در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این نشست مرتضی سرهنگی پژوهشگر و نویسنده ادبیات و هنر مقاومت، صباح وطنخواه و مژده اونباشی از پرستاران و مددکاران روزهای نخست جنگ تحمیلی در خرمشهر، عبدالرضا آلبوغبیش رزمنده روزهای مقاومت خرمشهر، جواد کامور بخشایش نویسنده کتاب «جای امن گلولهها» و مهدی فروتن رئیس فرهنگسرای انقلاب اسلامی حضور داشتند.
24 مهر 59 در خرمشهر چه گذشت در واقع فرصتی بود تا جدای از خاطرهگویی، کتاب «جای امن گلولهها» مورد بازخوانی قرار گیرد و شاید مهمترین تفاوت این نشست با دیگر مراسمهای مشابه نقد و بررسی کتاب در این نکته نهفته بود که در کنار منتقدان و صاحبنظران حوزه ادبیات بخشی از این کتاب توسط شاهدان عینی روایت شد.
مرتضی سرهنگی نخستین منتقدی بود که پس از خوشامدگویی رئیس فرهنگسرا پشت تریبون رفت او که این روزها مدیریت دفتر ادب و هنر مقاومت حوزه هنری را بهعهده دارد خودش را خواسته و ناخواسته به عنوان شاهد غیرمستقیم معرفی کرد و گفت: خواندن این کتاب و کتابهای دیگر جنگ، ما را تبدیل به شاهدان غیرمستقیم میکند.
او با اشاره به عبدالرضا آلبوغبیش که 13 گلوله خورده است، گفت: امثال این عزیزان به ما که در جنگ نبودهایم خواهند گفت که در آن روزها در خرمشهر چه گذشت و به این ترتیب، ما به شاهدانی غیرمستقیم تبدیل میشویم و میتوانیم برای آیندگان این خاطرات را روایت کنیم و بنویسیم تا دچار فراموشی نشوند.
مرتضی سرهنگی با بیان اینکه معمولا جنگها یک روز آغاز و یک روز پایان مییابند ادامه داد: سربازان زمان جنگ شبیه آدمهای دیگر عمر معینی دارند اما آن سربازی که خاطرات جنگ را مینویسد، برای همیشه خودش را 20ساله نگه میدارد.
او بلافاصله تاکید کرد که سربازان دیروز نباید بگذارند غبار زمان بر خاطرات جنگ تحمیلی بنشیند و باید خاطرات جنگ را جوان نگه دارند.
بخش دیگری از صحبتهای مرتضی سرهنگی به نقش زنان در 8 سال دفاع مقدس اختصاص داشت و اظهار کرد: دفاع 8 ساله ما یکی از جنگهایی بود که زنها در آن فعالیت گستردهای داشتند، چرا که یک جهاد دفاعی بود.
سرهنگی: سربازان زمان جنگ شبیه آدمهای دیگر عمرمعینی دارند اما آن سربازی که خاطرات جنگ را مینویسد برای همیشه خودش را 20 ساله نگه میدارد؛ سربازان دیروز باید خاطرات جنگ را جوان نگه دارند
اینجا بود که سرهنگی به نکتهای اشاره کرد که در ابتدای این گزارش مورد تاکید قرار گرفت یعنی درهم ریختن ناگهانی همه محاسبات کارشناسان و تحلیلگران سیاسی و نظامی؛ او گفت: تمام پیشبینیهایی که دنیا برای جنگ تحمیلی کرده بود، درست بود، جز آنکه ناگهان همه مردم ایران سرباز شوند.
او افزود: همه مردم ایران یکباره تبدیل به مبارزی شدند که زن و مرد و پیر و جوان را دربر میگرفت و زنان خرمشهر یکی از درخشانترین و پاکترین صفحات تاریخ ایران را ثبت کردند.
همین صحبتهای سرهنگی کافی بود تا 2 نفر از بانوانی که در آن روزها دوشادوش مردانی همچون عبدالرضا آلبوغبیش، شهید شیخ شریف و... مبارزه میکردند برای حاضران در سالن خاطراتی را از روز 24 مهر 59 روایت کنند.
مژده اونباشی و صباح وطنخواه خاطراتی از خیابانهای 24متری، طالقانی، جنتآباد، بیمارستان و... را بیان کردند که جو سالن را بشدت تحتتاثیر قرار داد و بخشی از خاطراتشان و چگونگی گرفتار آمدنشان توسط بعثیها و رفتار شجاعانه آنها واقعا میتواند تا سالها الگویی برای زندگی و افتخار باشد.
مژده اونباشی که یکی از شخصیتهای اصلی کتاب «جای امن گلولهها» است در بخشی از سخنرانیاش، گفت: سال 1359 دختر 18، 19 ساله دیپلمهای بودم که دورههای امدادگری و نظامی را در خرمشهر به پایان رسانده بودم.
جنگ که شروع شد به مقر بچههای هلالاحمر و امدادگرها یعنی زایشگاه خرمشهر رفتم، همه بیمارستانهای شهر به جز زایشگاه خرمشهر و بیمارستان طالقانی تخریب شده بود. من تا 24 مهر 1359 به صورت شبانهروزی به کار امداد و نجات رزمندهها مشغول بودم و خاطرات زیادی از آن روزهای مقاومت به یاد دارم.
او روز 24 مهر را روز عجیبی توصیف کرد و ادامه داد: ظاهراً عراقیها تصمیم گرفته بودند آن روز کار خرمشهر را یکسره کنند و شهر را به اشغال دربیاورند، به همین خاطر، نیروهای زیادی در نقطه نقطه شهر مستقر کرده بودند. آن روز مثل همیشه نیروهای خودی به دفاع از شهر پرداختند ...
در ادامه مراسم، جواد کامور بخشایش نویسنده جای امن گلولهها، به جای سخنرانی درباره کتاب ترجیح داد به حاشیههایی بپردازد که با نوشتن این کتاب برای او و راوی آن رخ داده است؛ او سخنان خود را از رو در رو شدن با عبدالرضا آلبوغبیش برای نخستین بار آغاز کرد و تدوین کتاب «جای امن گلولهها» را یک اتفاق در زندگی خود خواند.
اما دقایق پایانی این نشست با صحبتهای عبدالرضا آلبوغبیش همراه بود؛ راوی کتاب و مردی که در 34 روز مقاومت خرمشهر در کنار شهید شیخ محمدحسن قنوتی (شیخ شریف) و دیگران مبارزه کرد و 13 گلوله خورد که هنوز که هنوز است بدن او جای امنی برای 4 گلولهای است که از آن روزها به یادگار مانده است.
آلبوغبیش ترجیح داد تا به جای آنکه از خودش و چگونگی شکل گرفتن کتاب روایت کند، از رشادتهای زنانی بگوید که در آن روز در کنار مردان میجنگیدند. زنانی همچون سیده زهرا حسینی، مژده اونباشی و صباح وطنخواه.
او گفت: اهمیت، جایگاه و نقش بانوانی که در مقاومت خرمشهر حضور داشتند، اگر بیشتر از اسما بنت عمیس در جنگ احد نباشد، حداقل کمتر نیست؛ چراکه اسما نه شهید شد نه مجروح در حالی که زنان زیادی در خرمشهر شهید و مجروح شدند.
سینا علی محمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: