این روزها بسیاری از مناطق گردشگری به محض اینکه شناخته میشوند با سونامی گردشگرانی که آشنایی زیادی با رفتار در طبیعت ندارند روبهرو میشوند و در نهایت طبیعت بکر و دست نخورده، به دست مسافرانی زخمی میشود که خستگی خود را بر شانههای طبیعت گذاشتهاند. خروارها زباله غیرقابل بازیافت هم یادگاری است که از آنها برجا میماند. اما این، همه ماجرا نیست. فروغ وهابزاده که چند سالی است به همراه همسرش خانهای سنتی را برای گردشگران مناطق توریستی و طبیعی ترکمن اداره میکند، یکی از همان تورلیدرهاییکه حاضر نیست به هرقیمتی مسافر و گردشگر را به منطقه ببرد. او در گفتوگو با «چمدان» از فیلترهای زیادی نام میبرد که مسافر باید از آنها بگذرد تا بتواند چند شبی را در منطقه ترکمن صحرا به استراحت بپردازد. او بر این باور است که باید گردشگر را مقید به رعایت یک سری رفتارها کرد.
فروغ وهابزاده میگوید: «ما از طریق وبسایت اهداف و شرایط خود را برای مسافران مشخص میکنیم.» او برای اینکه از تخریب محیط زیست توسط گردشگر جلوگیری کند، تنها گروههایی را میپذیرد که از طریق اکوتورها و آژانسهای طبیعتگردی به آنها معرفی شدهاند. به اعتقاد او مسافرانی که با طبیعت وارزش محیط زیستی آن آشنا هستند به این تورها و آژانسها مراجعه میکنند. این تورلیدر با اشاره به این نکته که برای بازدید از مکانهای حساس زیست محیطی مانند مناطق حفاظت شده هرگز نباید تعداد زیادی گردشگر پذیرفته شوند، میگوید: «ما معمولا طبیعتگردانها را از دل همایشهای طبیعت گردی پیدا میکنیم. به آنها ایمیل میزنیم و شرایط حضور در منطقه را برای آنها میگویم. در نهایت هم در گفتوگویی تلفنی پیش از آمدن به منطقه نکاتی که باید حتما رعایت کنند را یادآوری میکنیم.»
گردشگری و فرهنگ روستایی
بسیاری از نقاط طبیعی ودیدنی در کنار روستاها قرار دارند و روستا یک حریم مشخص و خصوصی دارد. بنابراین گردشگران باید قوانینی را رعایت کنند، به عنوان مثال با لباس مناسب وارد منطقه شوند. به گفته وهابزاده ، گردشگر نباید فکر کند چون این منطقه خارج از شهر است پس هیچ قانونی برای آن وجود ندارد و هر رفتاری از سوی او پذیرفته میشود. وی به گردشگران یادآوری میکند بههیچ وجه نباید به زندگی بومی مناطق طبیعی ضربه بزنند یا آرامش اهالی را مختل کنند. او بر سنت فرهنگی مردم در مناطق مختلف تاکید میکند و میگوید: «گردشگر در این مناطق باید نظارت بیشتری بر رفتار خود داشته باشد. مثلا از افراد محلی و بومی عکس نگیرد. بدون بلد از منطقه خارج نشود. در ساعت خاص از جمله در ساعات استراحت روستاییان ترددهای پر سروصدا نداشته باشد و...»
این مدیر تور همراه گروههایی که میخواهند از روستاهای نزدیک منطقه بازدید کنند یک بلد میفرستد تا اهالی روستا بدانند این افراد بدون شناخت وارد منطقه نشدهاند. او میگوید: «ترکمنها در روستا دیوار ندارند بنابراین ممکن است هرکسی فکر کند به راحتی میتواند وارد روستا شود که این تفکر صحیح نیست.»
او به افراد محلی برای رعایت حریمشان حق میدهد و میگوید: «ورود گردشگر در بسیاری مواقع نه تنها هیچ منفعتی برای جامعه بومی ندارد که به تخریب محیط زیست و آلودگی محل زندگی و بر هم خوردن آرامش آنها هم منجر میشود. به همین دلیل ما معمولا از گردشگر میخواهیم در صورت تمایل از صنایع دستی افراد محلی خرید کند که هم حضورش نفعی به حال افراد بومی داشته باشد و هم بتواند با آنها و زندگی و فرهنگشان ارتباط برقرار کند.»
یکی از نقاطی که از طریق برنامهریزی با این مجموعه میتوان به بازدید از آن پرداخت پارک ملی گلستان است که البته شرایط بسیار ویژهای دارد. وهابزاده میگوید: «هرکس میخواهد وارد این منطقه شود باید لباس همرنگ با طبیعت بپوشد و قوانین ویژهای را رعایت کند.» روشن نکردن آتش، نچیدن گلها، نریختن زباله و... از جمله قوانینی است که رعایت آن از سوی گردشگران الزامی است.
به گفته وی قرار نیست که گردشگر بیاید، بریزد و برود، بلکه قرار است از سفرش چیزی بیاموزد.
فرهنگسازی لازمه اخلاق گردشگری
ناصر کرمی هم نداشتن اخلاق گردشگری را یکی از دلایل نابودی مناطق گردشگری مثل تنگه واشی میداند و میگوید: «راهنماهای گردشگری باید آنقدر روی این موضوع کار کنند که به یک اخلاق واقعی در جامعه تبدیل شود.»
به گفته او وقتی در یک بازه زمانی 5 میلیون گردشگر به استانی مانند مازندران وارد میشوند چنین استانی نباید مشکل اشتغال، توزیع ثروت و غیره داشته باشد اما در ایران گردشگر با صنعت گردشگری فرق میکند چون گردشگری که برای تغییر آب و هوا به مازندران میآید و چادر میزند با آن که با تورهای گردشگری همراه میشود و به رستوران و هتل میرود متفاوت است.
او اعتقاد دارد که اگر همین گردشگر ورودی را صنعتی کنیم دهها هزار شغل ایجاد میشود و راهنمایان گردشگری نیز بیکار نمیمانند. در بعضی از شهرهای ایران گردشگری صنعتی نشده است اما در مناطقی مانند جزیره کیش اینطور نیست و گردشگر پول خرج میکند.
سیداعظم واقفی یکی از مدیران اکوکمپ کویری متینآباد نیز در این مورد به چمدان میگوید: «ما در طراحی محصولات خود در این کمپ به نیازها و ذائقه گردشگر اهمیت میدهیم. این مکان آمیزهای فرهنگی است که در نهایت سعی دارد آرامش را به گردشگر هدیه کند. اما گاهی هم شده یک اتوبوس گردشگر را از دروازه کمپ برگرداندهایم چون متوجه شدهایم با قوانین طبیعت آشنا نیستند و حضورشان به تخریب محیط منجر میشود.
واقفی آگاهی دادن به مسافران پیش از سفر و حتی در مقصد را بسیار مهم میداند.
نگاه دیگر
فرزین ملکی، مدیر خانه گلی در شهسوار هم از برخی گردشگران که اخلاق گردشگری و طبیعتگردی ندارند گله دارد. او به چمدان میگوید: «شما در شمال تقریبا جنگلی را پیدا نمیکنید که پر از زباله نباشد. البته این به آن معنا نیست که نباید هیچ گردشگری را به شمال راه داد. ولی از تهران تا شمال کشور 500 متر جا را هم پیدا نمیکنید که زباله نریخته باشند. باید برای فرهنگسازی گردشگران فکری کرد.»
ملکی میافزاید: «در اطراف خانه گلی، باغ بزرگی وجود دارد که در آن چالههایی برای دفن زباله حفر کردهایم تا بتوانیم از محیط زیست حفاظت کنیم اما گردشگران کوچکترین توجهی به این چالهها ندارند و کافی است دو روز در خانه گلی اقامت داشته باشند تا تمام باغ پر از زباله شود.» او با تعجب میگوید: « نزدیک چاله پر از زباله میشود و هیچ گردشگری از خود نمیپرسد این چاله برای چیست؟ گویا گردشگر هیچ حسی نسبت به منطقهای که برای تفریح واستراحت به آن آمده ندارد و فکر میکند باید تا میتواند بخورد و زباله بریزد.»
از الگوها استفاده کنیم
کوشان مهران کارشناس محیط زیست است؛ او هم با توجه به انقراض گونههای حیوانی و تخریب محیطهای طبیعی و زیستی، ورود بدون برنامهریزی گردشگر به مناطق طبیعی را اشتباه محض میداند.
او کشور اردن را یک مثال خیلی خوب برای نمونهبرداری از مدیریت گردشگری میداند و به چمدان میگوید:«با توجه به اینکه اردن کشوری مذهبی است، بنابراین به اکوتوریسم و گردشگری تاریخی توجه خاص دارد.
این کشور فقط 60 کیلومتر ساحل دارد، ولی از آن استفاده مناسبی میکند و برنامه حفاظت از سواحل مرجانی را دارد و چون به منابع انرژی فسیلی متکی نیست، برای اتکا به خود و به حرکت درآوردن چرخ اقتصادش به سرمایهگذاری در گردشگری روی آورده است.»
مهران منطقه گردشگری «شامورایی» اردن را مثال خوبی میداند و میگوید: «این منطقه دوهزار و 200 هکتار وسعت دارد. اما گردشگر اجازه ندارد که سرخود را پایین بیندازد و به هرجای آن سرک بکشد.» به گفته او گردشگران در این منطقه میتوانند فقط در کمپهای چوبی ساخته شده اقامت کنند.
چون یکی از اهداف اصلی مدیران گردشگری آشنایی توریستها با فرهنگ زندگی بیابانی و بادیهگری است.» او بر این باور است که در ایران ظرفیتهای بالقوه زیادی وجود دارد که میتواند با منطقه شامورایی اردن مقایسه شود.
همه آنچه اکوتورها و تورلیدرها سعی دارند گردشگر با آنها آشنا شود، توسعه پایدار نامیده میشود که در آن از محیط زیست برای توسعه گردشگری استفاده میشود.
هستی بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: