در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برویم سر اصل مطلب، عرضم به حضورتان که امروز دقیقاً آخرین روز برگزاری هجدهمین دوره نمایشگاه مطبوعات است، نمایشگاهی که به جرات میتوان گفت در هر دوره برگزاری آن بهترین نمایشگاه مطبوعات در طول آن سال در سرتاسر کره خاکی است که این اتفاق فرخنده و میمون، تنها و تنها به 2 دلیل ساده اما مهم اتفاق میافتد، اولین دلیل آن، این است که ما بهترین مردم دنیا را داریم! اما دومین و اصلیترین دلیل این پیشتازی ما در عرصه جهانی این است که در هیچ کجای دنیا به غیر از ایران، نمایشگاه مطبوعات به این شکل برگزار نمیشود! به همین دلایل ساده ما هر ساله با اقتدار کامل یکهتاز این رقابت مهیج و نفسگیر هستیم! بگذریم.
امروز برای ما با روزهای دیگر کمی فرق دارد، چون قرار است ما فقط از خوبیها و کارهای نسبتاً مفیدی که شاید پیرامون ما انجام شده، حرف بزنیم و کلی فضا را عطرآگین کنیم! بنابراین حتی الامکان از گفتن مسائل ناامیدکننده و یاسآور میپرهیزیم (اگرچه چنین مسائلی اصلاً وجود ندارند!) در نتیجه نمیپرسیم که آیا برگزاری نمایشگاه مطبوعات واقعاً ضرورت دارد یا خیر؟ نمیگویم که ما به هزار و یک دلیل با برگزاری آن مخالفیم و تنها بسنده میکنیم به استدلال دکتر حمیدرضا صدر که معتقد است «با توجه به ضعف در ایجاد ارتباط در جامعه امروزی، ما با برگزاری چنین نمایشگاههای سعی میکنیم با الگوهای ایرانی، حفرههای ارتباطی خودمان را پر کنیم.»
یک فرمول ساده و قدیمی
به هر حال چه موافق باشیم و چه مخالف، نمایشگاه مطبوعات با صرف هزینه بسیار برگزار میشود، بنابراین بهتر است تا آنجا که امکان دارد سعی کنیم به استانداردهای جهانی در زمینه برگزاری اینگونه نمایشگاهها نزدیک شویم، کاری که انصافا مسوولان برگزاری نمایشگاه، امسال پس از گذشت 17 دوره از برگزاری نمایشگاه مطبوعات برای اولین بار تا حدود زیادی نسبت به جذب مخاطب و نزدیکتر شدن به استانداردهای جهانی برگزاری این گونه نمایشگاهها موفق و تاثیرگذارتر عمل کردهاند.
یکی از کارهای انجام شده در نمایشگاه مطبوعات امسال، استفاده از یک فرمول ساده و قدیمی است که بارها و بارها در مکانها و مراسم مختلف کارآمدی و تاثیرگذار بودن خود را بخوبی نشان داده بود، این فرمول قدیمی چیزی نیست جز انجام یک پذیرایی ساده از مشتاقان حضور در این گونه مراسم! کاری که در نمایشگاه مطبوعات امسال با توزیع قهوه و چای داغ در سرمای زودرس زمستانی و هوای بارانی این روزهای تهران، پاتوق مطبوعات نمایشگاه را تبدیل به پر بازدیدکنندهترین غرفه سالن مطبوعات کرده بود، البته از این نکته بسرعت میگذریم که وقتی قهوه پاتوق مطبوعات دممیکشید، به سختی میشد شور و اشتیاق بازدیدکنندگان محترم را برای دریافت لیوانی از این نوشیدنی گرم نادیده گرفت و در مقابل این هجوم دوستانه ایستادگی کرد و از این هیبت و یورش رستموار به خود نلرزید! (براستی که ما از نوادگان رستم و سهرابیم!) این اشتیاق به حدی بود که تقریبا اکثریت جمعیت حاضر در سالن به شکل عجیبی در دل این پاتوقهای کوچک و مدور به رسم مهر و مهربانی دور هم جمع میشدند و آنچنان همدیگر را به گرمی میفشردند (البته بخش خانمها و آقایان جدا بود) که نصف بیشتر قهوهها بر سنگفرشهای سالن به رسم مهربانی جاری و نصف دیگر آن به شکل لکههای بزرگ روی پیراهن و شلوارهای این عزیزان به یادگار ماند که ماند! بگذریم.انصافا این کار معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، ستودنی و قابل احترام است که تا حدودی ولو اندک (انصافا اندک هم نبود) در راستای تکریم ارباب رجوع تلاشهای بسیاری انجام داده بودند، اما پیشنهاد ما در جهت کامل شدن این زحمات این است که در چنین مواردی دستورالعمل یا راهنماهای مخصوصی درخصوص نحوه قرار گرفتن در صف و ایستادن و احترام گذاشتن به سایر عزیزان مشتاقی که در نوبت دریافت این گونه خدمات (از هر نوع ساندیس و آبمیوه و قهوه و...) هستند، در محل توزیع این اغذیهها و اشربهها نصب گردد یا از طرق مختلف آموزشهای نصفه و نیمهای به این عزیزان داده شود یا حداقل هر چند دقیقه یکبار از طریق بلندگوهای موجود، به همه یادآور شوند که به اندازه کافی از آن نوع خوراکی برای همه موجود میباشد، شاید اندکی از این شور و اشتیاق و فشار! کاسته شود. بگذریم.
فرهنگ استفاده از بن
اما کار مثبت دیگری که امسال انجام گرفت، توزیع بنهای رایگان (برای عموم مردم با80 درصد تخفیف) بین خبرنگاران و دانشجویان و... بود که کاش قبل از برگزاری نمایشگاه درخصوص اهدای بن به صورت رایگان (یا با تخفیف) به اندازه کافی اطلاعرسانی میشد تا شاید نمایشگاه خیلی بیشتر از اینها مورد استقبال مردم قرار میگرفت، اگرچه بازهم بسادگی از این قضیه میگذریم که خیلیها سعی داشتند این بنهای اهدایی را که به صورت رایگان یا با تخفیف 80 درصد دریافت کرده بودند، به طرق مختلف بدون انجام خرید نقد کنند. به گمانم آموزش درخصوص نحوه استفاده از بنهای اهدایی توسط ارگانها و سازمانها به مردم سالهای سال به درازا میکشد. بگذریم.خلاصه، هجدهمین دوره نمایشگاه مطبوعات هر چه بود تمام شد و ما هر قدر که سعی کردیم همین یک بار را بر خلاف تمام اوضاع و احوال حاکم بر شرایط حال حاضر خودمان از نحوه برگزاری نمایشگاه تعریف و تمجید کنیم، نهتنها نشد، بلکه شیرینی این تغییرات هم به کام ما تلخ گشت و متاسفانه بر خلاف بعضیها آنقدر ذوقزده هم نبودیم که در سرزمین همیشه آفتابمان (البته چند روزی است که هوا بارانی است) به این سادگیها با یک «حبه قند» کاممان شیرین شود!
مهیار عربی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: