در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اهمیت زیاد این جراحی و تاثیری که در سلامت جسمی و روانی بیماران مبتلا به ناهنجاریهای صورت یا مصدومان و جامعه اطراف آن میگذارد، باعث شد تا گفتوگویی با دکتر محسن نراقی، رئیس انجمن تحقیقات راینولوژی،عضو و مدرس آکادمی جراحان پلاستیک و ترمیم صورت آمریکا و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران به انجام برسانیم و علاوه بر کسب اطلاع از چیستی عمل پیوند صورت و تاثیرات جانبی آن دریابیم که آیا امکان انجام چنین پیوندی در کشور ما نیز وجود دارد؟
چندی پیش سیزدهمین جراحی صورت هم انجام شد. به نظر میرسد انجام این عمل دشوار کمکم دارد عادی میشود، این طور نیست؟
بله، از سال 2005 میلادی که برای نخستینبار خانمی فرانسوی تحت جراحی پیوند موفقیتآمیز صورت قرار گرفت تا امروز راه درازی پیموده شده است. آکادمیهای علمی و بیمارستانهای پیشرو در این حوزه تجربیات بسیار گرانبهایی را به دست آوردهاند. فرانسه، چین، آمریکا و اسپانیا در زمره پیشگامان این نوع پیوند هستند. گویا بسیاری از کشورهای صاحب دانش دیگر با بر طرف شدن موانع علمی و اخلاقی پیوند صورت، به جد اندیشه عملی کردن آن را در سر میپرورانند.
مختصرا توضیح میدهید که پیوند صورت چیست؟
پیوند صورت روشی جدید و ابتکاری در دانش پزشکی است. این جراحی از آنجا که ابعاد متفاوت و پیچیدهای دارد، به تیمی چند تخصصی از جراحان نیاز دارد تا همراه با یکدیگر، این پروسه پیچیده را تکمیل کنند. تخصصهای متعددی از قبیل گوش و حلق و بینی، جراحی سر وگردن، جراحی صورت، جراحی پلاستیک و جراحی عروق در کنار متخصصان ایمنیشناس و روانشناس در این گروه عضویت دارند.
پروسه پیوند عبارت است از برداشت کامل یا ناقص بافت پوستی، عضلات، اعصاب، استخوانها و عروق خونی از صورت فرد اهداکنندهای که به لحاظ بالینی دچار مرگ مغزی شده است. در واقع بسته به اندازه و وسعت آسیب یا بد شکلی ایجاد شده در صورت و گردن فرد گیرنده پیوند، تیم جراحان با پیوند بافتها شروع به بازسازی تخریبها و فضاهای بدشکل میکنند. هر عضو را باید به نقطه مشابه در فرد گیرنده پیوند زد تا عملکرد عادی و زندگی به آن عضو برگردد و صورت جدید، حیات خود را بازیابد. از سوی دیگر، جهت اطمینان از پس زده نشدن بافتهای پیوند زده شده، افراد گیرنده صورت مانند تمامی پیوندهای دیگر در تمام عمر خود مجبور به مصرف داروهای سرکوبکننده دستگاه ایمنی هستند.
مصرف داروهای سرکوبکننده ایمنی، چه عوارضی را برای بیمار به همراه دارد؟
امروزه، دانش استفاده از این دست داروها رشد زیادی داشته و در بیماریهای متنوعی از منافع آن بهره میگیرند. در بحث پیوندها نیز، موفقیت یک پیوند جدای از مهارت در انجام آن، نسبت قطعی و صد درصدی با کارآمدی داروی سرکوبگر ایمنی برای بیمار دارد. این داروها مانع از واکنش ایمنی بدن در رد عضو پیوندی به عنوان عامل خارجی میشود. ولی در ازای این خدمت، بدن دچار ضعف جدی سیستم ایمنی شده، همه مشکلات بعدی از همین جا آغاز میشود. بنابراین به زبان ساده هر عارضه ناشی از ضعف سیستم ایمنی بدن از قبیل انواع عفونتها امکان وقوع خواهد داشت. هنر درمان این است که میزان بروز این عوارض را به حداقل میزان ممکن برسانیم.
آقای دکتر نراقی، آیا در جراحیهای پیوند صورت که تاکنون صورت گرفته، همه بافت صورت پیوند زده شده؟
اولین جراحیهای پیوند صورت، منحصر به پیوند بافتهای محدودی از صورت بودند. مثلا در مورد آن خانم فرانسوی که برای اولین بار تحت پیوند صورت قرار گرفت، بینی، چانه، بخشهایی از گونه و لبهای او که آسیبدیده بودند پیوند زده شدند، اما با کسب تجربه و پیشرفت روشها کمکم جراحان موفق به انجام پیوند تقریبا کامل صورت شدند. در سال 2008 پزشکان کلینیک کلیوند آمریکا توانستند حدود 80 درصد بافت صورت خانمی را با پیوند ترمیم کنند که این تحول بزرگی بود. موارد بعدی پیوند صورت حتی موفق تر هم بودهاند.
نراقی: پیوند صورت روشی جدید و ابتکاری در دانش پزشکی است. این جراحی از آنجا که ابعاد متفاوت و پیچیدهای دارد، به تیمی چند تخصصی از جراحان نیاز دارد تا همراه با یکدیگر، این پروسه پیچیده را تکمیل کنند
از سوی دیگر، مشکلات دیگری هم پیشرو بود. با مطرح شدن امکان پیوند صورت در محافل پزشکی سوالات زیادی درباره مراحل بعد از پیوند و خطرات ناشی از رد پیوند و مرگ احتمالی متعاقب آن طرح شد که این پرسش اساسی به میان آمد که کدام وضعیت ترجیح دارد، اینکه بیمار عمل نشود و با همان صورت آسیبدیده به مدت طولانی ادامه حیات دهد، یا نه، پیوند زده شود و با بهبود ظاهر و کارایی صورت، هم کیفیت زندگی خود و هم اثرات خطرناک ناشی از رد پیوند و مرگ زودهنگامتر را افزایش دهد. هر دوی این دیدگاهها مخالفان و موافقان بسیاری داشت. مساله بسیار پیچیده بود. انتخاب طول عمر بیشتر با صورتی آسیبدیده و منزوی از اجتماع، یا انجام پیوند صورت و رفع میزان زیادی از عیوب صورت، بازگشت به اجتماع و در نهایت تجربه کیفیت بهتری از زندگی.
خود شما در ابتدای امر، چه تصوری داشتید؟ دیدگاهتان راجع به پیوند صورت چه بود؟
طبیعی است که در آغاز هر گام بزرگی، نگرانیهایی وجود داشته باشد. ولی دیر یا زود بشر به موانع غلبه میکند. در این مورد بخصوص هم این گونه فکر میکردم. واقعیت این است که از زاویه اخلاق پزشکی یک سری خطرهای مشخص و تعریف شده در این جراحی وجود دارد. بیمار در معرض ریسک بالای عفونتها و سرطانهای ناشی از مصرف سرکوبکنندههای دستگاه ایمنی قرار دارد. این مشکل، تجربه سالیان درازی است که بشر پیوند به شیوه مرسوم را شروع کرده است.
بنابراین پاسخ دقیق به این دغدغه بزرگ، آن است که بیمار حتما باید دچار آسیبهای بسیار شدیدی شده باشد تا جایی که خطرات ناشی از مصرف سرکوبکنندههای ایمنی در برابر این آسیبها ناچیز به نظر برسد. با این شرط، حتما شخص من با رعایت لوازم و قواعد پیوند صورت را به عنوان یکی از گزینههای درمانی مدنظر قرار خواهم داد.
شما به عنوان یک جراح برجسته ایرانی مدرس آکادمی جراحی پلاستیک صورت آمریکا هستید و با توجه به اینکه ریاست انجمن تحقیقات راینولوژی کشور را بر عهده دارید، از نزدیک نسبت به سطح دانش و مهارت جراحان داخل کشور و فاصله آنها با سطح اول دانش پزشکی دنیا آگاهی دارید. در دیدگاه شما، زمینه انجام جراحی پیوند صورت در کشور ما تا چه اندازه مهیاست؟
می توان گفت به لحاظ مهارتهای فردی، برخی جراحان حاذق و قابل ایرانی، با بهترین جراحان جهان قابل مقایسهاند. به لحاظ تئوریک هم ابزار و تخصص لازم مهیاست.
جراحان مجرب، بخشهای مجهز بیمارستان، ابزارهای لازم، انستیتوها و لابراتوارهای لازم، عمدتا در داخل کشور وجود دارد، اما عمدهترین مساله و مانع موجود در کارهای بزرگ و گروهی چون پیوند صورت، هماهنگی و تشکلی است که در همه زمینهها باید وجود داشته باشد، چه در سطح بررسیها و مراقبتهای پیش از عمل، جلساتی که برگزار میشود، پروتکلی که حسب وضعیت بیمار نوشته میشود، مسائل حین جراحی که این هماهنگی بیش از هر زمان دیگری به چشم میخورد و مراقبتهای بعد از عمل که البته این مرحله، تا پایان عمر بیمار ادامه خواهد داشت. پس موفقیت در این پروسه امکانپذیر نخواهد بود، مگر با رعایت نظم و هارمونی در تمام اجزا و پیشبینی بسیار دقیق همه موارد که بیشک تنها به قبل و هنگام عمل منتهی نمیشود و کل طول زندگی بیمار را در بر میگیرد. کشور ما کمی در حوزه هماهنگیها نیاز به کار بیشتری دارد. به آن معنا که در بعضی سطوح احساس میشود دستیابی به هماهنگی مطلوب تا حدی دشوار است.
شاید نیاز باشد برای انجام جراحی پیوند صورت، دولت مداخله کند و یک تاسیسات مجزا با استانداردهای لازم را تجهیز کند. متصدیان آن هم تمام مسائلی را که شاید در بیرون کمتر به آن توجه میشود، در آن مهیا کنند و جراحان ما هم کار تیمی و گروهی را ارج بگذارند و قبول کنند که امروز، کارهای بزرگ، جز با داشتن گروههای زنده و توانمند انجام پذیر نیست.
واقعیت این است که اتفاقا هیچ منطقهای در دنیا مانند ایران، بالقوه استعداد این کار را ندارد، چرا که هم پتانسیل علمی و تکنیکی لازم در میان اطبای کشور وجود دارد و هم، از آن مهمتر، تعداد بیماران و کاندیداهای پیوند در ایران است که با توجه به جنگ تحمیلی 8 ساله، جنگهای منطقهای در عراق و افغانستان و آمار بالای تصادفات جادهای ـ که بخش بزرگی از حادثهدیدگان، دچار درجات شدیدی از ترومای صورت میشوند ـ ما به لحاظ تعداد موارد قابل جراحی، بیچون و چرا آمار بالاتری نسبت به کشورهای غربی داریم. البته در انجمن تحقیقات راینولوژی گروهی روی موضوع پیوند صورت و امکانسنجی انجام آن در کشور کار میکنند که نتایج پژوهشهای این گروه، به تدریج در اختیار محافل علمی و رسانهها قرار خواهد گرفت.
آقای دکتر نراقی، آیا در این راه آرزویی هم در سر دارید؟
2 آرزو دارم. اولی، جهانی است، آن که روزی پیوند صورت را بتوانیم به صورتی انجام دهیم که بیمارمان مجبور به استفاده از داروهای سرکوبگر ایمنی نشود. آرزوی دوم من هم به مرزهای ایران بر میگردد، روزی که این پروسه در کشور کلید بخورد و با این شیوه نوین، باری از دوش هموطنان دردمندمان برداشته شود.
فرزانه صدقی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: