عباسی داستانش را با روایت اولشخص بیان میکند و در این بازگویی از پرحرفی و توضیح واضحات پرهیز میکند. او به اندازه و به موقع به مخاطب اطلاعات میدهد و او را به چالشی ذهنی فرامیخواند.
نویسنده با اینکه از زبان راوی داستانش را پیش میبرد، تلاش کرده در روایت جنگ، بیطرفی پیشه کند، شعار ندهد و چون ناظری بیاحساس به ماجراها نگاه کند. این شیوه روایت اگرچه متن را از احساس خالی کرده، اما از سوی دیگر بر وجه عقلی آن افزوده است. در واقع عباسی کوشیده روایتی مستندگونه و دقیق را از جنگ ارائه دهد که برای همین بر دل مینشیند و دوستداشتنی است.
در این داستان ما با شخصیتی روبهرو هستیم که گذشته پرافتخارش بدون آنکه حتی خود بداند، توان و انرژی ادامه زندگی او را تامین میکند. مردی میانسال که اینک نگران آینده زندگی خود است و به نوعی دچار افسردگی 40 سالگی شده، روزهایی را به یاد میآورد که به استقبال مرگ میرفته و از شهادت استقبال میکرده است.
یکی از ویژگیهای مثبت رمان هتل گمو، آغاز بسیار خوب آن است که باعث میشود مخاطب به سرعت وارد فضای داستان گردیده و با شخصیتها همراه شود؛ آدمهایی که در عین ضد جنگ بودن، از جنگیدن هراس ندارند و در نبرد مقدس خود، اخلاقیات را هیچگاه زیرپا نمیگذارند. عباسی همچنین در این کار نشان میدهد عناصر داستان را بهخوبی میشناسد و زبان خوب و روانی دارد، با این حال استفاده از فعلهای مضارع، به ساختار رمان او آسیب وارد کرده و فضای ملموس داستان را خدشهدار کرده است.
یکی دیگر از مشکلات اساسی رمان هتل گمو این است که نویسنده نمیتواند دو زمان روایت داستان را به خوبی به هم وصل کند و آن بخشها که به گذشته قهرمان میپردازد، از زمان حال قویتر و استخواندارتر است. علاوه بر این، رمان عباسی دارای بخشهایی است که اگر حذف شوند، کلیت کار لطمهای نمیبیند و همین نقص، ساختمان داستان را ضعیف ساخته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم