در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر همین حالا پای صحبت بزرگترها و کسانی که چند دهه قبل را تجربه کردهاند بنشینید خواهید شنید که در روزگاری نه چندان دور مردم با هم مهربان تر و بیشتر از امروز غمخوار یکدیگر بودند، اما در روزگار فعلی حتی در شهرهایی که به لحاظ بافت شهری جزو شهرهای بزرگ و کلان نیستند نیز بسیاری، از سر نزدن مردم به یکدیگر و مهربان نبودن مردم و فراموشی دید و بازدیدهای خانوادگی گلایه میکنند و البته بسیاری هم معتقدند که همسایهها دیگر مثل سابق از حال هم خبر ندارند.
درکنار این مساله و در واقع در مقابل کمشدن رفت و آمدهای فامیلی و خانوادگی و حتی رفت و آمدها و ارتباطات محلی و همسایگی، برخی آمارها یا تجربهها و شنیدههای مردمی از افزایش گلایهمندیهای مردم نسبت به یکدیگر، افزایش برخوردها و تنشها، حتی بر سر مسائل ساده و گشوده شدن پروندهها و دعاوی حقوقی و قضایی با عناوین و بهانههای قابل گذشت یا مسائلی خبر میدهند که به اقتضای زندگی شهری یا آپارتماننشینی شکل گرفته و به اختلاف نظر و سلیقه یا حتی درگیری میان مردم و همسایهها میانجامد.
در حقیقت نهتنها ارتباطات سنتی و عاطفی مردم کمشده، بلکه اختلافات نیز بیشتر شده است. در کنار این مساله از سوی نهادهای شهری و مراکز متولی امور شهرنشینی همواره بر لزوم گسترش ارزشها و هنجارهای مشترک و مورد احترام تاکید و بر مسائلی مانند محله محوری نیز تاکید میشود، اما در کنار همه این مباحث به هرحال مشکلات و مسائلی به سبب آشنا نبودن به قوانین یا به سبب قانع نبودن مردم به حق و حقوق خود در زندگی شهری و بویژه آپارتماننشینی پیش میآید که از یک سو باعث کم شدن همدلیها و آمد و شدهای خانوادگی،فامیلی و نیز همسایهها شده و از سوی دیگر ضروری مینماید که در پرتو قانون محوری و التزام به قانون و البته وجود قوانین شفاف و مورد نیاز کسی به خود اجازه ندهد در محیطهای زندگی اجتماعی و در مجتمعهای مسکونی از زیر بار مسوولیتهای خود در قبال همسایگان شانه خالی کند. شاید با یک تحقیق میدانی ساده بتوان پی برد که هم اینک در بسیاری مجتمعهای مسکونی در شهرهای بزرگ و کوچک با مشکلی به ظاهر ساده، اما بزرگ به نام اهمال برخی خانوارها در رعایت حقوق آپارتماننشینی و اذیت و آزار دیدن همسایهها از این دسته افراد مواجه هستیم. مشکلی که به نظر میرسد باید به صورتی بسیار جدیتر از سوی نهادهای مسوول دیده شود و متولی خاصی برای رسیدگی به اختلافات و تخلفات آپارتمانی و مجتمعهای مسکونی بزرگ تعیین و موارد آن سریع و در سایه قوانین مشخص و شفاف رسیدگی شود. در حال حاضر بسیارند مجتمعها و مراکز مسکونی که به دلیل اهمال یک یا چند خانوار و تن ندادن آنان به تصمیمات و الزامات مدیریتهای ساختمانی دچار مشکل شده و چه بسا به دلیل نبود متولی خاص در رسیدگی به شکایت از چنین افرادی مشکل غیرقابل حل به نظر رسیده یا از طریق دعواهای فیزیکی و زد و خورد و ایجاد ضرب و جرح یا حتی مسائل بدتر به ظاهر رفع و در واقع با به وجود آمدن جرایمی مانند زد و خورد و تبعات ریز و درشت آن، مراکزی مانند پلیس یا سیستم قضایی وارد عمل میشوند و در واقع به رخداد یا حادثهای رسیدگی میکنند که به تبع یک مشکل به ظاهر ساده یعنی تن ندادن به الزامات زندگی آپارتمانی پیش آمده است.
کاش متولیانی مانند انجمنهای شورایاری محلات یا شوراهای حل اختلاف به صورت جدی و با قوانین و مقررات دارای ضمانت اجرایی و با اختصاص شعب ویژه و البته با سرعت و بدون اطاله به اختلافات رو به تزاید آپارتمانی رسیدگی کنند تا کسانی یافت نشوند که براحتی حق و حقوق همسایگان خود را پایمال کنند و حال که به هر حال بر خلاف دیدگاه سنتی جامعه ایرانی همسایه از حال همسایه خبر ندارد لااقل همسایه علیه همسایه نشود و خانوارهای بیقید و بیتوجه به مقررات بدانند که قانون میان آنان و دیگر همسایگان به عدالت و بسرعت حکم خواهد کرد.
صولت فروتن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: