در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از یک سوی لگدکوب سم اسبهای بیگانه در ادوار مختلف و از سوی دیگر همواره حاضر در بستر تاریخ، با ذهن و ضمیریگاه زندقهآمیز و فلسفی، در اندیشه خیام و گاه روشن از آفتاب اشراق و عرفان، در چهره عطار. تاریخ این سرزمین را باید از گوشه و کنار کتابهای کهنه و سفالهای عتیق موزههای بیگانه و سنگ قبرهای شکسته فراهم آورد، چرا که چیزی برای او باقی نگذاشتهاند و هر چه داشته با فیروزههایش، در غارت شبانه تاتار، گاهی نگین انگشتری زاهدان ریایی شده و گاهی خورجین اسب روسپیان را آراسته است.
برای بازسازی این نیشابور، باید جان کند. با شعارهای روزنامهنویسان و فرمایشات خطیبان حرفهای، هیچ کاری نمیتوان انجام داد. باید جان کند و هر پارهای از این موجودیت را، با هر وسیلهای که امکانناپذیر است، به دست آورد و بررسی کرد و شناخت؛ درست مانند قدحی بلورین از میراث نیاکان تو که بر سنگ شکسته است و هر پارهای از آن در گوشهای افتاده و تو میخواهی اجزای پراکنده آن قدح شکسته را، با کیمیای عشق، به هم جوشدهی و آن را از نو بیافرینی و تا این قدح کامل شود به تمام ذرات گمشده آن نیاز داری...
منبع: «تاریخ نیشابور» با مقدمه و تصحیح و تعلیقات
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: