گفت‌وگو با جک نیکلسون، بازیگر باسابقه سینما

نگران نشو، در سینما برداشت دوم هم داریم!

جک نیکلسون، بازیگر کلاسیک و کهنه‌کار سینما هم‌اکنون 74 سال دارد و این روزها در کمتر فیلم سینمایی ظاهر می‌شود. منتقدان سینمایی می‌گویند او هنوز جوان است و شوخ طبعی همیشگی‌اش را همچنان حفظ کرده است. ولی صنعت سینما برای محصولات سینمایی خود کمتر سراغ بازیگران پیر می‌رود و نقشی برای آنها ندارد. این نکته‌ای است که خود نیکلسون هم در گفت‌وگویش به آن اشاره می‌کند. او که تا به حال در بیش از 70 فیلم سینمایی (و البته چند کار تلویزیونی)‌ بازی کرده، جزو معدود بازیگران مورد علاقه منتقدان سختگیر سینمایی است که تعداد زیادی فیلم مردم‌پسند هم در کارنامه هنری خود دارد. او در گفت‌وگوی تازه‌ای درباره جنبه‌های مختلف کاری خود صحبت می‌کند و پاسخ‌هایی که می‌دهد حکایت از آن می‌کند که هنوز سرزندگی و شوخ‌طبعی‌اش را حفظ کرده و با گذشت زمان و پیر شدن، آنها را از دست نداده است.
کد خبر: ۴۳۶۳۴۹

2 سالی می‌شود که در فیلم تازه‌ای بازی نکرده‌اید. علت آن چیست؟

خب، من یک بازیگر جوان فعال نیستم که با پیشنهادهای متعدد کاری روبه‌رو باشم! برای بازیگری در سن و سال من، نقش‌های کمی وجود دارد و باید منتظر بمانم تا فیلمسازی همراه با یک فیلمنامه خوب از راه برسد و مرا دعوت به همکاری کند. شاید باید در دوران جوانی‌ام در رشته فیلمنامه‌نویسی هم فعالیت می‌کردم تا برای امروز خودم توشه‌ای از قصه‌ها و فیلمنامه‌های متفاوت می‌داشتم که هر سال (یا 2 سال یک بار)‌ در یکی از آنها بازی کنم!

ولی فرق شما با بسیاری از بازیگران قدیمی این است که شما جک نیکلسون هستید.

و شباهتم با آنها این است که همه‌مان پیر هستیم و این شباهت در دنیای سینما خریدار بیشتری دارد تا آن تفاوت. چه فرقی می‌کند که من جک نیکلسون هستم یا فلان بازیگر قدیمی و پیر متوسط؟ واقعیت این است که من یک بازیگر پیر هستم و شما در کمتر فیلم سینمایی با فیلمنامه‌ای برخورد می‌کنید که کاراکتر اصلی آن یک پیرمرد است. خود شما اگر فیلمی قصه‌اش درباره چند آدم پیر باشد، به تماشای آن می‌روید؟

به این ترتیب، هر روز که می‌گذرد، شما را در تعداد کمتری فیلم خواهیم دید؟

نمی‌دانم. همه چیز به تهیه‌کنندگان و فیلمسازان بستگی دارد که چه سوژه‌ای را برای فیلم‌های جدید خود انتخاب کنند. در عین حال، اصرار و عجله‌ای هم برای حضور دوباره و مداوم جلوی دوربین ندارم. به اندازه کافی فیلم بازی کرده‌ام و به قدر کافی فیلم‌های خوب در کارنامه‌ام دارم. این روزها بیشتر استراحت می‌کنم، فیلم می‌بینم و به دیدار دوستانم می‌روم و این خیلی خوب است. با هوادارانم و دوستداران فیلم‌های سینمایی درباره کارهایم صحبت می‌کنم و همین کار، لذت خیلی زیادی دارد.

نظرتان درباره فیلم‌های امروزی چیست؟

منظورتان چیست؟ یعنی می‌خواهید چه بگویم؟

این فیلم‌های خشن یا تین‌ایجری، درباره‌شان چه فکر می‌کنید؟

خب، همه جور فیلم ساخته می‌شود و هر نوع فیلمی تماشاگران خودش را دارد. نمی‌توان گفت این نوع فیلم‌ها نباید ساخته شوند. قدیم‌ترها هم از این جور فیلم‌ها ساخته می‌شد و تولید آنها اختصاص به امروز ندارد. نمی‌توان از عموم تماشاگران دعوت کرد فقط به تماشای «دیوانه‌ای از قفس پرید» یا فیلم‌هایی شبیه آن بنشینند. سینما نیازمند انواع و اقسام فیلم‌هاست. ولی خود من معمولا به تماشای این فیلم‌های لوس تین‌ایجری یا خشن و ترسناک نمی‌روم.

بهترین فیلمی که در این سال‌ها دیده‌اید، کدام است؟

سخت است اسم فیلم خاصی را ببرم. ولی ساخته‌های مارتی (مارتین اسکورسیزی)‌ و کریستوفر نولان جزو کارهای خوب سال‌های اخیر بوده‌اند.

از معدود بازیگرانی هستید که چند جایزه اسکار دریافت کرده‌‌اید. نقش‌های اسکاری را دوست دارید؟

نقش‌ها و فیلمنامه‌های خوب را دوست دارم که الزاما اسکاری نیستند. هم من و هم بقیه همکارانم نقش‌هایی را بازی کرده‌ایم که شاید شایستگی دریافت جایزه‌ای را نداشته باشند و همچنین در نقش‌هایی ظاهر شده‌‌ایم که می‌توانستند اسکاری باشند، ولی کسی توجهی به آنها نشان نداده است. در کل، وقتی نقشی را می‌‌خوانم از قبل می‌‌توانم حدس بزنم که اسکاری هست یا نه و آیا جایزه‌ای برایم به ارمغان می‌آورد یا نه. شاید به همین دلیل است که وقتی برای آن نامزد دریافت جایزه می‌شوم یا آن را دریافت می‌کنم، شگفت‌زده نمی‌شوم. معمولا وقتی این اتفاق می‌افتد و نام خود را در فهرست نامزدهای اسکار می‌بینم، به شوخی به اطرافیانم می‌گویم «دیدید چه گفتم؟!»

از شما به عنوان بازیگری اسم می‌برند که جلوی دوربین کارهایی غیرقراردادی فی‌البداهه می‌کنید، این کار عمدی است؟

ضمن این که تلاش دارم با استفاده از رهنمودهای کارگردان، آن بازی را که مورد نظر اوست ارائه دهم، ولی به کار فی‌‌البداهه سرصحنه فیلمبرداری اعتقاد دارم. رمز و راز و جادوی بازیگری همین است که بازی غافلگیرانه‌ای جلوی دوربین داشته باشی و کاری غیرمتعارف بکنی. وقتی سرصحنه برانگیخته می‌شوی و احساس می‌کنی باید به شکل و شیوه خاصی بازی‌ات را ارائه‌دهی، باید به خودت اعتماد کنی و آن کار را انجام دهی. هیچ اهمیتی ندارد که مسائل وارد مرحله غلط یا نادرستی شود. همیشه غریزه‌ات را دنبال کن و مطمئن باش به چیز خوبی می‌رسی. اگر نرسیدی نگران نشو، ‌مهم نیست. ما درسینما برداشت دوم هم داریم!

اگر این فی‌البداهه بودن با خواست و میل کارگردان یکی نباشد، چه می‌کنید؟

نیکلسون: به عنوان یک بازیگر همیشه خواسته‌‌ام خارج از کنترل باشم و به همین دلیل، وجود فیلمساز سر صحنه فیلمبرداری باعث کنترل من می‌شود. می‌خواهم او باشد تا بتواند کنترلم کند

زمانی که با فیلمسازی کار می‌کنم که خواست او در نقطه مقابل خواست و دیدگاهم قرار دارد (و موافقتی با آن ندارم یا شاید فکر می‌کنم می‌توان‌آن را به شکل بهتری ارائه داد)‌ بحث و جدل نمی‌کنم و همان کاری را انجام می‌دهم که او می‌خواهد. در تمام این سال‌ها به همین روش عمل کرده‌ام و نتیجه‌بخش هم بوده است. به عنوان یک بازیگر همیشه خواسته‌‌ام خارج از کنترل باشم و به همین دلیل، وجود فیلمساز سر صحنه فیلمبرداری باعث کنترل من می‌شود. می‌خواهم او باشد تا بتواند کنترلم کند. اگر چنین نباشد همیشه این احتمال وجود دارد که در کارم به نوعی تکرار و کلیشه برسم و کار و بازی‌ام به صورت یک کار قابل حدس زدن و پیش‌بینی کردن در آید. چنین چیزی اصلا مایه سرگرمی‌ام نیست.

بازی‌های شما حتی در نقش‌‌های درام هم حال و هوایی طنز داشته است. میان نقش‌های طنز خود کدام یک را بیشتر ترجیح می‌‌دهید؟

بدون اغراق همیشه گفته‌ام به بازی‌ام در نقش زوکر در فیلم «بتمن» افتخار می‌کنم. کاراکتر بسیار ویژه و خاصی بود و تیم برتن‌ هم مرا در این نقش خیلی خوب راهنمایی کرد. این نقش را جزو هنر پاپ و مدرن به حساب می‌آورم و باور دارم که یکی از آن نقش‌های استثنایی است.

هنگام حضور جلوی دوربین به چه چیزی فکر می‌کنید و سوالی که برایتان مطرح می‌شود چیست؟

سوالی که هنگام بازی همیشه از خودتان می‌پرسید این است که اگر این صحنه نتوانست حرکات و جنبش‌های کاراکتر شما را به جوش و خروش بیاورد، آن وقت چکار باید بکنید. در مقام بازیگر، همیشه این نگرانی مرا دارید که مبادا نتوانید یک بازی معقول و طبیعی براساس ذات درونی و احساسات کاراکتر مورد نظر ارائه دهید.

یکی از چیزهایی که به شما جلوه مرموز داده این است که اصرار دارید همیشه عینک آفتابی به چشم‌هایتان بزنید. این کار دلیل خاصی دارد؟

هر بار که با این سوال روبه‌رو شده‌ام به آن جواب منفی داده‌ام. خب، دوست دارم عینک آفتابی بزنم. این ایرادی دارد؟ یک قضیه جالب برایتان تعریف کنم: یک بار عکاسی از من خواست عینکم را بردارم تا او عکسی بدون عینک از چهره‌ام بگیرد. بدون این که عینکم را بردارم با لحنی جدی از او پرسیدم «تو در اینجا تازه‌وارد هستی؟!» او تا چند دقیقه داشت با تعجب نگاهم می‌کرد.

در فاصله فیلم‌هایی که بازی می‌کنید، ذهنتان درگیر چه چیزی است؟

دوره‌ای قبل از شروع فیلمبرداری هر فیلم وجود دارد که در این دوران ذهنتان بشدت مشغول قصه فیلمنامه و کاراکتری است که باید بازی کنید. در این حالت احساس عجیبی دارم که شامل نوعی عدم اطمینان یا عدم قطعیت می‌شود. نمی‌دانم می‌خواهم چه کار کنم. میل عجیبی برای ارائه یک بازی خوب، روان و طبیعی دارم و در حال جستجو برای پیدا کردن راه‌هایی هستم که بتوانم به آن دسترسی پیدا کنم. برای من، این فضا و حال و هوا پس از اولین ناهاری که سر صحنه فیلمبرداری می‌خو‌رم، به پایان می‌رسد!

رابطه‌تان با فیلمسازانی که با آنها کار کرده‌اید، چگونه بوده است؟

نکته جالبی که در کار با اکثر فیلمسازان به آن برخوردم، این است که از من می‌خواستند سر صحنه فیلمبرداری کمی بلندتر و سریع‌تر صحبت کنم. بعد از گذشت مدت زمانی از این درخواست، از شنیدن آن تنفر پیدا کردم! اما در سال‌های اخیر این وضعیت تغییر کرد و توانستم دیالوگ‌هایم را سریع‌تر ادا کنم.

اوایل دهه 70 بازی در «نیش» را رد کردید و رابرت ردفورد در آن بازی کرد، فکر نمی‌کنید کار اشتباهی کردید؟

نمی‌دانم. اگر شما می‌گویید، پس اشتباه کرده‌ام! آن فیلم را دوست داشتم و دوره‌ای که قصه در آن می‌گذشت، برایم بسیار جذاب بود. کل پروژه باب میلم بود و مطمئن بودم از نظر تجاری هم فروش بالایی خواهد کرد. ولی در آن زمان، من به دنبال بازی در فیلمی مثل «نیش» نبودم. به فیلمی نیاز داشتم که انرژی‌ام را کاملا درگیر خود کند و حاصل کار تبدیل به یک فیلم ویژه و استثنایی شود. آن زمان نیازمند یک ریسک بزرگ و خطرناک بودم و «نیش» فیلمی با این مشخصات نبود.

نامزد شدن چند باره برای دریافت جایزه اسکار دیگر برایتان طبیعی شده است؟

اولین باری که نامزد اسکار شدم بیشتر از هر وقت دیگر هیجان‌زده شدم. اما دیدگاهی که امروزه دارم مثل سابق نیست. دیدگاه‌های فعلی‌ام خیلی تند و تیز است.

بار اول که نامزد شدم آن را گرفتم، دفعه دوم آن را به جورج سی‌اسکات باختم. ولی صادقانه بگویم. هنوز هم وقتی نامزد دریافت جایزه می‌شوم، از خوشی به هوا می‌پرم. من هم مثل هر بازیگر دیگری برنده شدن و جایزه گرفتن را دوست دارم. خوشحالم نقش‌هایی را بازی کرده‌ام که مورد پسند منتقدان، تماشاگران و اعضای آکادمی اسکار قرار گرفته است. با گذشت زمان متوجه این واقعیت شدم که هر روز که می‌گذرد، هیجان‌زده کردن آنها سخت‌تر می‌شود و این یعنی کار ما بازیگران با گذشت زمان سخت و سخت‌تر می‌شود.

مدوی استار / مترجم : کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها