در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ناشنوایان ارتباط خاص با برنامه دارند و حتی در سالهای اخیر با زبان اشاره برخی فیلم و سریالها نیز برای آنها تهیه میشود، اما نابینایان صرفا میتوانند از طریق گوش کردن و استفاده از قدرت تخیل خود، با شنیدن صدای یک فیلم متوجه قصه آن شوند. واقعیت این است که بسیاری از برنامههای تلویزیونی چون فاقد ساختار بصری و سویههای قدرتمند تصویری هستند چندان هم به تماشا نیاز ندارند و حتی افراد بینا هم میتوانند از طریق شنیدن، تلویزیون ببینند.
به هر حال تلویزیون به واسطه ماهیت تصویری خود مخاطبان نابینای خود را از دست میدهد، اما این به آن معنا نیست که تلویزیون نمیتواند درباره آنها برنامهای بسازد. غالب برنامههایی که با موضوع نابینایی ساخته و پخش شده گزارشهای خبری و آموزشی با هدف ارتباط برقرار کردن صحیح با نابینایان یا یادآوری حقوق انسانی و شهروندی آنها بوده یا فیلمهایی که شخصیت آن نابینا بوده است. مثلا در گلهای داوودی رسول صدر عاملی، بیژن امکانیان نقش یک جوان نابینا را بازی کرد و در فیلم بید مجنون نیز شاهد بازی چشمگیر پرویز پرستویی در نقش یک فرد نابینا بودیم. در واقع این فیلمها درباره نابینایی بوده و کمتر برنامهای سراغ داریم که برای نابینایان باشد.
در بین رسانههای جمعی مختلف بیش از همه رادیوست که میتواند مناسب و سنگ صبور نابینایان باشد. رادیو در این خصوص و برای این مخاطبان ویژه برنامههای مستقل بیشتری دارد. بتازگی در رادیو نمایش، شاهد پخش صدای فیلمهای مشهور هستیم که صرفا برای نابینایان در نظر گرفته شده است. رئیس مرکز هنرهای نمایشی رادیو با ارائه یک طرح جدید در حوزه نمایش برای روشندلان گفت: به خاطر علاقه زیاد نابینایان به نمایشهای رادیویی، فیلمهای سینمایی که روی پرده هستند به صورت نمایش برایشان پخش میشود.
مهدی دهقان نیری افزود: چند مراجعه داشتیم از سوی دوستان روشندل که علاقه زیادی به نمایشهای رادیویی داشتند. آنها به خاطر شرایط خاصی که دارند و نمیتوانند سریالهای تلویزیون را تماشا کنند یا به سینما بروند، از رادیو استفاده میکنند. بر این اساس برای آنها غیر از نمایشهایی که در طول هفته پخش میشود، روزهای جمعه هم یک فیلم سینمایی را که روی پرده باشد به صورت نمایش رادیویی پخش میکنیم.
نمایشهای رادیویی ویژه نابینایان البته محدودیتهایی دارد، مثلا برخی سکانسها و صحنهها به دلیل وجوه بصری آن قابل پخش نیست. به همین دلیل شاید مناسبترین فیلمهایی که میتوان برای این افراد در نظر گرفت، آثاری است که بیشتر مبتنی بر کلام و دیالوگ است تا تصویر. البته نمایشهای رادیویی از امکان بیشتری برخوردارند تا با توجه به ویژگیهای جسمانی نابینایان طراحی و اجرا شوند، حتی موضوع این قصهها نیز میتوان شخص نابینا و مشکلاتشان باشد. سال گذشته رادیو فرهنگ نمایشنامهای برای نابینایان پخش کرد به نام سرزمین نابینایان که داستان آن درباره نونز، مرد جوانی است که بر اثر یک حادثه از کوهی بلند سقوط میکند و بعد از به هوش آمدن خود را در سرزمینی ناشناخته مییابد؛ سرزمینی بکر و بسیار زیبا. نونز به جستجو پرداخته و پس ازمدتی راهپیمایی به روستایی میرسد با کلبههای سنگی و عجیب و با مردی سالخورده به نام پدر پدرو برخورد میکند و...
در این نمایشنامهها باید تمام رفتارهای آدمی را به گونهای طراحی کرد و به نگارش درآورد که برای مخاطب نابینا قابل درک و تخیل باشد. این تمهید موجب میشود تا موقعیت بصری به موقعیت کلامی تبدیل شود و برای مخاطبان نابینا قابل درک باشد. حتی میتوان از خود نابینایان برای اجرای نمایش یا هر برنامه دیگری که برای آنهاست، استفاده کرد. این موقعیت را در رسانهای مثل تلویزیون هم میتوان تجربه کرد. نابینایان به عنوان شهروند حق دارند برنامههای ویژه خود را داشته باشند و از آن لذت ببرند. اگر اشتباه نکنم چند سال پیش برنامهای به نام «عصای سفید» از تلویزیون پخش میشد که درباره و برای نابینایان بود، اما امروز کمتر در شبکهای تلویزیونی میتوان سراغ برنامهای را گرفت که به این مساله توجه و اهتمام داشته باشد. شاید در همین روزهایی که به نام روز جهانی نابینایان نامگذاری شده است برنامههای رفع تکلیفی ساخته شود که بیشتر برای یادآوری و رفع تکلیف است، اما واقعیت این است که نابینایان نیز حق دارند از برنامههای رسانهای ویژه خود بهره و از آن لذت ببرند.
خوشبختانه با رشد سریعی که در حوزه رسانههای گروهی و سویه تکنیکی آنها صورت میگیرد زمزمههایی از تلویزیونهای ویژه نابینایان نیز به گوش میرسد؛ تلویزیونهایی که به ابزار و نرمافزارهایی مجهزند و به شخص نابینا کمک میکند برنامهها را تماشا کند. تاریخچه این نوع تلویزیون به سال 1985 برمیگردد. مارگارت فانشتل در شهر واشنگتن دیسی برای پخش تئاتر زنده از رادیو، صحنه تئاتر را با توصیف آن برای شنوندگان رادیو قابل درک میکرد و مطالب گفتاری پرسوناژهای تئاتر هم زنده از رادیو پخش میشد، لذا مردم در پای فرستندههای رادیویی خود به تماشای تئاتر مینشستند.
تلویزیون برای بینندگان نابینا از همین روش استفاده میکند. توصیفکننده ابتدا برنامهای را که باید توضیح دهد، تماشا میکند و برای تصاویری که در فیلم اهمیت زیادی دارد (و نابینا نمیبیند) مطلب مینویسد. حجم این توصیفها و محل قرار گرفتن آن در برنامه به طور عمده به محل مکثهای طبیعی بین گفتوگوها ارتباط دارد. این توضیحات هنگام ضبط روی یک کپی از تراک صدای اصلی قرار میگیرد و میکس میشود. تراک مخصوص توصیف، سپس بر نوار اصلی روی تراک صدا قرار داده میشود یا بر نوار اصلی توصیف (برای پخش در سیستم ویدئو خانگی) قابلیت پخش پیدا میکند. برای فیلمهای برجسته، این توصیفها با تراک صدا میکس نمیشود، اما به عنوان قسمتی از تراک صدا در سیستم نمایش فیلم دیجیتال تفکیک شده باقی میماند. از این منظر تلویزیون باید به گونهای عمل کرده و به سمتی حرکت کند که برنامههای آن، چه برای نابینایان و چه افراد بینا تماشایی باشد.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: