در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاهین بعد از بازداشت و در بازجوییهای اولیه همه اتهامات را قبول کرد و گفت زمانی این نقشه به ذهنش رسید که مقتول به نام هادی برای اجاره خانهای به او ودیعه داد و وی تصمیم گرفت این مبلغ را مال خود کند. اکنون این جوان در دادگاه منکر قتل است. او که در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران از خود دفاع میکرد، قتل را منکر شد و گفت قتل کار همدستش بوده است.
شفیعی، نماینده دادستان تهران که در جلسه محاکمه شاهین و همدستش از کیفرخواست دفاع کرده است، میگوید: گفتههای شاهین دروغ است. او به بدی کارش پی برده و چون توجیهی برای آن ندارد تصمیم گرفته واقعیت را انکار کند. در صورتی که انکار واقعیت فقط شرایط را برایش سختتر میکند، چون حتی اگر اولیای دم تصمیم به رضایت دادن هم بگیرند، پشیمان میشوند. همیشه نجات در راستی است و شاهین هم باید این نکته را بداند. محتویات پرونده همه چیز را بوضوح نشان میدهد. شاهین و مقتول زمانی با هم آشنا شدند که مقتول به بنگاه او مراجعه کرده و خواسته بود شاهین برایش یک خانه استیجاری پیدا کند.
نماینده دادستان میگوید: هادی ـ مقتول پرونده ـ برای این که از پیدا کردن خانه مطمئن شود 3 میلیون تومان ودیعه به شاهین میدهد و رسید دریافت میکند. شاهین هم تا چشمش به پول میافتد وسوسه میشود و برای تصاحب پول، نقشه قتل را میکشد و بعد هم مرد بیچاره را به خانهای خالی میکشاند و او را به قتل میرساند. شاهین همه جزئیات را به طور دقیق توضیح داده و صحنه قتل را هم بازسازی کرده است.شفیعی ادامه میدهد: شاهین معتاد به شیشه بود و قبل از ارتکاب قتل به گفته خودش مواد مصرف کرده بود. او برای انجام نقشهاش دوستش را هم به محل قتل برده و آنها با هم دست به این قتل زدهاند. البته در تاکید مدارکی که در دادگاه ارائه دادم باید بگویم متهم برای این که آثار جرم را از بین ببرد بعد از قتل، جسد را داخل ماشین خود مقتول گذاشته و آن را به آتش کشیده است. او به صورت کاملا حرفهای و برنامهریزی شده این کار را کرده است. بنابراین شاهین این قتل را مرتکب شده و از نظر دادسرا هم هیچ شکی در آن نیست. او قصد فرافکنی دارد، اما مدارک آنقدر زیاد است که این حرفها نمیتواند خللی در رسیدگی به پرونده به وجود آورد.
قتلکار من نبود
اولیایدم درخواست قصاص کردهاند و دختر هادی که اولین سرنخ را به پلیس داده، گفته است: روز حادثه پدرش برای اجاره خانه رفته بود و با شاهین قرار داشت. گفتههای این دختر با واقعیت مطابقت دارد، چراکه وقتی پلیس تلفن همراه مقتول را مورد بررسی قرار داد متوجه شد شاهین دقایقی قبل از قتل با هادی تماس داشت؛ بنابراین مرد معتاد شناسایی و بازداشت شد. او در اعترافاتش قتل را قبول اما در دادگاه انکار کرد.شاهین میگوید در حالت عادی اعتراف نکرده و واقعیت را در دادگاه گفته است.
چرا دست به قتل زدی؟
من این کار را نکردم. دوستم هومن او را کشت. من که اهل آدمکشی و این حرفها نبودم.
دوستت که هادی را نمیشناخت چطور او را کشت؟
مقتول با من دعوا کرد و دوستم در حمایت از من او را کشت.
اما پلیس میگوید انگیزه تو برای قتل خیلی قویتر بود و حتی با مقتول در مورد پولش صحبت کرده بودی؟
انگیزهای برای قتل نداشتم. پدر من آدم پولداری بود. نیاز نداشتم برای تهیه پول مواد دست به قتل بزنم. ضمن این که من خودم هم کار میکردم.
اما تو در اعترافاتت جزئیات قتل را هم توضیح دادی؟
من در محل بودم و دیدم چه اتفاقی افتاد.
توضیح بده قتل چطور اتفاق افتاد؟
آن روز من و هومن در یکی از واحدهای آپارتمانی پدرم داشتیم مواد میکشیدیم که یکدفعه هادی وارد شد و گفت پولش را میخواهد. او با من درگیر شد و دوستم که میخواست به این درگیری پایان دهد به سمتش حمله کرد و او را زد و به زمین انداخت. بعد هم او را خفه کرد.
تو چرا جلوی دوستت را نگرفتی؟
نمیتوانستم این کار را بکنم کاملا شوکه شده بودم. نمیتوانستم صحنهای را که میبینم باور کنم.
تو حتی به دوستت در قتل کمک هم نکردی؟
همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. دوستم در یک لحظه مرتکب قتل شد و من هم نمیتوانستم جلوی او را بگیرم فقط بعد از قتل سعی کردم آثار جرم را از بین ببرم.
چرا به پلیس خبر ندادی؟
بیمعرفتی بود. هومن به خاطر من مرتکب قتل شده بود. من نمیتوانستم او را به پلیس لو بدهم.
چرا جسد را از بین بردی؟
بعد از قتل باید خانه را تمیز میکردیم، چون آن واحد آپارتمانی متعلق به پدرم بود. به دوستم کمک کردم جسد را از خانه خارج کند. دوستم گفت بهترین راه این است که جسد را آتش بزنیم.
چرا یکی از اقوامت را در این کار دخیل کردی؟ مگر نمیگویی قتل کار دوستت بود. میگذاشتی خودش از دوستانش کمک بگیرد؟
به هر حال پای من هم گیر بود. چارهای نداشتم باید کاری میکردم که هر چه زودتر این جسد از بین برود. به همین خاطر هم از یکی از اقوامم خواستم برایم بنزین بیاورد.
او میدانست بنزین را برای چه میخواهی؟
نه نمیدانست. گفتم بنزین تمام کردهام. او هم برایم بنزین آورد. بعد که ماشین را آتش زدیم متوجه شد مسالهای هست.
همجرمت در دادگاه گفته حرفهای تو دروغ است و او را به بهانه پیدا کردن کار به محل قتل کشاندی؟
نه او دروغ میگوید. حالا که دیده واقعیت مشخص شده چنین ادعایی را مطرح کرده است. این ادعا درست نیست. من این کار را نکردم. او باید واقعیت را بگوید حالا که حرف قصاص وسط کشیده شده قتل را انکار میکند.
چه مدتی بود که با هم دوست بودید؟
تازه به خانه ما آمده بود. او یک طبقه از خانه را اجاره کرده بود. چند بار با هم حرف زدیم و متوجه شدیم هر دو معتاد به شیشه هستیم. همین هم باعث شد تا رفاقتمان بیشتر شود. چند بار با هم شیشه کشیدیم و آن روز هم برای کشیدن شیشه به واحد خالی خانه پدرم رفته بودیم که مقتول آمد و با دیدن آن صحنه عصبانی شد و از ما پولش را خواست.
فکر میکنی اولیای دم تو را ببخشند؟
نمیدانم. فکر نمیکنم مرا ببخشند. اما ای کاش باور کنند که من قاتل اصلی نیستم. قبول دارم همراه دوستم رفتم و جسد را آتش زدم، اما قتل کار من نبود.
رفاقت شوم
هومن، متهم ردیف دوم این پرونده که متهم به معاونت در قتل و آتش زدن جسد است قتل را انکار میکند. او میگوید: اتهامی را که دادگاه وارد کرده قبول دارم، اما اتهامی را که همجرمم میزند قبول ندارم. من و شاهین مدت زمان زیادی نبود که با هم دوست بودیم. به خاطر شیشه با هم دوست شده بودیم. آن روز هم شاهین من را گول زد و وعدههایی داد که هر آدمی در شرایط من را وادار میکرد به خواستهاش عمل کند.
او میگوید: چند ماه بیشتر نبود که به خانه پدر شاهین رفته بودم. مستاجر بودم و پولی برای دادن کرایه نداشتم. معتاد به شیشه بودم و شاهین این را میدانست چون خودش هم معتاد بود. چند بار با هم مواد کشیده بودیم و شاهین از شرایط مالی من باخبر بود. چند روز قبل از حادثه به من گفت برایم کاری پیدا کرده است.
او گفت دوستی دارد که مهندس است و حاضر شده به من کاری در شرکتش بدهد. من قبول کردم و خیلی هم خوشحال شدم. چون فکر میکردم از این بیکاری راحت میشوم.
روز حادثه شاهین من را به واحد خالی که در خانه پدرش بود دعوت کردو قرار شد با هم شیشه بکشیم و منتظر آمدن مهندس شویم. مدتی گذشت و ما همچنان داشتیم شیشه میکشیدیم که مقتول وارد شد.
من فکر کردم همان مهندسی است که شاهین گفته بود، اما مرد میانسال یکدفعه عصبانی شد و پرخاشگری کرد.
شاهین هم او را زد و به زمین انداخت. طنابی از کیفش درآورد و دور گردن او پیچید. از کاری که شاهین میکرد تعجب کرده بودم. شاهین به من گفت پاهایش را بگیر. مرد بیچاره به او التماس میکرد، اما شاهین طناب را دور گردنش انداخت و فشار داد تا مرد بیچاره جان داد.
هومن در مورد این که چرا با شاهین همدستی کرده است، میگوید: من ترسیده بودم و نمیخواستم کاری کنم که مشکل ایجاد شود. اگر به حرف شاهین گوش نمیکردم او مرا هم میکشت. من خیلی ترسیده بودم. تا به حال چنین صحنهای ندیده بودم.
هومن میگوید: بعد از قتل از محل خارج شدم و به خانه خودم رفتم. نمیدانستم باید با این موضوع چطور کنار بیایم و چه کنم. چند ساعت بعد دوباره شاهین از من خواست به خانهاش بروم. این بار قصد داشت جسد را آتش بزند.
متهم در مورد نحوه آتش زدن جسد مقتول میگوید: بعد از قتل، شاهین جسد را لای پتویی پیچید و گوشهای گذاشت. چند ساعت بعد وقتی از من خواست دوباره بروم قبول کردم.
فکر میکردم برای گردش میرویم، اما مساله چیز دیگری بود. او میخواست جسد را آتش بزند.
جنازه را داخل صندوق عقب ماشین گذاشتیم. در راه شاهین شخصی را که ظاهرا از اقوامش بود سوار ماشین کرد. آن مرد بنزین داشت.
شاهین روی جسد و ماشین بنزین ریخت و با فندک آن را به آتش کشید.
متهم ادامه میدهد: اتفاقی که افتاد من را خیلی پریشان کرد. شاهین مرا گول زد. به من گفت میخواهد کاری کند پولدار شوم و سرکار بروم، اما از من سوءاستفاده کرد. من از کردهام پشیمان هستم و درخواست دارم که اولیای دم من را ببخشند.
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: