شبکه آموزش درابتدا با شعار «فرصتهای برابر آموزشی» بیشتر به آموزش مستقیم مولد درسی میپرداخت، اما بتدریج به سمت روشهای غیرمستقیم درآموزش رفت و با اضافه کردن سرگرمی و جذابیتهای بصری تلاش کرد تا ساختار این شبکه را از حالت خشک و رسمی کلاس درس دور کرده و آموزش را در لایههای درونیتر آن بگنجاند.
واقعیت این است که آموزش یکی از کارکردهای چهارگانه رسانهها بویژه تلویزیون در نظریههای ارتباطات شناخته شده است، اما تلویزیون به واسطه رسانه بودن و مقتضیات بصری ـ سرگرمی که دارد نمیتواند جایگزین کارکرد آموزشی به مفهوم آکادمیک و مدرسهایاش باشد و قطعا برای اینکه بتواند مفاهیم آموزشی را به مخاطب منتقل کند باید آن را با هنر و نمایش و جلوههای رسانهای بیامیزد تا برای مخاطب جذاب و دیدنی شود.
به نظر میرسد شبکه 7 نزدیک به یک دهه که از عمرش میگذرد در حال آزمایش بوده است و بعد از این کشمکش و آزمون و خطاهایی رسانهای اینک به هویت و کارکردهای واقعی خود نزدیکتر میشود. قطعا این به معنای حذف سویه آموزشی این شبکه نخواهد بود که اگر آموزش را در مفهوم عام و کلی خود در نظر بگیریم همه شبکههای تلویزیونی و حتی همه برنامههای تلویزیون حتی بخش خبری را هم میتوان در ذیل کارکرد آموزشی قرار داد. شاید تخصصی کردن محتوای برنامهها در این شبکه مفهوم ملموستری داشته باشد یا دستکم باید به معنای واحدی از مفهوم آموزش رسید که مبنای برنامهسازی در این شبکه قرار گیرد.
مثلا برنامه «صفر و یک» این شبکه که به آموزش و معرفی آخرین دستاوردهای فناوری رایانهای میپردازد، نمونهای از این دست است که سعی میکند با بهرهگیری از تمهیدات رسانهای این برنامه را برای مخاطب جذابتر به تصویر بکشد.
شبکه آموزش در 4 گروه آموزش عالی، آموزشهای فنی و حرفهای، آموزشهای عمومی و آموزشهای پایه و اساسی تولید میشود و این گروهها برنامههای خود را در 3 کانال مهارت، رشد و دانشجو پخش میکنند. این تقسیمبندی میتواند شبکه آموزش را به ماهیت واقعی خود نزدیکتر کند و بستری فراهم کند تا برنامهسازان طرح و ایدههای خود را در قالب این ساختار با کارکرد آموزشی تولید کنند. اما در حال حاضر مهمترین چالش این شبکه در کمبود بودجه و نقدینگی است که به نظر میرسد با توجه به اینکه برخی برنامههای این شبکه مخاطبان زیادی را به خود جلب کرده باید اهتمام مالی بیشتری به آن کرد و زمینه رشد بیشتر و ارتقای کیفی آن را فراهم نمود. ضمن اینکه باید پذیرفت شبکه آموزش همچنان در حال آزمایش و تجربه کردن است و هنوز ظرفیتهای رسانهای آن به طور کامل بازشناسی و بازتولید نشده است.
مجید قرهگزلو که تهیهکننده برنامههای «مشق عشق» و «کیمیا» در این شبکه است، در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا تاکید کرده است «شبکه آموزش نسبت به شبکههای دیگر با مشکل مالی و کمبود نقدینگی مواجه است. اگر در برنامه هزار ایده هم داشته باشیم، زمانی که هیچگونه حمایتی صورت نگیرد، هیچ فایدهای نخواهد داشت.» به گفته او اگر مسائل مالی در شبکه تقویت و تایم برنامههایی که در شبکه پخش میشود، بالاتر برود به شرط اینکه هزینههای آن نیز فراهم شود، شبکه آموزش عملکرد بهتری خواهد داشت.
مشاعره، رادیو هفت و برنامههای صبحگاهی این شبکه در بین برنامههای مختلف شبکه آموزش بیشترین موفقیت و محبوبیت را داشته و این نشان میدهد که میتوان برنامههایی ساخت که در عین وجوه آموزشی برای مخاطبان عام و خاص لذت سرگرمکنندگی نیز داشته باشد.
اتفاقا یکی از ویژگیها و وجه تمایز این شبکه با شبکه 4 که به شبکه فرهیختگان شهره است بینابین بودن آن از حیث مخاطبشناسی است به این معنی که برنامههای شبکه 7 به گونهای طراحی شده و محتوایی دارد که هم مخاطب عام و هم مخاطب خاص را دربر میگیرد و یک شبکه نخبهگرا به شکل شبکه 4 سیما نیست.
شبکه آموزش پیش از هر چیز نیاز به معرفی و مخاطبگیری دارد. اکنون پوشش برنامههای این شبکه در سراسر کشور 53 درصد است و تقریبا نیمی از مخاطبان ایرانی از امکان دریافت این شبکه محروم هستند. این در حالی است که شعار این شبکه «فرصتهای برابر آموزشی» است و قطعا با این میزان از پوشش رسانهای بویژه اینکه دراستانهای دوردست و محروم امکان دستیابی به این شبکه وجود ندارد، لذا برابری و عدالت آموزشی نیز از طریق این رسانه قابل تحقق نیست.
واقعیت این است که شبکه آموزش امتحان خود را پس داده و قابلیتهای ویژه خود را در برنامهسازی نشان داده است، لذا دیگر دوره آزمایشی بودن آن گذشته و باید با حمایتهای مالی و فرهنگی بیشتر امکانی فراهم کرد تا این شبکه بیش از گذشته در فهرست انتخاب مخاطبان قرار بگیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم