فلسطینیان ساکن در لبنان می‌دانند که تنها 2 گزینه پیش روی خود دارند؛ بازگشت به فلسطین یا شهادت

نگاهی به وضعیت زندگی فلسطینی‌ها در لبنان

حتی در اینجا هم رویاهایی وجود دارد. این رویاها در زیر سر و صدای آن ژنراتور برق و آن پمپ آب و هیاهوی بچه‌ها در پشت آن کوچه تنگ و تاریک و خانه‌های 5 و 6 طبقه پنهان شده است.
کد خبر: ۴۳۵۰۷۰

اینجا یعنی در مرکز کودکان و نوجوانان شتیلا روی دیوار آن راهرو نیمه‌تاریک یک نقاشی رنگ روغن به چشم می‌خورد: مردی خندان که پشت یک میز کارگاهی ایستاده و یک پیچ گوشتی در دست دارد. در زیر این نقاشی می‌خوانیم: «وقتی بزرگ شدم مهندس خواهم شد.» و البته این رویایی دست‌نیافتنی است.

در اردوگاه پناهجویان فلسطینی شتیلا واقع در جنوب بیروت 19 هزار انسان در مساحتی یک کیلومتر مربعی زندگی می‌کنند. این عده بخشی از آن 330 هزار فلسطینی ساکن لبنان و 4 میلیون فلسطینی پراکنده در دیگر نقاط جهان به شمار می‌آیند.

اگرچه لبنان ازجمله اولین کشورهایی به شمار می‌آید که منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد را امضا کرده‌اند، اما از اعطای حق کار و انتخاب شغل به پناهجویان فلسطینی خودداری می‌کند.

خالد مجاهد نیز زمانی برای خود یک رویا داشت: این جوان 25 ساله می‌خواست داروساز شود که البته برای یک فلسطینی ساکن لبنان امری غیرممکن به حساب می‌آید. حال او هم مانند اکثر فلسطینی‌ها به صورت غیرقانونی کار می‌کند. خالد به عنوان دستیار داروساز در داروخانه‌ای واقع در یکی از اتوبان‌های جنوب بیروت کار می‌کند. رئیس او می‌گوید: «خالد فردی صادق و قابل اطمینان است و خیلی زود یاد می‌گیرد.» اما آنچه آقای رئیس از گفتنش خودداری می‌کند این است که خالد در واقع یک کارگر بسیار ارزان است. این فلسطینی جوان 6 روز در هفته هر روز از ساعت 4 بعدازظهر تا نیمه‌شب در این داروخانه کار می‌کند و ماهیانه 600 یورو دستمزد می‌گیرد. این در حالی است که یک لبنانی در همین شغل دستمزدی 1000 یورویی دارد.

محرومیت مضاعف

اگرچه این فلسطینی‌ها از زمان اشغال کشورشان در سال 1948 به لبنان پناهنده شده و امروزه سومین نسل آنان در این کشور زندگی می‌کند، اما هنوز هم برای یافتن شغل به مجوز کار نیاز دارند. البته همه اتباع خارجی در لبنان برای اجازه کسب با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند و برخورداری از این امتیاز به معنای گرفتار شدن در پیچ و خم‌های گران و بروکراتیک است. دولت لبنان سال 2009 تنها برای 99 فلسطینی مجوز کار صادر کرد. به عبارت دیگر لبنان تنها کشور عربی است که در آن با پناهجویان فلسطینی مانند اتباع خارجی رفتار می‌شود.

علاوه بر آن 30 شغل ازجمله مهندسی، کار در داروخانه، رانندگی تاکسی و آرایشگری تنها در اختیار اعضای سندیکاهای مربوط است و فلسطینی‌ها به عنوان اتباع بیگانه حق عضویت در این سندیکاها را ندارند. البته طبق قوانین لبنان تنها در یک صورت اتباع خارجی می‌توانند به عضویت سندیکاها درآیند و آن هم این که اتباع لبنانی در مشاغل یاد شده در کشورهای این افراد در حال کار باشند و از آنجا که فلسطین هنوز به عنوان یک کشور به رسمیت شناخته نمی‌شود عضویت در این سندیکاها نیز برای پناهجویان فلسطینی امکان ندارد. بر پایه گزارش‌های سازمان ملل تنها 37 درصد از پناهجویان فلسطینی 15 تا 65 ساله در لبنان از نعمت داشتن شغل
برخوردار هستند.

با این همه خالد مجاهد همچنان امیدهای خود را حفظ کرده است و در رویاهای خود صلح را می‌بیند و شهری با مسجدی طلایی رنگ در میان آن یعنی بیت‌المقدس، اما خالد پایتخت کشورش فلسطین را هنوز ندیده و این شهر را تنها از روی خاطرات پدر بزرگش می‌شناسد. با این حال او فکرهای دیگری هم در سر دارد: «فعلا ترجیح می‌دهم از لبنان خارج شوم و به اروپا یا کشورهای خلیج فارس بروم.»

تا امروز برای افرادی چون خالد شغلی بالاتر از دستیاری داروساز وجود ندارد. البته نباید فراموش کرد دولت لبنان نیز با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می‌کند. با این حال بیروت مدعی است باید برای یافتن راه‌حلی برای پناهجویان فلسطینی فشارها بر اسرائیل و جامعه جهانی افزایش یابد، اما واقعیت این است که لبنان با 4 میلیون جمعیت تلاش زیادی برای همزیستی با آن 330 هزار پناهجو از خود نشان نمی‌دهد و تاسف‌بارتر این که گاه از این پناهجویان به عنوان یک خطر بالقوه یاد می‌شود.

سهیل ناتور، مدیر مرکز غیردولتی توسعه انسانی می‌گوید: «فقر موجود میان فلسطینی‌ها موجب می‌شود عده‌ای از جوانان آنها به بنیادگرایی گرایش پیدا کنند و این عده در وهله اول در اردوگاه‌ها و سپس در سراسر لبنان امنیت را با خطر روبه‌رو می‌کنند.»

قانون کاغذی

شاید به همین خاطر بود که پارلمان لبنان در آگوست 2010 برای اولین بار در تاریخ خود قانونی برای فلسطینی‌ها به تصویب رساند، قانونی که طبق آن باید وضعیت و موقعیت شغلی این پناهجویان بهبود پیدا کند.

با این حال یک سال پس از تصویب این قانون هنوز هم هیچ اقدامی صورت نگرفته است و از آنجا که دولت در بحرانی نفسگیر قرار دارد هیچ کس خود را ملزم به اجرای این قانون نمی‌داند. البته حتی این قانون نیز چندان فراگیر نیست و در صورت اجرای آن همچنان فلسطینی‌های لبنان از حق عضویت در سندیکاها و برخورداری از بیمه‌های اجتماعی محروم خواهند بود.

با این حال در صورت اجرایی شدن این قانون خالد مجاهد می تواند (حداقل روی کاغذ) به صورت قانونی به کار خود به عنوان دستیار داروساز ادامه دهد، اما برای کسانی چون یاسمین سیاح باز هم همه چیز مانند گذشته خواهد بود. این دختر 24 ساله زمانی می‌خواست در رشته ریاضی تحصیل کند و معلم شود، اما یک فلسطینی اجازه ندارد در لبنان به عنوان معلم فعالیت کند.

به همین خاطر خانم سیاح در آزمایشگاه بیمارستان الاقصی در اردوگاه پناهجویان عین‌الحلوه واقع در نزدیکی بندر صیدون کار می‌کند. از آنجا که آزمایشگاه‌های لبنان به هیچ فلسطینی آموزشی نمی‌دهند، یاسمین سیاح نیز چاره‌ای جز این نداشت که دوره کارآموزی خود را در یکی از مراکز آموزشی سازمان ملل بگذراند. او می‌گوید: «البته من هم می‌توانم خارج از اردوگاه و به صورت غیرقانونی کار کنم، اما در آنجا چه چیزی در انتظار من است؟ دستمزد کم، کار غیرقانونی و مورد تبعیض قرارگرفتن از سوی لبنانی‌ها.»

اردوگاه عین‌الحلوه تنها 80 کیلومتر با فلسطین اشغالی فاصله دارد و این اردوگاه بزرگ‌ترین اردوگاه لبنان به حساب می‌آید. در اینجا هم 70 هزار انسان در مساحتی 5/2 کیلومترمربعی زندگی می‌کنند.

این مساحت از سال 1948 یعنی از آغاز تاسیس این اردوگاه هرگز افزایش پیدا نکرده است، در حالی که جمعیت فلسطینی‌های ساکن در آن نسبت به آن زمان 3 برابر شده است. به همین خاطر فلسطینی‌ها مجبور شده‌اند به بلند مرتبه‌سازی روی بیاورند و در مساحتی اندک خانه‌هایی چند طبقه و کاملا بی‌قواره بسازند.

در میان هرج و مرج و آشفتگی این خانه‌ها و کوچه‌های تنگ و باریک مردی زندگی می‌کند که خود را ژنرال ابوحسن می‌نامد و می‌گوید رهبر نظامی فتح در لبنان است. در واقع او یکی از افرادی است که درست یا نادرست به اتهام اعمال تروریستی تحت تعقیب بین‌المللی قرار دارد.

وقتی ابوحسن و 6 مردم مسلح او در این اردوگاه قدم می‌زنند برخی مردم صمیمانه و برخی دیگر از روی ترس به آنها سلام می‌کنند. ابوحسن مرد ثروتمندی است و سالن خانه‌اش به تنهایی از اکثر خانه‌های عین‌الحلوه بزرگ‌تر است. او در حالی که به پوستری از مسجدالاقصی چشم دوخته است، می‌گوید: «ما مردان جوان را برای آزادسازی فلسطین آماده می‌کنیم.

این نسل، نسل آزادی است. ما در اینجا از همه چیز محروم هستیم و هیچ حق و چشم‌انداز و جایگاهی برای خودمان نداریم.» به همین خاطر است که ابوحسن به این جوانان می‌گوید: «تنها 2 گزینه دارید: بازگشت به فلسطین یا شهادت.»

اشپیگل آنلاین/ مترجم: محمدعلی فیروزآبادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها