مدیا فرج‌نژاد از نوآوری‌هایش در آلبوم «راه بی‌نهایت» می‌گوید

موسیقی ایرانی، تنوع شنیداری می‌خواهد

موسیقی ایرانی سال‌هاست نسل به نسل در حرکت بوده و با تغییر و تحولاتی که نام نوآوری را با خود یدک می‌کشد، همراهی کرده و توانسته خود را به گوش جهانیان برساند. شاید بخش عمده این حرکت را در کنار اجراهای صحنه‌ای، تولید آلبوم‌هایی دانست که توسط آهنگسازان بنام و نیز جوانان فعال خلق شده‌اند و مخاطب ایرانی و غیرایرانی را با نوعی از موسیقی که عنوان ایرانی و سنتی دارد، آشنا می‌کند.
کد خبر: ۴۳۸۵۰۸

هم‌اکنون در طول سال، تعداد قابل توجهی آلبوم از سوی ناشران موسیقی در بازار منتشر می‌شوند که بعضا توسط بزرگان موسیقی و بیشتر از سوی جوان‌ترهای این عرصه شکل گرفته‌اند.

در میان آلبوم‌هایی که طی ماه‌های گذشته منتشر شده، می‌توان به آلبوم «راه بی‌نهایت» با آهنگسازی مدیا فرج‌نژاد و خوانندگی حسام‌الدین سراج اشاره کرد که حدودا بعد از 3 سال کار توسط موسسه نهاله رودکی در بازار موسیقی منتشر شده است.

به این بهانه، انتشار این آلبوم که از سوی منتقدان و کارشناسان با نگاه مثبت مواجه شده و در بازار موسیقی نیز خوب فروخته است، گفت‌وگویی با فرج‌نژاد انجام داده‌ایم.

انتخاب اشعار حافظ و هوشنگ ابتهاج برای این آلبوم جدا از دلایل موسیقایی دلیل دیگری هم داشت ؟

از زمانی که ساخت این مجموعه در ذهنم نقش بست، به دنبال این بودم یک حرف مشخص را با پیامی به مخاطب بزنم و برای پیدا کردن این پیام با کنکاش در اشعار شاعران گذشته و معاصر به شعر حافظ و ابتهاج رسیدم و توانستم از میان آنها، اشعاری انتخاب کنم که منتقل‌کننده پیام اجتماعی‌ام باشد.

قطعات این آلبوم توسط یک ارکستر تلفیقی از سازهای ایرانی و غربی نواخته شده است. این ترکیب چگونه و براساس چه نیازی شکل گرفت؟

با انتخاب شعر، روی تلفیق شعر و موسیقی کارکرده و در نهایت آثارم را برای یک ارکستر ایرانی و کوارتت زهی تنظیم کردم.

با شکل‌گیری شعر و موسیقی هدفم بر این بود بهترین نوازندگان و خوانندگان ملودی‌هایم را اجرا کنند. بر این اساس، از حضور هنرمندانی بهره جستم که هر کدام جایگاه بالایی در موسیقی ایرانی دارند، از جمله شهرام میرجلالی، حسام‌الدین سراج، اردشیر کامکار، نوید افقه، شروین مهاجر و...

در این آلبوم 3 نسل از نوازندگان کشورمان در کنار هم گرد آمده‌اند. آیا از نظر هماهنگی آنان دچار مشکل نشدید؟

یکی از ویژگی‌های آلبوم «راه بی‌نهایت» حضور 3 نسل نوازنده در کنار هم و اجرای موسیقی است که شاید هر کدام نگاه خاص به آن داشته باشند. مسلما وقتی نسل‌ها در موسیقی، ادبیات، سینما و... تغییر می‌کند، دیدگاه‌ها و شیوه اجرای هنر نیز متفاوت می‌شود، اما باید بتوانیم از توانایی‌ها و شیوه نوازندگی‌های این سه نسل در کنار هم استفاده کنیم و بسیار خوب خواهد بود که جایگاه هر کدام از این عزیزان را بدانیم.

در واقع چنین تفاوت‌هایی باعث خلق زیبایی‌های بیشتر در کار می‌شود. زمانی که در کار من، شروین مهاجر نوازنده جوان، پرانرژی و باتکنیک در کنار نوازنده برجسته و پخته کاری همچون اردشیر کامکار قرار می‌گیرد، لحظاتی خلق می‌شود که بسیار خاص است که البته این موضوع درخصوص بقیه نوازندگان اثر نیز مصداق دارد.

در موسیقی ایرانی آهنگساز ملودی می‌سازد، شاعر شعرش را می‌سراید و در آخر خواننده راوی آنها می‌شود. انتخاب خواننده کاری بسیار مهم است که در سرنوشت کار تاثیری شگرف دارد. در این کار آیا از همان ابتدا به وسعت و رنگ صدای حسام‌الدین سراج نظر داشتید؟

این مساله‌ای است که شاید در بسیاری موارد آن هم به دلیل راه پرفراز و نشیبی که آهنگساز از ابتدای ساخت اثرش تا انتشار آن طی می‌کند، رعایت نشود. با این حال من قاطعانه می‌گویم که «راه بی‌نهایت» را در وسعت صدایی آقای سراج نوشتم.

حتی از همان ابتدا که این اثر از ذهنم می‌گذشت یکی از گزینه‌های خوانندگی‌ام ایشان بودند که بعدها با پشت سر گذاشتن مراحل ضبط موسیقی، به این نتیجه رسیدم که صدایی که در این اثر می‌تواند موفق‌تر باشد، صدای سراج است.

حسام‌الدین سراج در چند سال گذشته بارها با آهنگسازان جوان کار کرده است. نظرتان در این‌باره چیست؟

خوشحالم که آقای سراج خیلی خوب با کار عجین شدند و در بسیاری موارد با تمام مشکلاتی که از لحاظ نوشتار و فنی وجود داشت، خودشان را با کار تطبیق دادند و برای آن وقت گذاشتند که به عقیده من، این اثر یکی از آثار ویژه ایشان محسوب می‌شود.

این‌طور که معلوم است خواننده در کارتان نقشی بسیار مهم ایفا می‌کند؟

اهمیت خواننده و کلام را نمی‌توان در موسیقی نادیده گرفت. اگرچه بسیاری از آهنگسازان و نوازندگان در شرایط کنونی به نقش خواننده در موسیقی ایرانی نگاه مثبتی ندارند، اما باید دانست که مخاطب امروزی بیشتر سراغ موسیقی‌های با کلام می‌رود.

البته این نگاه برخی هنرمندان به نقش خواننده و نیز عملکردشان در زمینه انتخاب خواننده برای رونق بخشیدن به کارشان تضاد دارد، چرا که اگر یک گروه موسیقی یا یک آهنگساز آلبوم از خوانندگان سرشناس بهره نبرد، کارش با اقبال خوبی مواجه نخواهد شد.

پس شما از بابت مقوله خواننده‌سالاری ترسی ندارید؟

باید پذیرفت که موسیقی اصیل ایرانی برای خوانده شدن فرم شعر ایرانی بود که توانست شکل کهن و حتی امروزی‌اش را به خود بگیرد.

فرج‌نژاد: موسیقی اصیل ایرانی برای خوانده شدن شعر ایرانی بود که شکل گرفت. در واقع موسیقی ما به شدت وامدار ‌ادبیات کشورمان است،‌برای مثال‌ فرم هایی از غزل و مثنوی را می‌توانیم در موسیقی ایرانی پیدا کنیم

در واقع موسیقی براساس فرم ادبیات کشورمان شکل گرفت، چراکه در جملات موسیقی ایرانی، قرینه‌گی را می‌بینیم که به قرینه‌گی غزل برمی‌گردد یا فرم مثنوی را می‌توانیم در موسیقی ایرانی پیدا کنیم. اینها همه در کنار هم قالب‌های موسیقی ایرانی را تشکیل داده است. بر این اساس، نمی‌توان اهمیت خواننده و کلام را در موسیقی ایرانی نادیده گرفت.

بالاخره نگفتید که ظهور پدیده‌ای به نام خواننده‌سالاری را قبول دارید یا نه؟

خواننده‌سالاری صرفا توجه مخاطب به خواننده نیست، بلکه زمانی این موضوع معنا پیدا می‌کند که شخص خواننده تصمیمات شخصی خودش را بر کل مجموعه اعمال کند و همه چیز را آن‌گونه که خود دوست دارد، شکل دهد. البته خوشبختانه در طول 10 سال گذشته خواننده‌سالاری متعادل‌تر شده و موسیقی بی‌کلام توانسته مخاطبان بیشتری را به خود هم جذب و هم حفظ کند.

با این حال کلام ابزاری است که بشر با آن تکلم می‌کند و طبیعی است اولین چیزی که مخاطب می‌شنود، همین کلام است.

نظرتان درباره کم‌توجهی موسیقی ایرانی به شاعران معاصر چیست؟

پیوند شعر و موسیقی یکی از مقوله‌های مهم در موسیقی ایرانی است که طی سال‌های اخیر به واسطه انتخاب شعرهای سطح پایین و بعضا‍ نازل، کمرنگ شده است. این مساله در کنار استفاده مکرر آهنگسازان از شعرهای قدما و در مقابل ناآگاهی جوانان با این نوع شعرها باعث رخ دادن اتفاقی همچون فاصله گرفتن جوانان از موسیقی اصیل ایرانی شده است.

متاسفانه در شرایط کنونی کمتر به شعر و ادبیات و شاعران معاصر توجه می‌شود و این بخش از فرهنگ در یک انزوای بدی قرار گرفته، این در حالی است که رسالت ادبیات بسیار سنگین بوده و انزوای نسل معاصر شاعران اصلا خوب نیست.

بسیاری اعتقاد دارند آن ارتباط قوی که گذشته‌های نه‌چندان دور بین آهنگساز، شاعر و خواننده وجود داشت، این روزها وجود ندارد. نظر شما چیست؟

امروز ارتباط پویا و جوشانی بین شعرا، موسیقیدانان و آهنگسازان وجود ندارد. البته من سعی کردم تا حدی خودم را از این قاعده مستثنا کنم، چراکه بیشتر اطرافیان من، کسانی هستند که در بخش ادبیات فعالند و من از دیدگاهشان استفاده می‌کنم و به آنها اجازه می‌دهم فضای موسیقی مرا بشنوند که به نظرم این تعامل باعث ایجاد یک اثر متفاوت می‌شود.

اما به نظر می‌رسد در کار شما هم در تلفیق شعر و موسیقی ضعف‌هایی وجود دارد.

ما در زمینه تلفیق شعر و موسیقی دچار ضعف هستیم و من معتقدم باید در کنار آهنگساز، یک شاعر و منتقد ادبی هم وجود داشته باشد، اما متاسفانه ما در همه شاخه‌ها، خودمان را متخصص می‌دانیم و نمی‌گذاریم کسی نظر حرفه‌ای خود را بدهد.

استفاده از سازهای غربی در موسیقی ایرانی اگرچه سابقه‌ای زیاد دارد، اما در بسیاری از موارد، خوب از کار درنمی‌آید. چه شد که شما به این سمت رفتید؟

سعی من بر این بوده که به همه چیزبه شکل کلاسیک و کهن نگاه نکنم؛ به گونه‌ای که در فضای کاملا ردیفی موسیقی ایرانی کوارتت زهی و ساز طبلا را وارد کردم تا مخاطب دچار خستگی شنیداری نشود.

معتقدم باید برای مخاطب تنوع شنیداری ایجاد کرد، همان‌گونه که در آلبوم «راه بی‌نهایت» این تنوع را با ارکستر ایرانی و رنگ‌آمیزی سازهای مختلف در دستگاه‌های ماهور و چهارگاه به وجود آورده‌ام.

این تنوع شنیداری که از آن یاد کردید، البته مخالفان زیادی هم در موسیقی ایرانی دارد.

اما می‌بینیم که راهش را باز کرده است. این مقوله تجربه هنرمندان معاصر آهنگسازی است البته استادانی چون حسین علیزاده نیز در این زمینه ید طولایی دارند.

این آلبوم تجربه اصیل‌تری از موسیقی ایرانی برای من محسوب می‌شود، چراکه دیگر آثارم که در آینده منتشر می‌شوند با بهره‌گیری از موسیقی اقوام، یونان، تاجیکستان و ارمنستان است، اما در نهایت مخاطب موسیقی ایرانی را می‌شنود که تنها فرم و محتوای آن تغییر کرده است.

این نوآوری به اصالت موسیقی ایرانی ضربه نمی‌زند؟

با نگاه به موسیقی اروپایی متوجه می‌شویم که مردم در کنار توجه به موسیقی‌های باخ، شوپن، اشتراوس و... موسیقی‌های معاصر را نیز گوش می‌کنند و آهنگسازانشان به سمت تجربه‌های جدید حرکت می‌کنند و این همان اهمیت دادن به موسیقی پیشینیانشان و در عین حال توجه به موسیقی معاصر است.

برای ایجاد هرگونه تحول و نوگرایی در موسیقی ایرانی، نیاز است که موسیقی گذشته خودمان را بشناسیم؛ چون اصالتی که از گذشته وجود داشته، هویت موسیقی ماست.

اگر در گذشته از نوآوری‌های برنامه گل‌ها استقبال می‌شد، از آنچه امروز به این نام صورت می‌گیرد، به عنوان بدعت یاد می‌شود، نظر شما چیست؟

نباید از آهنگسازان نسل من، انتظار ساخت موسیقی گل‌ها را داشت. همان‌گونه که از نسل گل‌ها توقع موسیقی‌های گذشته‌تر وجود نداشت، چون زندگی ما دیگر زندگی زمان گل‌ها و دغدغه‌های آن دوران نیست.

امیرسعید بورنگ ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها