اقدام دانشجویان این بود که تشتت مورد نظر از بین رفت و این واقعه زمینهساز وحدت گروههای مختلف سیاسی در کشور شد.
از دیگر پیامدهای این کار خلعسلاح چپها در کشور بود، چرا که به هر حال جریان چپ در آن زمان در کشور فعال بود و خیلی از انقلابیون را به عنوان مهرههای آمریکا معرفی میکرد، با این اقدام عملا به همگان اثبات میشد یک جریان ضدآمریکایی قوی در کشور وجود دارد و سردمدار این قصه چپها نیستند. به این ترتیب چپها خلع سلاح میشدند.
پیامد دیگر این واقعه، کنارهگیری و حاشیهنشینی لیبرالها بود. در مجموع بعد از این اتفاق جریانهای انقلابی قدرت بیشتری یافتند. به طوری که ما میبینیم در 12 آذر سال 58 یعنی کمتر از یک ماه بعد، همهپرسی قانوناساسی در ایران انجام میشود و اکثریت مردم در آن شرکت کردند. یکی از عمدهترین دلایل این دستاورد همین حرکت انقلابی بود.
البته ما برای این کار هزینه هم دادیم. این گونه نیست که چنین اقدامی در عرصه سیاسی بدون هزینه بوده باشد. هر کنش سیاسی در این سطح هزینهها و فایدههایی دارد که باید به طور منصفانه بررسی شود. در این گونه مواقع نباید دچار احساسات شد و باید از تحلیلهای سطحی و دمدستی دوری جست. یعنی تمامی مسائل حول واقعه باید جزء به جزء بررسی و تحلیل شود و با این بررسی جامع، بیطرفانه و منصفانه امکان برآورد همزمان هزینهها و فایدههای واقعه مورد نظر فراهم شود. تنها در این صورت است که می توان اطمینان داشت قضاوت عادلانه وجود خواهد داشت. بررسی همهجانبه در تحلیل وقایع مهم سیاسی، اصلی است که گاهی اوقات در مورد مساله تسخیر لانه جاسوسی در ایران رعایت نمیشود.
حسن بهشتیپور / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: