داستان زندگی یک متهم به قتل

خیلی‌ کارها را نباید انجام می‌دادم

نام: کریم ـ م، متاهل سن و تحصیلات:28 سال ـ راهنمایی اتهام و مکان: قتل ـ استان تهران وضعیت پرونده: در حال رسیدگی
کد خبر: ۴۳۴۶۹۶

قتلی که کریم مرتکب شده است شاید در نگاه اول یک نزاع ساده به نظر برسد اما این‌که مرد زندانی چطور وارد این بازی شد و چه گذشته‌ای او را برای شرکت در این نزاع تحریک کرد موضوعی قابل اهمیت است که خودش خلاصه‌ای از آن را شرح می‌دهد: «ما خانواده پرجمعیتی هستیم. 10 خواهر و برادر دارم. البته 4 نفرشان تنی هستند. 4 خواهر و 2 برادرم ناتنی‌ و از زن اول پدرم هستند. پدرم وقتی زن اولش مرد با مادر من ازدواج کرد. او یک کشاورز ساده بود که دستش به دهانش نمی‌رسید برای همین هم نگذاشت ما درس بخوانیم. من کلاس دوم راهنمایی بودم که یک روز تصمیم خودش را گرفت و گفت دیگر لازم نیست مدرسه بروی.»

کریم به دستور پدر مدرسه را برای یافتن کار رها کرد و در همان سن کم به تهران آمد. او می‌گوید: «روزهای سختی بود. در تهران غریب بودم.» مرد زندانی کارش را با کارگری شروع کرد و بعد از آن کم‌کم به کارهای خلاف افتاد. او توضیح می‌دهد: «از وقتی بچه بودم تریاک می‌کشیدم البته پدرم نمی‌دانست. بعد از این که به تهران آمدم اعتیادم بیشتر شد و این چند سال آخر را کراک مصرف می‌کردم.» البته خلاف‌های کریم به اعتیاد ختم نمی‌شد. او ادامه می‌دهد: «از طریق چند آشنا به ناصرخسرو رفتم و وارد کار قاچاق دارو شدم. اسم داروها را از روی قیافه‌شان یاد گرفته بودم؛ چون انگلیسی بلد نبودم. این کار برایم درآمد خوبی داشت و پولدار شده بودم.

کریم 9 سال قبل در حالی که همچنان در بازار قاچاق دارو بود، ازدواج کرد. او ماجرای عروسی‌اش را این طور شرح می‌دهد: زنم را پدرم برایم انتخاب کرد و من هم چشم گفتم. آن زمان 2برادر دیگرم هم به تهران آمده بودند، ولی ما مرتب به شهر خودمان سر می‌زدیم و هوای پدرمان را داشتیم. از او حساب می‌بردیم. برای همین وقتی گفت باید با نرگس ازدواج کنی مخالفتی نکردم. مراسم عروسی‌مان خیلی ساده و مختصر برگزار شد و ما به تهران آمدیم. من آدم بداخلاقی هستم. آن موقع‌ها وقتی مواد به من نمی‌رسید دیوانه می‌شدم و زنم را می‌زدم. نرگس اوایل نمی‌دانست اعتیاد دارم اما کم‌کم همه چیز را فهمید. حرفی نزد. زن بسازی است. در این سال‌ها خیلی اذیتش کردم ولی هیچ وقت حرفی نزده است. الان هم با پسرمان رفته شهر خودشان پیش پدرش. یک بار به ملاقاتم آمده ولی زیاد نمی‌تواند بیاید دستش تنگ است. درکش می‌کنم.»

کریم 6 سابقه کیفری دارد که 5 مورد آن به خاطر مواد مخدر است و یک فقره هم به اتهام سرقت موتورسیکلت، اما او حالا به قتل متهم شده است. کریم می‌گوید: «من نمی‌خواستم کسی را بکشم. اصلا هیچ وقت فکر نمی‌کردم کارم به اینجا بکشد. همه چیز به خاطر اعتیاد است. اگر معتاد نمی‌شدم این بلاها سرم نمی‌آمد. کلی از زندگی‌ام را در زندان بودم‌ و دیگر خسته شده‌ام. یکی از برادرانم هم که در تهران است معتاد شده است. من دیر فهمیدم وگرنه نمی‌گذاشتم راهی را که من رفته‌ام تکرار کند.»

مرد زندانی اعتیادش را مسبب بدبختی‌هایش می‌داند و درباره علت معتاد شدنش می‌گوید: خانواده ما شلوغ بود. پدرم پول نداشت و نگذاشت من درس بخوانم. شاید اگر مدرسه می‌رفتم به این حال و روز نمی‌افتادم من نباید بعد از ترک تحصیل به تهران می‌آمدم. شهری شلوغ و بزرگ برای پسری با سن و سال من واقعا خطرناک است. کسی را نمی‌شناختم و جایی را بلد نبودم. برای این‌که گلیمم را از آب بکشم مجبور بودم هرکاری بکنم. اعصابم خراب شده بود. برای همین هم اعتیادم بیشتر شد. فکر می‌کردم مواد که بکشم غصه‌هایم یادم می‌رود ولی خودش یک غصه تازه شد که از همه هم بزرگ‌تر بود. یک اشتباه دیگر هم کرده‌ام آدمی با شرایط من تا وقتی خودش را نساخته و آدم نشده نباید ازدواج کند یا اگر زن گرفت نباید بچه‌دار شود، چون الان پسر ما که گناهی ندارد اما به خاطر کارهای من، بدون پدر بزرگ می‌شود و وضع مالی‌اش هم خراب است. من باید همان موقع ترک می‌کردم ولی نکردم، چون همه دور و بری‌هایم مواد می‌کشیدند و اهل خلاف بودند. هیچ وقت به این فکر نیفتادم خودم را نجات بدهم.»

متهم ماجرای قتل را هم این‌طور تعریف می‌کند: «با یکی از بچه‌ها به خانه دوستم رفته بودیم تا مواد بکشیم. نگو توی غذای من دارو ریخته بود. من که بیهوش شدم 380 هزار تومان از من سرقت کرد. وقتی موضوع را فهمیدم چندبار گفتم پول را پس بده اما نمی‌داد. من هم با 2 برادرم و 2 نفر دیگر دوباره به در خانه‌شان رفتم و داد و بیداد کردم. دعوا که شروع شد با چاقو یک ضربه به او زدم که به ساق پایش خورد و مرد. نمی‌خواستم او را بکشم برای همین هم چاقو را به پایش زدم مرگ او فقط یک اتفاق بود. الان هم به خاطر آن اتفاق بلاتکلیف هستم. البته خانواده مقتول برایم درخواست قصاص کرده‌اند.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها