در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در مورد این که آیا درست است برای بهرهبرداری از منابع طبیعی، چهره یک اثر طبیعی را تغییر دهیم و این که آیا روشی وجود ندارد که در حین شهرسازی، آثار طبیعی و تاریخیمان را حفظ کنیم؟ اگر عمری باشد آنچه را از دیدن رودخانه خشکیده زایندهرود و ساخت و ساز بیحد و حصری که چهره زیبای خیابان چهارباغ را تغییر داده، بازگو خواهیم کرد.
در هر حال پس از گذر از کنار جنگلهای زیبای مسیر سمیرم به یاسوج به مرکز استان کهگیلویه رسیدیم. راه اصلی، رفتن به مارگون از شهر سپیدان است که با گذر از جادهای پرپیچ و خم میتوان به آن منطقه رسید. ما با راهنمایی دوستان، مسیر مستقیم یاسوج به مارگون را در پیش گرفتیم که البته کمی پیچیده است. باید ابتدا از یاسوج به سمت سیسخت برویم و بعد از رسیدن به یک سهراهی که به سوی اقلید و یزد میرود وارد این جاده شویم. جاده زیبا و پرپیچ و خمی که در کنار رودخانهای خروشان و در میان کوههای پوشیده از درخت، با شیب رو به بالا به سوی روستای کاکان میرود. اینجا طبیعت منحصربهفردی دارد که برای ما خیلی جالب بود و پس از طی حدود 30کیلومتر هوا بسیار خنک شد. به کاکان که رسیدیم روستا یا شاید هم شهری کوچک در میان هزار باغ دیدیم. از اینجا جاده مستقیم به سوی اقلید میرود و ما باید به سمت راست پیچیده و وارد کاکان میشدیم. گذر از کنار درختانی که پر از سیبهای سرخ هستند وسوسهانگیز است. پس میایستیم و چند سیب سرخ میچینیم و راه مارگون را در پیش میگیریم. خیلی زود به سهراهیای میرسیم که تابلوی سمت راستیمان آبشار را نوید میدهد. 15 کیلومتر را در خنکای پر اکسیژن کوهستان میپیماییم تا به پارکینگ مارگون برسیم. از دور آبشار پیدا میشود واقعا با ابهت است. از آن مناظری که جزو امتیازات عالی سفر است. صحنههایی که تو را مجذوب میکنند. حدود 500 متر پیادهروی در پیش است. با وجود این که وسط هفته است ولی مسیر شلوغ است. هوا دیگر سرد شده و ما بعد از عبور از 200 پلکان به آبشار میرسیم. بلند، پرآب و وسیع است.
چند تن از همراهان که عشق آب در سر دارند به زیر آبشار میروند و تن را به آب روان میسپارند. من اما انگار پیر شدهام و از این کار فرار میکنم. یکی از همراهان میگوید اگر امشب بعد از نیمه شب هم به شیراز برسیم ارزشش را دارد. فرصت زیاد نیست هوا رو به تاریکی میرود و آنهایی که خیس شدهاند باید هرچه سریعتر به ماشینها برگردند تا لباس عوض کنند. آبشار مارگون یکی از بزرگترین و پرآبترین آبشارهای ایران است که در ماههای اردیبهشت و خرداد حجم زیادی آب را از ارتفاعی زیاد به پایین میریزد.
در متون متعددی ارتفاع این آبشار را تا 70 متر نوشتهاند که البته آنچه ما دیدیم حداکثر 50 متر بود. از نظر امکانات رفاهی و بهداشتی، اما به نسبت بیشتر مناطق طبیعی که من دیده بودم این منطقه سازماندهی بهتری داشت. باز میگردیم و راهی شیراز میشویم. تا سپیدان 60 کیلومتر راه باقی است و از آنجا 70 کیلومتر تا شیراز. اول به روستای کمهر میرسیم و از آنجا با پیچ و خمهای بسیار تا ارتفاع حدود 3000 متری بالا میرویم و سپس به دره سپیدان سرازیر میشویم. در راه مرتب گلههای گوسفند چاق و چله که به خانه باز میگردند را میبینیم و این نشان میدهد که منطقه از نظر دامداری بسیار غنی است.
رضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: