دکتر پدرام فدوی، متخصص رادیوگرافی و آنکولوژی از آنچه باید از سرطان بدانید، می‌گوید

سایه تاریک سرطان را فراموش کنید

گفتن و نوشتن از سرطان، آن هم بکرات به نظر مایوس‌کننده و آزاردهنده می‌آید. آن هم با این همه اخبار تکان‌دهنده که این روزها، بیش از گذشته می‌خواهند به ما یادآوری کنند درصد ابتلا به سرطان‌های شایعی چون پستان در زنان و معده در مردان افزایش یافته و سن ابتلا به این بیماری‌های مزمن کاهش یافته است یا این‌که می‌خواهند به صورت مکرر اندوه ناشی از نداشتن هوایی سالم برای تنفس و محصور شدن میان چند عامل محیطی دیگر را که هریک به تنهایی عامل ایجادکننده دسته وسیعی از بیماری‌های خطرناک و کشنده از جمله بیماری‌های قلبی ـ عروقی و انواع سرطان هستند را به یادمان بیاورند.
کد خبر: ۴۳۷۱۳۵

با این همه، حتی اگر از شنیدن آن ترس به دلمان بیفتد، ناگزیریم از سرطان بگوییم تا یادمان نرود که این بیماری مهلک قابل کنترل، پیشگیری و درمان است. تنها باید به جای آن که از آن بترسیم و به واسطه استرس ناشی از این ترس، به دام آن بیفتیم این بیماری را بشناسیم تا بتوانیم با سرطان، پیش از ابتلا مقابله و پس از تشخیص بموقع، مبارزه کنیم و به رویای یک زندگی طبیعی، سالم و طولانی تحقق ببخشیم. اینها انگیزه و بهانه ما برای نشستن پای صحبت‌های دکتر پدرام فدوی، متخصص رادیو گرافی و انکولوژی بود. آنچه می‌خوانید حاصل این گفت‌وگو ست.

می‌خواهیم از یکی از ترسناک‌ترین بیماری‌هایی که بشر تاکنون با آن روبه‌رو بوده است، یعنی سرطان، صحبت کنیم. به عنوان متخصصی که هر روز با بیماران سرطانی سروکار دارد، بگویید چرا این بیماری تا این اندازه ترسناک است؟

دقیقا همین‌طور است که می‌گویید. این ترس، پاسخ طبیعی به تجربه‌ای است که باعث تغییر زندگی می‌شود. آن هم با به وجود آمدن تردید‌هایی که مبنایش آن است که ادامه نقش فرد مبتلا به سرطان به عنوان همسر، پدر یا مادر، برادر، خواهر یا همکار چگونه ممکن است. بعلاوه احساس از دست دادن کنترل روی زندگی، احساس تلخی که فرد از ایجاد تغییر در بدنش دارد و ترس از مرگ و درد و رنج ناشی از درمان‌های مربوط به سرطان، از خود بیماری هم ترسناک‌تر است. از سوی دیگر، تغییر رفتار اعضای خانواده ناشی از ترس از دست دادن فرد مبتلا به سرطان یا عصبانیت ناشی از این‌که نمی‌توانند کمک زیادی به وی کنند نیز به ترس یک بیمار مبتلا به سرطان دامن می‌زند. به هر حال جنس این بیماری با استرس زیاد همراه است؛ هر قدر بیماری در مرحله پیشرفته‌تری قرار بگیرد، علائم فیزیکی چون درد، تهوع و خستگی بیش از اندازه بیمار را آزار می‌دهد و او را به واسطه مصرف داروهای مختلف، برای کنترل این علائم دچار استرس روانی بیشتری نیز می‌کند.

با ابتلا به سرطان در بدن شخص چه اتفاقاتی می‌افتد؟ چه تفاوتی از این حیث میان شخصی است که بیماری تنها یک عضوش را درگیر کرده و بیماری که سرطان به اعضای دیگرش هم دست‌اندازی کرده است؟

سرطان واژه عمومی برای بیش از 1000 بیماری است که به واسطه آنها، سلول‌های بخشی از بدن شروع به رشد خارج از کنترل می‌کنند. در واقع سلول‌های طبیعی بدن متشکل از هزاران هزار میلیارد سلول زنده است که رشد، تقسیم و مرگ‌شان به شکل منظم اتفاق می‌افتد. در سال‌های اولیه زندگی، این سلول‌ها رشد بیشتری دارند ولی وقتی ما بالغ می‌شویم، رشد، ترمیم و تکثیر سلول‌ها به منظور ترمیم آسیب‌ها و جایگزینی سلول‌های مرده بدن صورت می‌گیرد. اما رشد سلول سرطانی، متفاوت از سلول طبیعی است. یعنی به جای مرگ برنامه‌ریزی شده، شروع به رشد و تشکیل سلول‌های غیرطبیعی جدید می‌کنند که می‌توانند به سایر بافت‌های بدن نیز تهاجم کنند. به بیان دیگر علت سرطانی شدن سلول‌ها، آسیب به DNA سلول است. در سلول‌های سرطانی، نه سلول می‌میرد و نه ترمیم می‌شود. در واقع سلول‌های آسیب‌ دیده سلول‌های جدیدی می‌سازند که DNA آسیب‌دیده را در خودشان دارند. بعلاوه سلول‌ها می‌توانند DNA آسیب دیده را نیز به ارث ببرند که در اینجا سرطان‌های وراثتی مطرح می‌شود. البته فراموش نکنید که ابتلا به بیشتر سرطان‌ها، تحت تاثیر عواملی چون کشیدن سیگار، تغذیه نامناسب، چاقی یا نداشتن تحرک کافی در زندگی اتفاق می‌افتد و کمتر به وراثت مربوط است.

آیا نشانه‌هایی برای تشخیص سرطان در مراحل اولیه وجود دارد؟

نکته مهم این است که یک سری علائم سرطان، همچون تب، احساس خستگی مفرط، لخته شدن خون در نقطه‌ای از بدن، گزگز کردن دست‌ها و پاها و کاهش وزن‌های ناگهانی که بدون علت و بدون توقف صورت می‌گیرند، گرچه می‌توانند نشانه‌ای از سایر بیماری‌ها نیز باشند، ولی نباید بی‌اهمیت شمرده شوند. چرا که سرطان با مصرف انرژی غذایی سلول‌ها یا آزاد کردن موادی که انرژی غذایی بدن را تحلیل می‌برد، می‌تواند در بروز این علائم نیز موثر باشد. در واقع پیگیری این علائم، در مواردی می‌تواند به تشخیص زودهنگام سرطان و البته درمان موثر آن کمک کند. بی‌شک در بسیاری موارد، سرطان، با تشخیص در مراحل اولیه قابل کنترل و درمان است، درحالی که اگر ملانوم در بدن پخش شود، امکان زنده ماندن بیمار، زیر 20 درصد خواهد بود. متاسفانه گاهی بیماران به این علائم بی‌توجهی می‌کنند، یا علائم سرطان را نمی‌شناسند و متوجه تغییر در بدن‌شان نمی‌شوند و از آن بدتر، در برخی موارد به خاطر ترس از این علائم، آنها را پیگیری نمی‌کنند. البته تاکید می‌کنم که هر علامتی به معنای وجود سرطان نیست.

آیا از نظر علمی امواج مایکروویو، پارازیت‌های ماهواره‌ای و امواج موبایل به اثبات رسیده است؟

در مورد پارازیت‌ها، امواج موبایل و امواج مایکروویو که همه جزو طیف مغناطیسی هستند، اطلاعات ضد و نقیضی وجود دارد ؛ اما اخیرا و پس از سال‌ها بررسی محققان تنها امکان سرطان‌زایی را با امواج موبایل مطرح کردند و از مردم خواستند که حتی‌المقدور از هدفون به جای خود گوشی برای مکالمات‌شان استفاده کنند.

چند درصد از سرطان‌ها ریشه ژنتیک یا وراثتی دارند؟ آیا داشتن زمینه ژنتیک در یک یا 2 نسل از یک شخص لزوما به معنای ابتلای قطعی او به این بیماری است؟

این نکته مهمی است که مردم بدانند تنها 5 تا 10 درصد سرطان‌ها جنبه وراثتی دارند. البته فراموش نکنید تنها یک ژن معیوب که می‌تواند عامل سرطان باشد، از یک نسل به نسل دیگر به ارث می‌رسد و خود بیماری از نسلی به نسل دیگر قابل انتقال نیست. با این حال وقتی موارد زیادی از یک نوع سرطان و بخصوص یک سرطان غیرشایع مثل کلیه و نه سرطان شایعی مثل پستان، در چند نفر یا چندین نسل یک خانواده و بخصوص از یک طرف یعنی پدری یا مادری دیده می‌شود، یا این‌که اعضای خانواده همگی در معرض یک عامل آلوده‌کننده قرار گرفته باشند، می‌توان بیشتر به وجود سرطان‌های فامیلی یا ارثی شک کرد. البته در شرایطی که ابتلا به سرطان در افراد خانواده‌ای زیر سن معمول اتفاق بیفتد یا این‌که در شخصی چند سرطان دیده بشود نیز ریسک وجود سرطان‌های ارثی افزایش می‌یابد.

شخصی که ریشه ژنتیک ابتلا به سرطان را در خانواده خود دارد، باید برای پیشگیری و کنترل این بیماری به چه نکاتی توجه بیشتری داشته باشد؟

فدوی: طی 20 تا 30 سال آینده درمان‌های هدفمند که تنها سلول‌های سرطانی را هدف قرار می‌دهند، جای درمان‌های امروزی را خواهند گرفت

مسلما مهم‌ترین مساله‌ای که این افراد نباید نسبت به آن بی‌توجه باشند، انجام تست‌ها و آزمایشات کنترلی و تشخیصی به طور مرتب است، توصیه دیگر هم انجام مشاوره ژنتیک است. یعنی اگر این اشخاص بخواهند از ساختار ژنتیکی‌ خود اطلاع پیدا کنند، می‌توانند از طریق آزمایش خون که البته پرهزینه هم هست، از ساختار ژنتیکی و احتمال ابتلا به سرطان‌هایی که در خانواده‌شان وجود دارد، اطلاع پیدا کنند. فراموش نکنید اگر فردی یکی از شرایط ذکر شده را داشته باشد، چنین مشاوره‌ای به وی پیشنهاد می‌شود.

امروزه رسانه‌ها از افزایش بی‌سابقه آمار سرطان پستان در کشور و بویژه در تهران خبر می‌دهند. عوامل افزایش این آمار چیست؟

همان‌طور که گفتم ضعف ما نداشتن آمار است. هیچ مرکز یا نهادی هم در کشور نمی‌تواند در این زمینه به شما آمار دقیق بدهد. با این حال عوامل اصلی در افزایش این آمار به طور قطع به شیوه زندگی مردم و عوامل آلوده‌کننده محیطی که اصلی‌ترین آنها آلودگی هواست، بازمی‌گردد.

چرا در اغلب موارد برخلاف کشورهای دیگر دنیا زنان مبتلا به سرطان پستان هنگام جراحی قطع عضو (مستکتومی) می‌شوند؟ تشخیص پزشکان ما یا خواست شخصی بیماران، این شیوه درمان را رواج داده است؟

در حال حاضر به خاطر پیشرفت‌هایی که در رادیوتراپی و شیمی‌درمانی در دنیا رخ داده است، دیگر به هیچ عنوان نیازی به قطع عضو، به دنبال ابتلا به سرطان پستان وجود ندارد. مگر در زمانی که تشخیص بیماری بسیار دیرهنگام اتفاق بیفتد، به گونه‌ای که سینه دچار زخم بشود، با این حال مریضی که قطع عضو نمی‌شود، باید حتما تحت رادیوتراپی دقیق و درستی قرار بگیرد، اما از آنجا که بسیاری از جراحان ما به خاطر بی‌اعتمادی به تکنولوژی رادیوتراپی کشور که تنها طی 7 تا 8 سال اخیر در کشورمان پیشرفت کرده و تکنولوژی آن تا پیش از این دوران مربوط به 50 سال پیش بوده است، ترجیح می‌دهند سلامت بیمار را به خطر نیندازند و او را قطع عضو کنند، در حالی که اگر رادیوتراپی درستی با روش‌های نوین روی بیمار انجام بگیرد، جای هیچ نگرانی از روند کنترل و درمان بیماری نخواهد بود. بی‌شک بهترین راه‌حل ممکن برای این مساله رسیدن به نوعی تعامل و ایجاد حلقه‌ای ارتباطی میان جراح، آنکولوژیست و رادیوگراف و مشاوره بیمار با آنها، قبل از تصمیم به جراحی است.

چند درصد از زنان ایرانی پس از مستکتومی، تمایل به ترمیم عضو از دست رفته خود از طریق جراحی پلاستیک دارند؟

از آنجا که این‌گونه عمل‌های زیبایی بسیار پرهزینه هستند، درصد بسیار کمی از زنان ما به آن اقدام می‌کنند. بعلاوه ترس از عود بیماری پس از این‌گونه جراحی‌ها نیز مانع رغبت زنان به انجام آن در اغلب موارد می‌شود. گرچه من هم به عنوان متخصص، به خاطر آن که از یک سو این نوع جراحی‌ها، جز موارد اندکی در کشور ما، نتیجه خیلی مطلوبی را از حیث زیبایی به همراه ندارند و از سوی دیگر تشخیص از طریق ماموگرافی را نیز با مشکلاتی روبه‌رو می‌کنند، استفاده از جراحی پلاستیک‌ را توصیه نمی‌کنم.

آیا لزوما پس از شیمی‌درمانی بیمار دچار ناباروری می‌شود؟

شیمی‌درمانی به خودی خود باعث ناباروری نمی‌شود، ولی بعضی از روش‌های قدیمی شیمی‌درمانی که در گذشته استفاده می‌شدند و نیز رادیوتراپی تخمدان منجر به قطع قاعدگی می‌شوند. در عین حال رادیوتراپی در ناحیه لگن یا بیضه‌ها نیز که در موارد خاص صورت می‌گیرد، منجر به ناباروری شخص خواهد شد. در غیر این موارد تنها به دنبال بروز سرطان پستان در خانم‌های بالای 45 سال، به خاطر کاهش خطر عود سرطان، به واسطه ترشح هورمون‌های زنانه، خانم‌ها را یائسه می‌کند، ولیکن در سنین جوانی و باروری، قاعدگی پس از دوره شیمی درمانی به طور مجدد آغاز خواهد شد.

با توجه به این‌که ناگزیر در شهری مثل تهران و انواع آلودگی‌ها زندگی می‌کنیم، با بهره‌گیری از چه راهکارهایی می‌توانیم امید به داشتن طول عمر طبیعی (حداقل 70 سال ) را در خود افزایش دهیم؟

مساله اینجاست که ما نمی‌توانیم بسادگی محل زندگی خود را تغییر دهیم. بحث آلودگی‌های شهری چون تهران هم چیزی نیست که بسادگی قابل رفع باشند و رفع آنها به سیاست‌های کلان کشور بر برمی‌گردد. در چنین شرایطی کاری نمی‌شود کرد جز این‌که شیوه زندگی و تغذیه خود را با راهکارهایی که اشاره کردم اصلاح کنیم تا ریسک ابتلا به سرطان تا حدی که به خود ما بستگی دارد، کاهش یابد.

چشم‌انداز درمان سرطان را با توجه به پیشرفت‌های علم ژنتیک و ژن‌درمانی و نیز تولید واکسن انواع سرطان را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

با گذشت زمان و طی 20 تا 30 سال آینده درمان‌های هدفمند که تنها سلول‌های سرطانی را هدف قرار می‌دهند، جای درمان‌های امروزی را خواهند گرفت. به این ترتیب جهش عجیبی در درمان سرطان ایجاد خواهد شد. از سوی دیگر در آینده نه‌چندان دور درمان سرطان به جای دارودرمانی مبتنی بر ژن درمانی خواهد بود.

پونه شیرازی‌ / ‌گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها