در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمونه برجسته یکی از این سینماگران جوزپه تورناتوره است؛ سازنده آثاری چون سینما پارادیزو، مالنا و افسانه 1900. پس طبیعی است یک سریال ملودرام ایتالیایی نیز کیفیتی بیشتر از دیگر آثارشان داشته باشد، بخصوص وقتی در این چند سال اخیر شاهد سریالهای پلیسی ایتالیایی بودهایم و ضعفهای فراوان متنی و نیز تقلیدهای ناشیانه از آثار پلیسی آلمانی را در آنها دیدهایم بیشتر از این سریال استقبال میکنیم.
این سریال بر مبنای موضوعی به نام مهاجرت استوار است و به فراز و نشیبهای زندگی انسانهایی میپردازد که روزگار، سرنوشت دشواری برایشان رقم زده است.
داستان این سریال درباره پسر بچهای به نام ویتوست که در یکی از روستاهای ایتالیا همراه مادرش کریستل زندگی میکند و بر اثر حادثهای مادر خود را از دست میدهد.
از طرفی چون پدرش نیز در جنگ حضور دارد به اجبار زندگی خود را کنار دایی ماریو ادامه میدهد. همین کوچ اجباری، سرآغاز ماجراهای پر تنشی برای او میشود.
این مجموعه تلویزیونی اکثر مولفههای ملودرام را در خود جای داده است. از جنس داستان بگیرید تا موضوع و تم آن و البته موسیقی متن سریال که جزو مهمترین و اصلیترین عناصر یک ملودرام به شمار میآید. ضمن آن که در کنار داستان و موضوعات اصلی، گریزی هم به اجتماع میزند و شرایط اجتماعی دورهای را که داستان در آن اتفاق میافتد نیز بازتاب میدهد.
در مقام قیاس، داستان این سریال را میتوان تاحدودی شبیه فیلم سینمایی «خاطرات خانوادگی» به کارگردانی والریو زورلینی با بازی مارچلو ماسترویانی دانست.
در این فیلم نیز سرگذشت غمانگیز 2 برادر را شاهد هستیم که دست روزگار آنها را غمگین و تنها کرده است. اما برادر کوچکتر به سراغ برادر بزرگتر میآید و به او پناه میبرد. این کوچ اجباری نیز برای او سرآغاز ماجراهای جدیدی است.
کارگردانی این سریال که محصول مشترک کشور کانادا و ایتالیاست را جری شیکوریتی به عهده داشته است؛ کارگردانی نامی در عرصه سریالسازی کشور کانادا. به گونهای که بسیاری از سریالهای پر استقبال این کشور در این چند سال اخیر را وی کارگردانی کرده است. سابرنیا فریلی و جنی ریمون نیز از بازیگران اصلی سریال به شمار میآیند. نکته جالب میان فهرست بازیگران سریال نام سوفیا لورن است که در یکی از نقشهای اصلی ظاهر شده است؛ بازیگری که یکی از ستارههای بزرگ سینمای ایتالیا در دهههای گذشته به شمار میآید و شهرتی جهانی دارد.
البته ناگفته نماند داستان این سریال که نام اصلی آن lives of the thing است نیز اقتباسی وفادارانه از نوول نویسندهای به نام نینو روچی است. اما یکی از نقدهایی که به سریال وارد است این که با توجه به کم بودن قسمتهای آن، چرا در قالب یک فیلم سینمایی ساخته و عرضه نشده است.
طبیعی است این به عنوان نقد قابل قبول نیست و بیشتر یک پیشنهاد و اظهارنظر است؛ چرا که در حال حاضر سریالهای مشهوری ساخته میشوند که به نوعی مینی سریال هستند و اتفاقا کارکرد خودشان را دارند.
نمونه مشهورش مینی سریال کارلوس است که اولیویه آسایاس آن را کارگردانی کرده و هم در بسیاری از جشنوارههای معتبر دنیا و هم میان مردم و تماشاگرانش محبوبیت ویژهای یافته است. پس اساسا این را هم باید به عنوان یک مدل نمایشی بپذیریم و قرار نیست با یک شابلون، تمام آثار نمایشی را یا جزو سریالهای چندین و چند قسمتی یا یک فیلم سینمایی 2 ساعته قرار دهیم.
به هر حال با آن که بیش از نیمی از سریال محصولی کانادایی به شمار میآید، اما اساس و پایه آن کاملا ایتالیایی است و از عناصر و سبکهای داستانگویی ایتالیایی بهره گرفته شده است. امیدواریم همیشه در انتخاب سریالها از کشورهای خارجی، تبحر اصلی آنها مد نظر قرار گرفته شود و انتخابی درست صورت بگیرد. دقیقا مثل این سریال که ظرفیتهای جذب تماشاگر بیشتری را نسبت به انبوهی از سریالهای پلیسی ایتالیایی دارد.
حسین گودرزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: