در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گفتیم قوانینی که تصویب میشود به هیچ وجه حامی حیاتوحش نیست.
نوشتیم وضعیت انسانها هم چندان خوب نیست و محیط زیست انسانی هم مشکلات خودش را دارد. به آمار مرگ 4000 نفر براثر آلودگی هوا استناد کردیم.
به سوخت خودروهایی که هنوز هم مطابق استانداردهای روز دنیا نیست، به آلودگی هوا و آب و تالابهای خشکشده که برای پرندههای مهاجر رغبتی برای آمدن به ایران باقی نمیگذارد.
ما همه اینها را گفتیم و نوشتیم و هشدار دادیم اما روزی که روبهروی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در اتاق کنفرانس طبقه نهم ساختمان پارک پردیسان قرار گرفتیم او نسبت به این موضوعات به اندازه ما رسانهایها نگرانی نداشت.
محمدجواد محمدیزاده در روزی که با وزرای نفت و علوم جلسه داشت و فرصتش برای مصاحبه کم بود به ما گفت که هیچ خطری آهوهای شیراحمد را تهدید نمیکند، کشتار خرسهای قهوهای مسالهای نادر است، تالابهای از خشکی رها شده ایران پذیرای پرندههای مهاجرند و برخلاف تصور ما آلودگی هوای تهران نهتنها بحرانی نیست بلکه در این دو سال اخیر وضعیت مطلوبی نیز پیدا کرده است.
این گفتوگو حاصل صحبتهای 45 دقیقهای ما با اوست.
شواهد نشان میدهد که تداوم خشکسالی در حوالی سبزوار سبب شده تا نزدیک به هزار راس از آهوان منطقه شیراحمد کاسته شود این در حالی است که برخی گمانهزنیها از مرگ این حیوانات حکایت دارد یعنی موضوعی که سازمان حفاظت محیط زیست با آن مخالف است. دقیقا چه اتفاقی برای آهوهای شیراحمد سبزوار رخ داده است؟
منطقه شیراحمد یکی از زیستگاههای بسیار مهم و استراتژیک کشورمان در رابطه با موضوع آهو است. قمیشلو و موته در اصفهان، سهرین در زنجان و شیراحمد و شرق کشور مهمترین مراکز تجمع آهو هستند. ما جمعیت آهوی کشور را حدود 25 هزار راس برآورد میکرده و بر این اساس اعلام میکنیم که ایران یکی از کشورهای غنی از نظر داشتن اینگونه جانوری است چه از نظر تعداد و چه از نظر ژنتیکی. در این میان شیراحمد مهمترین منطقه کشور از حیث داشتن آهو است. وسعت شیراحمد را چیزی حدود 22 هزار هکتار میبینند اما در عمل این منطقه حدود 100 هزار هکتار وسعت دارد به این علت که شیراحمد منطقه بستهای نیست که با فنس محصور شده باشد و امکان جابهجایی حیوانات در آن وجود نداشته باشد برای همین براساس یکسری پدیدههای طبیعی با جابهجایی آهو در منطقه شیراحمد روبهرو هستیم. منطقه شیراحمد چند مشکل دارد یکی چرای بیرویه دام و کمبود علوفه در مراتع که باعث تقلیل ذخایر غذایی شده و دیگری تغییرات اقلیم و موضوع خشکسالی است همچنین در بهار سال گذشته تگرگ سنگینی در منطقه شیراحمد بارید و سیلی شدید جاری شد که موجب آسیب به مراتع منطقه شد برای همین مجموعه این عوامل سبب شد تا بخشی از جمعیت آهوها جابهجا شود. البته موضوع جابهجایی حیوانات در طبیعت نهتنها مسالهای منفی تلقی نمیشود بلکه موضوعی مثبت است که حیوان برای داشتن امنیت، غذا و آب در جغرافیا پهن میشود. آمار زاد و ولدها نشان میدهد که ما فقط در سال گذشته افزایش 308 درصدی داشتهایم یعنی جمعیت آهوهای شیراحمد بشدت در حال افزایش است پس این مساله نشانهای از وجود امنیت است که ما از این بابت خوشحالیم. حتی ما به خاطر افزایش جمعیت آهوها در شیراحمد طرحهای تعدیل را اجرا کردهایم به طوری که در یک سال گذشته گروههای 50 و 100 تایی از این حیوانات به نقاط دیگر کشور منتقل شدهاند در حالی که شیراحمد یکی از مناطق صادرات آهو نیز هست. پس نهتنها در شیراحمد ما با کاهش جمعیت آهو رو به رو نیستیم بلکه با افزایش تعداد و ضرورت تعدیل مواجهیم ضمن این که جابهجاشدن آهوان در گستره جغرافیا را نشانه مثبتی میدانیم چون معتقدیم که حیوانات نباید ایزوله باشند. چند سال پیش در کشور ما یوزپلنگ فقط در مناطق محدودی وجود داشت اما الان در 10 زیستگاه یوز وجود دارد به عبارتی اگر در منطقهای ناامنی به وجود بیاید و غذا نباشد و چالشهای اقلیمی سنگاندازی کند مطمئنیم که یوز در مناطق دیگر زندگی میکند و منقرض نمیشود در حالی که اگر در یک یا چند نقطه مشخص ایزوله بود احتمال آسیبدیدنش وجود داشت.
شما با اطمینان از جابهجایی آهوها در منطقه شیراحمد صحبت میکنید اما میخواهم بدانم که علت وجود این همه اطمینان خاطر چیست؟ شما میدانید که ما هنوز سیستم دقیقی برای ردیابی و سرشماری گونههای جانوری نداریم و حتی در مورد یوزپلنگ که تحت حمایت سازمانهای جهانی است هنوز آمار مربوط به یوز را به صورت تقریبی (70 تا 100 قلاده) بیان میکنیم.
در مورد یوز عدد 70 عددی قطعی است و براساس عکسهای گرفتهشده از آنها اعلام شده است. یوزها نیز مثل آدمها از نظر شکل ظاهری با هم تفاوتهایی دارند پس از روی عکسهایی که از آنها گرفته میشود میتوانیم تعداد آنها را دربیاوریم اما گاهی اتفاق میافتد که این عکسها کیفیت کافی را ندارند و مطمئن نیستیم این یوز کدام یوز است و چون طرح حفاظت از یوزپلنگ را در 10 نقطه کشور گسترش دادهایم مطمئن نیستیم که این یوز همانی است که سه ماه قبل در طبس مشاهده شده و الان به سمنان آمده یا زاد و ولدی اتفاق افتاده و او یک یوز جدید است. ولی ما براساس سرشماری قطعی اعلام میکنیم که در کشور 70 قلاده یوزپلنگ وجود دارد و البته تعدادی دیگر که ممکن است عدد 70 را به 120 برسانند یعنی همانهایی که عکسهایشان برای ما ابهام دارد.
پس قطعا این مشکل در مورد آهوها هم وجود دارد.
اتفاقا به نظر من دقتی که ما در سرشماری داریم در کمتر نقطه دنیا وجود دارد. در سرشماریها میگویند مثلا در این دو هزار هکتار پنج یوز وجود دارد، بنابراین در 100 هزار هکتار مثلا 50 یوز زندگی میکند یعنی در این سرشماریها جمعیت حیوانات تخمین زده میشود اما ما سرشماریهایمان هویتدار و بر مبنای شناسنامه است. در مورد آهو هم وضع به همین شکل است یعنی هم با مطالعه یک جامعه نمونه در جغرافیایی محدود و ضرب آن در کل محدوده به تعداد آهوها پی میبریم (18 تا 25 هزار) و هم با استفاده از عکسهایی که دستگاههای نصبشده در زیستگاه میگیرند. آهو هم مثل یوز صاحب جغرافیا و قلمرو است مثلا در شیراحمد از ارتفاع 905 تا 1380 متر زندگی میکند یعنی نه بالای 1380 متر میرود و نه زیر 905 متر ارتفاع ضمن اینکه زمین محل زندگی آهو نیز یا باید دشت باشد یا تپه ماهور که 70 درصد این آهوها در دشت هستند و 30 درصدشان در تپه ماهورها پس ما براساس اطلاعات دقیق جیآیاسی به یک رقم قطعی رسیدهایم. این در حالی است که ما سال گذشته برای اولین بار در کشور سرشماری حیاتوحش را انجام دادهایم و حیوانات تکتک شمارش و ثبت شدند.
البته با وجود توضیحاتی که ارائه دادید من هنوز متوجه نشدهام که چطور با این قطعیت از جابهجایی دقیقا هزار راس آهو صحبت میکنید و حتی احتمال نمیدهید که تعدادی از آنها بر اثر خشکسالی و نبود علوفه مرده باشند؟
ما برای این آهوها آبشخور و محل تعلیف درست کردهایم و دقیقا هر روز اینها را شمارش میکنیم و از آنها عکس میگیریم.
اما ما آنقدر نیروی محیطبان نداریم که بتوانند هر روز آهوها را به صورت دقیق بشمارند.
این تصور شماست. محیطبانهای ما در مجموع کم هستند، اما وقتی مثلا در شیراحمد پنج یا شش آبشخور بیشتر نداریم و آهوها برای خوردن آب چارهای جز آمدن به این نقاط ندارند به راحتی میتوانیم آنها را در حال نوشیدن آب بشماریم. پس قبول داریم که تعداد محیطبانهای ما کم است اما این بدان معنی نیست که نمیدانیم در شیراحمد چند آهو وجود دارد.
آهوها نیز قلمرو دارند و به صورت خانوادگی و گروهی در چند نقطه جمع میشوند برای همین وقتی از محیطبانها میپرسیم که در فلان منطقه چند آهو وجود دارد عدد را با اطمینان بیان میکنند.
البته قرار است ما این آهوها را حلقهگذاری کنیم تا دیگر هیچ شک و شبههای وجود نداشته باشد همچنین میخواهیم برای پرندهها هم همین کار را انجام دهیم و ردیابیهای ماهوارهای داشته باشیم تا بدانیم که مثلا فلامینگویی که پارسال به کشورمان آمد الان در چه منطقهای است.
خیلی خوب است که موضوع پرندهها را پیش کشیدید بویژه بحث پرندههای مهاجر را چون گفته میشود به خاطر وضعیت نامطلوب تالابهای کشور دیگر پرندههای مهاجر میلی به آمدن به ایران ندارند؛ درست مثل اتفاقی که برای خوزستان افتاده است.
ما چند تالاب در خوزستان داریم که در سالهای گذشته آسیب دیده بودند مثل تالاب شادگان و هورالعظیم که خشکشدن آنها باعث شده بود تا پرندهها به این تالابها نیایند.
محمدیزاده: ما معتقدیم که مجازاتها و جرایم باید به اندازهای سنگین باشد که حالت بازدارندگی داشته باشد، اما الان میبینیم که وقتی شکارچیان دستگیر و جریمه میشوند، احساس خسارتدیدگی نمیکنند
اما با طرحی که سازمان محیطزیست با همکاری وزارت نیرو اجرا کرد سطح آب تالاب شادگان به دوونیم متر رسیده که در طول تاریخ این تالاب هیچوقت به این اندازه پرآب نبوده. در هورالعظیم و هورالهویزه هم در آن بخشهایی که متعلق به ایران است آب جاری شده و اخیرا خبرها از آمدن پرندگان مهاجر به این تالابها حکایت دارد و حتی پرندهها امسال زودتر از سالهای قبل آمدهاند.
البته من نمیگویم که پرندهها اصلا به تالابهای ایران نمیآیند بلکه منظور کمشدن تعداد آنها بود. البته تالابهای خوزستان بجز مشکل آبی مشکل ضعف امنیت هم دارند به طوری که هنوز شکارچیان در کمین هوبرهها، فلامینگوها، اردکها و پلیکانها هستند.
مبارزه با شکار غیرمجاز پرندگان از وظایف ما و دستگاه قضایی است. در حال حاضر ما از روند برخورد با شکار غیرمجاز راضی هستیم البته قوانین ما در این بخش به هیچ وجه بازدارنده نیست. ما معتقدیم که مجازاتها و جرایم باید به اندازهای سنگین باشد که حالت بازدارندگی داشته باشد، اما الان میبینیم که وقتی شکارچیان دستگیر و جریمه میشوند، احساس خسارتدیدگی نمیکنند. پس معتقدیم که قوانین باید بازنگری شوند هر چند برخوردهای دستگاه قضایی را راضیکننده میدانیم.
البته من با شما همعقیده نیستم چون حتی برخوردها نیز در این بخش راضیکننده نیست. دقیقا مثل برخوردی که با شیخ معروف عرب که شکارچی هوبرههاست، میشود و او تا به حال بیش از 20 بار دستگیر و بلافاصله آزاد شده و مثل برخوردی که با شکارچیان اخیر خرسها میشود.
من البته شیخ عرب را نمیشناسم ولی باز هم میگویم که چون قوانین بازدارنده نیست، این اتفاقات رخ میدهد. در مورد حادثه مربوط به کشتار خرسها دستگاه قضایی بلافاصله وارد عمل شده و یکی از خاطیان را دستگیر کرده و فردی را که معاونت در قتل داشته، با قید وثیقه آزاد کرد. ما فکر میکنیم که دستگاه قضایی در موضوع خرس وفق قانون عمل کرده اما قانون نقص دارد و قابل کتمان نیست.
خب این نقص در قانون تا کی باید ادامه پیدا کند تا زمانی که دیگر از خرسهای قهوهای هم چیزی باقی نماند؟
با مرگ یک خرس و دو بچهاش که نسل خرس منقرض نمیشود و این اتفاق خیلی نادر و فجیع است و موارد مشابهی از کشتار خرسها در کشور نداریم.
ولی اینطور نیست، چون سال گذشته در لرستان و قبل از آن در آذربایجان هم این اتفاق رخ داده بود.
تمام گزارشات کشتار حیاتوحش به طور روزانه به دست من میرسد، برای همین میگویم که این اتفاقات بندرت روی میدهد؛ اما به هر حال اولویت ما اصلاح قوانین به منظور حمایت از حیوانات است که این نیز مستلزم حمایتهای قوه مقننه است.
اصلاح قوانین البته پروسهای زمانبر است و در کوتاهمدت نمیتوان روی آن حساب کرد؛ ولی آن چیزی که کاملا به شما بازمیگردد، موضوع حفاظت از زیستگاههاست. مدتی است که شنیده میشود پالایشگاه شیراز قرار است در مجاورت پارک ملی بمو احداث شود. چرا همیشه طرحهای توسعهای شانه به شانه مناطق حفاظتشده، پارکهای ملی و پناهگاههای حیاتوحش میسایند؟
واقعیت این است که کشور به توسعه نیاز دارد؛ اما اگر این توسعه به قیمت قربانیکردن محیطزیست باشد، نه هیچکس طرفدار آن است و نه هیچکس آن را قبول دارد، برای همین ما معتقدیم اگر تعامل اثربخشی بین محیطزیست و بخشهای دیگر به وجود بیاید، هم توسعه اتفاق میافتد و هم طبیعت حفظ میشود. البته متاسفانه در حال حاضر بعضیها با اطلاعات غلط در جامعه ایجاد دغدغه میکنند و بعضیها با اغراض سیاسی سیاهنمایی میکنند و بعضی نیز با لجاجتهای کودکانه توسعه را برنمیتابند که بهانه لجاجتهایشان هم حمایت از محیطزیست است. به نظر من، هر سه گروه اشتباه میکنند، چون ما باید مسیر توسعه را با شاخصهای زیستمحیطی تسهیل کنیم. قرار است امسال در کشور ما دوونیم میلیون شغل ایجاد شود و این شغل هم در فضا اتفاق نمیافتد و باید روی عرصههای طبیعی مستقر شود. من نمونهای را در مورد شیراز بیان میکنم. آنجا یک طرح پالایشگاهی در مجاورت شهر زرقان حدود 25 کیلومتری شهر شیراز از سالهای گذشته مطرح شده که در مجاورت پارک ملی بمو است. در آنجا 114 هکتار زمین وجود دارد که متعلق به پالایشگاه است و تلقی این بوده که این پالایشگاه وارد پارک بمو شده است. ما در ماههای گذشته بررسیهایی را انجام دادهایم و از سازمان ثبت اسناد و سازمان جنگلها استعلاماتی را گرفتیم که نشان میدهد این زمین خارج از پارک است و هیچ ارتباطی به آن ندارد.
من در عین حال خودم از محل بازدید کردم و بر آن اساس تصمیم گرفته شد که چند اقدام در این منطقه صورت بگیرد؛ یکی اینکه این پالایشگاه که حتما باید آغاز به کار کند و جزو مصوبات دولت است باید استانداردهای یورو پنج را داشته باشد و دیگر اینکه تا پایان سال آینده این پالایشگاه باید ارتقاء کیفیت بدهد و خودش را به یورو پنج برساند یعنی نهتنها ما اجازه هیچگونه آلودگی را در آنجا ندادهایم بلکه ملزم کردهایم تا نواقص را هم مرتفع کنند ضمن اینکه هیچ زمینی از پارک بمو را هم واگذار نکردهایم.
ولی متاسفانه بعضی افراد تحت عنوان دوستدار محیطزیست که هویتشان هم خیلی روشن نیست اظهارنظرهای دروغ و غلطی میکنند و میگویند محمدیزاده پارک بمو را واگذار کرده در حالی که اصلا پالایشگاه خودش مالک آن زمین بوده و اصلا پارک ملی متعلق به ما نیست که بتوانیم آن را واگذار کنیم یا عدهای میگویند که محمدیزاده 100 هکتار زمین به شهرک صنعتی لپویی داد در حالی که این شهرک از قدیم آنجا بوده و خودش هم زمین را خریده و با پارک ما هم فاصله چند کیلومتری دارد و نهتنها هیچ زمینی به این شهرک ندادهایم بلکه فعالیتهایش را هم محدود کردهایم. من از رسانهها انتظار دارم که مشت آدمهای فرصتطلب که قصد تشویش اذهان عمومی را دارند باز کنند.
اما به هر حال مجاورت یک پالایشگاه با پارک ملی باید شما را نگران کند. این طور نیست؟
پالایشگاه از 35 سال پیش در آن محل هست و فعالیت میکند و ما آمدهایم پالایشگاهی را که وجود دارد مکلف کردهایم که کیفیت تولیداتش را ارتقاء بدهد. این پالایشگاه قبل از اینکه پارک بمو ساخته شود در آنجا احداث شده و اگر بخواهیم از نظر تقدم زمانی به موضوع نگاه کنیم پالایشگاه به پارک تقدم دارد چون پارک 15 سال بعد از پالایشگاه مصوب شده است و نمیتواند به پالایشگاه بگوید که از اینجا برو.
خب چه تضمینی هست که این پالایشگاه استانداردها را رعایت کند و ارتقای کیفیت بدهد؟ چون شما هنوز نتوانستهاید خودروسازان را به رعایت استانداردهای زیستمحیطی مکلف کنید؟
خیر. ما خودروسازان را مکلف کردهایم و میبینید که کیفیت هوا چقدر خوب است.
ولی کیفیت هوا اصلا خوب نیست و مردمی که آلودگی را با تمام وجودشان لمس میکنند گواهی میدهند که اوضاع رو به بهبود نرفته است.
نه، اینطور نیست. اگر شما میزان مونوکسیدکربن را در دو سال اخیر بررسی کنید میبینید وضعیت هوا از این نظر خیلی بهتر شده، همینطور تمام مولفههای دیگر الا ریزگردها که علت وجود آن هم تغییرات آب و هواست. شما میگویید چه تضمینی وجود دارد که پالایشگاهها و خودروها استانداردها را رعایت کنند و ما میگوییم مراکز سنجش آلودگی هوا ثابت میکند که تضمینهایی وجود دارد. هماکنون این مراکز در کل کشور به عدد 120 رسیده و من هم که به این مراکز فرمان نمیدهم. در مورد پالایشگاه زرقان هم یکی از تکالیفی که به عهده آنها گذاشتیم این است که یک مرکز سنجش هوا در زرقان و دو مرکز در شیراز ایجاد کنند تا مردم اثرات این پالایشگاه روی هوا را ببینند. اما آیا این وضعیت که ما میگوییم خیلی بهتر از قبل شده مطلوب ماست که میگوییم نه و فقط 20 تا 30 درصد توقعات ما را برآورده کرده است.
اگر اینطور است چرا مرکز کنترل کیفیت هوای شهرداری تعداد روزهای ناسالم سال را بیش از 100 روز میداند و آمارهای دولتی نشان میدهد که سال گذشته 4000 نفر در اثر آلودگی هوا فوت کردهاند؟
ببینید هیچ مرجعی در کشور وجود ندارد که بگوید آلودگی هوای تهران منجر به مرگ و میر افراد میشود. اما گفته میشود افرادی که خودشان مشکلات تنفسی دارند از آلودگی هوا ضربه میبینند و ممکن است آلودگی هوای تهران اثر تسریعکننده در مرگ این قبیل افراد داشته باشد.
پس این قبیل اظهارنظرها علمی نیست چون هیچ دانشگاه یا مرکز تحقیقاتی در مورد تاثیر آلودگی هوا بر روی مرگ و میر افراد تحقیقی انجام نداده است.
پس به نظر شما همه چیز خوب است؟
نه. این پیشداوری شماست. من نمیگویم همه چیز خوب است. اقداماتی انجام شده و کارهایی نیز در دست انجام است.
مریم خباز - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: