در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در پی مرگ پسر نوجوان، جسد وی با هماهنگی قضایی با بازپرس کشیک دادسرای شهرری به پزشکی قانونی منتقل شد. در مرحله بعدی تحقیقات خانواده مقتول به کلانتری احضار شدند و در تحقیق از آنها معلوم شد مقتول با پسری به نام مهرزاد اختلاف و شب حادثه نیز با او قرار ملاقات داشته است. به این ترتیب مهرزاد به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت. با شناسایی خانه پدری او ماموران به آنجا رفتند و در تحقیق از خانوادهاش متوجه شدند مهرزاد به خانه خواهرش در باقرآباد رفته و از حادثهای که رخ داده، بیخبرند. بنابراین ماموران کلانتری به مخفیگاه متهم رفته و او را دستگیر کردند. متهم نوجوان بازجویی شد و گفت:عامل حادثه دوست دیگری به نام فرهاد است. فرهاد نیز تحت تعقیب قرار گرفت و دستگیر شد. متهمان برای تحقیقات بیشتر به اداره 10پلیس آگاهی تهران منتقل و بازجویی شدند. فرهاد ـ متهم به قتل ـ به پلیس گفت: ظهر روز حادثه وقتی از مدرسه بیرون آمدم، از مهرزاد ـ دوستم ـ پیامکی دریافت کردم مبنی بر اینکه او با دوست سابقش دعوا کرده و قصد ملاقات شبانه با او را دارد. شب حادثه به محض ملاقات با مهرزاد علت را جویا شدم که گفت از چند شب پیش که با برادرش دعوا کرده، مهمان خانه خواهرش است. متهم اضافه کرد: خواهرزادهاش هنگام بازی با تلفن همراه او اشتباهی به شماره تلفن پوریا زنگ می زند و همین موضوع باعث می شود پوریا در تماس با وی به او فحاشی کند. آنها شب حادثه با هم ملاقات داشتند تا به اختلافشان پایان دهند که دوباره میان آنها مشاجره شد. وی افزود: من یک لحظه عصبانی شده و پوریا را هل دادم. بعد نفهمیدم چطور چاقویی که برای ترساندن او با خود آورده بودم به گردنش اصابت کرد. به محض زخمی شدن او، با مهرزاد فرار کردیم اما گمان نمیبردم پوریا مرده باشد. در پی اعتراف او مهرزاد نیز بازجویی شد و گفتههای او را تایید کرد. بنا بر این گزارش، متهمان با قرار قانونی روانه بازداشتگاه پلیس شدند. تحقیقات از آنها ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: