هر چند که ممنوعیت تبلیغ این گونه مواد غذایی در همه جای دنیا سازوکار مشخصی دارد و وزارت بهداشت رویه درستی را در پیش گرفته، اما صرفا با ممنوعیت تبلیغ این مواد نمیتوان خشنود بود که کاری در بهبود سلامت و فرهنگ تغذیه مردم انجام شده است.
در حال حاضر سالهاست که تبلیغات سیگار و سایر مواد دخانی در کشور ما ممنوع است، اما این ممنوعیت همراه با حجم بالای مطالب و توصیههایی است که در خصوص مضرات مصرف سیگار در رسانهها عنوان میشود. در واقع ممنوعیت تبلیغات مواد دخانی با ممنوعیت تولید آن همراه نیست و شرکت دخانیات سالانه میلیونها نخ سیگار وارد بازار میکند. به این ترتیب بدون در نظر گرفتن فاکتور آموزش نمیتوان ادعا کرد ممنوعیت تبلیغات میتواند نقشی در کاهش مصرف مواد دخانی داشته باشد.
داستان در خصوص محصولات شور و چرب مانند انواع چیپس و پفک که ارزش غذایی پایین دارند، همین است. یعنی همه این محصولات با مجوز و دریافت پروانه تولید از سوی وزارت بهداشت وارد بازار میشوند، اما تبلیغاتشان در حالی ممنوع میشود که هیچ تبلیغ یا برنامه آموزشی جایگزینی وجود ندارد که به مردم توصیه کند چرا نباید در مصرف چنین محصولاتی دقت بیشتری داشته باشند. در این زمینه، الزام تولیدکنندگان به نصب برچسب انرژی در تولیدات موادغذایی میتواند اقدامی ارزنده باشد تا براساس آن، مصرفکنندگان ضمن درک درست از میزان کالری تولیدات بتوانند میزان مورد نیاز آن را برای یک شبانهروز بدانند. مثلا، هفته گذشته مسوولی در وزارت بهداشت اعلام کرد 90 درصد مردان و 86 درصد زنان ایرانی کمتر از حد لازم میوه و سبزی مصرف میکنند، چه خوب است این موضوع در انواع تولیدات غذایی نیز لحاظ شود. با این تفاسیر، اگر وزارت بهداشت نمیتواند صاحبان صنایع غذایی را در خصوص تولید مواد غذایی کم ارزش محدود کند، با حذف تبلیغات این نوع کالاها تنها یک گام برداشته است اما اگر در خصوص مصرف مواد غذایی موثر مانند شیر، میوه یا سبزیجات برنامهریزی درست و مستمری داشته باشد، مسلما به شکل موثرتری عمل کرده است.
مستوره برادران نصیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم