در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آسیبشناسی رفتار تماشاگران فوتبال در استادیومها بیانگر رابطه این نابهنجاریها با شرایط اجتماعی است که عوامل زیادی در شکلگیری آن نقش دارد، اگر بدانیم که این فقر فرهنگی حتی منجر به سقوط فوتبال ما از نظر فنی میشود، جدیتر آن را نگاه میکنیم و با تغییر رویکردی که ضرورت آن مدتهاست احساس میشود برای ساختن محیطی امن و آرام در ورزشگاهها گامی موثر برمیداریم.
متاسفانه اوضاع ورزشگاههای فوتبال به شرایط هشدار نزدیک شده و حل مشکلات فرهنگی دیگر با شعار دادن میسر نیست، برای رسیدن به این تحول، عزمی ملی و احساس مسوولیتی همهجانبه لازم است.
باشگاهها
در بررسی مشکلات فرهنگی فوتبال و ورزشگاهها پیش از هر چیز، باشگاهها به دلیل ارتباط مستقیم با طرفدارانشان نمود پیدا میکنند، در عنوان تمام باشگاههای فعال در سطح اول فوتبال کشورمان، پیشوند فرهنگی قبل از ورزشی میآید، اما این که در واقعیت فعالیت فرهنگی آنها چه تعریفی دارد، بدرستی مشخص نیست.
معاونت امور فرهنگی مثل خیلی از پستهای مرسوم فوتبال ما بیشتر از آن که در عمل فعالیت چشمگیری باشد، واژهای است برای شکل دادن ساختار یک باشگاه، جز در مواردی معدود تمام فعالیت باشگاهها در عرصه فرهنگ به برگزاری مراسمها به مناسبتهای مختلف،نصب پلاکاردها در ورزشگاهها و سخنرانی برای کانون هواداران و برگزاری جلسه با لیدرها در مواقع لزوم خلاصه میشود. در حالی که انتظار میرود باشگاهها به عنوان متولی هواداران بتوانند تاثیر مستقیمی در رفتار آنها روی سکوها داشته باشند و آن را نمادی برای معرفی چهره فرهنگی خود بدانند.
محمود یاوری، به عنوان یکی از قدیمیترین مربیان فوتبال کشورمان با مقایسه بین گذشته و حال، شرایط حاکم بر استادیومها را بحرانی میخواند و به «جامجم» میگوید: در گذشته وقتی طرفداران یک تیم در استادیوم حرف نامربوط میزدند، باشگاه مربوط و اعضای آن، این حرفها را مرتبط با خود میدانستند و سعی میکردند برای حفظ آبروی باشگاه، هواداران را توجیه کنند که اشتباه کردهاند، حتی جلسه میگذاشتند، در مصاحبهها اعمال زشت را محکوم میکردند، اما امروز متاسفانه انگار باشگاهها حساب خود را از هوادارانشان جدا کردهاند حتی میبینیم که مدیر یک باشگاه با این که میداند طرفداران تیمش مقصر بودهاند در رسانهها به دفاع از آن عملکرد زشت میپردازد. حمایت خوب است، اما نه به هر قیمتی، عاقبت این میشود که کمتر کسی جرات میکند دست بچهاش را بگیرد و به استادیوم برود، به نظر من، تمام این مشکلات به باشگاه ها برمیگردد که متوجه نقش خود نیستند.
عبدالحمید احمدی، رئیس انجمن ورزشینویسان کشور نیز مسوولیت اصلی را متوجه باشگاهها میداند و در گفتوگو با «جامجم» تصریح میکند: باشگاهها بیشتر از آن که متوجه مسوولیت امور هواداران باشند، سعی دارند توپ را به زمین فدراسیون فوتبال، وزارت ورزش و رسانهها بیندازند؛ در حالی که نباید فراموش کنند که اگر از منافع حضور تماشاگران بهره میبرند و همیشه آن را یار دوازدهم خود میدانند، باید در نکات منفی این حضور هم احساس مسوولیت کنند و برای رفع آن اقدامات اساسی انجام دهند.
تاثیر شرایط اجتماعی
مجید توکلنژاد، آسیبشناس اجتماعی بروز نابهنجاریها در ورزشگاهها را جزئی از یک کل میداند و با توضیح بیشتر به «جامجم» میگوید: فوتبال از جامعه تاثیر میگیرد، مثل هر پدیده دیگر اجتماعی باید این انتظار را داشته باشیم؛ پس اگر میخواهیم اوضاع فرهنگی ورزشگاهها بهبود یابد، باید یک قدم به عقبتر برویم و شرایط اجتماعی را از نظر فرهنگی ارتقا بدهیم، در سالهای اخیر باب شده که بیشتر در نقد و بررسیها دلایل شکلگیری فقر فرهنگی در ورزش مطرح میشود؛ در حالی که به نظر میرسد ارائه راهکار ضروریتر است.
وی ادامه میدهد: به جای این که نوک پیکان انتقادها را به طرف تماشاگران بگیریم و فقط آنها را مقصر بدانیم، طرفداران فوتبال را باید یک قشر آسیبپذیر قلمداد کنیم با آستانه تحملی پایین ناشی از مشکلات اجتماعی که وقتی در فوتبال هم به نتیجه دلخواه نمیرسند یا درواقع اشباع نمیشوند، احساسات درونی خود را با پرخاشگری یا اعتراض و توهین نشان میدهند.
مردم درک بالایی از واقعیتها دارند، بنابراین نیمی از مشکلات فوتبال به مطرح نکردن واقعیتها برمیگردد، پیش از حضور مردم در ورزشگاهها به آنها وعده میدهند که میبریم و چنین و چنان میکنیم بعد در عمل توانایی تحقق وعده نیست، این قشر آسیبپذیر از همین جا لطمه میخورد و مقصر میشود؛ در حالی که تقصیر اصلی گردن عدهای دیگر است، اگر سطح توقع به اندازه سطح داشتهها باشد نهتنها در فوتبال بلکه در اجتماع نابهنجاریها پایین میآید.
مدیریت ورزش
بخشی از مشکلات فرهنگی و انضباطی استادیومها به مدیریت ورزش برمیگردد، مدیران شاغل در فوتبال ما بیشتر از آن که به ارتقای سطح فرهنگی طرفداران فوتبال بیندیشند، به آیندهکاری خود فکر میکنند و همین امر باعث میشود تا روی هر رفتار نادرستی سر پوش بگذارند یابه ذکر این نکته که آنها را تایید نمیکنند بسنده کنند، در حالی که انتظار این است که هواداران فوتبال عضوی از خانواده بزرگ این ورزش محسوب شوند و برای حفظ حرمتها تربیت شوند، وقتی مدیران به خاطر منافع شخصی خود هر از گاهی مقابل همتایانشان قرار میگیرند و خود عاملی برای ایجاد تنشها میشوند، آیا میتوان انتظار داشت که زیرمجموعهای با رعایت اصول اخلاقی و فرهنگی داشته باشند؟
نکته: اوضاع نابهنجار حاکم بر ورزشگاهها روز به روز هوای فوتبال را آلودهتر میکند تا جایی که امروزه ورزشگاهها به جای اینکه محلی مقدس باشند، مکانی برای رد و بدل کردن بدترین و زشتترین توهینها هستند
دکتر بیژن ذوالفقارنسب، مربی سرشناس فوتبال پرخاشگری در ورزشگاهها و ضعف فرهنگی در فوتبال را مرتبط با مدیریت کلان ورزش میداند و میگوید: متاسفانه فوتبال ما از نظر فرهنگی، انضباطی و اخلاقی مشکل دارد و ما هیچ رویکردی برای اصلاح اوضاع فرهنگی نداریم. این مشکلات به ضعف در مدیریت کلان و پایه برمیگردد، چون مسائل انضباطی و ابعاد فرهنگی و اخلاقی ورزش آن طور که باید مورد توجه قرار نمیگیرد، ورزشگاهها مثل مساجد، مکانهای مقدسی هستند که باید حفظ حرمت و اخلاق در آن سرلوحه همه قرار بگیرد، اما در نظر گرفتن منافع شخصی باعث شده تا کمتر کسی بتواند خویشتنداری کند، طرفداران یک تیم هم از همین افراد الگو میگیرند و بیاحترامی و فحاشی را امری عادی تلقی میکنند.
بیتوجهی به روانشناسی و آموزش صحیح
اما بروز نابهنجاریها و بدرفتاریها در استادیومها، ریشه در مسائل روانشناسی نیز دارد، آموزش و تربیت نادرست اجتماعی از کودکی تا امروز سبب میشود ورزشگاههای فوتبال، محلی برای بروز زشتترین رفتارها و توهین ها باشد.
علی عزیزی مقدم، کارشناس ارشد روانشناسی که پژوهشهایی در زمینه ورزش نیز دارد، در این مورد به «جامجم» میگوید: این برخوردها بازتاب تربیتهای خانوادگی و اجتماعی است، ما کمتر به تربیت جمعی و اجتماعی توجه میکنیم، ممکن است تک به تک افراد بدانند کاری که انجام میدهند یا حرف زشتی که به زبان میآورند، به خودی خود عمل ناشایستی است، اما بروز آن را در جمع جایز میدانند چون تصور میکنند در جمع حل شدند و دیگر نه کسی آنها را میبیند و نه مقصر میشناسد؛ در حالی که اگر در دوران کودکی و نوجوانی بچهها را برای فعالیتهای جمعی آماده کنیم و حضور در جمع را زبانی واحد برای رسیدن به اهداف مختلف تعریف کنیم، آن وقت این جمع هم مثل یک فرد احترام پیدا میکند و کسی به خودش اجازه نمیدهد که براحتی با رسیدن به یک مکان مثل ورزشگاه در جمعی قرار بگیرد که با کوچکترین جرقهای شعلهور شود و حرمتها را بشکند و توهینهایی کند که در خلوت از آنها خجالت میکشد.
نبود دستگاه قضایی و انضباطی مقتدر در فوتبال
اما خیلی از کارشناسان، دلیل شدت گرفتن نابهنجاریهای اخلاقی و فرهنگی در استادیومها را نبودن قانونی محکم برای برخورد با هنجارشکنیها و وجود دستگاه قضایی مقتدر در فوتبال میدانند که به جای صدور احکام انضباطی شکننده یا جریمههای مالی مقابل نابهنجاریها با قاطعیت بایستد تا تماشاگرانی که به ورزشگاهها میروند، بدانند هر گونه خلافی در آینده به ضرر تیم محبوبشان تمام میشود.
عبدالرحمن شاهحسینی، رئیس سابق کمیته انضباطی فدراسیون در این خصوص میگوید: فرهنگسازی در ورزش، واژهای است که برخی مدیران زیاد به کار میبرند، اما در عمل کاری برای ارتقای سطح فرهنگ در ورزش و بخصوص فوتبال با طیف وسیعی از مخاطب انجام نمیدهند، به نظر من، عوامل متعددی در وضعیت نابهنجار ورزشگاهها نقش دارند، اما مهمترین عامل تاثیرگذار، وجود یک دستگاه قضایی و انضباطی ضعیف است که اقتدار لازم را ندارد، در چند سال اخیر علت بیشتر رفتارهای پرخاشگرانه در فضای ورزشگاهها همین بوده است، چون تماشاگر آنطور که باید، از عاقبت رفتارش نمیترسد، اگر اقتدار و قاطعیت در این بخش بیشتر شود بدون شک تخلفها کمتر میشود و وقتی تخلف اخلاقی کاهش یابد، اوضاع فرهنگ بهبود پیدا میکند.
کمبود امکانات ورزشگاهها
امکانات سختافزاری ورزشگاهها از عوامل مهم دیگر در شکلگیری اوضاع نامناسب ورزشگاههاست، هوادارانی که برای تماشای یک مسابقه فوتبال بهای بلیت را میپردازند، مسافتی طولانی را طی میکنند و حتی ساعتها پیش از شروع مسابقه، خود را به استادیوم میرسانند، از دریافت حداقل امکانات رفاهی محروم هستند.
همین کمبود امکانات آستانه تحمل فرد را از نظر روحی پایین میآورد و هیجانی ایجاد میکند که به عقیده روانشناسان به صورت اعتراض، شعار دادن، فحاشی و توهین علیه تیم رقیب بروز مییابد.
منصور پورحیدری در این ارتباط میگوید: وضعیت ورزشگاهها و امکانات آنها را ببینید و با کشورهای دیگر مقایسه کنید، این مردم با عشق تحت هر شرایطی برای تشویق تیمهای خود میآیند، ولی امکانات خوبی ندارند و حمایت نمیشوند، اگر اوضاع ورزشگاهها، وضعیت فروش بلیت، جای تماشاگران و خیلی از مسائلی که امروز شاهد آن هستیم، بهتر شود قطعا بسیاری از نابهنجاریها در ورزشگاهها کاهش مییابد.
رسانهها
رسانهها آیینه تمامنما از آنچه در فوتبال میگذرد هستند، اگر واقعیت را منعکس نکنند، خلاف رسالت خطیر خود عمل کردهاند و اگر ناچار به انعکاس برخی واقعیتها میشوند، باید در نهایت به تاثیرگذاری نقش خود در ارتقای سطح فرهنگی ورزش دقت کنند.
مروری بر آنچه در رسانهها میگذرد، نشان میدهد که بین اهالی فوتبال همه جا صحبت از فرهنگسالاری است، اما در پس این حرفهای قشنگ، خیلیها بیحرمتی را پیشه کردند و بیآن که بدانند تیشههای محکمی به ریشه فوتبال میزنند، در این میان، رسانهها باید برای فرهنگسازی با باشگاهها همگام شوند، اما به شرط آن که متولیان فوتبال، قدم اول را بردارند.
عبدالحمید احمدی، رئیس انجمن ورزشینویسان کشور نیز با تایید این مطلب به «جامجم» میگوید: رسانهها در گام اول اطلاعرسانی میکنند، در حقیقت عملکرد اعضای خانواده ورزش را بازتاب میدهند، اما اگر باشگاهها و فدراسیون برای این فرهنگسازی تصمیم جدی بگیرند، به کمک رسانه برای تحقق هدف خود نیاز دارند، رسانهها میتوانند بخشی از فضای خود را به انعکاس رفتارهای ناشایست و تاثیر آن در فوتبال اختصاص دهند و در مقابل کوچکترین رفتار شایستهای را بزرگنمایی کنند، در حقیقت در مقوله حضور تماشاگران نیمه پر و خالی لیوان را منصفانه نقد کنند، آموزش دهند و راهکار ارائه کنند تا وضعیت بهتر از این شود که شاهد هستیم.
سارا احمدیان / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: